تبليغاتX
روانشناسی بالینی
 
روانشناسی بالینی
 
 
روانشناسی
 


زنان دارای استعداد کشف احساسات و افکار دیگران هستند، آنها تمایلات افراد را تفسیر و سرنخهای وابسته به قراین را جذب کرده و با شیوه های مناسب احساسی واکنش نشان میدهند.

خانم سیمون دوبوار (Simone de Beauvoir) فیلسوف، نویسنده و یکی از مهمترین پایه گذاران جنبش فمینیسم، جمله مشهوری دارد: "هیچ کس زن زاده نمیشود بلکه به یک زن تبدیل میشود"، اما با یافته های علمی امروز بهتر است این جمله را فراموش کنیم.

دانش امروز منظر کاملا متفاوتی از آنچه هستیم در مقابل ما قرار داده است. ما زن و مرد هستیم و از همان لحظه بسته شدن نطفه با یکدیگر تفاوت داریم و این تفاوت خود را در هر دستگاه فیزیکی و ذهنی ما نشان میدهد.

گفتگو درباره تفاوتهای جنسی، بحث تازه ای نیست اما همواره در آن نکات جدیدی کشف میشود که بازگشت به این موضوع را ضروری مینماید. امروزه پیشرفتهای پزشکی برای مقابله با بیماریهایی چون نارسایی قلب، افسردگی و معلولیتها، مدیون شکسته شدن کدهای زیست شناسی و درک تفاوتهای جسمی زن و مرد است.

اکنون پزشکان میدانند که علاوه بر اندامهای به کلی متفاوت زنان و مردان، با اندامهای مشابه آنها نیز نباید به یک شکل برخورد نمود. نیازی به طرح این قضیه وجود ندارد که این تفاوتها، هیچ یک از دو جنس را برتر یا پست تر از دیگری نمیکند. اینها، فقط تفاوت هستند نه چیز دیگر.

تاثیر ژنها
تمام آنچه زنان و مردان را از یکدیگر متمایز میکند، تنها با یک کروموزوم آغاز میشود : کروموزوم مردانه که Yنام دارد، رشته باریکی است که تعداد اندکی ژن-25 عدد- را حمل میکند در حالی که کرموزوم Xزنانه، با 1000 تا 1500 ژن همراه است. اما اهمیت این مقدار فراوان ژن، قابل مقایسه با اهمیت یک ژن Sry در کروموزوم Y نیست.

کار Sry، تعیین جنسیت مردانه، از طریق صدور فرمان برای ساخته شدن بیضه ها و ترشح هورمون بسیار مهم تستوسترون است که بیشتر خصوصیات جسمی و ذهنی مردانه به ترشح آن وابسته است. البته ژنهای تعیین کننده جنسیت، همه چیز را به هورمونها واگذار نمیکنند. دانشمندان در طی چند سال گذشته دریافته اند که آنها مسئول افزودن چاشنیهایی وابسته به جنسیت، به رفتارها و واکنشهای ذهنی افراد هستند.

مشخص شده است که جنس مونث، ژنهایی دارد که کارشان پشتیبانی و حمایت از مغز در هنگام بروز مشکلات بزرگ است.طبیعت برای تعادل بخشیدن به ژنهای زن و مرد، از هر کروموزوم X بدن زن، یکی را مسدود میکند. اما حدود 19 درصد ژنها، از این انسداد فرار میکنند و سلولها از بعضی ژنهای X سهمیه دوبرابر دریافت میکنند. همین مسئله موجب میشود که زنان بسیار کمتر از مردان در معرض ابتلا به اختلالات روانی چون وهم گرایی یا اوتیسم و شیزوفرنی قرار بگیرند.

به علاوه، این موضوع که از یک جفت ژن X کدام یک فعال شود هم در نحوه واکنش مردان و زنان به مسائل مختلف نقش تعیین کننده ای دارد. در بعضی موارد، ژن X دریافتی از پدر بی اثر میشود و گاهی ژن X مادری.

