تبليغاتX
روانشناسی بالینی
 
روانشناسی بالینی
 
 
روانشناسی
 
هرگز شعار خواستن توانستن است را فراموش نکنيم و بدانيم که در سايه ي سعي و تلاش به آنچه بخواهيم مي رسيم.

- سعي کنيم در گفتار و برخوردهاي روزانه ي خود از کلمات وجملات مثبت استفاده کنيم،مثلا در ملاقات با ديگران به جاي استفاده از عبارت خسته نباشيد که داراي بار منفي است والقاي خستگي مي کند،بگوييم خداقوت يا شاد باشيد و...

-هرروز صبح که از خواب بيدار مي شويم با نگاه کردن به منظره ي يک تابلوي نقاشي زيبا و يا اسم هاي خدا روز خود را با نشاط وخوش بيني شروع کنيم

-ازخود انتظار بيش از حد نداشته باشيم  وخود ار همه فن حريف ندانيم و از کمال گرايي مطلق خودداري کنيم.

-از انزوا و گوشه گيري که باعث ايجاد افکا منفي مي شود،دوري کرده و اوقاتمان را در جمع خانواده و دوستان سپري کنيم.

-ممکن است در رختخواب افکار منفي به سراغمان بيايد ،تا خسته نشده ايم به رختخواب نرويم.

-خنديدن را فراموش نکنيم.

     

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:20  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
چندتوصیه  جهت برخورد با بچه ای که دچار لکنت است :

۱)در محاوره با کودک دچار کنت سرعتی نسبتا آرام به کار ببرید و سعی کنید بدون شتاب صحبت کنید

۲)هنگام صحبت کردن با او تماس چشمی برقرار کنید

۳)نسبت به سخنان کودک خود عکس العمل مناسب نشان دهید به طور مثال سر تکان دهید  و لبخند بزنید و از کلماتی نظیر اوهوم استفاده کنید

۴) با قطع کردن صحبت های کودک و تکمیل کردن کلمات برای وی او را دستپاچه نکند چون این کار سبب تحقیر او می شود و به دیگران نیز اجازه ندهیدان کار را انجام دهند

۵)دقت کنید که افراد مبتلا به لکنت در هنگام صحبت با تلفن مشکل تر می توانند گفتار خود را کنترل کنند از این روی در چنین موقعیتی حوصله ی زیادی به خرج دهید

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:10  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
ابراز وجود به معنی احترام گذاشتن به خود ودیگران وآگاه بودن از نیاذها و خواسته های خود  است. ابراز وجود کردن یعنی توانایی بیان خویشتتن به طور مستقیم ٬ارج نهادن به احساس و فکر خود ٬ عزت و حرمت برای خود قایل شدن و شناحت نقاط قوت ومحدودیت های خویشتن است. ابراز وجود رفتاری است  که فرد را قادر می سازد که ضمن حفظ حرمت خود ودیگران احتمال به دست آوردن نتایج مطلوب را افزایش دهد .

جنبه های ابراز وجود :

۱. تمرکز بر اهداف : باعث متمرکز شدن انرژی شما می شود . عاقلانه این است که به جای توقف در موانع ومشکلات موجود در راه رسیدن به هدف بر خود هدف متمرکز شوید . آگاهی از اهداف زندگی می تواند بسیار سازنده باشد.

۲. خود-آگاهی :خود آگاه بودن یعنی دانستن این که چه چیز شما را می آزارد ٬ در چه زمینه هایی مایلید تغییر کنید٬ و کدام جنبه از زندگی برایتان خوشایند است.برای این کار با شناخت مرزها بدانید چه هنگام بگویید نه چه هنگام بگویید بله.

۳.ساختن عزت نفس : باید آنطور که هستیدخودتان را قبول کنید . با شناخت نقص ها سعی کنیدرفعشان کنید .

۴. روراست بودن با خود : راه حود را پیدا کنید وبا صداقت آن مسیر را ادامه  دهید و منتظر تعیین تکلیف از سوی دیگران نباشید.

۵.پرورش خود: خود را همان گونه که هستید بپذیرید و از کار و تفریح خود لذت ببرید .از خود مواظبت کنید.   

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:0  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
كارول چامسكي همسر، دوست و همراه نوام چامسكي زبانشناس بزرگ، فعال سياسي و منتقد سياست‌هاي آمريكا بود. ولي كارول هيجگاه زير سايه علمي و سياسي او قرار نگرفت. او خود زبانشناس معروفي بود و تمركز كاری‌اش بيش‌تر بر آموزش زبان در كودكان بود.\
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران( ايبنا) كارول چامسكي بين سال‌هاي 1972 تا 1997 استاد دانشگاه هاروارد بود. تئوري‌هاي او در حوزه فراگيري زبان نوشتاري و گفتاري به ويژه در كودكان معروف است و پس از بازنشستگي، همسرش، نوام چامسكي را در سفرهايش براي ارائه سخنراني‌هاي متعدد همراهي مي‌كرد.

