تبليغاتX
روانشناسی بالینی
 
روانشناسی بالینی
 
 
روانشناسی
 

در معماری زندگی مشترک آشنایی «آغاز»، شناخت « پیشرفت »، و ازدواج « کامیابی» محسوب می‌شود ، اما با هم خوشبخت بودن و احساس رضایت از یکدیگر هدف نهایی زوجین در ازدواج موفق است که برای دستیابی به این هدف ارزشمند ، باید نیازهای عاطفی و مهم تر از آن تفاوت‌های فردی یکدیگر را بشناسیم و به آنها احترام بگذاریم.

گرچه اکثر ما نیازهای خود را به طور کامل می‌دانیم، ولی متأسفانه اغلب گمان می‌کنیم دیگران، به خصوص همسرمان نیز همین نیازها را دارد و از او انتظار داریم آنچه را که ما می‌پسندیم، بپسندد و آن گونه که ما فکر می‌کنیم، بیندیشد.

به اعتقاد روان شناسان، همه افراد به لحاظ شخصیتی یک سری تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند که برخی از این تفاوت‌ها به دلیل جنسیت افراد می‌باشد اما این مسأله به معنای فاصله انداختن و جدا کردن نیست، بلکه در سایه با هم بودن می‌توانند ما را به کمال و آسایش برسانند. البته مشروط بر آن که آنها را بشناسیم تا درصدد رشد و تکامل یکدیگر برآییم. 

 

1-  فرصت‌ِهای شیرینی که نباید از دست داد

گرچه اکثر ما نیازهای خود را به طور کامل می‌دانیم، ولی متأسفانه اغلب گمان می‌کنیم دیگران، به خصوص همسرمان نیز همین نیازها را دارد و از او انتظار داریم آنچه را که ما می‌پسندیم، بپسندد و آن گونه که ما فکر می‌کنیم، بیندیشد.

در این میان خیلی از ما تصور می‌کنیم اگر همسرمان دوستمان دارد ، باید به همان گونه که ما با او رفتار می‌کنیم، با ما رفتار کند ، ولی این را نمی‌دانیم که چنین طرز تفکری موجب می‌شود تا فرصت‌های شیرینی که می‌توانیم در صورت با هم بودن خلق کنیم را از دست بدهیم، زیرا نمی‌دانیم با وجود شباهت‌های موجود ، تفاوت‌هایی از نظر جنسیتی با هم داریم. پس بهتر است در مورد این تفاوت ها و نیازهای مرتبط با آن به طور واضح و روشن صحبت کنیم تا در سایه شناخت آنها به رضایت خاطر و آسودگی خیال برسیم.

 

2- زن خواهان احترام است و مرد طالب تشکر

وقتی مرد به گونه ای با همسرش رفتار کند که خانم مطمئن شود شوهر حقوق، خواسته‌ها و نیازهای او را در اولویت قرار داده و به او احترام گذاشته است، او نیز نشان می‌دهد که از رفتار و تلاش همسرش راضی است. در نتیجه مرد حس می‌کند که همسرش قدردان زحمت‌ها و تلاش‌های اوست و چون مورد تقدیر و تشکر قرار می‌گیرد ، راسخ تر می‌شود تا بر تلاش خود در زندگی بیفزاید و انگیزه پیدا می کند تا بیشتر به همسرش احترام بگذارد. در این شرایط زندگی برای هر دوی آنان دلپذیرتر خواهد شد.

 

3- ابراز علاقه ، اعتماد می‌آورد

وقتی زن با همسرش طوری رفتار کند که مرد متوجه شود مورد اعتماد اوست، شوهر نیز از تمام توان خود برای خوشبختی همسرش کمک می‌گیرد. پس این واکنش زن (مثبت اندیشی درباره توانایی های شوهر) پیامدهای خوشایندی را به همراه دارد.

همچنین زمانی که مرد به احساسات همسرش توجه می‌کند و از صمیم قلب به خشنودی او می‌اندیشد، زن مطمئن می‌شود شوهرش به او علاقه دارد و نسبت به زندگی دلگرم تر می‌شود که حاصل آن طراوت و شادابی محیط خانواده است. 

باید توجه داشت همان طور که زن نیازمند مهرورزی از سوی همسر است، مرد نیز احتیاج به تحسین دارد. پس چه بهتر که زن هم از ویژگی ها و استعدادهای او از قبیل صداقت، شرافت، صبر و مهربانی و مقاومت احساس خرسندی کرده و این مسأله را به او بازگو کند.

3- زن تشنه مهرورزی و مرد تشنه تحسین است

اگر مرد ، نیازهای همسرش را در اولویت قرار دهد و با افتخار خود را متعهد بداند که از همسرش حمایت و نیازهای او را برآورده کند ، زن نیز متوجه می‌شود که شوهرش او را دوست دارد و احساس بالندگی می‌کند. در این جاست که مرد با مهم جلوه دادن احساسات و نیازهای همسرش، در کنار کارهای مورد علاقه خود مثل کار، مطالعه، ادامه تحصیل و تفریح موجب می‌شود نیاز همسرش به مهرورزی نیز برآورده شود. بنابراین وقتی زن احساس کند شوهرش در زندگی تنها به او می‌اندیشد و به خاطر خوشبختی او تلاش می‌کند ، به شوهرش افتخار خواهد کرد و این رفتار وی را مورد تحسین قرار می‌دهد.

 

باید توجه داشت همان طور که زن نیازمند مهرورزی از سوی همسر است، مرد نیز احتیاج به تحسین دارد. پس چه بهتر که زن هم از ویژگی ها و استعدادهای او از قبیل صداقت، شرافت، صبر و مهربانی و مقاومت احساس خرسندی کرده و این مسأله را به او بازگو کند. در چنین شرایطی، زندگی برای هر دوی آنها کانون عشق و علاقه می‌شود و لحظه، لحظه آن سرشار از لطف و آرامش خواهد بود.