برای بسیاری از اعمال، اینکه ژن جنسی شما چیست و یا آنرا از کدام والد گرفته اید مهم نیست. اما کروموزوم Y به تنهایی مغز را به ساختن نورونهای دوپامین dopamine بیشتر ترغیب میکند. این سلولهای عصبی مسئول ایجاد محرکها و پاداشها است و ترشح دوپامین زمینه را برای لذت بردن از چیزهای تازه و همچنین مواد اعتیاد آور، فراهم میکند. (این مورد به طور مفصل در مطلب تاثیر اعتیاد بر مغز توضیح داده شده است).نورونهای دوپامین مهارتهای حرکتی را نیز تحت تاثیر قرار میدهند و در زمان وقوع بیماری پارکینسون قابلیت خود را از دست میدهند. این بیماری مردان را دوبرار بیشتر از زنان مورد حمله قرار میدهد.

جنسیت در مغز
دکتر روبن گور (Ruben Gur) کشف کرده است که درصد ماده خاکستری مغز زنان، بیشتر از مردان است. این مطلب توضیح خوبی برای این مسئله است که با توجه به اینکه مغز مردان از زنان بزرگتر است، اما هردو جنس، در تستهای هوش به یک اندازه خوب عمل میکنند.

ماده خاکستری که از سلولهای عصبی و شاخه های آنها به نام دندریت (dendrite) تشکیل شده است، جایی است که بارهای سنگین فکری در آن جا به جا میشود. نورونها و دندریتها مغز زنان تراکم بیشتری دارند و قدرت تمرکز و تواناییهای فکری بیشتری برای زنان ایجاد میکنند.

به گفته دکتر گور مغز بزرگتر مردان، بیشتر با ماده سفید و مایع نخاعی پر شده است. این مایع مغز را از ضربه های شدید حفظ میکند و از آنجایی که سر مردان بیشتر در معرض ضربه های ناگهانی است، میتواند مفید واقع شود.

ماده سفید که از بازوهای بلند نورونها که در یک ماده محافظ قرار گرفته اند، تشکیل شده است، به پخش شدن عملیات پردازشی مغز کمک میکند. این ماده مردان را در تجسم فضایی بسیار قدرتمند میکند و مانع پخش شدن اطلاعات در کورتکس (قشر مخ) میشود. این حالت قابلیت تمرکز بر یک موضوع واحد را به وجود می آورد که برای داشتن تجسم فضایی، به خصوص انواع پیچیده آن بسیار ضروری است.

ماده سفید راه ورود هر فعالیتی که در هنگام انجام دادن کاری، موجب از بین رفتن تمرکز مردان شود را مسدود میکند. به همین دلیل مردان نمیتوانند در آن واحد چند کار را با هم انجام دهند. اما آنها میتوانند کارهای مهندسی، پارک کردن اتوموبیل و طراحی صنعتی را بهتر انجام دهند.

ماده سفید در مغز زنان در جسم پینه ای - رابط بین دو نیمکره مغز - جمع شده است و نیمکره راست را به شدت وارد عملیات کلامی میکند. هرچه این کار کلامی پیچیده تر باشد، نورونهای بیشتری در هر دو نیمکره به کار می افتند و این واکنشی است که در زنان قویتر است. به همین دلیل زنان میتوانند در آن واحد صحبت کنند و کارهای دیگری را هم انجام دهند.

زنان یک مزیت دیگر هم دارند، جریان خون در مغز زنان بسیار سریعتر است که تاثیرات سالخوردگی در مغز را کاهش میدهد. مردان در زمان سالخوردگی بافت مغزی بیشتری از دست میدهند که بیشتر در سمت چپ ناحیه جلویی غشای مخ پیش می آید. این بخش از مغز مسئول نتیجه گیریهای منطقی و خویشتن داری است.