كارول بيشتر به خاطر كتابش شناخته شده است؛ ازجمله «فراگيري نحو در كودكان پنج تا ده ساله» كه از سوي انتشارات دانشگاه ام اي تي در سال 1969 منتشر شد و در حوزه خود بي‌نظير است. او در اين كتاب، آگاهي و دانش كودكان را از ساختار زبان و درك معاني جملات پيچيده زبان مادريشان بررسي كرده است.

پروفسور كارول چامسكي بر اين اعتقاد است كه كودكان شايد نتوانند متوجه ساختارهاي جملات مبهم و پيچيده در زبان خود شوند؛ ولي به مرور زبان به تفاوت‌هاي ميان اينگونه جملات پي مي‌بر‌ند -- بدون اينكه لازم باشد به طور مستقيم در اين زمينه آموزش ببينند.

با اينكه كارول در مطالعات پيشين خود اشاره كرده بود كه فراگيري نحو – ساختار جمله – در سن پنج سالگي كودك كامل مي‌شود، ولي همچنان معتقد است كه درك برخي ساختارهاي بسيار پيچيده شايد به زماني بيش‌تر نياز داشته باشد و بعد از پنج سالگي كودكان هنوز از درك كامل اين گونه عبارت‌ها عاجز باشند.

او در پژوهشي جديدتر درباره فراگيري كلمات نوشتاري كه در اواخر دهه 1970 انجام داده بود، روشي را براي كمك به دانش‌‌آموزان ابداع كرد تا سريع‌تر در خواندن تسلط پيدا كنند. در اين روش او از دانش‌آموزان درخواست كرد كه متني را كه از ضبط صوت در حال پخش بود، بدون صدا بخوانند و اين كار را آنقدر تكرار كنند تا دانش‌آموزان بدون نياز به ضبط در خواندن آن تسلط پيدا كنند. اين روش آموزشي به عنوان «خواندن مکرر» معروف شد و تا كنون در كلاس‌هاي درس مورد استفاده قرار گرفته است.

پس از آن، كارول نگاه خود را به سوي تكنولوژي آموزشي معطوف كرد و به دنبال ايجاد نرم‌افزارهايي بود تا بتواند مهارت خواندن و درك مطلب را در كودكان ارتقا دهد.

«كارول موريس شاتز» اول جولاي 1930 در فيلادلفيا به دنيا آمد و 1949 با نوام چامسكي ازدواج كرد. او از وقتي پنج ساله بود، نوام را مي‌شناخت چراكه مادرش در مدرسه‌اي كه پدر نوام مدير آن بود، تدريس مي‌كرد. در سال1951 موفق به دريافت مدرك كارشناسي زبان فرانسه در دانشگاه پنسيلوانيا شد.

بعد از آن نوام چامسكي به علت فعاليت‌هاي سياسي‌اش در انتقاد به جنگ ويتنام به زندان فرستاده شد. سال 1960 بود كه کارول به دنبال زنداني شدن همسرش مجبور شد به تنهايي مسووليت گذران زندگي خود و سه فرزندش را بر عهده بگيرد و راهي به جز دريافت مدرك دكترا براي تدريس در دانشگاه نداشت و اين انگيزه‌اي شد تا بتواند در سال 1968 دوره دكتراي زبانشناسي خود را در دانشگاه هاروارد به پايان برساند.

كارول در مصاحبه‌اي با « پنسيلوانيا گرت»، مجله دانشگاه پنسيلوانيا گفته بود: «برخي فكر مي‌كنند كه حرف‌هاي ما در خانه بايد خيلي جالب باشد چون در يك رشته فعاليت مي‌كنيم. اين من را به خنده مي‌اندازد. چرا كه هر چند ما هر دو، زبانشناس هستيم ولي ديدگاه كاربردي و آموزشي من از زبانشناسي كاملا متفاوت از ديدگاه نظري و رياضي‌گونه نوام است و اختلاف نظرهاي بسياري با هم داريم.»