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 0:56  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
دكتر سيدمحمد ابوترابي
مادر شدن مغز را تغيير مي‌دهد
بر اساس نتايج تحقيقات دانشمندان دانشگاه ريچموند،‌هورمون‌هايي كه در دوران بارداري و حتي بعد از تولد نوزاد ترشح مي‌شود، باعث تغييرات طولاني مدتي در مغز موش‌هاي مونث مي‌شود كه توانمندي آنها را در يادگيري وظايف جديد افزايش مي‌دهد.
اگر چه اين تحقيق محدود به حيوانات آزمايشگاهي بوده است ولي محققان معتقدند كه نتايج آن به انسان هم قابل تعميم است و هوش و توانايي‌هاي ذهني زن‌ها هم بعد از مادر شدن افزايش مي‌يابد. دكتر كنيزلي،‌استاد دانشگاه ريچموند و سرپرست اين تحقيق در اين‌باره مي‌گويد:<انسان هم پستاندار است و سوابق هورموني پستانداران معمولا مشابه بوده و علايق و رفتارهاي دوران بارداري و پس از زايمان اغلب پستانداران مشابه هم است. همچنين تغييرات پاسخ‌هاي مغزي انسان و موش در اين مورد بسيار شبيه همديگر است.>
به اين ترتيب، اگر چه دردهاي زايماني و سختي‌هاي آن براي مدت كوتاهي در همان دوران زايمان، ذهن مادر را از كار مي‌اندازد ولي بعد از آن به طرز معجزه آسايي هوش و قابليت‌هاي ذهني مادر افزايش مي‌يابد. شايد به همين دليل است كه بسياري از زنان تازه بعد از بچه‌دار شدن مي‌توانند علي‌رغم مشغله زيادكاري و ذهني، به دانشگاه بروند و به خوبي تحصيل كنند.
دانشمندان دانشگاه ريچموند معتقدند، مادر شدن باعث ايجاد تغييراتي در شكل و اندازه نواحي خاصي از مغز مي‌شود كه تا ده‌ها سال‌ باقي مي‌ماند. اين محققان مي‌گويند، مغز مادر به سرعت براي برآمدن از عهده وظايف مادر شدن و بچه‌داري تغيير مي‌كند و اين ‌تغييرات به حدي است كه حتي حواس مادر تقويت مي‌شود و او مي‌تواند صداها و بوهاي ضعيف فرزند خود را بشنوند و او را بشناسد. اما اينكه هورمون‌هاي دوران بارداري باعث ايجاد چنين تغييراتي مي‌شوند يا مسئوليت مادر شدن، مسئله‌اي است كه شايد كمي مورد اختلا‌ف صاحب‌نظران باشد. محققان دانشگاه ريچموند بر اين باورند كه هم تغييرات هورموني و هم مسئوليت مادر شدن علت افزايش كارايي ذهني و افزايش هوش و ذكاوت مادران است.

مادرها صبورترند
افزايش هوش و ذكاوت زنان در اثر مادر شدن تنها فوايد رواني و ذهني مادر شدن نيست.چرا كه محققان اين دانشگاه در تحقيقي ديگر حدود 2 سال قبل ثابت كردند كه يك مادر در برابر فشارها و استر‌س‌هاي رواني آرام‌تر و منطقي‌تر است. اين دانشمندان معتقدند، ترشح هورمون‌هاي دوران بارداري كه باعث مي‌شود مغز مادر با شرايط جديد بچه‌دار شدن تطابق پيدا كند، باعث افزايش صبر و تحمل وي مي‌شود.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 12:50  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

انواع خانواده ها از نظر تربيت

 به طور  خلاصه از نظر نحوه تربيت كود ك و بطور كلي نحوه اداره سيستم خانواده مي توان 4 نوع خانواده را مشخص كنيم كه عبارتند از:

 الف - خانواده خشك و سخت گير ( والدين سخت گير و مستبد )

 ب -   خانواده سهل گير و آسان گير

 ج -   خانواده گسسته (‌ خانواده پريشان )

 د  -   خانواده دمكرات (‌ خانواده سالم ) 

.......................................................................

 1 -  پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار مي كنند كه والدين خودشان رفتار كرده اند.

 2 -  تصميم گيري با يكي از والدين  خصوصا پدر  انجام مي گيرد. معمولا پدر خانواده حاكم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هيچ يك از اعضاي خانواده اجازه اظهار نظر ندارند

 3 - والدين چنان رفتار مي كنند كه فرزندان مي آموزند حق هيچ گونه ابراز عقيده اي را - حتي در مواردي كه مي تواند مانع از بروز بعضي مشكلات براي خانواده گردد - ندارند.

 4 - اگر فرزندان از فرمان والدين اطاعت نكنند ‍ ، والدين آنان ناراحت  ، خشمگين و آزرده خاطر مي شوند.

 5 - فرزندان جرات سئوال كردن در مورد انجام دادن يا انجام ندادن كارها را ، از والدين خود ندارند.

 6 - والدين بر رفتا و كارهاي فرزندان خود كنترل شديد دارند و همه تصميمات را شخصا اتخاذ مي كنند.

 7 - والدين دليلي را - براي دستوراتي كه صادر مي كنند - براي فرزندان خود ارائه نمي دهند و از آنان مي خواهند بدون چون و چرا از اين دستورات اطاعت كنند.

 8 - نسبت به رعايت نظم و انضباط  ،‌ ارزشي افراطي قايل هستند و والدين توانايي تحمل هيچ گونه بي نظمي را از طرف فرزندان خود ندارند.

 9 - به سخنان كودكان خود  گوش نمي دهند و اگر هم سخني را بشنوند براي آن است كه با آن مخالفتي را نشان دهند.

 10 - در مواردي كه فرزندان خود را نصيحت يا آنان را از انجام دادن كاري منع مي كنند ،‌ دليل خاصي را ارائه نمي دهند.

 11 - براي تصميات فرزندان خود ،‌ حتي اگر اين تصميمات معقول و مستند باشد ،‌ احترام قائل نيستند.

 13 - معتقدند كه چون سن ‍، تجربه و دانش آنان بيشتر از فرزندانشان است ‍، بنابراين ، حق دخالت در همه امور و حتي در خصوصي ترين كارهاي فرزندان خود را دارند.

 14 - برخورد آنان با فرزندان خود احترام آميز نيست و حتي از تحقير فرزندان خود در حضور ديرگان نيز ابايي ندارند.

 15 - غالبا نيازهاي عاطفي كودكان ارضاء نمي شود.

 16 - ممكن است كه والد ضعيف در چنين خانواده اي با كودكان ائتلاف كند در چنين حالتي ارزش هر دو والد نزد كودك شكسته مي شود . اگر بنا باشد يكي از والدين به عنوان منبع قدرت خانواده آسيب ببيند مي توان تصور كرد والد ديگر نيز ارزش پيشين خود را نخواهد داشت.

 17- چنين كودكاني احتمالا جذب گروه هاي بيرون شده و با عزت نفس پائين كه دارند دچار بزهكاري مي شوند. 

 18 - بسياري از اين والدين ممكن است به خاطر كمال گرايي كه دارند ، كودكان را تحت فشار قرار دهند و از آنها بالاترين انتظارات را داشته و پيوسته به شكل نوين بر آنها سخت گيري كرده و برنامه هاي سخت گيرانه برايشان تدارك ببيند.

 19 - احتمال دروغ گويي و ريا كاري در كودكان چنين خانواده هايي به علت ترس از تنبيه و سرزنش افزايش مي يابد.

 20 - چنين كودكاني به علت اينكه مرتبا علايقشان سركوب شده و موجب تحقير قرار گرفته اند و همچنين ديگران براي اموراتشان تصميم گرفته اند ،‌ از خلاقيت كمي برخوردارند . اگر چه ممكن است به علت سخت گيري والدين از نظر آموزش بعضي از مهارتها ، پيشرفتي كرده باشند.