افکار متفاوت
تفاوت بین دو جنس میتواند به اینجا برسد، تقسیم بندی وظایف از روی تواناییها. ذهن مردان و زنان ذاتا به سمت جنبه های متفاوتی از جهان اطرافشان کشیده میشود.

تواناییهای ادراکی زنان به سمت تفسیر سریع یا به قولی شهودی از درونیات افراد تمایل دارد. زنان دارای استعداد کشف احساسات و افکار دیگران هستند، آنها تمایلات افراد را تفسیر و سرنخهای وابسته به قراین را جذب کرده و با شیوه های مناسب احساسی واکنش نشان میدهند. آنها توانایی همدلی دارند، با دیگران وفق می یابند و میتوانند جنبه های دیگر یک استدلال را دریابند. این همدلی منجر به برقراری ارتباط و تمایل زنان به وابستگی میشود.

مردان در ابتدا بر روی جزئیات آنی متمرکز میشوند و با بررسی یک قسمت کوچک از هر چیز، راحت تر کنار می آیند. آنها قوانینی را بر اساس تجزیه و تحلیل طبیعت، اشیاء بیجان و حوادث مختلف به وجود می آورند. در یک جمله، متخصص طبقه بندی هستند.

برتری مردان در تجسم فضایی و استعداد زنان در مهارتهای کلامی، درواقع زیرمجموعه تواناییهای متفاوت آنها در طبقه بندی کردن در مقابل همدلی کردن است. این دو روش مختلف ذهنی در انتخاب اسباب بازی (عروسکها و اسبابهای زندگی روزمره در مقابل تراکتورها و آدم آهنی)، ناشکیبایی کلامی در مردان (ترجیح میدهند دستور بدند تا گفتگو کنند) و جهت یابی (زنان محل را با علایم مشخص جاده و راهنما پیدا میکنند اما مردان تصویری هندسی از فضا دارند و از طریق در ذهن داشتن چیدمان فضایی راه را پیدا میکنند.) کاملآ مشهود است.

بارون کوهن (Baron-Cohen)، سرپرست گروه تحقیقات اوتیسم در دانشگاه کمبریج میگوید : تقریبا تمام افراد سالم دارای ترکیبی از هر دو نوع مهارتها هستند اما زنان و مردان در مقدار تسلط هر جنبه به دیگری تفاوت دارند. او متوجه شده است که کودکان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم و گونه نه چندان حاد آن به نام سندرم اسپرگر (Asperger)، قادر به تشخیص احساسات دیگران نیستند و به طور غریبی مستعد طبقه بندی کردن بوده و تمرکزی وسواس گونه بر اشیایی چون کلید برق و شیر آب دارند.

اوتیسم به شدت مردان را مبتلا میکند. بارون کوهن در کتاب خود به نام The Essential Difference اوتیسم را آینه بزرگنمای صفات مردانه خوانده است.

مبنای همدلی کردن و طبقه بندی کردن در مغز به خوبی شناخته نشده است، هرچند به نظر میرسد جایی به نام مغز عمومی وجود داشته باشد، جایی که مدار عصبی به مشاهدات شخصی فرد اختصاص یافته است. اجزاء اصلی سازنده این بخش در نیمکره چپ مغز قرار دارند. مراکز کلامی زنان نیز در همین ناحیه قرار دارد و بسیار پیشرفته تر است. به گفته بارون کوهن، در ابتدای شکل گیری مغز، هورمون مردانه تستوسترون ، رشد نیمکره چپ را کند میکند و بر سرعت رشد نیمکره راست می افزاید.

