تبليغاتX
روانشناسی بالینی
 
روانشناسی بالینی
 
 
روانشناسی
 

1 - رشد عاطفي و فكري

2 - تشابه علايق و طرز تفكر

3 - تشابه مذهبي ( مسائل عيني مذهبي مد نظر است نه كليات )

4 - تشابه تحصيلي و طبقاتي

۵ - تشابه علاقه به زندگي و سرعت عمل در كارها

۶ - رابطه با خانواده زن و شوهر

۷- تشابه شکل ظاهری ( درصد کم تری دارد البته اگر همسان باشند بهتر است )

۸- تشابه فرهنگ و قومیت

۹- تشابه و همسانی سن و سال با اختلاف ناچیز ( حدآقل ۴ تا ۶ سال )

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:36  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

دعا درمانی، مقوله‏ای است که در قرن اخیر علی رغم بحران دینی که برخی از اندیشمندان قائل هستند در خور توجه قرار گرفته است.

و آنگاه که ایوب پروردگار خود را چنین خواند که مرا سختی رسیده است و تو بخشنده‏ترین بخشندگانی، ما او را اجابت نمودیم و ناراحتی او را بر طرف ساختیم. قرآن کریم / انبیاء
دعا درمانی، مقوله‏ای است که در قرن اخیر علی رغم بحران دینی که برخی از اندیشمندان قائل هستند در خور توجه قرار گرفته است. و یکی از روشهای تحقیق در خصوص درمان بیماران استفاده از مقوله‏ی نیایش می‏باشد. نوشتار این بخش در خصوص اثرات دعا و تحقیقاتی که پیرامون این مسئله انجام پذیرفته است تدوین گردیده است.
از شاخصه‏های مهم سلامت روان، کیفیت صحیح ارتباط با چهار عامل محرک و حرکت آفرین است که ایجاد خلل ارتباط با این چهار عامل، حیات انسانی و سلامت روان او را به خطر می‏اندازد.
۱) ارتباط با خدا؛
۲) ارتباط انسان با دیگران؛
۳) ارتباط انسان با طبیعت؛
۴) ارتباط انسان با خویشتن خویش.
ارتباط با خدا، اضطرابها و نگرانیها را کاهش داده و بردباری و صبر انسان را افزایش می‏دهد. قدرت روحی انسان به حد اعلا رسیده و قدرت مقابله و ایجاد ارتباط منطقی جهت حل مشکلات را در فرد ایجاد می‏نماید.
به تبع ایجاد ارتباط صحیح با خدا، ارتباط او با دیگران، طبیعت و خویشتن او نیز جهت دار و منطقی می‏گردد.
راههای مختلفی برای ارتباط با خدا وجود دارد «الطرق إلی الله بعد انفاسکم» راه رسیدن به خدا به شمارش نفسهای شماست یعنی به تعدد نفسهای شما راه برای ارتباط با خدا وجود دارد. از میان طرق گوناگون ارتباط با خدا، دعا دارای نقش گسترده‏ای در سلامت روان است. امام صادق‏علیه السلام فرمودند: ارگانیزم معنوی انسان با ارتباط با ملکوت اعلی جایگاه خود را یافته و آرامش و سکون می‏یابد، در حالیکه انسان بدون پیوستن به محضر ربوبی خویشتن را در اقیانوس بی هویتی تنها می‏بیند و دعا پیوستن روح ملکوتی انسان به سرچشمه کمال مطلق است، چرا که همه‏ی انسانها در پی کمال مطلق می‏باشند، اگرچه در مصداق به خطا می‏روند، اما تا رسیدن به کمال مطلق آرام خواهند گرفت.
امروزه بحث دعا و نیایش به گفته الکسیس کارل همانند نیاز انسان به اکسیژن و آب است. او معتقد است، نیاز به مذهب و عرفان را می‏توان نظیر نیاز به اکسیژن دانست و نیایش نیز همانند دستگاه تنفس عمل می‏کند و می‏توان گفت که نیایش و دعا عامل پیوستگی روان انسان با جایگاه اصلی خویش است و بدون شک همان طور که جسم انسان بدون آب و اکسیژن از بین خواهد رفت، روح انسان نیز بدون دعا پاینده نخواهد ماند.

● جایگاه دعا در قرآن‏
غالباً زمانی که خدا کلمه‏ی «من» را در آیات استفاده می‏کند یا برای اظهار محبت شدید است یا اظهار غضب هرگاه کلمه‏ی «من» از گفته با ملاطفت بندگان و دعای آنها را منتسب به خود نموده و دست نوازش بر سر آنها کشیده است. البته باید گفت اجابت دعا به معنای برآورده شدن فوری تقاضا نیست، چه بسا دعاهایی که در ظاهر به نتیجه نمی‏رسند ولی نفس دعا نوعی اجابت خداست.
با چنین نگرشی رابطه انسان با خدا منبع دریافت پیام الهی است و تنها راه خروج از بحرآنهاو ناامیدیهای روحی باعث برگشت انسان به مبدافیض ازلی می‏شود. الکسیس کارل در کتاب نیایش خود اشاره داشته است که در همه‏ی اعصار اثر درمانی دعا توجه آدمیان را به خود جلب کرده و امروز نیز در نیایشگاهها و زیارتگاهها اغلب از درمان بیماریها گفتگو می‏شود.
موسسه طبی «لورد» با نشان دادن امکان چنین درمانهایی خدمت بزرگی به عالم پزشکی نموده است. دعا گاهی اثر معجزه آسائی دارد بیمارانی دیده شده‏اند که به ناگهان از بیماریهایی چون اوپوس سلی صورت، سرطان، عفونت کلیه، زخمهای بدنی، بیماریها ریوی و استخوانی بهبود یافته‏اند.
کیفیت درمان تقریبا همیشه به یک شکل است ابتدا با دردی شدید و سپس با احساس بهبود همراه است در چند دقیقه یا حداکثر چند ساعت، نشانه‏های بیماری بر طرف می‏شود و ضایعات بدنی التیام می‏یابد. این شفای معجزه آسا با افزایش سرعت درمان همراه است و هیچگاه تا به حال چنین سرعتی در تجارب جراحان و فیزیولوژیستها دیده نشده. برای آنکه چنین حالتی رخ دهد احتیاجی نیست که بیمار خود دعا کند. کودکان خردسالی که هنوز سخن نمی‏گویند و یا کسانی که معتقد نبوده‏اند، در لورد شفا یافته‏اند دعا برای دیگران همیشه موثرتر از دعا برای خویشتن است البته عوامل زیادی در تأثیر دعا مؤثر هستند.
اثر دعا بستگی به شدت و کیفیت آن دارد. در طول چهل یا پنجاه سال اخیر، تعداد شفایافتگان لورد کمتر شده است، زیرا بیماران، دیگر آن محیط پر از صفا و روحانیت قبلی را در اختیار ندارند. زائرین را اغلب سیاحتگران تشکیل می‏دهند و اثر دعای آنان ناکافی و نارساست.
دکتر الکسیس کارل در جای دیگر نکات قابل توجهی را در مورد پدیده دعا و نیایش بیان می‏کند.
اثر دعا بستگی به شدت و کیفیت آن دارد، هرچه دعا کننده از غیر حق بیشتر بریده باشد، توجه او به حضرت حق شدیدتر خواهد بود. لذا شدت و کیفیت آن در تاثیر گذاری آن مؤثر است.