 21 - اضطراب ،‌ افسردگي ،‌ همچنين وسواس و كمال گرايي ،‌ نا اميدي و بسياري از مشكلات رواني ممكن است دامنگير كودكان خانواده هاي سخت گير گردد.

 22 - غالبا والدين سخت گير ، خود را منطقي نيز تصور مي كنند. و براي هر كارشان دليل تراشي مي كنند. ولي غير مستقيم به خاطر سختي گيري آنهاست كه كودكان فرمانشان را اجرا مي كنند نه منطقشان.

 

ب )‌ خانواده سهل گير و آسان گير

 1 - پدر و مادر به دنبال نيازهاي ارضاء نشده خودشان هستند. دنبال جواني و نوجواني و دل مشغولي هاي خود هستند.

 2 - به امر تربيت و ارضاء نيازهاي جسمي و رواني كودك نمي پردازند و چون آسانگير هستند ،‌ براي خاموش كردن صداي بچه ،‌ هر چه كودكشان از آنها مي خواهد ، آنها انجام مي دهند . لذا كودك پرتوقع تربيت مي شود.

 3 - هدفها و انتظارات برايشان روشن نيست و به همين دليل ، در تربيت فرزندان خود از روش  ، فلسفه يا ديدگاه خاصي پيروي نمي كنند.

 4 - هيچ نوع كنترلي بر رفتار فرزندان خود ندارند و آنان را كاملا آزاد مي گذارند تا به هر نحوي كه خود مايل هستند ‍،‌ شيوه هاي خاص زندگي خود را انتخاب و به كار گيرند.

 5 - هيچ نوع انتظار و توقع خاصي از فرزندان خود ندارند و فرزندان نيز به نوبه خود مي آموزند كه والدين نبايد از آنان انتظار خاصي را داشته باشند.

 6 - نسبت به رفتار فرزندان خود ‍،‌ حتي در مواردي كه مورد آزار و اذيت خود آنان و ديگران قرار مي گيرند ‍،‌ توجه خاص نشان نمي دهند و در اين موارد ، بي تفاوت عمل مي كنند.

 7 - اگر فرزندان خانواده از دستورات آنان اطاعت نكنند ، ناراحت نمي شوند و چنان رفتار مي كنند كه گويي عدم اطاعت از دستورات والدين امري طبيعي ، عادي و متداول است.

 8 - در پاداش دادن - وقتي از فرزندان رفتار پسنديده اي سر مي زند - يا تنبيه آنان - در هنگامي كه كار خلاف از آنان سر مي زند - اهمال مي كنند و بي تفاوت هستند (‌به ياد داشته باشيم كه منظور از تنبيه كردن در معناي روانشناختي آن ،‌ محروم كردن فرزند از پاداش است و تنبيه بدني مورد نظر نمي باشد).

 9 - شيوه هاي رفتاري والدين چنان است كه در فرزندان اعتماد لازم را نسبت به آنان ايجاد نمي كند.

 10 - نسبت به تكاليف و نمرات درسي فرزندان خود توجه نشان نمي دهند و علاقه اي نيز به همكاري با معلمان و مديريت مدرسه محل تحصيل آنان ندارند.

 11 - آنچه را كه فرزندان اراده كنند يا بخواهند ، براي آنان تهيه مي كنند و در اين مورد ،‌ سليقه خاصي را اعمال نمي كنند.

 12 - هيچ گونه تلاش خاصي را در زمينه استقلال فرزندان خود انجام نمي دهند و چنانچه يكي از فرزندان شديدا به آنان وابسته باشد ،‌ كار خاصي را در زمينه كاهش اين نوع وابستگي كه بعدا براي آنان مشكل ساز خواهد بود ،‌ انجام نمي دهند.

 13 - نظم و ترتيب را در محيط خانواده رعايت نمي كنند و از فرزندان خود نيز انتظار خاصي در اين زمينه ندارند.

 14 - فرزندان خود را براي انجام هر كاري آزاد مي گذارند و حتي در مواردي كه مداخله آنان لازم به نظر مي آيد ، دخالت نمي كنند.

 15 - اين بچه ها چون در زندگي با موانع مواجه نشده است ،‌ لذا وقتي وارد جامعه مي شود به خاطر عدم تجربه كافي ، زود تسليم ميشود و شكننده هست.

 

ج ) خانواده گسسته يا خانواده پريشان

در اين خانواده ها بعلت اختلاف بين والدين ، معمولا به صورت قهر و آشتي به سر مي برند كه تاثير منفي روي كودكان مي گذارد

 2 - گاهي كودك به عنوان قاضي در نظر گرفته مي شود و گاهي قرباني يكي از طرفين مي گردد

 3 - كودك علاوه بر اينكه نيازهاي رواني و جسمانيش ارضاء نمي گردد ،‌ بتدريج الگوهاي پرخاشگري را مي آموزد . (‌ كودكاني كه بدون مقدمه بچه هاي ديگر را مي زند)

 4 - ميزان ارزش و احترامي كه هر يك از افراد خانواده براي خود قائل هستند ‍ ، ناچيز است

 5 - چهره افراد خانواده غالبا عبوس و افراد خانواده معمولا غمگين ‍، گرفته ‍،‌ افسرده و بي احساس به نظر مي آيند

 6 - گوش افراد خانواده براي شنيدن خواسته هاي يكديگر سنگين است و صداي آنان يا بلند و خشن و گوشخراش است و يا به اندازه اي آرام و نجوا مانند است كه به سختي قابل شنيدن مي باشد

 7 - نشانه دوستي و صميمت در بين افراد خانواده كم است و در مواردي حتي از وجود يكديگر نيز بي اطلاع هستند

 8 - شوخي هاي افراد خانواده با يكديگر در بيشتر اوقات گزنده ‍،‌ بيرحمانه و مبتني بر قساوت قلب است

 9 - بزرگترهاي خانواده تا آن ميزان سرگرم امر و نهي كردن و دستور دادن به كوچكتر ها هستند كه براي مثال پدرو مادر هرگز نمي فهمند فرزندان آنان داراي چه ويژگيهاي شخصيتي هستند

 10 - فرزندان خانواده كمتر از وجود پدر و مادر خود به عنوان دو انسان بالغ ‍ ،‌ فهميده ،‌ باشعور ،‌ اصيل و دوست داشتني ،‌ بهره مند مي شوند

 11 - پدر و مادر براي احترازو دوري از يكديگر ، آن چنان خود را مشغول كارهاي خارج از محيط خانواده مي كنند كه گويي تنها وظيفه آنان كار كردن و تامين مايحتاج زندگي است

 12 - افراد خانواده ، احساس تنهايي و بي ياور بودن مي كنند و به اين باور مي رسند كه بيچاره و نگون بخت هستند و در واقع نوعي درماندگي آموخته شده را تجربه مي كنند

