|
روانشناسی بالینی
|
||
|
روانشناسی |
خـودآگاهی(self-awareness): ادراک صـریــح و آشکار حـس "وجـود داشـتن" اسـت. کـه شامل تصور تامی استکـه شخـص بـه عنـوان یـک فـرد مـنفرد جـدای از دیگران و باتفکرات شخصی و منحصر بفرد وجود دارد.
خـودآگاهی مفرط(self-consciosness): نـوع خاصی از آگاهی است که همواره حضور دارد. فرد همواره نگران و بیمناک است که چگونه نزد دیگران بنظر آید. هنگامی که فرد در وضعیت خودآگاهی شدید بسر می برد، حتی از کوچکترین و بی اهمیت ترین جنبه ی رفتار و کنشهای خود آگاهی دارد. این هشیاری و آگاهی مفرط معمولا در توانایی فرد در انجام کنشهای پیچیده اخلال ایجاد میکند. زمانی که خودآگاهی مفرط فروکش میکند، فرد مجدداً توانایی تمرکز کردن را باز می یابد. فردی که مستعد خودآگاهی شدید است معمولا کمرو، خجالتی و درونگرا برچسب زده میشود. خودآگاهی بیش از اندازه معمولاً با احساسی ناخوشایند همراه بوده و با عزت نفس در ارتباط تنگاتنگ است. خودآگاهی شدید نقش عمده ای در رفتار فرد دارد. افراد کمرو و با خودآگاهی شدید به حد افراط، بی رحمانه و سختگیرانه در اشتغال ذهنی تمام جوانب شکل ظاهری و رفتاری خود بسر میبرند. آنها در میان دو ترس گرفتار شده اند: که نزد دیگران ناپیدا و بی اهمیت جلوه کنند و یا دیده شوند اما بی ارزش تلقی گردند.
خودآگاهی مفرط، افراد مختلف را در درجات و سطوح متفاوتی تحت تاثیر قرار میدهد. بطوری که برخی افراد پیوسته و مداوم در حال خودارزیابی و خود بازبینی بوده، حال آنکه برخی دیگر کاملا بی توجه به خودشان میباشند.
مثال: شما در جمع خانواده و بستگان خود بسر میبرید، گفتگوی مفرح و صمیمانه ای نیز در جریان است. ناگهان یکی از بستگانتان روبه شما کرده و میگوید: "علی تو خیلی خوب انگلیسی صحبت میکنی ،میتونی بگی چه طور انگلیسی یاد گرفتی؟ "به یکباره احساس خوشایند شما کاملاً دگرگون میشود. گویی نورافکنی بروی شما نشانه گرفته شده و بقیه ی اتاق در تاریکی فرو رفته است. به یکباره چهره ی بشاش شما ظرف چند ثانیه محو میشود. چه اتفاقی رخ داده است؟ تنها اتفاقی که روی داده انتقال کانون توجه شما به خودتان میباشد، که همان خود آگاهی مفرط است. در این حالت سطح آدرنالین در بدن شما بالا میرود. بنابراین مغز شما از فعالیت باز میایستد و شما دیگر قادر نخواهید بود بطور روشن بیاندیشید و تصمیم بگیرید. شما احساس میکنید که باید بگریزید و محل را ترک کنید، که عملی نشدنی است. صحبت کردن عادی خودتان را فراموش میکنید و به لکنت می افتید.
هنگامی که در موقعیتی دچار خودآگاهی شدید میشوید، معمولاً چهره، نوع پوشش و حتی سخنان فردی که در حال گفتگو با شما بوده را نمیتوایند چند لحظه بعد به خاطر آورید. و این نشانه ی آنست که شما تمام توجه خود را معطوف خودتان کرده بوده اید.
چگونه از خودآگاهی شدید خود بکاهیم؟
وقتی که شما در وضعیت خودآگاهی شدید بسر میبرید، مفهومش اینست که بیش از اندازه به خودتان توجه میکنید. کانون توجه شما بیش از حد به نحوه انجام کاریست که به آن مشغول میباشید. و این فرمول اجرای ضعیف است. چنانچه که شما کانون توجه خود را از خود به دیگران منتقل کنید، میتوانید بهتر ارتباط برقرار کرده، اجرا کننده ی بهتر و شنونده ی بهتری باشید. دیگران نیز وقتی می بینند شما به آنها توجه میکنید، از اینکه کنار شما هستند لذت میبرند. هدف شما اینست که چنان شیفته و مجذوب دیگران شوید که تمام توجه و تمرکز شما معطوف به آن باشد که: آنها چه میگویند؟، چگونه میگویند؟، چرا چنین می گویند؟، چگونه رفتار میکنند؟ و به چه علت اینگونه رفتار میکنند؟
1- سعی کنید بیشتر توجه خود را متمرکز اطرافیان خود و نحوه ی گفتار و رفتارشان کنید.
2- نه تنها به صحبت های دیگران گوش دهید، بلکه به نحوه ی ادای کلماتشان نیز دقت کنید. به الگوهای گفتاری، تغییر در لحن، سرعت بیان، تن صدا و بلندی صدا آنها توجه کنید.
3- از قوه تخیل و خیالپردازی خود برای تغییر خلق و خو و روحیه خود سود برید، و چنان ذهن خود را مشغول سازید که مجالی برای خودآگاهی باقی نماند.
4- تکنیکهای خودآرامسازی را فراگیرید. آرام سازی پاسخهای اضطرابی شما را از شرطی سازی خارج میسازد. وقتی شما در یک سری شرایط یکسان خیلی سریع و مضطرب واکنش نشان میدهید، به خاطر آنست که به واسطه ی تجارب یکسانی که در گذشته کسب کرده اید، بدن شما یاد گرفته که بدون تفکر به محرکات تکراری پاسخی آنی و شرطی شده بدهد، سریعتراز آنکه شما مجال اندیشیدن بیابید. وضعیت ناخوشایند اضطراب آور را هنگامی که کاملا ریلکس و آرام هستید در ذهنتان بازآفرینی و مرور کنید، تا مغز شما پاسخ جدید را فرا بگیرد.
5- در موقعیت های اجتماعی تمام کانون توجه شما بایستی مبحث گفتگوها باشد.
6- خود را سرگرم نگه دارید. وقتی ذهن شما مشغول باشد کمتر خودآگاهی مفرط بر ذهن شما سیطره می یابد.با دیگران صحبت کنید، با آنها تبادل اطلاعات کنید،در بازیها شرکت کنید و غیره.
7- انتقال توجه از خود به غیر را تمرین کنید. سعی کنید هنگامی که در حال تماشای یک برنامه مهیج تلویزیونی هستید یکباره مرکز توجه خود را به یک شیء دیگر معطوف سازید، بطوری که کاملا غرق در آن شوید.
8-سعی کنید خالصانه و صادقانه نسبت به دیگران ابراز علاقه کنید.از آنها تمجید کنید و اسباب راحتی و آسایش آنها را برایشان فراهم آورید.
حقایقی درباره ی کمرویی:
1-کمرویی میتواند ارثی و یا بیولوژیکی باشد، اما عمده ی کمرویی ها برخاسته از پرورش غلط والدین است. اغلب کمرویی ها در طی تجارب زندگی کسب میگردند.
2-نیمی از افراد جامعه را افراد کمرو تشکیل میدهد.
3-کمرویی دو نوع است آشکار، و نهفته. افرادی که در انظار عموم کمرو شناخته میشوند، تنها 30 درصد کمروها را تشکیل میدهند. اما 70 درصد دیگر را کمروهای برونگرا تشکیل میدهند. اینگونه افراد در درون خود در رنج دایمی بسر میبرند. این دسته از کمروها ردی از خود بجای نمی گذارند، و تنها کمرویی بطور ذهنی احساس میشود. آنها کمرویی را در تپش قلب و تعریق شدیدشان احساس میکنند.با اینکه به ظاهر آرام و با اعتماد بنفس جلوه میکنند ،اما درگیر گفتگوی درونی ی" تحقیرنفس" بسر میبرند. پیوسته خود را ملامت میکنند که نالایق هستند و همواره این سوال برایشان مطرح است که آیا طرف صحبتشان آنها را دوست دارد و یا برایشان ارزش قائل میباشد یا خیر؟ به رغم اینکه بسیار اجتماعی بنظر می رسند، اما ذهنشان مملو از افکار و احساسات منفی نسبت به خودشان است. هنگامی که گفتگو خاتمه می یابد آنها احساس رنجیدگی و شکست خوردگی میکنند. برای مثال یک استاد دانشگاهِ کم رویِ برونگرا ممکن است حین سخنرانی درباره حیطه تخصصی خود بسیار توانا و قابل باشد، ولیکن در یک موقعیت اجتماعی دیگر ممکن است بسیار درمانده ظاهر گردد.
4-شیوع کمرویی در دختران تا سنین نوجوانی بیش از پسران است (به خاطر نوع رفتار متفاوت والدین) اما در بزرگسالی معمولا نقش جنسیت در کمرویی کمرنگ میشود.
5-کمرویی در فرهنگ های ملل جهان امری نسبی است. یک جوان امریکایی معمولی ممکن است نزد فرهنگ مردم اروپا گستاخ بنظر آید و یا یک جوان ایرانی معمولی در نزد مردم امریکا فردی کمرو جلوه کند. همچنین کمرویی در یک فرد منفرد نیز امری نسبی است. یک بازیگر ممکن است بروی صحنه بسیار پرحرف و با اعتماد بنفس ظاهر شود، اما هنگام مصاحبه بسیار کمرو شود. و یا معمولا افراد در حضور برخی افراد خجالتی و در مقابل دوستان خود اجتماعی میباشند.
6-کمرویی برچسبی است که از سوی دیگران به ما زده میشود. برچسبها نیز فرد را توصیف نمی کنند، آنها تنها فرد را درون دسته و گروه خاصی قرار میدهند. و باید بخاطر سپرد که برچسبها و دسته بندیها خود شخص نمیباشند.
7-کمرویی اهمیت بخشیدن زیاد به نوع تفکر دیگران نسبت به خودمان است.
8-افراد کمرو ممکن است در حضور دیگران مغرور و بی علاقه جلوه کننده، اما آنها تنها احساس دستپاچگی وعصبی بودن میکنند.
9-کمرویی بهای گزافی است که افراد کمرو در سنین مختلف ناچار به پرداخت آن میباشند.
10-کمرویی باعث محدود شدن آزادی و تجلی استعدادهای فرد میشود.
11-طبق پژوهشهای گسترده ، تنها متغیری که همواره موفقیت را میتواند پیش بینی کند: "فصاحت و روانی گفتار" است. افرادی که قادرند توجه دیگران را به خود جلب کرده و نسبت به آن احساس خوبی داشته باشند، درصد موفقیتشان بسیار زیاد است. اما از آنجایی که افراد کمرو از اینکه در کانون توجه دیگران قرار گیرند، بیمناک و گریزانند، لاجرم در زندگی به موفقیت چندانی دست نمی یابند. در فرهنگ جوامع که همه افراد برنده را دوست دارند، کمرویی به مثابه گام نهادن در مسابقه ی دو با کفشهای سربی است.