او می افزاید که در نتیجه تحقیق بر روی کودکان یک ساله، با توجه به شرایط دوران بارداری و زایمان به این نتیجه رسیده ایم که با افزایش میزان تستوسترون، ارتباط چشمی کودک با مادر خود کمتر میشود، ارتباط چشمی یا نگاه چشم در چشم، یکی از معمولترین روشهای برقراری ارتباط است و بسیار جالب است که بدانیم این کار نیز، تحت تاثیر عوامل هورمونی است. از طرفی فقدان تستوسترون موجب میشود که دختران زودتر از پسران کلمات را بیاموزند و اصطلاحا "زبان باز کنند" .

نداشتن ارتباط چشمی و محدود بودن ارتباط کلامی، از اولین نشانه های بیماری اوتیسم است. به گفته کوهن : "مجذوبیت بیش از حد به ماشین آلات و دستگاهها، همراه با فقدان همدلی، از جمله اساسی ترین نشانه های اوتیسم است"

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 18:26  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
سطوح افزايش يافته مس طبيعى در بدن زنى كه تازه وضع حمل كرده ممكن است در افسردگى پس از زايمان نقش داشته باشد.

به گزارش ساينس ديلی، بررسی‌ها نشان داده است سطوح مس خون در زنانى با سابقه افسردگى پس از زايمان بيش از آن در زنان بدون افسردگى بوده است.

تا به حال توجه زيادى بر اين عنصر معطوف نشده است و اكنون محققان مدرك مشخصى دارند دال بر اينكه مس بالا در خون مشخصه‌اى براى نشان دادن افسردگى بعد از زايمان است.

برخى از زنان پس از زايمان دچار خلق افسرده، كمبود انرژى و اشتها، اختلال در خواب و كاهش علاقه به فعاليت‌هاى معمول می‌شوند.

در موارد شديد زنان ممكن است دچار افكار خودكشى شوند. اين باعث وقوع مشكلاتى در زندگى آنها می‌شود در حاليكه پيش از اين ازدواج موفقى داشته و علاقه زيادى به بچه‌دار شدن داشتند.

مس يك عنصر ضرورى است كه در اكثر مواد غذايی، آب و ويتامين‌ها موجود است.

طى باردارى بدن مادر براى كمك به رشد عروق خونى و مويرگ‌هاى جديد كودك مقادير اضافى مس توليد می‌كند. اما در مادران مبتلا به افسردگى پس از زايمان اين افزايش در توليد مس فروكش نمی‌كند.

حدود ١٥ درصد زنان پس از زايمان افسردگى كوتاه مدتى را تجربه می‌كنند كه فقط چند هفته به طول می‌انجامد. تعداد كمترى ممكن است چند سال از اين افسردگى رنج ببرند.

تحقيقات گذشته نيز نشان داده است افزايش مس در بدن به ايجاد افسردگى و اضطراب و نيز رفتارهاى خشونت‌آميز كمك می‌كند.

هنوز مشخص نيست چرا سطوح مس در برخى زنان پس از زايمان به ميزان طبيعى خود باز نمی‌گردد. براى رفع اين افسردگى در زنان براى آنها داروهاى ضد افسردگى تجويز می‌شود اما بعضى به اين داروها نيز پاسخ نمی‌دهند.

به هرحال محققان تاكيد می‌كنند كه صرفا بر اساس اين يافته‌ها نمی‌توان رابطه علت و معلولى بين مس و افسردگى پس از زايمان را تاييد كرد و اين كار مستلزم انجام تحقيقات بيشتر است.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 21:29  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
نگذاريد مردم روي زندگي شما تاثير منفي بگذارند، هنر عکس‌العمل مي‌تواند بدترين شرايط را به بهترين شرايط تبديل کند. 
قبل از اينکه بخواهيد اصل ‌٩٠ به ‌١٠ را بخوانيد، بايد بدانيد که اين اصل تماما مربوط به عکس العمل شما نسبت به اتفاق‌هاي مختلف است.