فقط هفت ماه از مرگ كارول چامسكي 78ساله مي‌گذرد. او جمعه، نوزدهم دسامبر 2008  در منزلش در لكسينگتن ايالت ماساچوست به علت سرطان از دنيا رفت.
 |+| نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 20:7  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
۱) از احساسات‌تان باخبر شوید: در اولین مرحله، علت و چرای عصبانی شدن خود را بشناسید. مواردی كه شما را عصبانی می‌كند به زبان بیاورید، در نتیجه با شنیدن احساسات خود به جای واكنش، عملكرد نشان می‌دهید چون درباره آنها فكر كرده‌اید. واكنش به طور معمول آنی و بدون تفكر است. برای مثال با خودتان بگویید: <من از دست مادرم عصبانی هستم چون تا اتاقم را مرتب نكنم، نمی‌گذارد بیرون بروم. این انصاف نیست.> هرگز نگویید مادرم بی‌انصاف است. در این صورت شما موضوع را مورد قضاوت قرار داده‌اید.
۲) صبر كنید و بیندیشید: بعد از اینكه موضوع عصبانیت خود را شناختید چند دقیقه بدون رفتار و حرف خاصی صبر كنید و به خودتان فرصت دهید تا بتوانید عصبانیت‌تان را كنترل كنید. هیچ واكنشی نشان ندهید. برای مثال از خودتان بپرسید چه كاری می‌توانم انجام دهم؟ فریاد بزنم و وسایل را پرتاب كنم. و یا اتاقم را مرتب كرده و بعد از مادرم بپرسم اجازه می‌دهد به مهمانی بروم و سرانجام اینكه بدون اجازه به مهمانی بروم.
۳) انتخاب كنید: به طور مثال اگر گزینه اول انتخاب شده است، ماجرا بدتر شده و حتی كار به تنبیهات شدیدتر می‌كشد. اگر گزینه دو را می‌پسندید، درست است كه ممكن است دیرتر به مهمانی برسید اما مادرتان هم راضی شده، دعوا نمی‌شود و لازم نیست شرمنده شوید، ضمن اینكه به اشتباه‌تان هم پی برده و دفعه بعد بدون تهدید، اتاق‌تان را مرتب می‌كنید. اگر گزینه سوم انتخاب شده شاید به موقع به مهمانی برسید ولی چون بدون اجازه رفتید، بعد از بازگشت منتظر واكنش و تنبیهات سخت‌تر والدین باشید.
۴) تصمیم بگیرید:وقتی به خودتان فرصت داده باشید، حتما گزینه دوم انتخاب می‌شود چون بهترین و منطقی‌ترین گزینه است.
۵) پیشرفت كار را بررسی كنید: بعد از اینكه رفتار انتخابی را انجام دادید، مدتی به آن فكر كنید كه چطور گذشت. آیا رفتارتان معقول بوده است؟ اگر نه، چرا؟ آیا از آن راضی هستید؟ این مرحله بسیار مهم است چون خودتان عواقب كار را در نظر می‌گیرید خودتان را بهتر می‌شناسید و یاد می‌گیرید كدام راهكار حل مساله در شرایط مختلف بهتر عمل می‌كند
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 17:47  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
كودكان اغلب چندين بار در طول روز از طريق تلويزيون، راديو، روزنامه ها، مجلات و اينترنت در جريان اخبار قرار مي گيرند. ديدن و شنيدن رويدادها و حوادث محلي و جهاني مانند بلاياي طبيعي، حوادث فاجعه آميز و گزارشهاي جرم و جنايت، ممكن است باعث به وجود آمدن استرس و تنش، اضطراب و يا ترس و وحشت در آنها گردد.
تغييرات متعددي هم كه در نحوه گزارش و پخش خبرها بوجود آمده به عنوان عواملي شناخته شده اند كه باعث افزايش امكان بوجود آمدن اثرات منفي در كودكان مي شوند. اين تغييرات شامل موارد زير است:
شبكه هاي تلويزيوني و سرويسهاي اينترنتي و سايتهايي كه اخبار را به صورت 24 ساعته گزارش مي كنند.
• شبكه هايي كه گزارشهايي از حوادث در حال وقوع به صورت زنده و همزمان تهيه و پخش مي كنند.
• افزايش ميزان تهيه و پخش گزارشهايي از جزئيات زندگي خصوصي اشخاص مشهور و الگوهاي جامعه.
• افزايش فشار براي رساندن اخبار به سطح جامعه و عموم مردم به عنوان بخشي از طبيعت رقابتي صنعت سرگرمي و برنامه سازي.
• پوشش تصويري مكرر و با جزئيات از حوادث طبيعي و اعمال خشونت آميز.

با وجود اينكه بحث هاي عمومي زيادي در رابطه با تهيه درجه بندي هاي تلويزيوني براي آگاه كردن والدين از وجود صحنه هاي خشن و مسايل جنسي در برنامه هاي عادي وجود داشته، برنامه هاي خبري تنها به تازگي به اين بحث ها اضافه شده اند. تحقيقات نشان مي دهد كه كودكان و نوجوانان به طور ناخودآگاه متمايل به تقليد از چيزهايي هستند كه در خبرها مي بينند و يا مي شنوند، و ممكن است نحوه انجام جرايمي را كه ديده اند مورد تقليد قرار دهند. قرار داشتن در معرض چنين آسيب هايي به صورت دايمي و طولاني مدت ممكن است منجر به ايجاد ترس و از دست دادن احساسات شود و در بعضي كودكان افزايش رفتار هاي خشن و پرخاشگرانه را بوجود آورد.