12-کمرویی به معنی از دست دادن فرصتهای زندگی است.
13-کمرویی زمینه را برای تنهایی فراهم می آورد. پژوهشها نشان داده که تنهایی و انزوا به افول و تنزل قوای روانی و جسمی فرد منجر میشود. افراد کمرو حتی بیش از دیگران دچار مرگ زودرس میشوند.
14-یکی ازعوامل مستعد کننده افراد به پارانویا و بدبینی کمرویی و تنهایی میباشد.
15-کمرویی احتمال گرایش افراد را به مواد مخدر و روانگردان افزایش میدهد.
16-کمرویی باعث میشود مردان بیشتر به زنان روسپی و خیابانی روی آورند، چراکه افراد کمرو از گفتگوهای صمیمی درباره ی مسایل جنسی با شریک خود خجالتزده میشوند. اما در برقراری رابطه ی جنسی با زنان روسپی که هرگونه تمایلات مرد را در ازای دریافت پول برآورده میسازند، از شرمساری و خجالتزدگی خبری نیست.
17-افراد کمرو از کمک خواستن از دیگران اجتناب میکنند. بنابراین ناچارند مشکلاتشان را به تنهایی حل و فصل کنند. به همین خاطر بیشتر به ناراحتی های روانی گرفتار گردیده و زندگی سخت ودشواری را برای خود رقم میزنند.
18-افراد کمرو پیوسته در گذشته و آینده سیر میکنند (افکار و احساسات مرتبط با پیامدهای آینده،و ملامت ها،حسرتها و رنجشهای گذشته) و قادر نیستند از زمان حال خود لذت ببرند.
19-کمرویی در ارتباط مستقیم با استرس و اضطراب میباشد که میتواند سلامت روان و جسم فرد را به مخاطره ی جدی اندازند.
20-پیشرفت تکنولوژی با کاهش تعاملات رودررو به سندرم تنهایی و کمرویی دامن زده است.
21-با آنکه آثار سوء کمرویی بیشتر دامن افراد کمرو را میگیرد، اما اصلاح کمرویی میتواند برای آحاد جامعه سودمند و مطلوب باشد.
22-کمرویی از درونگرایی متمایز است. درونگرایان آگاهانه از موقعیتهای اجتماعی اجتناب می ورزند. چراکه آنان چنین می پندارند که هیچگونه پاداش و بهره ای از حضور دیگران نصیبشان نمیشود.
آیا معمولاً توانایی های خودتان را زیر سوال می برید؟ آیـابـرای ایـن عدم اطمینان به خود توجیهی دارید یا فقـط بـه دلایل واهی این کار را می کنید؟
اعـتـمـاد به نفس هستیـد. تـا همین لحظه افراد بسیاری هستند که از همه تواناییهای خود به طور کامل استفـادهنمیکنند،ممکن است شما هم یکی از همین افراد بوده وبه جای انجام کارهای مفید و سودمند، همیشه مشغولفکر کردن به این مسئله هستید که چه زندگی بی مصرفیدارید و چقدر محیط اطرافتان کسل کننده است.
اعتماد به نفس چیست؟
اعتماد به نفس به میزان علاقه، اطمینان و غروری که نسبت به خود دارید می گویند. اما همیشه افراد زیادی وجود داشته اند که به دلایل بسیاری زندگی را دو بعدی میبینند و به همین دلیل پیدا کردن توانایی های خودشان برایشان مشکل شده و زندگی برایشان بی معنی شده است.
هر چند ممکن است افرادی باشند که در هیچ زمینه ای اعتماد به نفس ندارند اما معمولاً کمبود اعتماد به نفس افراد در جنبه های بخصوص هر فرد است. به طور مثال، آنها که از لحاظ ظاهر اعتماد به نفس ندارند، زندگی اجتماعی برایشان بسیار دشوار خواهد شد. این افراد تصور خواهند کرد که در مجامع عمومی کسی به آنها توجه نخواهد کرد و مجبور خواهند شد که از اول تا آخر مجلس در گوشه ای تنها بنشینند.
در زندگی زناشویی هم ممکن است کمبود اعتماد به نفس مشکلات زیادی ایجاد کند. ممکن است فرد همچنان در رابطه ای که خود می داند بسیار برای وی مسموم و ناسالم است باقی بماند در حالیکه آگهی کامل دارد که اصلاً از این رابطه خوشحال نیست. این به این دلیل است که فرد تصور می کند که قادر نیست این وضعیت را بهبود بخشد.
این مسئله می تواند در زندگی کاری افراد هم تاثیر منفی بگذارد. کمبود اعتماد به نفس منجر به فقدان انگیزه و علاقه در فرد برای پیشرفت خواهد شد.
اما اگر این مسئله را در مقیاس کلی تر بررسی کنیم، فرد فاقد اعتماد به نفس ممکن است از انجام همه کارها سر باز زند و بی هدف باشد فقط به این دلیل که تصور میکند که توانایی انجام کاری را ندارد. اما الان دیگر زمانش رسیده است که این رویه را تغییر داده و این را باور کنید که شما قادر به انجام هر کاری که می خواهید هستید.
چه چیز منجر به فقدان اعتماد به نفس می شود؟
اعتماد به نفس پایین ممکن است درشرایط مختلف ایجاد شود. در محیط های اجتماعی ممکن است با افرادی سر و کار داشته باشید که شما را تحقیر می کنند. وضعیت ظاهریتان نیز تا حد زیادی در این زمینه موثر است.
محیطی که در آن به دنیا آمده و پرورش یافته اید نیز بسیار روی اعتماد به نفس شما تاثیر دارد. بچه ای که هیچ وقت احساس نکرده است که فردی بخصوص است و از طرف والدین حمایت نمی شده است، با این تفکر رشد خواهد کرد که هیچ کس او را دوست نداشته و برای او ارزشی قائل نیست.
محیط کار شما نیز روی اعتماد به نفستان تاثیر دارد. اگر کارهایتان مورد تشویق قرار نگیرد و توجهی به آنها نشود و همکارانتان وجودتان را نادیده بگیرند، اعتماد به نفستان کاهش پیدا خواهد کرد.
چه کسانی در معرض ابتلا به آن هستند؟
چون عوامل بسیاری ممکن است به از دست دادن اعتماد به نفس بیانجامد، می توان گفت که همه در معرض خطر ابتلا به آن هستند اما بعضی شرایط نسبتاً جدی تری دارند.
همه انسانها ممکن است در یک جنبه از زندگی خود احساس کمبود اعتماد به نفس داشته باشند. اما همیشه راه هایی برای مقابله با این مشکلات وجود دارد. در اینجا راه هایی را به شما معرفی می کنیم که با انجام آنها بتوانید ارزش خود را در نظر خودتان بالاتر ببرید و اعتماد به نفستان را افزایش دهید.
اگر می خواهید اعتماد به نفستان را دوباره به دست آورید، در اینجا شش راه به شما معرفی می کنیم:
همیشه به یاد داشته باشید که انسانها با هم متفاوت اند. دلیلی ندارد که همه ما توانایی های یکسانی داشته باشیم و کارهای مشابهی انجام دهیم. اگر سعی کنید که خود را با هر کسی که سر راهتان قرار می گیرد مقایسه کنید، خیلی زود از خودتان خسته و دلسرد خواهید شد و دیگر قدرت انجام کاری را نخواهید داشت.
2- خود را دست کم نگیرید
سعی کنید که ارزش خود را به عنوان یک انسان کشف کنید. دلیل نمی شود که اگر کسی از شما خوشش نیامد و شما را فرد جالبی تصور نکرد، تصور همه مردم این باشد. اگر کسی از شما خوشش نیامد اصلاً ناراحت نشوید، مشکل خودش است نه شما. چون افراد زیادی هستند که شما را دوست می دارند و برایتان ارزش قائل اند.
3- فهرستی از کارهایی که انجام داده اید و در آنها موفق بوده اید تهیه کنید
سعی کنید روی کارهایی که در آن موفق بوده اید متمرکز شوید. اما اگر چنین چیزی در سابقه کاریتان پیدا نکردید اصلاً ناراحت نباشید. شاید پشت این همه ناتوانی لبخندی نهفته باشد و قدرتی باشد که بتواند باعث خنده دیگران شود و یا حتی شاید توانایی در شما وجود داشته باشد که هنوز کشفش نکرده اید. سعی کنید لیستی از کارهای انجام شده تان تهیه کنید. مهم نیست که کوتاه یا بلند باشد. با اینکه حتی ممکن است نتوانید فکرش را بکنید اما همین کارها می تواند اعتماد شما را دوباره به خودتان جلب کند.
4- سر خود را بیشتر گرم کنید
5- با افراد مثبت نشست و برخاست کنید:
گاهی اوقات بودن در جمع افرادی که از خودتان هم دلسردتر و افسرده تر هستند، بیشتر به ضررتان خواهد بود. حتی اگر تنها باشید بیشتر به نفعتان خواهد بود تا با آنها. به جای چنین افرادی سعی کنید با افرادی مراوده کنید که می توانند شما را شاد کنند. اگر دور و اطرافتان را از دوستان نزدیک و خانواده پر کنید که شما را قبول دارند، می تواند سبب شود که شما هم خودتان را قبول داشته باشید.
6- در جلسات روانشناسی شرکت کنید
با خودتان صادق باشید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سعی کنید که توانایی های خود را بشناسید و ببینید که در چه زمینه هایی فردی ویژه هستید. افرادی که نمی توانند توانایی های شما را ببینند ارزش این را ندارند که دور و برتان باشند
اما دو نفر باید دارای چه تیپ شخصیتی باشند که میزان درک دو جانبه ی آنها در یک زندگی مشترک بیش از پیش افزایش پیدا کند؟
چگونه می توان از این تکنیک مدرن در زندگی زناشویی بهره برد؟
ابتدا اجازه دهید بر روی این مطلب تمرکز کنیم که از این تکنیک در چه بخش هایی از زندگی مشترک نمی توان استفاده کرد:
با این وجود تکنیک حاضر می تواند در موارد زیر به شما کمک کند:
آیا تیپ شخصی بر روی این امر که با چه کسی ازدواج خواهید کرد تاثیر گذار است؟
این یک سوال جالب و در عین حال بحث برانگیز است. دلایل بسیار زیادی وجود دارند که در فرد حس نیاز به شروع یک زندگی مشترک را ایجاد می کنند که در این میان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
شخصیت -اگر فرض کنیم که می تواند بر روی انتخاب شریک زندگی تاثیر بگذارد- میتواند جزء یکی از هزاران عاملی محسوب شود که می توان بر روی تشکیل خانوده تاثیر بگذارد. چیزی که در این میان از اهمیت بیشتری برخوردار است این است که فرد تمایل دارد با چه تیپ شخصیتی ازدواج کند؛ اما به طور کلی در این زمینه 3 نظریه متفاوت وجود دارد که نگاه مختصری به هر یک از آنها خواهیم داشت:
1- کاراکتر افراد بر روی انتخاب همسر بی تاثیر است
افرادیکه طرفدار این عقیده هستند بر این باورند که در هنگام تشکیل زندگی مشترک عوامل بیشماری وجود دارد و فاکتورهای بسیار پر ارزش تری وجود دارند که مقوله ی "کاراکترهای فردی" اصلاً به چشم نمی آیند. البته همه ی افراد در حین انتخاب شریک به خصوصیات فردی او به طور کلی نگاهی می اندازند اما هیچ الگویی با عنوان "جذابیت شخصیتی" وجود ندارد. با توجه به این تئوری کلیه تحقیقاتی که در این مبحث انجام گرفته شده است هیچگونه ارتباط یک به یکی را میان شخصیت و ازدواج قائل نشده است.