 13 - افراد خانواده غالبا تكانشي عمل مي كنند ‍ ،‌ عصبي هستند ، احساس گناه و تقصير مي كنند يا بر عكس ‍ ،‌ احساس مي كنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و براي جبران اين احساس گاه با يكديگر رفتاري بسيار خشونت آميز و غير انساني نشان مي دهند

 14 - افراد خانواده براي كنترل امورغير ممكن ،‌ تلاش فراوان مي كنند و هرگز متوجه نمي شوند كه انجام بعضي از خواسته هاي آنان به وسيله طرف مقابل ‍، غير ممكن است

 15 - افراد خانواده گاه گرفتار مشكل كمال طلبي مي شوند و در اين راه ،‌ هم خود متحمل فشارهاي رواني زياد مي شوند و هم بر افراد ديگر خانواده فشارهاي فزاينده اي را مي آورند

 16 - افراد خانواده حالت اصطلاحا نهايت نگري دارند. و در نظر آنان همه پديده هاي عالم در دو حد يك طيف هستند و هر پديده ‍ ، شي ، صفت ،‌ مفهوم يا سفيد است يا سياه - يا خوب است يا بد - يا زيان آور است يا سودمند - يا دوست داشتني است يا غير دوست داشتني - لذا هيچ حد واسطي را در نظر نمي گيرند

 17 - وابستگي افراد خانواده با يكديگر نا سالم است و در اين موارد يا نسبت به احساسات ، خواسته ها و نيازهاي خود بي توجه هستند يا خود را مركز و محور عالم به حساب مي آورند و خود خواهي آنان در همه رفتارهايشان تجلي پيدا مي كند

 18 - افراد خانواده نسبت به هر موضوع يا پديده اي تعصب بي مورد و شديد نشان مي دهند و اين ويژگي باعث مي شود از استدلال ، منطق ، و عقل سليم فاصله بسيار داشته باشند

 19 - افراد خانواده و خاصه فرزندان اين خانواده ها با يكديگر به رقابت ناسالم مي پردازند و موفقيت يكي از آنان در زمينه خاصي ( مثل موفقيت شغلي ‍ ، خريد يك ماشين ، خريد يك لباس و ... ) موجب رنجش ، نگراني ،‌ اضطراب و حسادت شديد فرد يا افراد ديگر خانواده مي شود

 20 - افراد خانواده مسائل و مشكلات خود را انكار مي كنند و به همين دليل نيز مشكلات آنان هرگز حل نمي شود و اين مشكلات در همه ابعاد رفتاري آنان تجلي پيدا مي كند

 21 - افراد خانواده در مورد خود و ديگران به داوريها و قضاوت هاي نادرست مي پردازند و يكي از اعتياد هاي مضر و در عين حال لذت بخش آنان ‍ ، غيبت و بدگوئي از ديگران است

 22 - دروغگويي در بين اعضاي خانواده شايع است و هر يك از افراد خانواده ياد گرفته اند كه براي اجتناب از درگيري و مشاجره هاي پايان ناپذير بعدي ، به افراد ديگر دروغ بگويند.

 23 - به سادگي افراد خانواده به يكديگر فحش مي دهند ،‌ همچنين خشونت هاي جسمي نيز رايج است. و نگرش هر يك از افراد خانواده بر اين استوار است كه طرف مقابل آنان فردي خود راي ،‌ نفهم ، خود خواه و ... است و بهترين راه براي به زانو در آوردن او كتك زدن و تحقير اوست

 24 - نگرشهاي افراد خانواده در زمينه هاي مختلف ، تحريف شده است و باورداشتهايي نظير - به زن نمي توان اعتماد كرد - همه آدمها بد هستند - هر فرد بايد فقط به فكر خودش باشد و ... به سادگي تبليغ مي شود

 25 - فرزندان خانواده ميل شديدي را براي مورد تاييد قرار گرفتن به وسيله اولياي خود نشان مي دهند و با از دست دادن هويت خود و نيز بر خلاف ميل و خواسته خويش ‍، به خواسته هاي هر چند نادرست پدر و مادر يا بزرگترها تن در مي دهند

 26 - احساس عدم رضايت از خود يا حالت از خود راضي بودن افراطي در بين افراد خانواده شايع است و آثار اين نوع احساس در همه ابعاد رفتاري آنان مشاهده مي شود

 27 - احساس تنهايي و بي يار و ياور بودن در بين اعضاي خانواده شايع است و در اين راه به بن بست رواني يا غم و اندوه و مزمن و افسردگي مي رسند

 ۲۸ - افراد خانواده از اضطراب دائمي و احساس سردرگمي در رنج هستند و به همين دليل ، اختلالات شناختي ، هيجاني و نيز اختلالات رفتاري در بين اين خانواده ها شايع است

 

د ) خانواده سالم يا خانواده دمكرات

 1 - افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعي اصالت توام است

 2 - افراد خانواده به طور آشكار رنج و ناراحتي و نيز احساس همدري خود را نسبت به افراد ديگر خانواده بيان مي كنند

 3 - افراد خانواده از ريسك (‌خطر كردن )‌ معقول و سنجيده نمي هراسند و مي دانند كه ممكن است با خطر كردن اشتباهاتي نيز داشته باشند ‍ ، ولي اشتباهات شخصي هم مي تواند خود مقدمه اي براي شناخت اشكالات شخصي و بنابراين زمينه اي جهت رشد و كسب تجربه بيشتر باشد

 4 - افراد خانواده براي يكديگر ارزش و احترام قايل اند و يكديگر را دوست دارند و از اين احساس خود شادمان هستند

 5 - روابط افراد خانواده با يكديگر هماهنگ و روان است و با آهنگي پرمايه و روشن با يكديگر سخن مي گويند

 6 - زماني كه در خانواده سكوت برقرار است ‍، سكوتي است آرامبخش و نه سكوت مبتني بر ترس يا احتياط

 7 -  وقتي  در خانواده سرو صدا هست ‍، صداي فعاليتي پر معني است و نه غرشي رعد آسا و براي خفه كردن صداي ديگران

 8 - هريك از اعضاء خانواده مي دانند حق آن را خواهند داشت كه حرف خود را به گوش ديگران برسانند و در اين زمينه نيازي به سكوت و تحمل فشار حاصل از آن نمي باشد

 9 - اگر يكي از اعضاي خانواده هنوز فرصتي براي صحبت كردن پيدا نكرده است ‍، به دليل تنگي وقت بوده است و نه كمي محبت ‍ ،‌ كم توجهي يا بي ملاحظه بودن اعضاي ديگر خانواده

 10 - اعضاي خانواده به راحتي يكديگر را نوازش مي كنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امري است عادي و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگي

 11 - افراد خانواده صادقانه با هم صحبت مي كنند ، با علاقه به سخنان يكديگر گوش مي دهند ، با يكديگر رو راست و صادق هستند و به راحتي علاقه خود را به يكديگر نشان مي دهند