● دعای در حق غیر
عشق و محبتی که از سر معامله نباشد مهمترین و مؤثرترین عوامل جذب است. امام کاظم‏علیه السلام می‏فرمایند: هر دعائی که در حق دیگران باشد از عرش به او فرمان می‏رسد صدهزار برابر برای تو باشد. به عبارتی صدهزار برابر دعای تضمین شده از طرف خدا داریم. در این روایت ایجاد ارتباط عاطفی بین انسانها تاکید شده و تمرین داده می‏شود. زیرا یکی از شاخصه‏های سلامت روان ایجاد ارتباط سالم و پاک با دیگران است. همراهی با جمع، موجب سلامت روان فردی است.
افرادی که قادر به برقراری ارتباط عاطفی با انسانهای دیگر نیستند از آلودگی روحی برخوردارند و آمادگی بزهکاریشان بیشتر است. در بررسی‏های آماری این نتیجه گرفته شده است که میان خشونت و بی مهری و بزهکاری افراد ارتباط مستقیم برقرار است. یعنی فردگرایی و اصالت با فرد با تجاوز به حقوق دیگران مرتبط است. پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله می‏فرماید: دو تن از یکی بهتر و سه تن از دو تن برتر و چهار تن از سه تن نیکوتر است، همیشه با جماعت باشید. و حتی در میان جمع و جماعت دعا به اجابت مقرون‏تر است، البته برخی از ویژگیها و حالات خاص باعث نزدیک شدن دعا به اجابت می‏گردد. بدین سبب امام صادق‏علیه السلام فرموده است: سه کس مستجاب الدعوه هستند: حجاج، رزمندگان، بیماران.

بهترین زمان دعا
اوج انرژی هستی در لحظات پیش از طلوع است. اذان صبح تا طلوع آفتاب بهترین و مناسب‏ترین زمان از دیدگاه انرژی هستی و کیهانی است و انرژی جذاب هستی آماده‏ی جذب و خلق و ایجاد خواسته‏ها و نیات درونی شماست.
از ائمه معصومین هم آمده است: هرگاه از خداوند مهربان چیزی خواستید صبح زود خواسته تان را مطرح کنید، از اذان صبح تا طلوع آفتاب فرشتگان ندا در می‏دهند که آیا حاجتمندی هست که ما حاجتش را روا داریم.

● پژوهشهای انجام شده در خصوص اثر درمانی دعا
در سال ۱۹۹۱ در مجله British gournal پژوهشی تحت عنوان درمان سرطان به روش طب سوزنی رادیو فرکانس با استفاده از تلاوت قرآن مقدس به چاپ رسید. در این تحقیق دکتر ایمام به همراه یک تیم کامل پزشکی به مدت ۸ سال به طور نیمه تجربی و شاید به عنوان اولین پژوهش کابردی مفاهیم دینی در علوم پزشکی به مطالعه و تحقیق پرداخته‏اند.
روش تحقیق در این پژوهش به این ترتیب بود که صوت آیات معینی از قرآن کریم (سوره‏ی مبارکه یس آیات ۱۱۹) را به شکل امواج رادیویی به کمک ترانس دیوسری بر روی نقاط طب سوزنی بیمار عبور می‏دادند و روزانه برای هر بیمار ۱۰ دقیقه و به مدت یک هفته این کار ادمه می‏یافت.
این پژوهش بر روی ۷۵ بیمار که سنین بین ۲۸۰ سال داشتند و به انواع مختلفی از سرطان مبتلا بودند به مدت ۸ سال انجام گرفت ۶۴ نفر از این بیماران توسط مطالعات پاتولوژی و آسیب‏شناسی بدخیمی آنها تثبیت شده بود و توسط سرطان شناسان با استفاده از روشهای درمانی مرسوم تحت درمان قرار گرفته بودند. اکثر این بیماران سرطان رحم و سینه داشتند در پایان، محقق به این نتیجه رسیده است که در این روش علاوه بر اینکه کاهش علامتی و بالینی قابل ملاحظه‏ای شامل (تسکین درد) بهبود خواب، رفع تهوع و استفراغ، کاهش تومور و بهبودی سریع زخم مشاهده، گردیده در(۲۰%) موارد جواب مجدد پاتولوژی منفی گزارش شده و در (۴۰%) موارد درمان به طور نسبی بوده است.
محقق مورد نظر در گوشه‏ای از مقاله خود آورده است که: قرآن، کتاب مقدس مسلمانان به سبک و نظم عربی است. وقتی آیات قرآن با قرائت صحیح و با صوت خوش تلاوت شود، موجب آرامش روح قاری و مستمعین می‏گردد و قرآن خود درباره ی فوائدش در بهبود بیماری‏های روح و جسم صحبت می‏کند و بعد محقق چنین استنباط می‏کند: که عبور تلاوتها به شکل امواج رادیوئی از درون نقاط طب سوزنی ناحیه‏ی مبتلا موجب یکسری فعالیتهای بیوفیزیکی و بیوشیمیایی در سطح سلولهای بدن شده و عناصر سلولی را مجدداً منظم می‏کند تا بتوانند به شکل هماهنگ با یکدیگر عمل کنند و بدین صورت است که این روش منجر به بهبود بیماریها می‏شود. این روش فیزیولوژی منحرف شده و سلولهای سرطان زا را مجدداً تنظیم نموده و از سنتز کنترل نشده پروتئینها جلوگیری می‏کند.
در هفته نامه «هنگام» در مقاله‏ای تحت عنوان داروئی به نام دعا آورده شده است که یک متخصص بیمارستان تگزاس در مورد اثر شفابخش دعا در بیماران صحبت می‏نماید و در آن مقاله به تحقیقات سال ۱۹۸۸بخش عروق بیمارستان سانفرانسیسکو و تحقیقات سال ۱۹۸۰همان مرکز در مورد تاثیرات دعا و نیایش در بهبود بیماریها استناد نموده و در پایان مقاله‏ی خود جمله‏ای بدین مضمون آورده است: اگر به اعتبار این دارو معترف باشیم باید در نسخه‏های پزشکی خود بنویسیم: سه بار در روز دعا کنید.
دکتر هوبرت بنسون استاد دانشکده و رئیس سمینار در ایالت بوستون آمریکا در کنفرانسی که تحت عنوان ارزشهای درمانی دعا برگزار شده بود عباراتی را چنین مطرح نموده‏اند:
دعا خواندن مغز را به کار می‏اندازد. عوارض ایدز را کاهش می‏دهد، از فشار خون می‏کاهد و نازائی را درمان می‏کند. تکرار دعاها و بیرون کردن اندیشه‏های مضر از مغز، بسیاری از مردم را قادر می‏سازد تا تغییرات فیزیولوژیک در خود پدید آورند.