2- ما کسی را به همسری خود انتخاب می کنیم که از نظر شخصیتی کاملاً با او متفاوت هستیم
کسانی که بر این مطلب عقیده دارند، تصور می کنند که انسان ها جذب افرادی میشوند که به طور کامل اخلاق و خصوصیاتی مجزا با خودشان دارند. گاهی اوقات این تئوری با اتکا به نظریه ی "تضاد خواهی" توجیه می شود. همچنین این گروه از افراد در توجیه تئوری خود اینطور توضیح می دهند که افرادی که دارای قابلیت های متفاوت هستند می توانند مهارت های مختلفی را در کنار هم پرورش داده و با استفاده از توانایی های یکدیگر می توانند در زندگی به موفقیت دست پیدا کنند.
3- ما کسی را به همسری خود انتخاب می کنیم که شبیه خودمان باشد
دو کتاب در زمینه ازدواج و انتخاب همسر به چاپ رسیده اند که هر یک از آنها حرف های زیادی برای گفتن دارند. در کتاب نخست با نام "لطفاً درکم کن" با اتکا به تئوری تضاد خواهی توجیه مناسبی برای انتخاب همسر متفاوت داده شده است. در کتاب دیگر با نام "استعدادهای مختلف" به این نکته توجه شده که اولویت های افرادی که با هم ازدواج می کنند تا چه حد شبیه به یکدیگر است.
این تحقیقات بر روی زوج های بیشماری انجام گرفت و پژوهشگران به این نتیجه دست پیدا کردند که تمام زن و شوهر هایی که در روابط پایدار و دائمی قرار داشتند، دارای نقاط مثبت و همه افرادی که پایه های زندگی شان متزلزل بود و در حال جدایی بودند، دارای وجوه اشتراک منفی بودند. البته در این میان مطالب جالب دیگری نیز بدست آمد؛ به عنوان مثال زندگی مشترکی که در آن هر دو نفر حس سلطه گرایانه داشتند، دیری نمی پایید. نهایتاً کتل به این نتیجه دست پیدا کرد که 2 اصل جداگانه برای ایجاد ثبات در زندگی مشترک وجود دارد:1- درجه شباهت دو نفر به یکدیگر.
2- میزان حمایتی که هر یک از طرفین می تواند در قبال نداشته های طرف دیگر از خود نشان دهد.
به طور حتم آگاهی از خصوصیات فردی افراد و اطلاع از تیپ شخصیتی طرف مقابل میتواند به ما کمک کند تا اهمیت گزینه دوم را به خوبی درک کنیم و به این طریق بهتر خواهیم توانست که شریک زندگی خود را حمایت کنیم.
این تست نشان می دهد که تجسم شما درباره ی ترکیب و اندازه ی اشیاء چه طور می تواند بازگوکننده ی شخصیتتان باشد.پس به سوالات پاسخ دهید.
۱)رنگ دریا را چه طور توصیف می کنید؟ آ)آبی تیره ب)شفاف ج)سبز د)تیره
۲)کدام یک از اشیاء زیر را بیشتر دوست دارید؟ آ)دایره ب)مربع ج)مثلث
۳)جنس شکل مورد نظرتان از چیست؟ آ)چوب ب)شیشه ج)الماس د)فلز
۴)اسب رویاهای شما چه رنگی است؟ آ)سیاه ب)قهوه ای ج)سفید
۵)اگر در حال حرکت در یک راهرو به ۲در باز برخورد کنید و یک کلید روبروی شما باشد آن را برمی دارید؟
۶)طوفان در راه است کدام یک را انتخاب میکنید؟ آ)یک خانه ب)یک اسب
۷)رنگهای زیر را به ترتیب اولویت دلخواهتان قرار دهید. قرمز-آبی-سبز-سیاه-سفید
تجزیه و تحلیل
۱)آبی تیره:شخصیت پیچیده- سبز:کارها را ساده می گیرید و بی خیال هستید.- شفاف:شخصیت شما به سادگی قابل درک است. تیره:دستپاچه و سردرگم هستید.
۲)دایره:در تلاشید همه را خشنود کنید.- مربع:مستبد و خود رای- مثلث:لجباز.
۳)چوب:صلح جو هستید.-شیشه:شخصیت شکننده ای دارید.-الماس:سرسخت و لجوج هستید.-فلز:شخصیت شما سرسخت و غیر قابل انعطاف است.
۴)سیاه:غیر قابل پیش بینی-قهوه ای:منطقی-سفید:شخصیت گیرا و تاثیر گذار دارید.
۵)اگر پاسخ شما مثبت است فردی فرصت طلب هستید.
۶)پاسخ به این سوال نشان می دهد چه فردی را محرم اسرارتان قرار می دهید:خانه:همسرتان- اسب:دوستانتان.
۷)ترتیب رنگها نشان دهنده ی اولویت جنبه های مختلف زندگی شماست: آبی:دوستان-سبز:شغل-قرمز:احساسات-سیاه:مرگ سفید:ازدواج.

اضطراب و علل و راه هاي مقابله...
همه ما انسانها اضطراب را تجربه کرده ايم . بعضي رويدادهاي زندگي به ما اين باور را مي دهند که در وضعيت خطرناکي هستيم . در اين شرايط اضطراب واکنشي طبيعي است . چون کار اضطراب ، بسيج کردن نيروي دفاعي بدن است و به ما هشدار ميدهد که گوش بزنگ باشيم وخود را از خطر حفظ کنيم . هنگامي که اين ارزيابي اوليه ما از خطر نزديک به وقوع آن ، واقع بينانه و درست باشد ، در اين وضعيت ضرورت دارد که ما به دنبال يافتن پاسخ مقابله اي مناسب باشيم . بنابراين درمي يابيم که داشتن اضطراب اشکالي ندارد بلکه در طول فرايند مقابله به ما انرژي و نيرو هم مي دهد تا بتوانيم از پس آن موقعيت دشوار برآئيم . اضطراب زماني ناخوشايند است که ارزيابي اوليه از رويدادهاي زندگي درست و واقع بينانه نباشد . وقتي بدون دليل موجه ناراحت و تنيده هستيد داشتن اضطراب نگران کننده است . در اين حالت دچار رنج مي شويد .
اضطراب چيست ؟
اغلب اصطلاح ترس و اضطراب به صورت مترادف به کار مي روند . تفاوت اين دو آن است که ترس اغلب به ارزيابي اوليه از خطر واقعي بر مي گردد . در حالي که اضطراب بيشتر به حالت هيجاني و دلواپسي به علت خطري نامعلوم و مبهم مربوط مي شود. ترس مرضي ، ترسهاي اغراق آميز و غالبا فلج کننده از رويدادها يا اشياء خاص هستند ( مثل ترس از سوسک ، پر ، بلندي ) وحشت زدگي ، ترس شديد و ناگهاني همراه با تلاشهاي عجولانه و ديوانه وار براي يافتن ايمني است ، برخي از علائم وحشت زدگي شامل : نفس زدن ، تپش قلب ، تعرق ،لرزش ، تنگي نفس ، درد قفسه سينه ، تهوع ، سرگيجه و احساس خفگي است .
علائم اضطراب چيست ؟
وجود مجموعه اي از علائم بدني ، فکري و احساسي نشانه وجود اضطراب است .
علائم بدني : تپش قلب ، تنگي نفس ، از دست دادن اشتها ، تهوع ، بي خوابي ، تکرار ادرار ، چهره برافروخته ، تعرق ، اختلال گفتار و بي قراري .
علائم فکري : سردرگمي ، اختلال در حافظه و تمرکز ، حواس پرتي ، ترس از دست دادن کنترل ، کمروئي ، گوش به زنگي و افکار تکرار شونده .
علائم احساسي : عصبي ، بي طالقت ، نگران شدن ، هشيار ، وحشت زده ، افسرده، دلواپسي ، در هم تنيده ، حالت ترسناک يا هيجان زده به خود گرفتن .
آگاهي از اين واکنشها مهم است . براي اينکه به شما کمک مي کند تا متوجه اضطراب خود يا فرزندتان شويد . وقتي متوجه اين علائم شديد از خود بپرسيد آيا اين علائم يک واکنش طبيعي به تهديد واقعي است يا ناشي از تنش بي جاست .
علل بروز اين مشکل چيست؟
بر اساس مطالعات و تحقيقات انجام شده علت اضطراب در کودکان و بزرگسالان متفاوت است . مهمترين علل اضطراب در کودکان عبارتند از :
وجود زمينه ارثي ، وجود مادر مضطرب ، داشتن مادر وسواسي و يا کمال گرا ، شکست کودک در برقراري ارتباط اجتماعي ، انتظارات بيش از حد والدين از کودک ، بيماري هاي جسمي حاد و بيماري هاي ديگر از جمله : شب ادراري ، لکنت زبان ، معلوليت جسماني و يا نقص جسماني و ناتواني هاي حسي از جمله شنوايي و بينايي.
ميزان بروز اين مشکل چقدر است ؟
اختلالات اضطرابي از شايعترين طبقات اختلالات رواني است و زنان با شيوع مادام العمر ??/? درصد در مقايسه با مردان با شيوع مادام العمر ??/? درصد ، بيشتر ممکن است دچار يک اختلال اضطرابي شوند و با افزايش طبقه اجتماعي – اقتصادي از شيوع آن کاسته مي شود .
در مورد علل اضطراب در افراد بزرگسال نيز نظريات مختلفي مطرح است که از جمله مهمترين آنها عبارتند از :
?- دور بودن از خود واقعي و نقش بازي کردن در صحنه هاي مختلف زندگي ، به اين معني که عده اي از افراد ويژگي هاي واقعي خود را ( اعم از ويژگيهاي ظاهري نظير : قد، وزن ، نوع چهره و يا صفات و خصوصيات شخصيتي ) خود را نپذيرفتند و همواره در تلاشند شخصي غير از آنچه واقعا هستند را جلوه دهند و اين ماسک زدن به چهره خود منجر به افزايش نگراني و تشويش مي شود .
?-وجود فاصله زياد بين خود واقعي و خود آرماني ، مطابق نظر برخي از روانشناسان هر فردي براي خود ويژگي هاي مطلوب و ايده آلي تصور مي کند که دوست دارد آنگونه باشد و براي رسيدن به آن تلاش مي کند . حال اگر اين خود آرماني فاصله زيادي با وجود ويژگيهاي واقعي فرد داشته باشد و دسترسي به آن مقدور نباشد چون فرد نمي تواند آنگونه که دوست دارد باشد مضطرب مي شود .