 12 - افراد خانواده به راحتي و آزادنه با يكديگر درد دل مي كنند و اين حق را دارند كه درباره هر موضوعي (‌ مثل ناكاميها ، ترسها ، صدمه هايي كه ديده اند ،‌ خشم خود ،‌ انتقاد از ديگري ، خوشيها يا كاميابيها )‌ ،‌ با يكديگر سخن بگويند

 13 - افراد خانواده براي كارهاي خود برنامه ريزي مي كنند و در اين راه اگر مشكلي با مزاحم اجراي برنامه هاي از قبل تعيين شده آنان شود ،‌ به سادگي خود را با آن تطبيق مي دهند و در نتيجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس يا واهمه ،‌ بيشتر مشكلات زندگي خود را حل و فصل كنند

 14 - در خانواده ،‌ زندگي آدمي و احساسات بشري، بيش از هر عامل ديگري مورد توجه و احترام است

 15 - در خانواده ،‌ پدر و مادر خود را مدير يا رهبر خانواده مي دانند و نه رئيس يا ارباب خانواده و نيز مي دانند كه در موقعيت هاي مختلف چگونه به فرزندان خود بياموزند تا به مرحله يك انسان واقعي بودن نزديك شوند

 16 - اعضاي خانواده در مورد اشتباهات خود (‌ در قضاوت ، رفتار ،‌ بروز هيجانها و ... ) به همان سهولتي با يكديگر سخن مي گويند كه در مورد اعمال ، كردار و گفتار صحيح خود اظهار نظر مي كنند

 17 - رفتار اولياي خانواده با آنچه به فرزندان خود مي گويند - يا توصيه مي كنند - مطابقت كامل دارد و در اين راه از خود صداقت بسيار نشان مي دهند

 18 - پدر و مادر خانواده مانند هر مدير يا رهبر موفق ،‌ نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن مي باشند تا از هر فرصت مناسب براي سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ،‌ استفاده كنند

 19 - اگر يكي از افراد خانواده مرتكب اشتباهي شد و نادانسته خسارتي ايجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در كنار او قرار مي گيرند تا از او حمايت كنند . اين رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بي دقت ،‌ بر احساس ترس يا گناه خود فايق آيد و از فرصت آموزشي كه پدر و مادر براي او فراهم كرده اند ،‌ بيشترين بهره را بگيرد

 20 - اولياء خانواده مي دانند كه فرزندانشان عمدا بدي نمي كنند. به همين دليل ،  اگر متوجه شوند كه فرزند آنان در زمينه اي خرابكاري كرده است به اين نتيجه مي رسند كه يا سوء تفاهمي در كار بوده است و يا احساس ارزش فردي و احترام به خويشتن ،‌ در فرزند آنان كاهش پيدا كرده است و بايد براي اين مشكل راه حلي را پيدا كرد

 21 - اوليا خانواده مي دانند هنگامي فرزند آنان براي يادگيري آمادگي بيشتري خواهد داشت كه خود را با ارزش بداند و احساس كند كه ديگران نيز براي او ارزش قايل هستند

 22 -  اولياء‌ خانواده مي دانند كه هر چند با شرمنده ساختن كودك و تنبيه بدني فرزندان مي توان رفتار آنان را تغيير  داد ،‌ اما اين آگاهي را نيز دارند كه آثار اين تنبيه ها بر ذهن آنان باقي مي ماند و به سادگي و به سرعت قابل ترميم نمي باشد

 23 - وقتي يكي از فرزندان خانواده عملي را انجام مي دهد كه براي تصحيح عمل يا كار او الزامي به نظر مي آيد ،  پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن - حس كردن - فهميدن - و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز مي كنند

 24 - پدر و مادر خانواده مي دانند كه در زندگي هر شخص مشكلاتي پيش خواهد آمد و اجتناب از همه مشكلات زندگي امكان ناپذير مي باشد . بنابراين گوش به زنگ آن هستند كه براي هر مشكل تازه ،‌ راه حلي پيدا كنند و به فرزندان خود نيز مي آموزند تا چگونه در حل مشكلات از خلاقيت و نو آوري بهره بگيرند

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 12:16  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

هرچند مغز ما قوي‌ترين رايانه در سياره زمين به شمار مي‌رود، اين رايانه قدرتمند نيز گاهي به خطا مي‌رود. ما انسانها بيشتر وقت خود را صرف انباشتن چيزهاي گوناگون و بي‌فايده به داخل مغزمان مي‌كنيم.

مهم نيست مغز ما چقدر قدرتمند است، آنچه اهميت دارد اين است كه بدانيم اين عضو نياز به جبران و احياي خود دارد تا بتواند قالب و توانايي خود را حفظ كند.
پژوهشگران روش‌هاي گوناگوني را براي سوپرشارژ كردن و افزايش كارآيي مغز پيشنهاد داده‌اند كه در اين نوشتار ساده‌ترين آنها ارايه شده تا هر فردي بتواند به محض احساس نياز، به آنها دسترسي داشته باشد و آنها را به كار بسته و از مزاياي آن بهره‌مند شود:


• بادام بخوريد
بادام حافظه را تقويت مي‌كند و اگر در تركيب با شير پيش از رفتن به رختخواب و يا پس از برخاستن از خواب به هنگام صبح مصرف شود، تأثير بهتري دارد.

• آب سيب بنوشيد
پژوهشگران دانشگاه ماساچوست لوول نشان داده‌اند كه آب سيب توليد نوعي انتقال دهنده عصبي حياتي «استيلكولين» را در مغز افزايش داده و از اين طريق قدرت حافظه را نيز تشديد مي‌كند.

• خوب بخوابيد
تحقيقات نشان مي‌دهد كه حافظه بلند مدت در طول خواب با پخش دوباره تصاوير تجربه شده در روز تقويت مي‌شود.

• از تفريحات ساده لذت ببريد
استرس قدرت مغزي ما را تحليل مي‌برد. ذهني كه در استرس گرفتار شده، بيشتر منابع حافظه ما را مصرف مي‌كند و به اين ترتيب، ذهني ضعيف و كودن براي ما باقي مي‌گذارد. تلاش كنيد براي خود عادتهاي ساده تفريحي در روز تعيين كنيد تا بتوانيد به كمك آنها استرس را از ذهن خود پاك كنيد. برخي از اين تفريحات ساده و مفيد براي ذهن و بدن و روان عبارتند از: گوش دادن به موسيقي مورد علاقه، بازي با كودكان، قدرداني از ديگران، پياده روي، دوچرخه سواري و يا شنا به طور روزانه، كار كردن با يك وبلاگ و سرانجام شركت در كلاس‌هاي يوگا و سلامت به طور روزانه.