 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:20  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
انسان امروز را اگر انسان مضطرب و نگران بخوانیم، سخنی به گزاف نگفته ایم. صنعت و تکنولوژی از یک سو و دوری از معنویت از سوی دیگر روح انسانها را دچار سردرگمی و پریشانی کرده است.
البته انسانهای مؤمن و دانا از این قاعده مستثنی هستند و آنها در سایه یاد و ذکر حضرت حق، به آرامش و آسایش رسیده اند.
در این مقاله نویسنده سعی کرده است به بررسی نقش دین در کاهش اضطراب انسان بپردازد. مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:

● پیچیدگی انسان
انسان در نظام آفرینش و در میان موجودات عالم با داشتن دو دستگاه ادراکی (عقل) و تحریکی (قلب)، پیچیده ترین و درهم تنیده ترین و به لحاظ جامعیت وجودی، مدال احسن المخلوقین(۱) بر سینه و تاج کرمنا (۲) بر سر دارد. او دارای استعدادها و قابلیت های فراوانی است که در صورت قرار گرفتن در مدار سجده و عبودیت و بندگی گل وجودش به کمال شکفتگی می رسد و سعادت و نیکبختی حاصل این حرکت است «قد افلح من زکیها»(۳) و اگر از مدار بندگی خدا خارج شود نتیجه و فرجام آن ناامیدی، باختن و پژمردگی و دفن گل وجود در گل گناه خواهد بود «و قد خاب من دسیها»(۴) و دارای خواسته ها، نیازها و کشش هایی است که در صورت تلاش و کوشش نیازهای خود را ارضاء خواهد کرد «لیس للانسان الا ما سعی»(۵).
او با تکمیل مثلث رشد، ترقی و توسعه، خواستن- دانستن- توانستن مسیرهای سخت و نفس گیر زندگی را طی می کند ولی در اثنای حرکت درمی یابد که طی این مرحله با همرهی خضر باید صورت گیرد که:
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی(۶)
انسان دارای نیازهای متعدد و متنوعی است، نیازهای مادی و معنوی، فردی و اجتماعی، یکی از نیازهای او نیاز به دین است و به تعبیر آلپورت (۱۹۶۷): گل سرسبد نیازهای انسان دین است(۷)، ریشه احساس به دین در وجود آدمی را باید در حس پرستش که یکی از ابعاد فطرت است جستجو کرد و تلاش دین الهی و همه پیام آوران آسمانی در گذر تاریخ معطوف به پرواز دادن انسان از عالم خاک به عالم پاک می باشد. و در واقع همه ناله ها و درد هجرانهای انسان رسیدن به کمال مطلق و خدای مهربان است که:
بشنو از نی چون حکایت می کند
وز جداییها شکایت می کند
از نیستان چون مرا ببریده اند
وز نفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش(۸)
نیاز به دین و معنویت
به دیگر سخن انسان گرایش و جذبه و کشش های دائمی به سوی معبود خویش دارد و تلاش ها، کوشش ها، زمزمه ها، طلب ها و راز و نیازهایش برخاسته از آن کشش هاست، عبادت تجلی خواست درونی بشر است و منظومه عبادات نیز شکل دادن بر آن حقیقت و تجلی فطری است. بنیامین راش پدر روانپزشکی آمریکا می گوید: دین آنقدر برای پرورش و سلامت روح آدمی اهمیت دارد که هوا برای تنفس(۹). آرنولدتوین بی می گوید: بحرانی که اروپائیان در قرن حاضر دچار آن شده اند اساساً به فقر معنوی باز می گردد، ولی معتقد است: تنها راه درمان این فروپاشیدگی اخلاقی که غرب از آن رنج می برد بازگشت به دین است.(۱۰)
حماسه سرای بزرگ ابوالقاسم فردوسی در این زمینه می گوید:
ز دانش نخستین به یزدان گرای
که اویست جان تو را رهنمای(۱۱)
ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس آمریکایی می گوید: ایمان نیرویی است که باید برای کمک به انسان در زندگی وجود داشته باشد، فقدان ایمان زنگ خطری است که ناتوانی انسان را در برابر سختی های زندگی اعلام می دارد.(۱۲) ولی معتقد است: زندگی مذهبی به یک معنا شکستن بن بست هاست زندگی مذهبی همراه شدن (هم نوازی) با هستی است(۱۳). و نیز می گوید: اگر از من بپرسند وجود خداوند چگونه ممکن است در حوادث و رویدادهای بشر تغییری را سبب شود به سادگی جواب می دهم با اتصال بشر در موقع دعا(۱۴).
ایشان معتقد است: انسان متدین واقعی، تسلیم اضطراب نمی شود و توازن شخصیت خویش را حفظ می کند و همواره آماده مقابله با مسایل ناخوشایندی است که احتمالا روزگار برایش پیش می آورد(۱۵).
دکتر توماس هایسلوپ می گوید: مهمترین عامل آرامش بخش که من در طول سالهای متمادی تجربه کرده ام و در مسایل روانی به آن پی برده ام همین نماز است(۱۶).
دکتر الکسیس کارل می گوید: دعا و نماز قوی ترین نیرویی است که انسانها می توانند ایجاد کنند(۱۷).
دکتر پول ارنست P.E.Adolph متخصص جراحی عمومی دانشگاه پنسیلوانیا می نویسد: مهمترین عامل شفای انسان مریض ویتامین ها، داروها، معاینات و جراحی نیست بلکه امید و ایمان است(۱۸).
وایلر willer (۱۹۸۸) اظهار می دارد که: فرد مذهبی از طریق اعتقادات دینی بر مشکلات چیره می شود(۱۹).
قرآن کریم: انسان مؤمن و معتقد به خدا از حزن و اندوه گذشته و از ترس و نگرانی و اضطراب آینده به مجمع الجزایر امن امان و صلاح و سعادت رهنمون می شود.
(الا ان اولیاءالله لاخوف علیهم و لاهم یحزنون (۲۰).