?- گاهي اضطراب فرد به دليل نپذيرفتن شرايط واقعي زندگي و امکانات محيطي است که سازگاري فرد را در زندگي با دشواري روبرو مي سازد .
?- ضعف و بيماري هاي جسمي و عدم درمان بموقع فرد را آماده ابتلا به اضطراب ميکند.
?-احساس تنهايي و نداشتن حمايت رواني – اجتماعي نيز در بروز نگراني و اضطراب موثر است .
?- مصائب و مشکلات و فشارهاي محيطي مداوم به خصوص موقعي که فرد قدرت حل مسئله و سازگاري اش ضعيف باشد در ايجاد اضطراب نقش موثري دارد .
?- اختلال در غده تيروئيد نيز منجر به بروز علائمي شبيه بيماري اضطراب درفرد ميشود .
?- بيکاري ، نداشتن برنامه ريزي و نبود قدرت تنظيم وقت نيز در بوجود آمدن اضطراب موثر است،چون فرد هموراه احساس فشار ذهني مي کند ، هاي فاجعه آميز در مورد آينده نيز از ديگر علل ايجاد اضطراب در بزرگسالان است .
اما کار مفيدي انجام نمي دهد.
?- خيالبافي ها يا افکار غير ارادي منفي و پيش بيني
درمان اضطراب ؟
چگونه ؟...
در درمان اضطراب رويکردها و شيوه هاي مختلفي وجود دارد. موثرترين درمان افراد ،دچار اختلال اضطراب تلفيقي از روان درماني ، دارودرماني و درمانهاي حمايتي است .
رويکردشناختي – رفتاري ( C.B.T ) رويکرد حمايتي و رويکرد مبتني بر بينش ،با وجود آن که مطالعات پيگير و متعددي در اين زمينه انجام گرفته است ولي هنوز اطلاعات دقيقي در مورد ارجحيت نسبي اين رويکردها بر يکديگر در دست نيست . در رويکرد شناختي فرض بر آن است که يک سلسله طرحواره هاي شناختي در فرد وجود دارد و او مستقيما و به طور مداوم بر مبناي همين طرحواره ها رفتار مي کند . در رويکرد رفتاري مستقيما به علائم جسماني و ظاهري فرد توجه مي شود . در درمان حمايتي به فرد اطمينان بخشي و آسودگي خيال داده مي شود . در رواندرماني مبتني بر بينش ، بر کشف تعارضهاي ناخودآگاه فرد و شناسائي نقاط قوت ايگو تاکيد ميشود .
آيا داروي خاصي براي درمان اضطراب وجود دارد ؟
دارو درماني : دارو درماني نيز از شيوه هاي کنترل ومهار اضطراب است . از جمله داروهايي که براي اختلال اضطراب تجويز مي شود بوسپيرون ، بنزوديازپينها ، سه حلقه اي ها مثل ايمي پيرامين و داروهاي ضد هيستاميني و ….
درمان موفق و کامل اضطارب ترکيبي از رواندرماني و دارو درماني است .
فهرست اختلالات اضطرابي به قرار زير است :
?- اختلال پانيک ( جمله هاي اضطرابي ) با و بدون آگروفوبي
?- آگروفوبي بدون سابقه اختلال پانيک
?- فوبي اجتماعي
?- ترسهاي مرضي معين
?-اختلال وسواسي اجباري ( O.C.D )
? اختلال استرس پس از سانحه ( P.T.S.D )
?- اختلال اضطراب فراگير ( اضطراب منتشر )
هر يک از اختلالات اضطرابي که در بالا ليست شده است درمان تخصصي جداگانه نياز دارد و داراي شيوع ، پيش آگهي و علل خاصي است و علائم مشخصي دارند .
در مواقع بروز اضطراب چه کاري بهتر است انجام داد ؟
توجه به پنج اصل اساسي مي تواند به شما در کنترل اضطرابتان کمک کند .
? – از قدرت خلاق ذهن ناهشيار خود براي تغيير دادن خويش استفاده کنيد . ( از مهارتهاي معنوي ياري بجوئيد .)
?- با استفاده از تصوير سازي ، تصوير ذهني خود را تغيير دهيد تا به جاي ترس ، احساس اطمينان و قوت قلب بر شما حاکم شود .
?- از انديشه مثبت و واقع بينانه براي ديدن خود ، موقعيت دوروبر خود کمک بگيريد . يعني آنچه را که دوست داريد وجود داشته باشد ، در ذهن خود تصوير سازي کنيد.
?- به گونه اي رفتار کنيد گويا شخصيتي که مي خواهيد هستيد .
?- هدفهايي را براي خود مشخص کنيد که واقع بينانه ، متناسب با امکانات و توانائيهايتان باشد .
«ووس» عنوان كرد: اجداد قديمي انسانها احتمالا براي انجام كارها و رسيدن به اهداف خود مثلا ساختن پناهگاه و يا شكار نياز به همكاري ديگران داشتهاند اما در ابتدا معامله كالا به كالا و در نهايت پول در ميان مردم رايج شد به طوري كه انسانها ميتوانستند بدون نياز به كمك مستقيم ديگران و تنها با برخورداري از پول كارهاي خود را انجام بدهند كه اين امر احتمالا ميزان اجتماعي بودن انسان را نيز كاهش داده است.
در يكي از اين آزمايشها دانشجويان داوطلب به دو گروه تقسيم شدند و از آنها خواسته شد با يك سري كلمات پراكنده جملهسازي كنند. بررسي اين جملهها نشان داد جملههاي ساخته شده توسط افرادي كه در حين آزمايش پول مشاهده كردهاند، به صورت ناخوداگاه به ميزان بيشتري با مسايل مادي و پول ارتباط دارد.
در آزمايشي ديگر دانشجويان به حل يك معما مشغول شدند و آن دسته از دانشجويان كه در موقعيتي نشسته بودند كه ميتوانستند مقداري پول مشاهده كنند به طور ميانگين پس از ۵/۱دقيقه براي حل معما تقاضاي كمك كردند اما دانشجويان ديگر كه پولي نميديدند به طور ميانگين پس از ۳دقيقه درخواست كمك كردند.
به گفته محققان، حتي مشاهده جزيي پول نيز ميتواند در نوع رفتار و اهداف فرد تاثير بگذارد و به صورت ناخوداگاه سبب كاهش حس وابستگي فرد به سايرين شود.
تعريف روانشناسي:
روانشناسي ، يعني شناختن روان يا ذهن چون نمي توانيم از فرايند ذهني ديگران يعني از آنچه در درون مغز ديگران اتفاق مي افتد، شناخت مستقيم داشته باشد به اجبار بايدعملكرد آنها يا ، به سخن ديگران رفتار آنها را درنظر بگيريم.
روانشناس كسي است كه رفتار خود وديگران را مطالعه مي كند. البته روانشناس خوب كسي خواهد بود كه ابتدا خودش را مورد مطالعه قرار دهد بعد به مطالعه ديگران بپردازد.
تاريخچه روانشاسي:
هر چند كه ظهور علم روان شناسي را به سال1879 نسبت مي دهند. ويليم وونت اولين آزمايشگاه راوان شناسي را در شهر لايپزيك المان بنا نهاد. و به مطالعه روح، روان يا عملكرد ذهني تاريخ بسيار طولاني دارد.
در ادبيات، ژان ژاك رسو بي عدالتيهاي اجتماع را فاش مي سازد. ويكتور هوگو رمانتيسم را به اوج شكوفايي مي رساند و ماركس و انگلس كتابهايي منتشر مي كنند.
در دو قرن19و20 اميال، آرزوها و رفتارهاي انسان در تمام جبه ها و به شيوه هاي مختلف بيان شد.
در آلمان، وبر درباره احساس بينايي و آستانه كارمي كند و در نتيجه قانون وبر و مفهوم كمترين تفاوت محسوس به وجود مي آيد.
فيخنر كارهاي وبر را دنبال مي كند و سايكو فيزيك را پي ميريزد چيزي كه آن را "نظريه روابط روان و جسم" مي نامد . و ونت شاگرد فيخنر ، همان طور كه اشاره كرديم اولين آزمايشگاه روان شناسي راتآسيس كرد. و پدر روانشاسي محسوب مي شود.
در آمريكا، ويليام جيمز:آگاهي و هوشياري را تحت بررسي آزمايشگاهي قرار مي دهد. و درباره هيجانها نظريه عنوان مي كند وموضوع هاي هوش، هيجان، نگرش، زمان واكنش،....
در فرانسه، روانشناسي فيزيولوژيك ؛ به همت كارهاي بروكا، گسترش مي بايد. شاركو روشهاي مشاهده افراد هيستريك و بيماران آزمايشگاهي رادر فرانسه پي مي ريزد. و بينه به رشد كودك ومطالعه هوش علاقه مند مي شود.
در اتريش: فرويد به روانشاسي باليني و دقيقاً به معالجه نوروزها روي مي آورد
در روسيه پاولف فعاليت عصبي و بازتاب را به شيوه اي خاص مطالبعه مي كند او نيز مانند فرويد روانشناسي را جهت مي دهد.
در قرن 20 در آلمان با ونت، فرانسه، با شاركو و ريبو در آمريكا با جيمز در اريش با فرويد و روسيه با پاولف.
در انگلستان، رشد روان شناسي مسير خاصي دنبال مي كند روانشناسي انگلستان از كشفهاي داروين مي پردازد با يان هه انگليسيها فرهنگ روان شناسي را با خلق اصطلاحاتي مثل "كوشش و خطا و تقليد" غني تر ميكند.
رفتارگراي بدنبال پاولف و واتسون به وجود امد. اين مكتب روانشاسي را به صورت زير تعريف مي كند.
تعريف روانشاسي: مطالعه فرايندهاي ذهني قابل مشاهده و قابل ندازه گيري.
ابن سينا را مي توان يكي از روان شناسان افغانستان نام برد.
مكتب يعني مدرسه، جايي كه در آن كودكان خواندن، نوشتن و حساب كردن مي آموزد.
مكتب در اين معاني نيز به كار مي رود. مجموع انديشه ها و افكار يك استاد كه در جمعي نفوذ كرده باشد.
مكتب ساخت گرايي:ويليم وونت آلماني آن را پايه ريزي كرد. سعي مي كرد شعور يا آگاهي را با تجزيه به عناصر متعدد، مثل احساس ، ادارك، و هيجان تعريف كرد. و از روش درونگري استفاده مي شود.
كنش گرايي: ادوارد تيچز، يكي از شاگردان وونت به آمريكا مهاجرت مي كند و مكتب ساخت گرايي را باخود همراه مي برد كارهاي تيچنز ويليام جيمز راتحت تأثير قرار مي دهد.
اين مكتب سعي مي كند عملكرد هاي هشياري را مورد مطالعه قرار دهد نه عناصر تشكيل دهنده آن را، به نظر جيمز روان شناسي علم طبيعي است و بايد به طور عملي مورد مطالعه قرار گيرد.
از ديگر رهبران اين مكتب مي توان جان ديوي را نام برد؛ بنظر او بايد به ذهن به عنوان يك ابزار نگاه كر د.