• ذهن خود را ورزش دهيد
همان گونه كه ورزش جسمي براي بهره‌مندي از يك بدن قوي و سالم ضروري است، ورزش ذهني نيز به همين اندازه مهم است تا بتوانيد ذهني تيز و فعال داشته باشد. آيا تاكنون توجه كرده‌ايد كه چرا كودكان قدرت مغزي قوي‌تري نسبت به افراد بالغ دارند؟ چون كودكان ذهني بازيگوش دارند و يك چنين ذهني توان حافظه را بالا مي‌برد. براي رسيدن به چنين توانايي مي‌توانيد پازل يا جدول حل كنيد، در كارهاي گروهي داوطلب شويد، با ديگران تعامل كنيد، به يك سرگرمي مانند مطالعه، نقاشي يا حتي ديدن پرندگان مشغول شويد، يك مهارت جديد يا يك زبان جديد بياموزيد.

• يوگا يا مديتيشن انجام دهيد
يوگا و مديتيشن استرس را تخليه مي‌كند. استرس قاتل حافظه است، اما يوگا و مديتيشن با كاهش استرس، پايين آوردن فشار خون، كاهش سرعت تنفس، كاهش سرعت متابوليسم و آزاد كردن تنش از ماهيچه‌ها، ذهن را تقويت مي‌كنند.

• مصرف مواد قندي را كاهش دهيد
قند غذا نيست، بلكه شكلي از كربوهيدرات است كه يك انرژي واهي توليد مي‌كند. مصرف زياد مواد قندي باعث بروز نشانه‌هاي عصبي و رنج آور، ضعف حافظه و ديگر اختلالات عصبي مي‌شود. غذاها را بدون افزودن شكر مصرف كنيد و از مصرف نوشيدني‌هاي شيرين يا مقدار زيادي شكر يا قند با كافئين پرهيز كنيد.

• از گندم سبوس‌دار استفاده كنيد
گندم سبوس‌دار داراي لسيتين است. اين ماده، مشكل سخت شدن سرخرگ‌ها را آسان مي‌كند و از اين طريق موجب بهبود عملكرد مغز مي‌شود.

• شب‌ها غذاي سبك بخوريد
خوردن غذاي زياد و سنگين در شب، باعث بروز استرس طولاني مدت و احساسي به هنگام خواب مي‌شود. توصيه مي‌شود غذاي سنگين را در روز مصرف كنيد كه بدن تحرك بيشتري دارد. شبها با خوردن غذاي سبك و ميوه يا سبزي مي‌توانيد خواب بهتري داشته باشيد. خواب خوب شب به معني تقويت قواي مغز است.

• قدرت تخيل خود را تقويت كنيد
يوناني‌ها اصل خيال‌پردازي را براي به خاطر سپردن همه چيز ياد مي‌گيرند. اين تكنيك نياز دارد كه فرد يك تخيل واقعي و رنگي را ايجاد كند كه بتوان آن را به يك موضوع يا شي خاص ارتباط داد. اگر شما همه حواس خود شامل لامسه، بويايي، چشايي، شنوايي و بينايي را درگير خيال‌پردازي كنيد، مي‌توانيد جزييات بيشتري از يك موضوع را به ياد بياوريد. اين كار به تقويت حافظه شما كمك مي‌كند.

• خشم خود را كنترل كنيد
غذاهاي تهيه شده از آرد سفيد، مصرف زياد نشاسته يا نان سفيد، مي‌تواند منجر به بروز حساسيت‌هاي عصبي شود. در نتيجه، مصرف اين قبيل مواد غذايي پرخاشگري و برخي از رفتارهاي افسردگي را موجب مي‌شود. در عوض سبزي تازه بخوريد. آب زياد بنوشيد و يوگا يا مديتيشن انجام دهيد تا احساسات سمي مانند خشم و استرس از شما دور شود.

• ويتامين ب كمپلكس مصرف كنيد
اين ويتامين حافظه را تقويت مي‌كند. از غذا و سبزيجات غني از اين ويتامين مصرف كنيد. بايد گفت كه مواد غذايي نشاسته‌اي و نان سفيد، تاثير مطلوب اين ويتامين براي حفظ سلامت حافظه را خنثي مي‌كند.


 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 22:47  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
خصوصیات اخلاقی به عنوان یکی از بارزترین موارد تعیین کـننده در شخصیت هر فرد به شمار میروند. ظاهر هر فرد مـی تواند بـه وضـوح نـمایـانگـر شخصیت باطنی او باشد. خـصوصـیات اخـلاقی افـراد به 6 گروه مختلف تقسیم می شـود. نـمی تـوان گـفـت کـه هـر فـرد تـنـها دارای یـکی از خـصوصیات ایـن گروه هـا مــی باشد، بلکه می تواند چند مـورد از آنـها را دارا بـاشـد؛ بـا ایـن تـفـاوت کـه یـکی از آن خصوصیات در او مشهود تر از سایرین می باشد.


شخصیت حساس

خصوصیات اخلاقی بارز: ظرافت، نازک بینی، مهربانی، ملایمت، و مملو از خصوصیات زنانه.

پارچه مناسب: پارچه ها نرم و لطیف و کاملاً مسطح ( ابریشمی، پنبه ای، و توری)

رنگ مناسب: رنگ های روشن و ملایم

طرح روی پارچه: عکس های کوچک و خیلی ظریف

نوع لباس: پیراهن هایی با ظریف دوزی کنار حاشیه و لباس های چین دار.

کیف دستی و کفش: ساده و ظریف

مدل مو: کاملا ساده و مطابق با فرم صورت


شخصیت خشن

خصوصیات اخلاقی بارز: دارای روحیه ورزشکاری، تنومند و قوی هیکل، استوار و محکم

پارچه مناسب: زبر، و شق مانند: کتان، مخمل، و نخ زبر

رنگ مناسب: رنگهایی که بیشتر جلب توجه می کنند؛ مانند: قرمز و نارنجی

طرح روی پارچه: عکس های غیر معمول و جلب توجه کننده به ویژه تصاویری که حاوی مفاهیم انتزاعی هستند.

نوع لباس: دوخت مردانه همراه با یقه های ساده، بدون وجود هیچ گونه چین و یا تاخوردگی.

کیف دستی و کفش: هیچ گونه ظرافتی نباید در آنها دیده شود.

مدل مو: معمولا موها باید کوتاه نگاه داشته شود و مدل آن نیز منطبق با فرم صورت فرد آرایش داده شود.

شخصیت نمایشی

خصوصیت اخلاقی بارز: بیش از اندازه غریب و غیر عادی، برجسته و متمایز، جسور. این گونه افراد آماده انجام تمام امور، از جمله معمول و غیر معمول هستند.

پارچه مناسب: متفاوت و غیر معمول، این افراد به راحتی هر نوع پارچه ای را به تن می کنند.

رنگ مناسب: ترکیبی از رنگ های شاد و غیر معمول

طرح روی پارچه: هر طرحی که با حالت و روحیه آنها سازگاری داشته باشد، اما حتماً باید غیر معمول باشد.