اصل ‌٩٠ به ‌١٠ مي‌گويد: ‌١٠ درصد زندگي خارج از کنترل ولي ‌٩٠ درصد آن تحت کنترل ما است و خوب يا بد بودن آن به عکس‌العمل ما مربوط مي‌شود. تاخير ساعت پرواز هواپيما، خراب شدن ماشين يا فوت يکي نزديکان‌مان دست ما نيست. ما روي اين ‌١٠ درصد کنترلي نداريم، ولي ‌٩٠ درصد باقي متفاوت است! ما مي‌تونيم تصميم بگيريم که چطوري باشه؛ با عکس‌العمل‌هامون.


سر ميز صبحانه نشسته‌ايد که يک دفعه دست دختر کوچکتان به ليوان چاي مي‌خوره و همش مي‌ريزه روي لباس شما. چيزي که اتفاق افتاده ابدا تحت کنترل شما نبوده. اما کاري که شما بعد از افتادن اين اتفاق مي‌کنيد همه چيز را مشخص مي‌کند!


اجازه ندهيد اتفاق‌هاي مختلف روز و زندگي شما را مختل کند، چون هر عکس‌العمل اشتباه مي‌تواند ضرر زيادي به همراه داشته باشد.


هواپيما تاخير داره؟ برنامه کاريتان را به هم زده؟ به جاي فحش دادن به زمين و زمان و اخم کردن به مهمان دار‌ها از وقت‌تان براي ياد گرفتن چيز‌هاي تازه استفاده کنيد. گاهي اين کار‌ها که به نظر مسخره مي‌آيند. اما زندگي‌تان را طوري متحول مي‌کنند که خودتان باورتان نمي‌شود. فرصت‌هاي خوب هميشه آن لحظه که انتظار داريد سر راهتان نمي‌آيند؛ گاهي بايد خودتان ماجرا جو باشيد و آن‌ها را پيدا کنيد.


عصباني بودن و از روي عصبانيت رفتار کردن همه چيز را بدتر مي‌کند.


حالا اصل ‌٩٠ به ‌١٠ را به خوبي شناخته‌ايد، کاري که بايد بکنيد اين است كه آن را در موقعيت‌هاي واقعي در زندگي‌تان به کار بگيريد. فقط يک بار امتحان کنيد، مثلا در يک جر و بحث سعي کنيد همه چيز را به طرز مثبت تغيير دهيد و اگر همه چيز خوب پيش رفت، فکر کنيد که اگر اين کار را نمي‌کرديد چه اتفاق‌هايي مي‌توانست بيفتد.


مداد سياهي که من دارم مي‌تواند اثر‌هاي چند صد هزار دلاري خلق کند. بستگي دارد کي و چطوري از آن استفاده کند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 20:16  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

ماساژ درماني عبارتست از دست ورزي بر روي بافت‌هاي نرم بدن. اين درمان به رهايي از استرس و فشار عضلاني و درد ناشي از صدمات و سرعت بهبود ناراحتي‌هاي حاد و مزمن كمك مي‌كند. امروزه ميليونها نفر در سراسر جهان از اين روش به عنوان يك روش مراقبت بهداشتي استفاده مي كنند.
به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا منطقه علوم پزشکي تهران، امروزه بالغ بر 80 نوع مختلف ماساژ و كار بر روي بدن وجود دارد و تکنيک‌هاي آن به پنج گروه ماساژ سنتي اروپايي، ماساژ معاصر غربي، ماساژ در روشهاي اصلاح حركت و ساختار، ماساژ شرقي و متدهاي انرژي پايه تقسيم مي‌شود و بسياري از ماساژ درمانگرها تركيبي از روش‌هاي فوق را بر اساس وضعيت بيمار اعمال مي‌كنند.