مكتب كنش گرايي، فعاليت خود را برتحليل تجريه آگاه ، سازي و عملكرد روان در سازگاري فرد با محيط خود متمركز مي كند.
گشتالت گرايي: برخلاف ديگر مكتب ها روان يا ذهن انسان قابل تجزيه نيست ذهن انسان بايد به صورت يك كل در نظر گرفته شود. زيرا كل هميشه چيزي اضافه بر اجزاي تشكيل دهنده خود دارد. تغير در يك قسمت از كل مي تواند روند واقعيت را به طورد كلي تغير دهد. از دانشمندان آن مي توان كهلركفكا و ورتهايمر آلماني را نام برد.
روانكاوي: فرويد پدر اين مكتب است، و با همكاران خود سعي كرده است تا رشد انسان را براساس رويدادهايي كه در دوران كودكي براي او اتفاق افتاده است تحليل كنند. طبق اين مكتب، انسان به طور تصادفي وارادي عمل نمي كند بلكه براساس انگيزشهاي دروني ، آرزوهاي سركوب شده يا ناآگاه عمل مي كند. بنابر اين هر رفتاري كه از انسان سر مي زند جبري است. فرويد براي دسترس به ناآگاهي انسان ، ابتدا روش هيپنوتيسم را پيش مي گيرد.
رفتارگرايي: معتقد است كه فرد در برابر محيط خود واكنش نشان مي دهد نه اين كه به گفته روانكاوان از درن برانگيخته مي شود. يا به گفته انسان گرايان ، براساس اراده و اختيار خودعمل مي كند. پاولف، واتسون و اسكينر رفتار را پاسخ به يك محرك در نظر مي گيرند. رفتارگرايان مي خواهند ذهنيت را از مشاهد عملي رفتار حذف كنند آنها تغييرات محيط و پاسخ ارگانيسم را در نظر مي گيرند. مثلاٌ در شرطي شده كلاسيك روي بازتاب و در شرطي شدن عامل روي تقويت تأكيد مي شود.
شناخت گرايي: اين مكتب انسان را به صورت ماشين يا موجودي كه به طور جبري تحت استيلاي رويدادهاي دروني يا بيروني است در نظر نمي گيرد. ژان پياژه اين شيوه را براي مطالعه رشدشناخت انسان ارائه كرده است. شناخت گرايي در سالهاي 1970 به وجود آمده انسان را يك تحليل گر شناخت در نظر مي گيرد.
فرق عمده شناخت گرايي با رفتارگرايي اين است " كه شناخت گرايي روي فراينده هاي شناختي انگشت مي گذارد وآنها را زير بناي رفار مي داند در صورتي كه رفتارگرايي ري اثر محركهاي محيط بر رفتار تأكيد دارد . بنابراين مي توان گفت كه رفتار هر فرد به برداشت او ازمحيط وحتي از خود وابسته است.
1- سعي كنيد مسائل را در حد و اندازه خودشان در نظر بگيريد
شايد قدرتمند ترين استراژي مقابله با استرس در محيط كار اين است كه مسائل و مشكلات را در حد و اندازه خودشان در نظر بگيريم . بسياري از مردم در باره مسايل شان غلو مي كنند بعضي ديگر نيز حادثه اتفاق افتاده را با اتفاق ناخوشايند مقايسه مي كنند به عنوان مثال اگر با اتومبيل شان تصادف كنند مي گويند( خدا را شكر كه كسي آسيب نديد ) بهتر است حوادث ناخوشايند را در حد و اندازه خودشان در نظر بگيريم
2-از مواجه و برخورد اجتناب كنيد
راهي ديگر براي به حد اقل رساندن استرس اجتناب از مواجه و رويارويي است معلمين با تجربه مي توانند نشانه هاي بروز يك مساله اجتماعي را درك كنند و از مواجه و رويارويي با ان اجتناب كنند به طور مثال زماني كه مي بينند دانش اموزان بي قرار و خسته هستند و براي در س خواندن تلاش ندارند برخورد با آنها در ظاهر ممكن است موقتا" به كلاس حالت بهتري بدهد اما ممكن است يك يا چند دانش اموز بد رفتاري كنند و حالا شما مجبور شويد با آنها مواجه شويد كه اين كار صحيحي نيست در اين چنين شرايطي درست است كه آرامش خود را حفظ كنيد . با صداي آرام و به طور حصوصي با دانش آموزان مساله ساز حرف بزنيد نيازي به فرياد كشيدن در حضور ديگران و بحث كردن در مورد موضوع نيست
3- خود را بعد از كار در آرامش قرار دهيد
يكي از نشانه هاي استرس داشتن احساس تنش است . بعد از كار هر اقدامي كه خستگي شما را از نن شما در مي آورد و شما را در حالت آرامش قرار ميدهد و مي تواند به رفع تنش از شما كمك كند اقدام نماييد
4- اقداماتي براي برخورد با مساله صورت دهيد
به محض اينكه با مسئله اي روبرو شديد به آن توجه كنيد و اجازه ندهيد موضوع بماند و كهنه شود تا بر ميزان استرس شما بيفزايد معلمان با تجربه مي دانند كه كدام مسائل هستند كه اگر به حال خود رها شوند تشديد و مشكل آفرين مي شوند . ناديده گرفتن يك مسئله مستلزم صرف انرزي فراوان است زيرا بخشي از ذهن شما همچنان به مسئله فكر مي كند كه اين شرايط به سهم خود توليد تنش مي كند و خستگي ذهني بوجود مي آورد
5- احساسات خود را كنترل كنيد
تجربه استرس به شكل خشم –ناراحتي يا افسردگي بروز مي كند قبل از هر كاري شما بايد از طرز واكنش نشان دادن خود به موقعيت استرس زا آگاه شويد بعضي در برخورد با ناراحتي به سرعت عصباني مي شوند – برخي
6-براي بعصي از وظايف وقت بيشتري بگذاريد
مهارت هاي مناسب مديريت زمان براي انجام كارها و وظايفي كه با آن روبرو هستيد از اهميت ويژه اي برخوردار است اما در كار معلمي حتي اگر از مديريت زمان نيز بيشترين استفاده را بكنيد نمي توانيد در شرايطي قرار بگيريد كه همه كارها را به صورت يكنواخت انجام دهيد در برخي مواقع كه بار كاري شما زياد است براي برخي كارها فرصت زيادي در نظر بگيريد مثلا" در فصل امتحانات مي توانيد فرصت بيشتري براي تصحيح اوراق صرف كنيد و از ميزان صرف وقت براي برنامه ريزي درسي بكاهيد
7- مسائل و احساسات خود را با ديگران در ميان بگذاريد
در ميان گذاشتن مسائل و نگراني هاي خود با ديگران به دو طريق عمده مي تواند به شما كمك كند اولا" اشخاص مي توانند به شما توصيه و راهنمايي كنند مي توانند به شما كمك كنند تا با منبع استرس مواجه شويد دوما" اشخاص مي تواننداز شما حمايت احساسي كنند ميتوانند با شما همدردي كنند و موقعيت شما را درك كنند
8- زندگي خانگي سالمي داشته باشيد :
لازم است اشخاص تعادل خوبي ميان زندگي كاري و زندگي خانگي خود برقرار سازند داشتن زندگي خوب در خانه وسيله مناسبي براي كاستن از شدت استرس هاي محيط كار است
9- از قبل برنامه ريزي كنيد و اولويت ها را در نظر بگيريد
برنامه ريزي دقيق و حساب شده شما امكان مي دهد تا گرفتار وحشت ناشي از آخرين دقايق باقي مانده به انجام كار قرار نگيريد
10-به محدوديت هاي خود توجه داشته باشيد
هميشه مواقعي از سال و كارهايي هست كه بايد بپذيريد بهترين كاري را كه ميتوانستيد انجام داده ايد و دليلي ندارد كه بي جهت نگران كيفيت كار خود باشيد در ضمن در رابطه با همكاران و دانش آموزان بايد به اين نكته
توجه داشته باشيد كه هميشه عواملي در كار است كه مانع رسيدن شما به موقعيتي مي شوند كه مي توانيد به آن دست يابيد مثلا"اگر يكي از دانش آموزان از درس شما نمره قابل قبولي نمي گيرد بايد واقع بين باشيد و بدانيد در عدم موفقيت اوتقصير شما نيست بلكه عوامل و اشخاص متعدد ديگري در كار دخالت دارند
سوسن,آفتابگردان يا گل رز
۱- فرض كنيد شما مشخصه صورت كسي هستيد,كدام قسمت ازصورت او هستيد؟
الف :چين وچروك ب :لكه ج :خال زيبايي د :كك ومك ت :لبخند
2- دوست داريد چه نوع پرنده اي باشيد؟
الف :شباهنگ ب :جغد ج :عقاب د :فلامينگو ت :پنگوئن
3- كدام يك ازآلات موسيقي را دوست داريد؟
الف:پيانو ب :ويلون ج :سازدهني د :گيتار ت :دف
4- كدام يك ازبرنامه هاي تلويزيوني براي شما جالب تراست؟
الف :اخباروبرنامه هاي مستند ب :فيلم هاي درام وزندگي نامه
ج :هيجاني وپليسي د :عشقي وماجرايي
ت :كمدي وكارتون
5- كدام يك ازبازي هاي شهربازي را بيشتردوست داريد؟
الف :هيچ كدام ,من ازشهربازي متنفرم
ب :قطاريا قايق ج :نمايش واجراي كمدي
د :چرخ وفلك ووسايلي كه سريع مي چرخند
ت :ترن هاي هوايي سريع السير
6- آيا شما به اشتباهات خوتان مي خنديد؟
الف :هرگز ب :به ندرت ج :برخي مواقع د:معمولا ت:هميشه
7- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عكس العملي نشان مي دهيد؟
الف :عصباني مي شويد ب:ناراحت مي شويد
ج :برايتان جالب است د:تلافي مي كنيد
ت :چندين برابرتلافي مي كنيد
8- اولين چيزي كه صبح موقع بيدارشدن به فكرتان خطورمي كند چيست؟
الف :كارويا تحصيل ب:مشكلات زندگي
ج :صبحانه د :روزي كه درپيش داريد
ت :كاري كه تا شب انجام خواهيد داد
9- درزندگيتان چه شعاري داريد؟
الف :وقت طلاست ب:سحرخيزباش تا كامروا باشي
ج :آنچه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند
د :زندگي كن وبه ديگران هم اجازه زندگي كردن بده
ت :بي خيال باش(هرچه بادا باد )
10- آيا به همه حيوانات علاقه منديد؟
الف :اصلا ب:تعداد كمي ازحيوانات
ج :برخي ازحيوانات د:بيشترحيوانات
ت :تمام حيوانات
11- شما لبخند مي زنيد؟
الف :هرگز ب:به ندرت
ج :گاهي اوقات د :اغلب
ت :آنقدرزياد كه برخي فكرمي كنند ديوانه هستم
12- نظرديگران راجع به شما اغلب كدام مورد است؟
الف :بي رحم ب :سرد وبي احساس
ج :زيبا د :دوست داشتني
ت :خوشگذران
13- شما احساس عشق وقدرداني خود را نشان مي دهيد؟
الف :هرگز ب :به ندرت
ج :گاهي د :اغلب
ت :حداكثرتا جايي كه امكان دارد
14- شما اعتقاد داريد كه براي شاداب بودن بايد ساعاتي ازروز را منحصرا صرف خودتان كنيد؟
الف :اصلا ب:احتمالا نه
ج :گاهي د :بله
ت :البته ,تا جايي كه امكان دارد به خودتان مي رسيد
15-آيا زندگي شما بابرنامه ريزي پيش مي رود؟
الف :من حتي درتعطيلات هم برنامه ريزي مي كنم
ب :هميشه برنامه ريزي مي كنم
ج :بستگي به روزهفته دارد
د :درصورت امكان اجازه مي دهم كه خودش پيش آيد
ت:هميشه بدون برنامه ريزي روزها را طي مي كنم
حال امتيازات كنارگزينه هايي را كه انتخاب كرده ايد جمع كنيد.