نوع لباس: لباس های جدید و متمایز؛ این دسته از افراد به راحتی قادرند که از خودشان مدهای جدیدی در لباس پوشیدن اختراع کنند.

کیف و کفش: کاملا متفاوت البته به طوری که با دیگر لباس هایشان هم خوانی داشته باشد.

مدل مو: آنها مدل های مو مخصوص به خودشان را ابداع می کنند که همگی جدید و متفاوت است.

شخصیت محتاط

خصوصیت اخلاقی بارز: فروتن، خجالتی، و کمی ترسو. اصلا دوست نمی دارند که در مکانهای عمومی در معرض دید دیگران قرار بگیرند.

پارچه مناسب: پارچه های نرم و با وزن پایین. ( پنبه ای و ابریشمی)

رنگ مناسب: رنگهای آهسته و ملایم

طرح روی پارچه: طرح های ساده و خیلی رایج که چندان جلب توجه نکنند.

نوع لباس: ساده و خیلی معمولی. این گروه معمولا جزء آخرین افرادی هستند که از مد استفاده می کنند.

کیف دستی و کفش: ساده و مطابق با لباس های دیگر.

مدل مو: ساده، به طوریکه باعث متمایز ساختن آنها از سایرین نشود.


شخصیت موقر

خصوصیت اخلاقی بارز: محافظه کار، با ملاحظه، متین، جدی. این خصوصیت اخلاقی معمولا با افزایش سن و تجربه در افراد بروز می کند.

پارچه مناسب: پارچه های با وزن کم

رنگ مناسب: رنگ های روشن اما در عین حال سنگین

طرح روی پارچه: طرح های ساده اما در عین حال آشکار که خیلی هم توی ذوق نزنند.

نوع لباس: ساده به طوریکه با شخصیت آنها همخوانی داشته باشد.

کیف دستی و کفش: سنگین و در عین حال راحت.

مدل مو: ساده اما باسلیقه و شایسته


شخصیت مسرور و با نشاط

خصوصیات اخلاقی بارز: پرانرژی، خوشحال، سبکبار و بی خیال

پارچه مناسب: پارچه های راحتی که نیاز به مراقبت چندانی نداشته باشند.

رنگ مناسب: هر رنگی که موافق با میل و حالات روحیشان باشد.

طرح روی پارچه: طرح های شاد و رنگی و پارچه هایی با وزن متناسب.

نوع لباس: لباس های اسپورت، راحت و غیر رسمی.

کیف دستی و کفش: فقط باید راحت باشد و اگر خیلی هم مد نباشند مسئله ای ندارد.

مدل مو: اسپورت و خیلی ساده .


 |+| نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 16:40  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
کسانى که خطى نامرتب دارند: احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستندو به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند

کسانى دست خط مرتب و خوانایى داشته باشند: مى توان این طور برداشت کرد که آن ها خودشان را بسیار کنترل مى کنند و دوست ندارند به راحتى شخصیت خود را لو بدهند. حتى گاهى اوقات برایشان مشکل است که احساساتشان را بروز دهند و آن را سرکوب مى کنند.

کسى که خیلى پررنگ مى نویسد و قلم را زیاد فشار مى دهد: احتمالاً علاقه زیادى به مخالفت کردن با دیگران دارد؛ چرا که احساس قدرت واعتماد به نفس زیادى مى کند و دوست دارد روى دیگران اعمال نفوذ کند و به همین خاطر شخصیت افراد را درست درک نمى کند.

کسانى که خیلى کمرنگ مى نویسند: احتمال این که فردى حساس و دلسوز باشند بسیار زیاداست و موقعیت دیگران را حتى بیشتر از خودشان درک مى کنند و این امکان نیز وجود دارد که قادر به اثبات حرف خودشان نباشند و خیلى راحت ضربه مى خورند و وقتى دیگران از آن ها انتقاد مى کنند خیلى سریع از موضع خودشان عقب نشینى مى کنند.

کسانی که خیلى کند و آهسته مى نویسند: به سرعت قادر به نشان دادن عکس العمل نیست؛ این افراد احتمالاً به زمان بیشترى براى ابراز عقیده خود نیاز دارند. افرادى که آهسته مى نویسند از نظر خلق و خو اغلب اشخاصى ملاحظه کار و محتاط هستند و در نتیجه به زمان بیشترى براى فکر کردن و فهیدن نیاز دارند و در ابراز احساساتشان هم کند هستند و اغلب دوست دارند هیچ تصمیمى نگیرند تا این که یک تصمیم غلط بگیرند.

کسانی که دست خط تند و شتابزده اى دارند: احتمالاً افرادى کم حوصله هستند و از اتلاف وقت خسته مى شوند و از نظر خلق و خو بسیار لحظه اى هستند. سریع درک مى کنند و در نشان دادن رفتار و احساساتشان چندان پایدار نیستند و اغلب به دلیل شتابزدگى در تصمیم گیرى دچار لغزش و خطا شده و از این که در آرامش به حرف هاى دوستانشان گوش کنند خسته مى شوند.

کسانی که دست خط ساده اى دارند و خیلى ابتدایى مى نویسند: در روابط با دیگران ترجیحاً واقع گرا و با تدبیر هستید و نمى توانید قبول کنید که گاهى باید با دیگران کنار بیایید و به آن ها توجه کنید و همچنین اطرافیان به ندرت از آن چه درون شما مى گذرد آگاهى پیدا مى کنند.

کسانی که دست خطى زیبا و پررنگ و لعابى دارند: این امکان وجود دارد که گاهى به شدت رسمى برخورد کرده و خیلى مفصل و با علاقه درباره مسایل دلخواهتان حرف بزنند و این احتمال نیز وجود دارد که درخواسته ها و تمایلاتتان پرتوقع و رویایى باشند.

اگر شما خود را داراى دست خط ریزى مى بینید و بسیار کوچک مى نویسید: احتمالاً شما توانایى هاى خود را دست کم مى گیرید و خودتان را از آن چه واقعاً هستید کمتر ارزیابى مى کنید و ممکن است گاهى تنگ نظر و خرده گیر باشید.

اما اگر درشت مى نویسید: این احتمال وجود دارد که خودتان را زیادى بزرگ و مهم جلوه داده و گاهى بسیار با اعتماد به نفس و از موضع قدرت رفتار مى کنید.

اگر کسى دست خط شکسته اى دارد و حروف را زوایه دار و شکسته مى نویسد: فردى بسیار با اراده مى باشد و در کارهایش حد وسط را قبول ندارد و به همین علت اهل سازش و مصالحه نیست و اغلب به همین خاطر که وسط را دوست ندارد از دیگران خسته مى شود و تصمیمى نمى گیرد چون دوست ندارد راه اشتباه را انتخاب کند.