● منشأ اضطراب و افسردگی
و مثلث شناختی منفی که در سبب شناسی اضطراب و افسردگی به صورت:
نگرش منفی نسبت به خویشتن= حقارت
نگرش منفی نسبت به تجربیات گذشته= احساس بدبینی
نگرش منفی نسبت به حوادث آینده= احساس ناامیدی، رخ نشان می دهد.
درچشم دین و در آئینه مذهب هرسه احساس مذکور رنگ می بازد و مورد نکوهش قرارمی گیرد (۲۱)
۱) درنکوهش از احساس حقارت می فرماید: «ولله العزه و لرسوله و للمومنین» عزت ازآن خداوند و رسول او و مؤمنین است.(۲۲)
۲) درنکوهش احساس بدبینی می فرماید: «یا ایهاالذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن» ای کسانی که ایمان آوردید از بدگمانی بپرهیزید. (۲۳)
۳) درنکوهش از احساس نومیدی می فرماید: «و لاتیئسوا من روح الله» از رحمت خدا ناامید نشوید. (۲۴)
و بدینسان با نفی احساس حقارت و کهتری، احساس عزت، کرامت، مهتری و اعتماد به نفس و با نفی احساس بدبینی و بدگمانی، احساس واقع نگری و بلکه مثبت نگری و به جای احساس ناامیدی و یأس سکوت و ایستایی، امید و رجاء و حرکت و پویایی نصیب انسان می شود.(۲۵) و بقول اقبال لاهوری: ساحل افتاده گفت:
گرچه بسی زیستم، هیچ نه معلوم گشت آه که من کیستم.
موج زخود رفته ای تیز خرامید و گفت:
هستم اگر می روم، گر نروم نیستم(۲۶)
و این همان معیار ایده آل سلامت روانی در مکتب اسلام است. امروز بشر به خاطر دوری از دین و معنویت بیش از هر زمان دیگری در اضطراب است، اضطراب یکی از آلام روانی است، اضطراب احساس ناخوشایند و مبهمی از رنج و هراس است همراه با انتظاری تلخ، اضطراب همچنین با عکس العملهای فیزیولوژیک مانند تعریق، تپش قلب، خشکی دهان، لرز و بی قراری همراه است. تفاوت ترس و اضطراب دراین است که ترس عاملی مشخص و عینی درحال یا آینده دارد، ولی اضطراب مبهم است. فشار روانی یا استرس هم واکنش فرد به یک رویداد و موقعیت درگذشته یا حال است یکی از عوامل بوجود آورنده اضطراب که در موقع امتحان و کنکور ایجاد می شود ارزیابی های غیرواقع گرانه است (۲۷)

● راهکار مقابله با مشکلات و سختی ها
قرآن کریم در مقابله با سختی ها و حوادث زندگی انسانها را به تلاش «لیس للانسان الا ما سعی...» (۲۸)، صبر و شکیبایی «صبرا جمیلا» (۲۹) و استقامت و پایداری (واستقم کما امرت» (۳۰) فرا می خواند.
درگذر سالم از عرصه ها و مسیرهای دشوار و انتخاب بهترین راه توکل «فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین» (۳۱) وتوسل به پیامبر(ص) و اهل بیت (ع)، «وابتغوا الیه الوسیله» (۳۲) استفاده از توفیق، حمایت و الطاف پروردگار سفارش می کند. ارتباط مفیدو موثر با خداوند و با خود و دیگران در چشم دین وحدت آفرین، امیدبخش، انرژی زا است. نماز و نیایش و دعا و ارتباط خالصانه با خداوند و ارتباط با منبع لایزال نیرو و قدرت «لاحول ولاقوه الابالله» نیروبخش ترین عامل برای انسان در عرصه های عشق آفرین زندگی به شمار می روند و لذا قرآن می فرماید:
«واذکروالله کثیرا» خدا را پیوسته یاد کنید
«اقم الصلوه لذکری» نماز را مخصوصا برای یاد خدا بپا دارید
«استعینوا بالصبر و الصلوه » و ازخدا به صبر و نماز یاری جویید
«الا بذکرالله تطمئن القلوب» دلها فقط با یاد خدا آرامش می گیرد
اندیشمندان براساس یافته های علمی ۴ نوع از امواج مغز را شناسایی و کشف کرده اند:
۱) موج آلفا دارای بار مثبت و ۴۱-۸ فرکانس (هرتز) هنگامی منتشر می شود که انسان در حالت آرامش عمیق، راحتی و استراحت که با نوعی آگاهی و هوشیاری درونی یا خودآگاهی همراه است منتشر می شود.
۲) موج بتا دارای بار مثبت و منفی و بیش از ۴۱ فرکانس هنگامی منتشر می شود که انسان هوشیار است در وضعیت عادی روزمره قرار دارد.
۳) موج تتا دارای بار مثبت و منفی با ۷-۴ فرکانس هنگامی منتشر می شود که انسان در حالت خواب سبک قرار دارد.
۴) موج دلتا دارای بار مثبت و منفی و با ۳ و کمتر از ۳ فرکانس و هنگامی منتشر می شود که انسان در حالت خواب عمیق قرار دارد و صفر وپایین تر ازصفر در حالت اغماء و مرگ است.
مشاهده می شود که در حالت های آرامش بخش انسان در حالت موج آلفا قرار می گیرد و بهترین وضعیت برای تجدید قوای جسمی و روحی روانی است که میزان یادگیری را بالا می برد و در ارائه یافته های ذهن مفید و موثر است و این نسخه بی بدیل دین و معنویت است که در همه عرصه ها و مخصوصا درعرصه های خطر دست انسان ها را می گیرد و آنها را از مسیرهای سخت و پرخطر به سوی سعادت و موفقیت رهنمون می شود.
پاورقی ها در دفتر روزنامه کیهان موجود است
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:15  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
اهمیت معنویت و رشد معنوی در انسان، در چند دهه گذشته به صورتی روز‌افزون توجه روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. پیشرفت علم روانشناسی از یک سو و ماهیت پویا و پیچیده جوامع نوین از سوی دیگر، باعث شده است که نیازهای معنوی بشر در برابر خواسته‌ها و نیازهای مادی قد علم کنند و اهمیت بیشتری بیابند. چنین به نظر می‌رسد که مردم جهان، امروزه بیش از پیش به معنویت و مسائل معنوی گرایش دارند و روانشناسان و روان‌پزشکان نیز به طور روزافزون در می‌یابند که استفاده از روش سنتی و ساده برای درمان اختلالات روانی کافی نیست.
از سوی دیگر سازمان جهانی بهداشت در تعریف ابعاد وجودی انسان، به ابعاد جسمانی و روانی اجتماعی و معنوی اشاره می‌کند و بعد چهارم، یعنی بعد معنوی را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می‌سازد.
در آستانه قرن بیست و یکم، انسان به نقشه کامل ساختار ژنتیکی بشر دست یافته و ادعا می‌شود که تا پنجاه سال آینده، کلیه بیماری‌های ژنتیکی مهلک، شناخته و ریشه‌کن خواهند شد و احتمالا در آینده بسیار نزدیک، بشر قادر خواهد بود انسان بسازد، اما سوال این است که خلق دوباره انسان به دست انسان، چه نتایجی در بر خواهد داشت؟ افزایش طول عمر انسان از ۸۰ سال به ۱۰۰ سال و ۲۰۰ سال و ازدیاد جمعیت به صورت انفجارآمیز، چه وضعیتی را در جهان به وجود خواهد آورد؟ این سوال‌ها تنها از آینده‌نگری از نوع علمی - تخیلی ناشی نمی‌شود، بلکه به تجزیه و تحلیل فلسفی، اخلاقی و معنوی نیاز دارد.
انسان باید جهان را از نو شناسایی کند. باید درکی دقیق و عمیق از طبیعت، محیط‌زیست و کهکشان و خلقت به دست آورد. اینجاست که بعد معنوی انسان خودنمایی می‌کند.
هرگاه ماهیت معنوی انسان و نقش روان درمانی در رشد معنوی انسان بخواهد مورد بررسی قرار گیرد لازم است هدف روان درمانی که همانا درمان مشکلاتی که ماهیت عاطفی دارند می‌باشد که البته این درمان براساس روش‌های روان‌شناختی که به وسیله یک فرد متخصص که با بیمار، ارتباط حرفه‌ای خاص ایجاد می‌کند، اجرا می‌شود، بررسی گردد.
از سوی دیگر برخی از روانشناسان (شهیدی، ۱۳۸۰، وون، ۱۹۹۳) معنویت را عنوان تلاش دائمی بشر برای پاسخ دادن به چراهای زندگی تعریف کرده‌اند. به عبارت واضح‌تر، استفاده بهینه از قوه خلاقیت و کنجکاوی برای یافتن موجود مرتبط با زنده ماندن و زندگی کردن و در نتیجه،‌ رشد و تکامل بخش مهمی از معنویت را تشکیل می‌دهد.