مثلا گزينه الف1 امتيار,گزينه ب 2امتياز,گزينه ج 3 امتياز,گزينه د 4 امتياز,گزينه ت 5 امتيازدارد سپس امتيازات خودتان ازپانزده سوال تست را مطابق با جدول زيرمقايسه كنيد.
اگرامتيازشما بين 1تا 20باشد :
بدين معني است كه شما سوسن سفيد هستيد .مردم شما را به خاطرپشتكارتان ,ازجان ودل مايه گذاشتنتان وموفقيت هايتان تقديرمي كنند.اهداف مشخصي داريد وفكرتان بركارتان متمركزاست .احتمالا فرزند اول خانواده هستيد .احساستان را به سختي ابرازمي كنيد .يكي ازمهمترين نگراني هاي شما اين است كه چگونه دربرابرافراد مختلف ظاهرشويد.انديشه هايتان كمي متمايل به بدبيني است .اعتماد به نفس داريد ولي درباطن گاهي به خود اعتماد نداريد.قادرهستيد كه هدفي تعيين كنيد وبه آن برسيد.بعضي مواقع دنيا را با ديدي باريك بين مي نگريد .احساس مي كنيد كه وقت كمي براي رسيدن به آرزوهايتان داريد.
مواظب باشيد جدي بودنتان شما را ازدنياي اطراف دورنكند .خونسرد باشيد واززندگيتان لذت ببريد .كارهايي انجام دهيد كه ازآنها لذت مي بريد .با انجام اين دستورات قوه خلاقيت تان شكوفا مي شود .سعي كنيد كه بيشتربخنديد وبا ديگران درتماس باشيد.
اگرامتيازشما بين 21تا 54 باشد :
بدين معني است شما يك گل رزهستيد .كمي تيغ داريد ولي زيبايي هاي بسياري داريد .حس شوخ طبعي داريد ولي ازشنيدن جوك لذت مي بريد.احتمالا فرزند وسط خانواده هستيد مردم دوست دارند دوروبرشما باشند .خونگرم هستيد .دوستان صميمي بسياري داريد.زندگي را باديد واقع بينانه مي نگريد .آگاهيد كه زندگي ازخوبي ها وبدي ها تشكيل شده است .قادريد شانس خودتان را با توجه به سرمايه هاي كه داريد امتحان كنيد .سخت كوش هستيد وبه اهدافتان پايبنديد .دوست داريد خودتان باشيد واين مساله به شما اعتماد به نفس مي دهد مشكلترين مساله درزندگيتان يكنواخت بودن مسايل است .يكنواختي درهرمساله اي شما را آزارمي دهد وباعث كسل شدن روحيه شما مي شود .
به شما پيشنهاد مي گردد كه افق ديدتان را وسيع تركنيد .مسايل جديدي را تجربه وكشف كنيد .آنگاه متعجب خواهيد شد كه چه نتايج زيبايي به دست آورده ايد ومهمترازهمه اينكه فراموش نكنيد كه درهمه چيزدنبال زيبايي بگرديد مخصوصا درخودتان .
اگرامتيازشما بين 55 تا 75 باشد :
بدين معني است كه شما يك گل آفتابگردان هستيد دربستري ازگلهاي رز.يك ويژگي بارزدرشما وجود دارد كه باعث گرمادهي به ديگران وجلوه گري شما مي شود .ممكن است شما كوچكترين فرزند خانواده ويا تنها فرزند باشيد .دروقت لازم جدي هستيد ولي دوستانتان شما را به عنوان يك شخص شوج طبع مي شناسند .ازگفتن جوك لذت مي بريد .گاهي شيطنت مي كنيد .مايليد كه با افراد جديد وجالبي درزندگيتان آشنا شويد .با افرادي كه هيچ وقت نمي خندند راحت نيستيد .ديد مثبتي به زندگي داريد .درهمه چيزبه دنبال خوبيها هستيد .بيدي نيستيد كه با هربادي بلرزيد .گرم ,دوست داشتني ,با وفا واجتماعي هستيد وهركدام ازاين صفات مي تواند دليلي براي خوب بودن شما باشد .انرژي نامحدودي داريد ولي انگيزه تان كم است .براي شما مشكل است كه فقط برروي يك كارمتمركز شويد به شما پيشنهاد مي گردد كه اجازه دهيد مردم روي جدي شما راهم ببينند همان طوركه چهره شاد شما را مي بينند .دراين صورت مي خواهند كه هميشه با شما باشند .به احساسات ديگران احترام بگذاريد ازاين شاخه به آن شاخه نپريد .وكاري راكه دوست داريد انتخاب كنيد وتا پايان آن را انجام دهيد

کافي است در مقابل هر يک از 25 عبارتي که در زير ميخوانيد ، موافقت يا مخالفت خودتان را با «بله/خير» مشخص کنيد. تا جايي که ميتوانيد، از «نميدانم» اجتناب کنيد. ناسلامتي شما ميخواهيد شخصيت خودتان را بشناسيد!
1. آيا در مکالمات روزمرهي خود روي برخي کلمات تاکيد ميکنيد؟
بلي خير نميدانم
2. آيا سريع غذا ميخوريد و سريع حرف ميزنيد؟
بلي خير نميدانم
3. به نظر شما بايد به کودکان آموزش داد تا هميشه بهترين باشند؟
بلي خير نميدانم
4. آيا وقتي کسي کند و آهسته کار ميکند ، بيحوصلگي نشان ميدهيد؟
بلي خير نميدانم
5. آيا وقتي ديگران حرف ميزنند ، آنها را وادار به تند حرف زدن ميکنيد؟
بلي خير نميدانم
6.آيا وقتي احساس ميکنيد محدود شدهايد يا بايد در رستوران ، منتظر خاليشدن ميز باشيد ، از فرط عصبانيت ديوانه ميشويد؟
بلي خير نميدانم
7. آيا وقتي کسي براي شما حرف ميزند ، همچنان افکار شخصي خودتان را دنبال ميکنيد؟
بلي خير نميدانم
8. آيا سعي ميکنيد در حال اصلاح صورت يا آرايش، صبحانه هم بخوريد؟
بلي خير نميدانم
9. آيا اتفاق ميافتد که در تعطيلات نوروزي يا تابستاني کار کنيد؟
بلي خير نميدانم
10. آيا هميشه مباحث مربوط به موضوعات مورد علاقهي خودتان را دنبال ميکنيد؟
بلي خير نميدانم
11. آيا اگر وقتگذراني کنيد ، خودتان را گناهکار ميدانيد؟
بلي خير نميدانم
12. آيا آن قدر مشغول کار هستيد که متوجه اطراف خودتان يا مثلا متوجه تغيير دکوراسيون خانه نميشويد؟
بلي خير نميدانم
13. آيا با ماديات بيشتر از مسايل اجتماعي درگير هستيد؟
بلي خير نميدانم
14. آيا سعي ميکنيد فعاليتهاي خود را در کمترين زمان برنامهريزي کنيد؟
بلي خير نميدانم
15. آيا هميشه بهموقع سر قرار حاضر ميشويد؟
بلي خير نميدانم
16. آيا اتفاق افتاده است که براي بيان نظر خودتان مشت گره کنيد يا مشت بزنيد؟
بلي خير نميدانم
17. آيا موفقيتهاي خود را به توانايي سريع کار کردنتان نسبت ميدهيد؟
بلي خير نميدانم
18. آيا احساس ميکنيد کارها بايد همين حالا و خيلي سريع انجام گيرد؟
بلي خير نميدانم
19. آيا براي انجامدادن کارهاي خود ، هميشه سعي ميکنيد ابزارهايي را به کار ببريد که بيشترين بازده را دارند؟
بلي خير نميدانم
20. آيا هنگام بازي ، آنچه برايتان بيش از هر چيز ديگري اهميت دارد ، اين است که برنده بازي باشيد؟
بلي خير نميدانم
21. آيا معمولا حرف ديگران را قطع ميکنيد؟
بلي خير نميدانم
22. آيا وقتي ديگران تاخير ميکنند ، عصباني ميشويد؟
بلي خير نميدانم
23. آيا پس از غذا خوردن بلافاصله از سر ميز يا از سر سفره بلند ميشويد؟
بلي خير نميدانم
24. آيا هميشه احساس ميکنيد عجله داريد؟
بلي خير نميدانم
25. آيا از عملکرد فعلي خود ناراضي هستيد؟
بلي خير نميدانم
تفسير آزمون
حالا با توجه به جدول زير نوع شخصيت خود را پيدا کنيد.
تعداد بله
تيپ شخصيتي
ويژگيهاي اخلاقي
نکته
بيشتر از 20
A
خيلي مبارزهجو، رقابتطلب، بيحوصله، پرخاشگر، خصومتجو، تحمل نداريد ديگري کار شما را انجام دهد، حاضر به مشاوره نيستيد
مستعد بيماري قلبي و عروقي
کمتر از 5
B
آرام، آسانگير، کيفيت زندگي براي شما مهمتر از کميت آن است
در معرض بيماري قلبي نيستيد
20-13
متمايل به تيپ A
13-5
متمايل به تيپ B
برای ترساندن دشمنان در جنگ تصویر او را روی نقابها و سپرها نقاشی می شد . به این ترتیب واژه فوبیا ، همچنان که از نامش برمی آید ؛ ترس ، هراس ، بیم ، یا وحشت معنی می دهد . افراد مبتلا به ترس مرضی کاملا می دانند که از چه چیزی می ترسند . افراد دچار هراس جز بخاطر ترس از اشیا یا افراد یا موقعیت های معین ، دست به تحریف قابل توجهی در واقعیت نمی زنند و به نظر نمی رسد هیچ مشکل جسمی داشته باشند . با این وجود ترس آنها با واقعیت تناسب ندارد و به نظر غیر قابل توضیح می آید و خارج از کنترل ارادی فرد است . ترس مرضی یا فوبیا انواع گوناگونی دارد که از آن میان می توان به آکروفوبیا (هراس از بلندی ) ، گورافوبیا ( هراس از مکانهای باز و موقعیت های ناآشنا ) ، آکوافوبیا (هراس از آب ) ، کلاسترفوبیا ( هراس از مکانهای بسته ) ، و گزنوفوبیا ( هراس از بیگانه ها ) اشاره کرد .
بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است
بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد شما نارنجی هستید
بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید
بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید
بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید
بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید
بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستید
بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودی رنگ هستید
بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیمویی هستید
اول فروردین ماه باشد سیاه هستید
بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید
بین 12 تا 21 فروردین باشد شما سرمه ای است
بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید
بین یكم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید
بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید
بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید
بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید
بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستری هستید
بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید
سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاكستری است
بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید
بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید
بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید
بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید
بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید
بین 23 مرداد تا یكم شهریور باشد شما سبز هستید
بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ای هستید
بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما كبود رنگ هستید
بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید
متولدین یكم مهر ماه زیتونی هستند
بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید
بین 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای دارید
بین 22 مهر ماه تا یكم آبان ماه شما نقره ای هستید
بین 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفید هستید
بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است
بین یكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید
بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستری هستید
بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستید
متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند
قرمز
با نمك و دوستداشتنی، مشكل پسند اما همیشه عاشق.......و اینطور بنظر میرسد كه مورد محبت نیز باشید. با روحیه و بشاش اما در همان زمان میتوانید بد اخلاق هم شوید.
قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد كنید و این همان عشقی است كه میتواند در راهی كه در پیش دارید همراهتان باشد.
آدمهایی را كه راحت صحبت میكنند دوست دارید این آدمها باعث میشوند احساس راحتی بیشتری داشته باشید0
-----------------------------------------------------------------
شیری رنگ
اهل رقابت و بازی دوست. دوست ندارد ببازد ولی همیشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون بگذرانید، با دقت عشقتان را انتخاب میكنید و بسادگی عاشق نمی شوید اما وقتی او را یافتید تا مدتهای طولانی دوستش خواهید داشت.
--------------------------------------------------------------------
نیلی
شما بیشتر متوجه نگاهتان هستید و استانداردهای بالائی در انتخاب عشق دارید. هر راه حلی را با دقت و تفكر انتخاب می كنید و بسیار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه میشوید. دوست دارید رهبر باشید و به راحتی می توانید دوستان جدید پیدا كنید.
-------------------------------------------------------------------
خاكستری
جذاب و فعال هستید، شما هرگز احساستان را پنهان نمی كنید و هر آنچه را كه درونتان است آشكار می سازید. اما ضمنا میتوانید خودخواه هم باشید. می خواهید مورد توجه باشید و نمی خواهید بطور نا برابر با شما برخورد شود. میتوانید روز مردم را روشن كنید. شما میدانید در زمان مناسب چه بگویید و خوش اخلاق هستید0
--------------------------------------------------------------------
سبز
خیلی خوب با افراد تازه كنار می آیید. در واقع آدم خجالتی ای نیستی اما گاهی اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسیب می رسانید. دوست دارید تا مورد توجه و علاقه كسی باشید كه دوستش دارید ولی اغلب تنهایید و به انتظار فرد مورد نظرت می مانید.
-----------------------------------------------------------------------
طلائی
شما میدانید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. آدم بشاشی هستید و زیاد بیرون میروید. بسیار سخت میتوانی فرد مورد نظرت را پیدا كنی اما وقتی او را یافتی تا سالیان متمادی دوباره عاشق نمی شوی.
-----------------------------------------------------------------------
صورتی
شما همواره در تلاشید تا در هر چیزی بهترین باشید و دوست دارید به سایرین كمك كنید. اما بسادگی قانع نمی شوی. دارای افكاری منفی هستید و در جستجوی عشقی شورانگیز مانند آنچه در قصه هاست هستید.
------------------------------------------------------------------------
زرد
شما شیرین و بیگناهید ، مورد اعتماد بسیاری از مردم ، و دارای رهبریتی قوی در ارتباطاتتان هستید. شما خوب تصمیم میگیرید و انتخاب درستی در زمان مناسب می گیرید. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر می برید.
-----------------------------------------------------------------------
خرمائی
باهوشید و میدانید چه چیزی درست است. میخواهید همه چیز را مطابق میل خود كنید كه گاهی میتواند بدلیل عدم توجه به نظر دیگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستید. وقتی فرد مورد نظرتان را یافتید برایتان دشوار است فرد بهتری پیدا كنید.
-----------------------------------------------------------------------
نارنجی
در مقابل اعمالتان مسئولیت پذیر هستید، می دانید چگونه با مردم رفتار كنید. همواره اهدافی برای دستیابی به آنها دارید و حقیقتا برای رسیدن به آنها تلاش میكنید ، فردی آماده رقابت هستید. دوستانتان برایت بسیار مهم هستند و قدر آنچه را كه دارید میدانید، گاهی اوقات واكنشتان زیادی شدید است و علت آن نیز احساساتی بودنتان است.
-----------------------------------------------------------------------------
ارغوانی
اسرار آمیز هستید، بهیچوجه خودخواه نیستید ، زود و آسان نظرتان جلب میشود. روزتان با توجه به خلقتان میتواند غمگین یا خوش باشد. بین دوستان محبوب هستید اما میتوانید دست به عمل احمقانه ای نیز بزنید ، بسادگی امور را فراموش میكنید. بدنبال شخصی هستید كه قابل اعتماد باشد.
------------------------------------------------------------------------------
لیموئی
آرام هستید، اما بسادگی عصبانی می شوید. به آسانی حسادت می ورزید و در مورد چیزهای كوچك اعتراض میكنید، نمی توانید به یك كار بچسبید اما دارای شخصیتی هستید كه اعتماد و علاقه همه را جلب میكند.
-------------------------------------------------------------------------------
نقره ای
خیال پرداز و بامزه اید ، دوست دارید چیز های جدید را بیازمایید. علاقه دارید خود سازی كنید و بسادگی می آموزید، براحتی میتوان با شما صحبت كرد و شما نصایح خوبی میدهید. وقتی موضوع دوستی است متوجه میشوید نمی توان به كسی اعتماد كرد، اما وقتی دوستان واقعی خود را یافتید تا پایان عمر به آنها اعتماد میكنید.
--------------------------------------------------------------------------------
سیاه
شما یك مبارز هستید و دارای انگیزه اید. اما تغییر در زندگی را نمی پسندید. زمانی كه تصمیمی گرفتید، روی تصمیمتان تا مدتها پای می فشارید. زندگی عشقی شما نیز توام با مبارزه است و مثل همه نیست.
--------------------------------------------------------------------------------
زیتونی
شما روشن قلب و آدم گرمی هستید. همراه خوبی برای فامیل و دوستانید. خشونت را نمی پسندید و میدانید چه چیزی درست است. شما مهربان و بشاش هستید اما بسادگی به مردم حسادت نورزید0
--------------------------------------------------------------------------------
قهوه ای
فعال و ورزشكارید ، برای دیگران مشكل است كه به شما نزدیك شوند. زمانی كه متوجه میشوید نمی توانید به چیزی كه میخواهید دستیابید ، بسادگی تسلیم شده آنرا رها میكنید.
--------------------------------------------------------------------------------
آبی
اتكا به نفس كمی دارید و خیلی ایرادی هستید. هنرمند هستید و دوست دارید عاشق شوید ، اما میگذارید عشقتان از دستتان برود چون در این مورد از مغزتان فرمان میگیرید نه از قلبتان0
--------------------------------------------------------------------------------
سرمه ای
شما جذابید و عاشق زندگی خود هستید ، نسبت به همه چیز دارای احساسی قوی هستید و خیلی زود گیج میشوید. زمانی كه از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوید برایتان مشكل است آنها را ببخشید.
--------------------------------------------------------------------------------
سفید
شما آرزو و اهدافی در زندگی دارید زود حسادت می ورزید. نسبت به دیگران متفاوت و گاهی اوقات عجیب هستید اما همه این حالت شما را دوست دارند.
--------------------------------------------------------------------------------
كبود
احساسات شما بسادگی و ناگهانی تغییر میكند اغلب تنها هستید ، مسافرت را دوست دارید. انسان صادقی هستید ولی حرف مردم را زود باور میكنید. یافتن عشق برای شما سخت است و گمگشته عشق هستید.
در سال 1963، یک روانشناس آمریکایی به نام بتی فریدن با یک وضعیت روانی غیرعادی که در بین زنان، در سنین مختلف، به طور گستردهای شایع بود روبرو گشت. او در ابتدا دلیلی برای وجود این وضعیت نمیشناخت و از این رو در مقابل این پدیده کاملاً گیج و حیرتزده شده بود. زنان (اکثراً متاهل) از افسردگی، ناتوانی در تمرکز کردن، گریه بیدلیل، خواب زیاد و احساس خستگی غیرعادی شکایت داشتند. آنها در یک کلمه، احساس ناخشنودی و غمگینی میکردند. و همان طور که گفته شد ظاهراً دلیلی برای وجود چنین احساسی در بسیاری از آنها وجود نداشت. آنها ازدواجهای موفقی داشتند، فرزند داشتند، از نظر مالی مشکل خاصی نداشتند و در شبکههای اجتماعی و گروههای محلی عضویت داشتند و فعالیت میکردند. بسیاری از آنها قبل از تصمیمگیری برای ازدواج و بچهدار شدن، حداقل یک یا دو سال تحصیلات دانشگاهی داشتند.
در سال 1963، یک روانشناس آمریکایی به نام بتی فریدن با یک وضعیت روانی غیرعادی که در بین زنان، در سنین مختلف، به طور گستردهای شایع بود روبرو گشت. او در ابتدا دلیلی برای وجود این وضعیت نمیشناخت و از این رو در مقابل این پدیده کاملاً گیج و حیرتزده شده بود. زنان (اکثراً متاهل) از افسردگی، ناتوانی در تمرکز کردن، گریه بیدلیل، خواب زیاد و احساس خستگی غیرعادی شکایت داشتند. آنها در یک کلمه، احساس ناخشنودی و غمگینی میکردند. و همان طور که گفته شد ظاهراً دلیلی برای وجود چنین احساسی در بسیاری از آنها وجود نداشت. آنها ازدواجهای موفقی داشتند، فرزند داشتند، از نظر مالی مشکل خاصی نداشتند و در شبکههای اجتماعی و گروههای محلی عضویت داشتند و فعالیت میکردند. بسیاری از آنها قبل از تصمیمگیری برای ازدواج و بچهدار شدن، حداقل یک یا دو سال تحصیلات دانشگاهی داشتند.
فریدن به علّت وجود افسردگی در بین زنان پی نمیبرد و آن را «مشکلی که نام ندارد» مینامید. او در کتاب خودش به نام «رازهای زنان» به ردگیری منشاء این مشکل پرداخت. او در این کتاب میگوید که از همان ابتدا عقیده داشته است که مشکل این زنان، فردی نبوده است. یعنی این زنان مشکل بیولوژیکی، هورمونی، جنسی یا دیگر اختلالات روانی نداشتند. بنابراین پاسخ این مساله را در جای دیگری باید جستجو کرد.