اگر فردى دست خط ملایم و کشیده اى دارد: آدمى چند بعدى است و مى تواند مشکلاتش را از زوایاى مختلف بررسى و درک کند. برایش تنوع مهم است و گاهى احساس مى کند استعدادهاى زیادى دارد و نمى تواند هیچ کدامشان را به درستى شکوفا کند. ممکن است فردى زود رنج باشد و به ندرت علیه برداشت ها و انتقادات دیگران از خود دفاع کند.

اگر کلمات را در هم و فشرده مى نویسید: احتمالاً شما فرد راحتى نیستید و در جمع خودتان را کنارى مى کشید و مى خواهید کنترل خود را از دست ندهید. از برقرارى رابطه با دیگران خوشتان نمى آید و گاهى دوست ندارید خود را فردى خوش فکر نشان بدهید. اغلب بعد از دیگران ابراز عقیده مى کنید و عقیده خود را مى گویید واین به این علت است که قدرى محتاط هستید.

کسى که کلمات را با فاصله و باز باز مى نویسد: خیلى راحت با دیگران رابطه برقرار کرده و خیلى ساده و بى تکلف و مستقیماً به دیگران نزدیک مى شود. گاهى به راحتى از کوره درمى رود و با این کار ممکن است به حریم شخصى دیگران تجاوز کند و این به این علت است که او ارزشى به خوددارى کردن و کنترل خود نمى دهد، اما انسانى کوشا و باطراوت است که سریع تصمیم گرفته و با کارهاى خود به دیگران خدمت مى کند

 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 16:23  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

Have you ever watched someone sleep and wondered what he or she was dreaming? The person’s outward appearance would never give it away: slow breathing, eyes occasionally fluttering, but mostly the very picture of peace and stillness. But, appearances can be deceiving. When people sleep, there’s a lot more going on than meets the eye. The notion of sleep as the body’s ultimate “down time” has some truth to it, but sleep is also an active process, in which the brain can be remarkably active, even if the body remains (mostly) immobile.

What’s Going On During Sleep

There is much about sleep that remains mysterious, but experts divide it into two main categories, based on observations of sleeping persons and recordings of the brain’s electrical activity during sleep:

  • Non-REM sleep– This is divided into four stages, with Stage 1 the lightest and Stage 4 the deepest.

  • Rapid-eye movement (REM) sleep - During REM sleep, dreaming is common, muscles (other than the eyes) are inactive, and electrical activity in the brain is similar to that of an awake person. The blood pressure and heart and breathing rates may suddenly increase for short periods of time, just as they do during wakefulness

    During a typical eight-hour period of sleep, a person drifts from wakefulness to Stage 1 non-REM sleep, through Stages 2, 3 and 4 and finally REM sleep over the first several hours. During the last half of the night, REM sleep and Stage 2 sleep alternate for 90 to 120 minutes each. As we age, brief awakenings increase in frequency, while deeper stages of non-REM sleep decrease.

    Why Do We Sleep?

    The function of sleep is not entirely clear, but researchers believe that REM sleep is important for solidifying memories, and perhaps for even more critical functions. Rodents completely deprived of REM sleep die after a few weeks. Non-REM sleep, meanwhile, seems to be important in providing a sense of restored energy and ability to concentrate during the day. A number of theories about sleep attempt to explain its role or roles: a restorative for the mind and body in preparation for the day ahead; or a way of reducing energy consumption, to save energy for activities occurring during the day. Some scientists believe that sleep is evolution’s way of improving survival by preventing animals from preying on each other 24 hours a day.

    Consequence of Sleep Deprivation

    It is hard to define just how much sleep is normal; different people seem to need different amounts. Sleep experts define “enough” sleep as how long a person would sleep if there were no alarm clocks; that is, left to decide entirely on your own, how long would you sleep? The other way to define it is how long one needs to sleep in order to feel alert and rested the next day. However, duration of sleep is not the only thing that matters –; the quality of sleep also matters.

    Too little sleep or poor-quality sleep can cause a number of problems, including difficulty with short-term memory, concentration, depression, anxiety, irritability, poor energy and reduced libido. In short, quality of life at work and at home may suffer terribly due to insufficient or poor sleep. All of these problems may resolve when sleep duration increases or sleep quality improves.

    One problem related to sleep deprivation deserves particular emphasis: Automobile and truck accidents attributed to sleepy drivers account for thousands of deaths each year.

    Although the impact is uncertain in humans, sleep-deprived rodents have reduced immune function and higher susceptibility to infection.

    Sleep Disorders

    There are more than 80 individual sleep disorders, but they are divided into 4 main categories:

  • Dyssomnias, in which there is insomnia (difficulty initiating or maintaining sleep), sleepiness during the day, and abnormal sleep-wake timing; examples include sleep apnea and the effects of medications or alcohol

  • Parasomnias, in which there is abnormal behavior around sleep, but without excessive sleepiness or insomnia; examples include sleepwalking or night terrors

  • Medical-psychiatric sleep disorders, in which a condition that causes other problems disrupts or impairs sleep; examples include anxiety, depression, Parkinson’s disease, dementia or gastroesophageal reflux disease (GERD)

  • Sleep problems that cannot be clearly separated from normal variation, or for which there is no consensus among experts; examples include pregnancy-associated sleep disorder and sleep hyperhidrosis (excessive and unexplained sweating during sleep)

    Good Advice for Getting a Good Night’s Sleep

    There are changes you can make to improve your chances of getting a good night’s sleep. Sleep experts call this “sleep hygiene,” and these measures are routinely recommended for almost anyone complaining of sleep trouble. Some are just common sense, but, unfortunately, many people for whom sleep is a problem do not recognize their importance. Here are some general guidelines to follow:

  • Establish a schedule and stick to it; sleep when you are sleepy but try to get up and go to bed each day at about the same time.

  • Use a fan or other means of creating a steady, soothing sound to drown out other noises.

  • Reduce alcohol and caffeine intake; avoid caffeine after noon and don’t use alcohol as a sedative before bed.

  • Get heavy curtains or shades to block out bright light early in the morning if you are awakening earlier than you’d like.

  • Check your medication list. Because some medicines can interfere with sleep, ask your doctor or pharmacist about the medicines you take.

  • Do not exercise vigorously after within several hours of bedtime.

  • Avoid heavy meals or excessive fluids within an hour or two of bedtime.

    The Bottom Line

    The importance of sleep is self-evident, yet much remains unknown or uncertain about how we sleep, why we sleep and how to improve sleep. One thing is certain, however: Sleep is not a passive process or a complete “shut down” of the body – many stages of sleep are as active for the mind as being awake. So, the next time you see someone sleeping, keep in mind that though the body may look quiet and peaceful, there is much more to the story.

  •  |+| نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:10  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
     
      بالا  
    ‎‎ ‎‎ ‎
    ‎اين سايت را صفحه ي خانگي خود ‏‏كنيد‎
    ‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