ماساژ درماني چگونه اثر مي‌کند؟

معمولا انواع ماساژ با يك مكانيسم مشابه بر روي بدن اثر مي گذارند. زماني كه ماهيچه بيش از حد فعاليت دارد تجمع مواد زايد از جمله اسيدلاكتيك مي‌تواند باعث درد، گرفتگي و حتي اسپاسم عضلات شود. ماساژ بطورعام و ماساژ سوئدي به طور خاص، گردش خون و جريان لنفاوي را بهبود بخشيده، مواد غذايي و اكسيژن تازه را به بافتهاي مزبور مي‌رساند و به خروج مواد سمي و بهبودي كمك مي‌كند.

همچنين عضلات در حال كشش مي‌توانند به رگهاي خوني و اعصاب فشار آورده و با محدود كردن جريان خون باعث ايجاد درد شوند. با ماساژ منطقه مورد اثر، بتدريج فشار عضله بر اعصاب درگير كاهش يافته و درد كاهش مي‌يابد. همين مكانيسم در بهبود عضلات آسيب ديده با ماساژ باعث سودمندي آن است.

علاوه بر اين، ماساژ باعث افزايش اندروفين‌ها (نابود كننده هاي درد) و افزايش ترشح هورمون سروتونين (تعديل كننده خلق و خوي) مي‌شود. همچنين ثابت شده كه هورمون استرس (كورتيزول) را آزاد مي‌كند. به همين دليل ماساژ اغلب به عنوان يك درمان تکميلي براي افرادي كه سيستم ايمني آنها بر اثر استرس تضعيف شده توصيه مي‌شود.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 20:7  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
روانشناسان فنلاندي در پژوهشي دريافته‌اند: بسياري از مرداني كه دست به خودكشي مي‌زنند در دوران كودكي با مشكلات احساسي دست به گريبان بوده‌اند.
به گزارش سرويس بهداشت ودرمان ايسنا، بر اساس نتايج اين تحقيق جديد، پسران نوجوان و مردان جواني كه اقدام جدي براي خودكشي مي‌كنند اغلب در سن هشت سالگي دچار مشكلات احساسي بوده‌اند در حالي كه بيشتر زناني كه اقدام به خودكشي مي‌كنند اغلب به دليل ابتلا به افسردگي پس از بلوغ دست به اين كار مي‌زنند.

در اين تحقيق تقريبا از هر پنج مردي كه اقدام به خودكشي كرده بودند چهار نفر در دوران كودكي با مشكلات احساسي مواجه بوده‌اند. محققان براي دستيابي به اين نتايج از شواهد و مدارك تحقيقاتي حاصل از معلمان و والدين اين مردان استفاده كردند.

دكتر آندره سوراندر پژوهشگر بيمارستان دانشگاه توركو در فنلاند و دستياران وي در اين تحقيق دريافته‌اند: بيشتر مرداني كه دست به خودكشي زده‌اند و يا پس از اقدام به خودكشي نياز به مراقبت‌هاي ويژه و شديد در بيمارستان داشتند در سن هشت سالگي دچار مشكلات و اختلالات شديد روانپريشي بوده‌اند.

محققان تاكيد كردند: نكته جالب توجه در پژوهش‌ها اين بود كه نشان داد عامل محرك اقدام به خودكشي در زنان و مردان متفاوت است.

نتايج اين پژوهش در نشريه آرشيو «روانپزشكي عمومي» به چاپ رسيده است. در اين تحقيق 5 هزار و 302 نفر كه در سال 1981 به دنيا آمده بودند، تحت مطالعه قرار گرفتند كه از اين تعداد 27 مرد و 27 زن تا سن 24 سالگي اقدام به خودكشي كرده بودند. هم چنين از بين افرادي كه خودكشي كرده بودند 13 مرد و 2 زن جان خود را از دست دادند.

بر اساس آمار سازمان جهاني بهداشت، سالانه 877 هزار نفر در جهان خود را مي‌كشند و مردها از روشهاي مرگبارتري براي اين منظور استفاده مي‌كنند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 20:6  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
 
  بالا  
‎‎ ‎‎ ‎
‎اين سايت را صفحه ي خانگي خود ‏‏كنيد‎
‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