● روان درمانی و معنویت:
هرگاه معنویت بخواهد نقش خود را در مواجهه درمانی به طور کامل ایفا کند، باید دیدگاه‌ یا رویکردی وجود داشته باشد که به درمانگر کمک کند تا بتواند این نقش را به درستی درک کند. بدون تردید هر درمانگری برای خودش دیدگاه‌هایی در زمینه معنویت دارد. در این موضوع نکته این است که درمانگر چگونه می‌تواند در تجربه معنوی مراجعان در طول زندگی آنان و در اتاق درمان حضور پیدا کند. موضع خاصی که درمانگر اتخاذ می‌کند، به این سوال که کدام رویکرد را باید پذیرفت، پاسخ نمی‌دهد. (البته این هم راه‌‌حلی است که درمانگر با افراد و مراجعین متعلق به مذهب خودش کار کند و به این ترتیب نقشی شبیه به نقش یک هدایت کننده معنوی داشته باشد.)
درمانگر انعطاف‌پذیر که در یک چارچوب مذهبی کار می‌کند می‌تواند کنکاش‌ها و فراز و نشیب‌های معنوی مراجعان خود را به خوبی درک کند. اما هر قدر هم که درمانگر مذهبی، انعطاف‌پذیر باشد بازهم اشکال پیش می‌آید، برای مثال، یک درمانگر مسیحی را در نظر بگیرید که با بلاتکلیفی‌های زیر مواجه شود؛
۱) مراجعین درگیر بت‌پرستی یا شرک شده‌اند.
۲) مراجعین به طالع‌بینی، جادو، خرافات و مانند اینها علاقه مندند.
۳) مراجعین به فکر سقط جنین افتاده‌اند.
۴) مراجعین به تناسخ روح اعتقاد پیدا کرده‌ و مدعی‌اند که قبلا چند بار به دنیا آمده و در این جهان زندگی کرده‌‌اند.
۵) مراجعین حضور خویشاوندان مرده خود را در اتاق درمان احساس می کنند.
هریک از این پدیده‌ها یا همه آنها ممکن است برای درمانگر مسیحی بسیار مذهبی، مشکلاتی به وجود آورند. می‌توان تصور کرد که برای درمانگران بودایی، هندی، یهودی و دیگر مذاهب نیز مشکلات مشابهی پیش آید. در این موارد، رویکرد فلسفی مشهور به پدیدارشناسی، یک راه حل ارائه کرده است (پدیدارشناسی، مکتبی فلسفی است که در آن اعتقاد بر این است که “دانش و درک قابل اعتماد، به وسیله بررسی و توصیف تجربه‌های انسان، از اشیای پیرامون او به دست می‌آید.”) پدیدارشناسی با تجربه‌های ما از واقعیت و نه خود واقعیت، سر و کار دارد.
نتیجه اینکه در چارچوب دیدگاه پدیدارشناختی من نمی‌توانم بگویم احساس یا تجربه شما، اشتباه یا غیرواقعی است. من فقط به عنوان درمانگر می‌توانم بگویم تجربه شما (مراجع) تجربه‌ای غیر معمولی است و نتایج آزارنده‌ای خواهد داشت.
پس دیدگاه پدیدارشناختی، عمیقا برای واقعیت دیگران، احترام قائل است. چالش درمانگر این است که مراجع خود را در کشف واقعیت خصوصی او همراهی کند که در این صورت به ناچار جهان‌بینی او بر مراجع تاثیر می‌گذارد.
از سوی دیگر روان درمانی هستی‌گرا (وجودی) نوعی رویکرد درمانی است که بر مسائلی که در وجود فرد ریشه دارند، تمرکز می‌کند، هستی‌گرایی یا وجودگرایی، فلسفه‌ای است که هدف آن درک یا روشن کردن تجربه “بودن در جهان هستی” است. بنابراین، کانون توجه آن، نحوه بودن فرد و حالت کیفی رابطه انسان با خود، دیگران و جهان مادی است.روانکاوی به نام فرانکل که هستی‌گرا بود، رویکرد درمانی خود را لوگوتراپی یا معنا درمانی نامید. او مدت سه سال در بازداشتگاه آشویتس و داخائو زندانی بود.
در همان جا بود که فهمید “فقط کسانی می‌توانستند زنده بمانندکه به آینده می‌اندیشیدند و هدفی در آینده داشتند و در جستجوی یافتن معنایی در آینده بودند (فرانکل ۱۹۷۸ :۱۳۵) فرانکل معتقد بود که یک خلاء وجودی در قلب زندگی قرن بیستم وجود دارد که فقط می‌تواند توسط خداوند پر شود. “درباره احساس بی‌معنایی به خودی خود نیز می‌توان گفت که نوعی ناامیدی وجودی و پریشانی معنوی است تانوعی اختلال عاطفی یا بیماری روانی” (۱۹۷۸ :۱۳۴) فرانکل مذهب را یک پدیده انسانی قلمداد می‌کرد و معتقد بود که مذهب، نتیجه چیزی است که “من آن را انسانی‌ترین پدیده‌ انسانی، یعنی “اراده برای کسب معنا” می‌دانم و ما می‌توانیم بگوییم که مذهب برای ارضای آنچه اکنون می‌توانیم آن را “اراده‌ای برای کسب معنای نهایی” بنامیم ظهور کرده است” (۱۹۷۸:۱۵۳)