فریدن پس از صحبت کردن با صدها زن دریافت که منشاء افسردگی آنها «بحران هویت» است. از یک طرف، از دوران کودکی به زنان گفته شده بود که پس از ازدواج و بچهدار شدن، ارضاء و خوشبخت خواهند شد ولی از طرف دیگر، واقعیت این بود که آنها هر چه بیشتر انرژی خود را تنها صرف ایفای نقشهای سنتی زنانه میکردند، بیشتر و بیشتر احساس ناخشنودی و غمگینی مینمودند. یکی از مادران جوان به فریدن گفت: «من هر کاری که یک زن قرار است انجام دهد انجام دادهام- کارهای ذوقی، باغبانی، آشپزی، خیاطی، ترشی انداختن، مربا درست کردن و ... امّا ناراحت و غمگینم. من احساس میکنم شخصیت مستقلی ندارم. حس میکنم خدمتکاری هستم که باید آشپزی و رختشویی کنم و نیازهای دیگران را برآورده کنم. بالاخره من کیستم؟» زن دیگری به او گفته بود که همه چیز در زندگی دارد- شوهری که در حرفهاش در حال ترقی است، یک خانه زیبا و دوست داشتنی و پول کافی. امّا صبحها که از خواب بلند میشود چیزی وجود ندارد که در انتظارش باشد. او این پرسش را مطرح کرده بود که آیا این تمام چیزی است که در زندگی وجود دارد؟
در هند سنتها بسیار قوی هستند و بسیاری از جنبههای زندگی را دیکته میکنند. در هند، صرف نظر از تفاوتهای مذهبی، طبقاتی یا محلی، سنتها الزامات خاصی بر شیوه زندگی زنان قرار میدهند، از نحوه لباس پوشیدن گرفته تا رفت و آمد با دیگران، نوع کاری که میتوانند انتخاب کنند و امثال آن. روانشناسان مشاهده کردهاند که دختران جوان همچنان که به دوران بلوغ و زنانگی رشد مییابند، بیشتر و بیشتر از نقشهای زنانهای که از آنان خواسته میشود پیروی میکنند. برای مثال، دختران در دبستان معمولاً نمرات بهتری از پسران میگیرند و غالباً رتبههای اول از آنِ آنهاست. امّا در دبیرستان و در امتحان ورودی دانشگاه معمولاً عملکرد تحصیلی آنها به نحو قابل ملاحظهای افت پیدا میکند و آنها پشت سر پسران قرار میگیرند. برخی ممکن است چنین استدلال کنند که دختران قادر به کنار آمدن با درسهای تخصصی و پیشرفته نیستند امّا مطالعات وسیعی که صورت گرفته نشان میدهد که زنان به نوعی نسبت به این که دستاوردهای زیاد در زندگی، امری «غیر زنانه» است، شرطی شدهاند.
در کنار این بخش سنتی جامعه، زنان تحت تاثیر مزایای زندگی مدرن نیز قرار گرفتهاند. تحصیل، کار، دوستان و درآمد زنان، به نحو فزایندهای تصویری که آنها از خود داشتهاند را تغییر میدهد. زنان جوان، بیشتر و بیشتر به این عقیده میرسند که دیگر در چهارچوب نقش سنتی زنان به عنوان «همسر» و «مادر» نمیگنجند. آیا دوران تجدّد به همراه خود «بحران هویت» را برای زنان به ارمغان آورده است؟ ما امروزه را از واکنشهای زنان به شرایط اجتماعیشان از درون داستانها و زندگینامههایی که مینویسند، فیلمهایی که میسازند و امثال آنها درک میکنیم.
آنچه فریدن در دهه شصت در مورد زنان آمریکایی مورد بحث قرار داد و به احتمال زیاد در مورد زنان هندی و یا هر جای دیگری در دنیا نیز صادق است این است که باید به زنان اجازه داده شود تا فعالیتهایی که باعث رشد و تقویت هویتشان میشود را دنبال کنند. ایده «زنانه» و «مردانه» که به طور مصنوعی توسط اجتماع ساخته شده است سعی دارد که انسانها را در این دو قالب جداگانه جای دهد و این امر منجر به نارضایی و سرخوردگی آنان میگردد. زنان نیز همانند مردان، موجودات خلاقی هستند. غالباً ایدههای «زنانگی» جنبههای خلاقیت زنان را سرکوب میکنند. زنان چیزی بیشتر از همسر و مادر هستند. برای بسیاری از زنان، یک حرفه کاری، چیزی است که به آنها حس زنده بودن و هدفمند بودن میبخشد. البته نمیتوان به سادگی نتیجه گرفت که یک الگو برای تمام زنان مناسب است اما یک چیز را میتوان با اطمینان گفت و آن این که زنان باید فرصت داشته باشند تا چیزهایی که خشنود و ارضایشان میکند را مورد نظر قرار دهند. اگر محیطی زنان را چنان بار بیاورد که در مورد خودشان فقط به عنوان ابزار تولید مثل فکر کنند، در بلند مدّت، آنها دارای شخصیت سرکوب شده و گرفتار بحران هویت خواهند شد
بر اساس تحقيقات انجام شده استفاده از تنقلات مختلف ( البته به انتخاب افراد) رازهايي از شخصيت انها را نشان مي دهد شما چه تنقلاتي را دوست داريد؟
1-كيكهاي كوچك خامه دار.. پيراشكي ها ٬ دونات٬ شيرين عسل ...
2- بستني هاي مختلف خامه دار ميوه اي
3 - انواع و اقسام شكلاتها
4- انواع شيرینی هاي شكلاتي و قهوه دار
5- انواع چيپس ها
____________ _________ _________ _________ _
بستني هاي مختلف (خامه دار ميوه اي .
محققان بر اين اعتقادنند كه بستني غالباْ محبوب مديران و رهبران ارشد سازمانهاست. شما يك مدير و هدايت كننده واقعي هستيد و هيچگاه از مبارزه عقب نشيني نمي كنيد ٬ خواه اين مبارزه آغاز يك كار تجاري براي خودتان باشد ٬ خواه سازماندهي يك موسسه خيريه و..... شما هيچگاه در انتظار تشويقها و كمكهاي بيروني نمي مانيد.
ديد مثبت شما و مسولانه شما به زندگي ٬ به اين معناست كه هميشه شخصي موفق حتي در صحنه هاي كوچك زندگي هستيد و از اين بابت به خود مي باليد.
____________ _________ _________ _________ _
كيكهاي كوچك خامه دار ..پيراشكي ها ٬ دونات٬ شيرين عسل .
کساني كه به اين تنقلات علاقه دارند افرادي سنت گرا و داراي شخصيتي قوي و غير قابل انكار هستند. شما مي دانيد چه مي خواهيد اين خواست شما ممكن است غذا ـ كتاب يا حتي يك دوست باشد ولي در آن به هيچ وجه بدنبال تنقلات جديد يا غذاهاي سبك امروزي و يا يك بلوز و دامن مد روز نيستند !
شما آنچه را دوست داريد انجام مي دهيد . شما هنوز خاطره ها و مزه غذاهاي دوران كودكي خود را به ياد داريد . بنابراين اگر حتي دنيا سريعتر از اكنون نيز رو به تحول رود ايمان و عقيده تان تغيير نخواهد كرد . وشما به همان چيزي كه از ابتدا باور داشتند و واقعاْ برايتان حايز اهميت بوده و هنوز پابرجاييد.
____________ _________ _________ _________ _
انواع و اقسام شكلاتها
بسياري از مردم ٬شكلات را به عنوان اصلي ترين تنقلات خود انتخاب مي كنند (شكلات داراي يك ماده شيميائي بنام تيو برمين است كه احساسي سرشار از شادي ٬گرمي و شكوفايي مي دهد) .
محققان بر اين باورند كه انتخاب اول شما اگرشكلات باشد هميشه بدنبال شادي غرور و يافتن فرصتهاي نيكو هستيد اگر بعد از يك روز خسته كننده به خانه يايد به جاي خوابيدن و استراحت به دنبال باقي كار ها مي رويد به آخر هفته با نگاهي تازه و برنامه اي جديد مي نگريد.
شما مي توانيد شادي و نشاط را در خود ذخيره كنيد كه در روزهاي سخت از آن استفاده كنيد شما با عشق و توان خود زندگي مي كنيد و در هر كجا باشيد اين لذت را براي خود به وجود مي آوريد واين نمونه يك فرد شاد و موفق است.
____________ _________ _________ _________ _
انواع شيرینی هاي شكلاتي و قهوه دار
در زبان لاتين به اين شيريني كوكي مي گويند. اين شيريني تجملي و گرانقيمت است اما طعمي عميق و واقعي دارد كه مي تواند نفس و جان را تازه كند .
افرادي كه اين تنقلات را مي پسندند به سطح هر چيز با يك نگاه عميق مي نگرد و در واقع تصميمهاي بخردانه اتخاذ مي كنند. و با اين ديد به قلب مسيله وارد شده آن را شكافته و اجزاي مختلف آن را مي بينند.
____________ _________ _________ _________ _
انواع چيپس ها
افرادي كه به اين تنقلات علاقه دارند دوست دارند در امتحانات بالاترين نمرات را بياورند اين افراد هميشه امتيازات را در صفاتي چون خستگي ناپذيري ٬متفكر بودن ٬ بهترين ايده را ارايه دادن و تغيير و تفسير و..... مي دانند.
شما موافق تغيرات هستيد و با طيب خاطر مي پذيريد مثل تغيير شغل ٬دكوراسيون منزل و يا حتي كوتاه كردن مو و.....بدنبال آن تغييرات ذهنيتان است.
![]()
| مردان سکوت را دوست دارند | زنان به گفتگو علاقمندمی باشند |
| بطورمتوسط مردان درروز۱۴۰۰۰کلمه حرف می زنند | زنان بطورمتوسط درروز۲۶۰۰۰کلمه حرف ميزنند |
| آقايان درسکوت وتنهايی به حل مشکلات اقدام می کنند | خانمها باگفتگومشکلات خودراحل می کنند |
| مردان شنونده خوبی نيستند | زنان شنونده خوبی هستند |
| آقايان کمترتشریفاتی هستند | خانمهاتشريفات رادوست دارند |
| مردان کلی نگرند | زنان جزيی نگرند |
| اقايان هدف گرامی باشند | خانمهارابطه گراهستند |
| مردانازراه جشم عاشق می شوند | زنان ازراه گوش عشق خودراانتخاب می کنند |
| مردان به رابطه جنسی توجه دارند | زنان به احساس عشق عنايت بيشتری دارند |
| آقايان بيشتر به آينده عنايت دارند | زنان بيشتر درگذشته سير می کنند |
| اقايان درجوانی خودخواه ودرپيری مهربان می شوند | خانمهادرجوانی مهربان ودرپيری خودخواه می شوند |
| مردان به مسائل مالی به صورت جاری وديناميک نگاه می کنند | زنان مساعل مالی رابصورت ايستادرنظر می آورند |
| مردان کودکانشان رابرای استقلال .مقابله باخطروسختيها آماده می سازند | زنان سعی دارند که کودکانشان همواره راضی وراحت باشند |


1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.
3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.

4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5-لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.
عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
نظر شما چی هست ؟
|
|