● نقش دعا در روان‌درمانی:
در کتابی که توسط انجمن روان‌شناختی آمریکا به چاپ رسیده است. ریچاردز و برگین (۱۹۹۷) نوعی راهبرد معنوی برای استفاده در مشاوره و روان درمانی مطرح می‌کنند. این راهبرد چیزی نیست جز دعا کردن برای مراجعین و ترغیب آنان به دعا کردن درباره مشکل خود.صرف‌نظر از هر معنایی که دعا برای درمانگر دارد، دعا برای درمانجو ممکن است معناهای کاملا متفاوتی داشته باشد.معنای دعا برای مراجع، با هر آنچه که این عمل برای مشاور معنا می‌دهد، می‌تواند بسیار متفاوت باشد.مثلا می‌تواند دعا کند در هنگام احساس اضطراب یا دعا کردن قبل از جلسه درمان و ... باشد.
در فرآیند روان‌درمانی، به نظر می‌رسد که ترغیب مراجعین به دعا کردن، رابطه درمانی را تغییر دهد و آن‌ را شبیه به راهنمایی معنوی سازد و در عین حال ممکن است برای مراجعینی که گرایش‌های مذهبی دارند، بسیار مناسب هم باشد.در عین حال شواهدی نشان می‌دهد که دعا می‌تواند تاثیر مثبتی بر سلامتی شخص هدف دعا داشته باشد، به این ترتیب حال که می‌دانیم دعا، نتایج سودمندی دارد، آیا منصفانه است که آن را رد کنیم؟
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:11  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

متاسفانه %80 ازدواجها از انگيزه هاي غلط و خود خواهانه نشات ميگيرند توجه كنيد:

1- فشار اطرافيان: تـاثيراتي است كه دوستان،خانواده،جـامـعـه و حتي عقايد شما بر شما تحـــميـــل مـي كنند.
پيامي كه مضمون آن اينچنين است: "تو بايد در يك رابـطه بـا جــنس مخــــالف خود باشي و يا حتما ازدواج كني، اگر رابــطه نداشته باشي و يا ازدواج نكرده باشي حتما عيبي در تـو وجــود دارد." در جــامعه فـــشار زيادي به افراد مجرد تـحمـــيل ميگردد اما ديگر زمان آن فرا رسيده است كه آنها را بـه حـــــال خود رها كنيم و بياموزيم كه تجرد آنها را درك كــرده و ارج نـهـــيم. هر فردي مختار است مجرد بماند و يا ازدواج كند.

2- رهايي از تنهايي و افسردگي: بسياري از افراد تنها به اين خاطر كه تنها هستند( و يا از تنها ماندن هراس دارند) و يا مايوس ميباشند تن به ازدواج ميدهند. آنها تصور ميكنند كه ازدواج مشكل آنها را مرتفع ميكند. اما در اين شرايط معمولا فرد قادر به يك گزينش صحيح نميباشد و احتمال آنكه فرد با شخص نامناسبي ازدواج كند زياد است. يك انسان نااميد و تنها پس از ازدواج نيز تنها خواهد ماند. برخي افراد تا آن حد از لحاظ عاطفي تهي ميباشند كه اميدي به يك ازدواج موفق با هيچ فردي را احتمال نميدهند. در نهايت نيز اينگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگيزي ميشوند.

3- عطش جنسي: برخي افراد آنقدر غرق در غرايض جنسي خود ميبانشد كه جز روابط جنسي به چيزي ديگري نمي انديشند. آنها رابطه جنسي را به يك رابطه صميمانه و دراز مدت ترجيح ميدهند. اين گونه افراد تنها بدنبال يك همخوابه ميباشند تا يك همسر خوب. اينگونه ازدواجها نيز پس از مدتي به سردي گراييده و از هم ميپاشد. اين انگيزه معمولا در مردان مشاهده ميشود و تعداد آنها هم كم نيست.

4- گريختن از واقعيات زندگي خود: بسياري از افراد ازدواج ميكنند نه به اين خاطر كه شخص مناسبي را براي ازدواج يافته اند، بلكه به جهت آنكه عذري براي دوري گزيدن از مشكلات و واقعيات زندگي خود تراشيده باشند. زندگي اينگونه افراد عاري از شور و اشتياق و هدف مشخص ميباشد. اما جاي آنكه راه حل را درون خودشان بيابند ازدواج كرده و تصور ميكنند با ورود فرد ديگري در زندگيشان، زندگي آنها نيز از سكون و كسالت آوري بيرون خواهد آمد.

5- گريختن از رشد و بالندگي: اينگونه افراد تنها به اين منظور ازدواج ميكنند كه فرد ديگري مسئوليت مراقبت از انها را به عهده گيرد. اينگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفي به شريك خود وابسته ميشوند. اينگوه ازدواجها در موارد زير نمود بيشتري دارند:

  •  ازدواجهايي كه اختلاف سني فاحشي ميان دو فرد وجود دارد.

  • در ازدواجهايي كه اختلاف فاحشي در قدرت مالي و يا موفقيت شغلي دو فرد وجود دارد.

  • ازدواجهايي كه مغايرت محسوسي در سبك زندگي دو فرد وجود دارد.

6- احساس گناه: برخي افراد كه پيش از ازدواج با فردي رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد ميدهند به اين خاطر كه از ترك كردن شريك خود هراس دارند كه پس از رفتن آنها چه بر سر شريكشان خواهد آمد. همچنين احساس گناه ميكنند زيرا كه تصور ميكنند آنطور كه بايد و شايد رفتار پسنديده اي نسبت به شريك خود نداشته اند و يا متقابلا لطفهايي كه شريكشان در حق آنها روا داشته را جبران نكرده اند. هنگامي كه فرد از روي احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روي عشق واقعي تن به ازدواج با فردي ديگر ميدهد ثمري جز ناكامي و نابودي هر دو فرد در پي نخواهد داشت.

7- پر كردن خلاء احساسي و معنوي: اينگونه افراد داراي حس پوچي و بي ارزشي ميباشند و ميخواهند توسط فرد ديگري خلاء وجودي خود را به گونه اي پر كنند اما بايد آگاه باشند كه هر ميزان هم كه فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر كردن خلاء هاي زندگي آنها نميباشد.

8- پذيرش اجتماعي: جامعه به افراد مجرد به چشم يك انسان متهم مينگرد. اين جمله را در درب ورودي بسياري از رستورانها و يا مراكز ديگر زياد ديده ايد: "ورود افراد مجرد ممنوع" و يا بسيار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمياورند. بنابراين ازدواج انگيزه اي ميگردد براي جوانان تا در جامعه مورد پذيرش قرار گيريند.

9- تامين مخارج زندگي: اينگونه ازدواجها در زنان بيشتر به چشم ميخورد كه به منظور تامين نيازهايشان با مرد ثروتمندي تن به ازدواج ميدهند.

10- اعتماد بنفس پايين: برخي افراد با نخستين فردي كه به آنان پيشنهاد ازدواج ميدهد ميپذيرند و ازدواج ميكنند. اينگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پايينشان ميپندارند قابل دوست داشتن نبوده و يا ارزش، زيبايي، محاسن و هنر كافي در خود سراغ ندارند كه فردي شيفته آنان گردد. آنان از ترس آنكه نكند فرد ديگري آنان را نپسندد و شايد اين آخرين فرصتي باشد كه در زندگي برايشان ايجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج ميدهند.(مانند دختراني كه خيلي زود ازدواج ميكنند)

11- اخذ تابعيت كشور ديگر: اينگونه افراد براي اخذ تابعيت كشور خاصي تن به ازدواج ميدهند كه يك ازدواج مصلحتي محسوب ميگردد.

12- بي ارزش شمردن ارزش خود: اينگونه طرز تفكر در زنان به چشم ميخورد. اينگونه زنان و يا دختران چنين ميپندارند كه وظيفه يك فرد تامين مخارج معيشتي و وظيفه يك زن تنها برآورده ساختن نيازهاي جنسي مرد ميباشد. آنها ارزش زن را در سطح يك همخوابه صرف ميدانند. يكي از عللي كه دختران جوان با مردان مسن ازدواج ميكنند همين مسئله ميباشد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:30  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

 

The city of happiness is in the state of mind.

آدرس شهر خوشبختي در ذهن ماست

If you can not change the situation ,then try to change your way of looking at the situation.

اگر قادر به ايجاد تغيير شرايط نيستيد ديد خود را عوض كنيد

 

Diligence is the mother of good luck.

پشتکار مادر خوش شانسی است

 

If you don’t get the tasks you like , like the tasks you get.

اگر نمي تواني كار دلخواهت را بدست آوري به كاري كه داري قناعت كن

 

Obstacles are those frightful things you see when you take your eyes off the goals.

وقتي چشمانت را بر روي اهداف ببندي مشكلات بيشماري ظاهر مي شوند

 

If there seems to be no bright side to your life , polish up the dark side.

اگر هيچ نقطه روشني در زندگيتان وجود ندارد تاريكيها را خود روشن كنيد

 

 

Forgive and forget.

ببخش و فراموش کن

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:57  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

بازی ، دنیای کودکان

انسان نیاز به حرکت و جنبش دارد و بازی بخش مهمی از این نیاز است. هر فرد برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیازمند اندیشه و تفکر است و بازی خمیرمایه‌ ی این تفکر و اندیشه است. آمادگی جسمی و روحی برای مقابله با مشکلات بخشی از فلسفه‌ی بازی کودکان است. بنابراین، بازی هر چه گسترده‌تر، پیچیده‌تر و اجتماعی‌تر باشد کودک از مصونیت روانی بیشتری برخوردار می‌شود. کشف دنیای اطراف بخش دیگری از فلسفه‌ی بازی است که کودک حس کنجکاوی خود را از این طریق ارضا می‌کند. بازی تن و روان کودک را واکسینه می‌کند و مسوولیت‌های اجتماعی  و اقتصادی را که در آینده باید بدوش بکشد را به او می‌آموزد.

 

کودک با بازی کردن موقعیتی بدست می‌آورد تا اعتقادات، احساسات و مشکلات خود را پیدا کند و مهارت‌های زندگی را بیاموزد. رابرت وایت می‌گوید: «ساعات زیادی را که کودکان صرف بازی می‌کنند نمی‌توان به هیچ وجه تلف شده تلقی نمود، بازی ممکن است شادی‌بخش باشد ولی در دوران کودکی یک کار جدی است.» بدون تردید بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب می‌شود.

بازی موثرترین و پرمعناترین راه‌یادگیری کودکان است.

تعریف بازی:

به هر گونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفداری که به صورت فردی یا گروهی انجام پذیرد و موجب کسب لذت و اقناع نیازهای کودک شود، بازی می‌گویند.

 نقش بازی در رشد اجتماعی کودک:

- موجب ارتباط کودک با محیط بیرون می‌شود و دنیای اجتماعی او را گسترش می‌دهد.

- موجب شکوفایی استعدادهای نهفته و بروز خلاقیت می‌شود.

- همکاری، همیاری و مشارکت کودک توسعه می‌یابد.

- با رعایت اصول و مقررات آشنا می‌شود.

- همانند سازی با بزرگسالان را می‌آموزد.

- با مفهوم سلسله مراتب آشنا شده و آن را رعایت می‌کند.

- رقابت را می‌آموزد و شکست را بطور واقعی تجربه می‌کند.

- قدرت ابراز وجود پیدا می‌کند و از ترس، کمرویی و خجالت بیهوده رها می‌شود.

- حمایت از افراد ضعیف را می‌آموزد.

نقش بازی در رشد عاطفی کودک:

- نیاز به برتری‌جویی را ارضا می‌کند.

- موجب ابراز احساسات،عواطف، ترس‌ها و تردیدها، مهر و محبت، خشم و کینه و نگرانی‌ها می‌شود.

- تمایل به جنگجویی و ستیزه‌گری را کم می‌کند.

- «برون‌نگری» کودک را افزایش می‌دهد.

نقش بازی در رشد جسمی کودک:

- موجب رشد هماهنگ دستگاه‌ها و اعضای مختلف بدن می‌شود.

- باعث تقویت حواس کودک می‌شود.

- نیرو و انرژی بدن را به بهترین شکل مصرف می‌کند.

- کودک به توانمندی‌های فکری و بدنی خود آگاهی پیدا می‌کند.

نقش‌بازی در رشد ذهنی کودک:

- در یادگیری زبان نقش بسزایی دارد.

- در رشد هوشی کودک بسیار موثر است.

- با مفاهیم ساخت، فضا و شکل آشنا می‌شود.

- رفتارهای هوشمندانه کودک تقویت می‌شود.

- موقعیت استفاده از قو‌ه‌ی تخیل در کودک به وجود می‌آید.

- زمینه‌ی بهتری برای تفکر فراهم می‌کند.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:34  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

بخشندگي را از گل بياموز، زيرا گل ته كفشي كه لگد مالش ميكند  را هم خوشبو ميكند.

 

وقتی با یک انگشت به طرف کسی اشاره میکنی و اون رو مسخره میکنی خوب نگاه کن سه تا انگشت دیگه به طرف خودته !!!

 

زنــدگــی مـثـل پـیانــو هســت دکـمه های سیــاه بــرای غـم و دکمه های سفـید برای شــادی اما زمانی  می توان آهنگ زیبایــی نواخت که دکمه های سیاه و سفید را با هم فشار دهی .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:40  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:19  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
انسان ها  گاهی ماسک بر چهره دارند !!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:31  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

روزی یکی از آشنایان سقراط به دیدارش آمد و گفت :

ميداني  درباره دوستت  چه شنيده ام ؟

سقراط جواب داد : يك دقيقه صبر كن !

قبل از اينكه چيزي بگويي مي خواهم امتحان كوچكي را بگذروني كه به آن تست فيل تر سه گانه مي گويند.

آشنا : فيل تر سه گانه ؟

سقراط ادامه داد :

اولين فيل تر، ((حقيقت)) است.

تو كاملا مطمئني مطالبي که میخواهی به من بگوئی حقیقت دارد؟

مرد گفت : نه، درحقيقت من همين الان درباره اش شنيدم و... 

سقراط گفت : بسيار خوب، پس تو واقعا نمي داني كه حقيقت دارد يا خير.

حالا دومين فيل تر را امتحان مي كنيم.

دومين فيل تر ((نيكي)) است.

چيزي كه مي خواهي راجع به دوست من بگويي، مطلب خوبي است؟

مرد جواب داد: نه، كاملا برعكس ... .

سقراط ادامه داد:

خُب ، پس تو مي خواهي به من راجع به او چيز بدي بگويي اما دقيقا از درستي آن مطمئن نيستي.

هنوز بايد امتحان را ادامه دهي چون هنوز يك فيل تر باقي مانده:

فيلترسوم . فیل تر(( فايده)) است .

مطلبي كه مي خواهي راجع به دوستم به من بگويي، فايده اي براي من دارد؟

مرد جواب داد: نه، نه واقعاً.

سقراط نتيجه گيري كرد : اگر چيزي كه مي خواهي به من بگوئی  نه حقیقت است ، نه خوبی دارد و نه فایده ای دارد؟!!

پس چرا اصلا" بگوئی ؟

 

روزی دوست دشمن و  دشمن روزی دوست میگردد

روزی دوست میمیرد و یا تو قبل از دوست میمیری

روزی آشنا بیگانه میگردد و بیگانه آشنا میگردد  

پس به خویش بیشتر نظر کن  عزیز!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:41  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

چند نكته براي موفق شدن

 

1- باور كردن خود

 

2-آرزوي موفق بودن

 

3- ارتباط با افراد موفق

 

4- دوري از افراد نا موفق

 

5- مشخص كردن هدف

 

6-استفاده از تجارب افراد موفق

 

8- لبخن زدن و داشتن افكار مثبت در ذهن

 

9-تحسين خود به خاطر موفقيت هاي قبلي

 

10- انجام كارهايي براي تحقق هدف

 

                                          (استفان ايسكو)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:39  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

تغيير نگرش به تغيير
از جمله کارکردهاي بسيار مورد توجه و سودمند استعاره‌ها مي‌توان به نقش آنها در خلق ديدگاههاي جديد نسبت به موضوعاتي که تحت تأثير و سلطه باورهاي سنتي قرار دارند، اشاره كرد. از جمله اين موضوعات نگرش سنتي در خصوص واکنش کارکنان به تغيير سازماني است. بر اين اساس افراد در سازمانها در پي دستيابي به ثبات و آرامش هستند و از اين رو تغيير، از سوي آنها نامطلوب و آزار دهنده تلقي مي شود. شکل گيري نگرش مذکور به تغيير، ريشه در به کارگيري استعاره هايي دارد که تا کنون براي درک و معنا بخشيدن به اين پديده مورد استفاده قرار گرفته اند و ممکن است حتي تغيير را بيش از آنچه در واقعيت رخ مي دهد، آزار دهنده جلوه دهند. از اين رو انتظار مي رود که با انتخاب و معرفي استعاره اي جديد (موسيقي) براي تغيير سازماني، نگرش قالب به آن دستخوش تحولاتي مثبت گردد.
لازم به ذکر است كه معرفي يک استعاره جديد، به معناي جايگزين كردن استعاره اي ديگر جهت تحت شعاع قرار دادن ساير استعاره هاي مطرح شده در اين حوزه نيست، بلکه در پي غني و جامع ساختن ديدگاههاي موجود نسبت به سازمان و پديده تغيير سازماني است.
در علم موسيقي شناسي، به منظور تشريح احساس تجربه شده توسط شنونده، از واژه هاي «ناراحتي» و يا « لذت» استفاده نمي شود، بلکه واژه هاي «هيجان»3 و «رفع هيجان»4 به اين منظور به کار گرفته مي‌شود. در هر قطعه موسيقي، آهنگساز با به کارگيري ابزارهاي گوناگون به طور مستمر هيجاناتي (اعم از منفي و مثبت) را در شنونده ايجاد مي کند که همگي گذرا و موقتي هستند و در طول قطعه برطرف و يا به اصطلاح «حل» مي شوند.
بنابراين چنانچه تغيير سازماني از دريچه استعاره موسيقي مورد بررسي قرار گيرد، مي توان چنين برداشت كرد :
الف)تغيير در کارکنان سازمان احساس هيجاني ايجاد مي کند که لزوماً منفي و نامطلوب نيست بلكه مي تواند تأثيري مثبت و برانگيزاننده نيز داشته باشد.
ب) هيجانات ناشي از تغيير گذرا و موقتي است و عامل تغيير، ابزارهايي براي کنترل و تأثيرگذاري بر آنها در اختيار دارد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:20  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
 
  بالا  
‎‎ ‎‎ ‎
‎اين سايت را صفحه ي خانگي خود ‏‏كنيد‎
‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