همچنين بررسي ها نشان مي دهد كه شبكه هاي خبري هميشه نشانگر وقايع محلي يا ملي به طور دقيق نيستند. براي مثال در حاليكه آمارها نشان دهنده كاهش ميزان جرايم در جامعه هستند، گزارشهاي تهيه شده از وقوع آنها در برنامه هاي خبري داراي رشدي 240 درصدي بوده است. جرم و جنايت اغلب موضوع اصلي برنامه هاي خبري محلي است و يا به صورت خبرهاي فوري در بين ساير برنامه ها به آنها پرداخته ميشود. حدودا ً بيش از 30 درصد زمان پخش برنامه هاي خبري به گزارش مشروح جرايم اختصاص دارد.

آثار منفي احتمالي اخبار مي تواند بوسيله تماشا كردن آنها به همراه كودكان و بحث و صحبت با آنها درباره چيزهايي كه ديده و شنيده اند توسط والدين، معلمان يا ديگر بزرگسالان كاهش پيدا كند. مقدار و نوع خبرهايي كه كودكان مي توانند تماشا كنند بايد با توجه به مسائلي مانند سن، ميزان بلوغ فكري، ميزان رشد، تجربييات زندگي و ميزان آسيب پذيري آنها تعيين شود.

رهنمودهايي براي به حداقل رساندن آثار منفي تماشاي اخبار:

• مدت زماني را كه كودك شما به تماشاي برنامه هاي خبري ميپردازد، زير نظر بگيريد.
• اگر احتمال مي دهيد كه خبرها باعث آزردن و ايجاد نگراني در كودك مي شود، زمان كافي و يك محل آرام و مناسب را براي صحبت با او اختصاص دهيد.
• همراه فرزندانتان به تماشاي اخبار بنشينيد.
• از كودكتان در مورد چيزهايي كه شنيده و سوالاتي كه ممكن است داشته باشد، بپرسيد.
• با جملاتي به زبان ساده، مثل اينكه شما در كنارش هستيد و از او مراقبت خواهيد كرد، براي او در باره امنيت خودش ايجاد دلگرمي كنيد.
• مراقب نشانه هايي از ايجاد ترس و اضطراب، كه ممكن است به وسيله اخبار بوجود بيايد،‌باشيد؛ نشانه هايي مثل بي خوابي، ترس، شب ادراري، گريه و يا صحبت درباره داشتن ترس از چيزي.

والدين بايد به خاطر بسپارند كه صحبت كردن با كودكان و نوجوانان درباره چيزهايي كه ديده و شنيده اند بسيار مهم است. اين امر به والدين اجازه مي دهد تا آثار منفي بالقوه اخبار را كاهش دهند و نظريات و انديشه ها و ارزش هاي خود را نيز به بحث بگذارند. حال كه كودكان را به طور كامل نمي توان از حوادث و رخداد هاي بيرون محافظت نمود، والدين ميتوانند براي آنها احساس امنيت ايجاد كنند و آنها را در شناخت بهتر جهان پيرامونشان ياري كنند.
منبع: American Academy of Child & Adolescent Psychiatry

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 16:38  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 17:7  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
1- پيش از آنکه به آن دستور دهيد , با او ارتباط برقرار کنيد .به چشم هاي او نگاه کنيد تا کاملا توجه خود را به او معطوف کنيد به عنوان مثال :" از تو مي خوام کاملا به من نگاه کني "و يا خواهش مي کنم کاملا به من گوش بده" بايد دقت کنيد نگاه کردن به چشم کودک طوري باشد که او تصور اين که  شما می خواهيد او را کنترل کنيد نداشته باشد .

2- فرزندانتان را با نام صدا کنيد در خواستتان با نام او همراه باشد "  آيا ممکن است که ..

3- کوتاه و مختصر با او صحبت کنيد در يک جمله مقصود خود را بيان کنيد . بزرگترين اشتباه اين است که شما با فرزندانتان زياد و طولاني صحبت کنيد با زياده گويي فرزندتتان تصور مي کند که شما اصلا نمي دانيد چه مي خواهيد .

4- بسيار ساده و روشن صحبت کنيد از جملات کوتاه و کلمات يک سيلابي استفاده کنيد. دقت کنيد به گفت گوي بچه ها با يکديگر . از گفت گوهاي آنها استفاده کرده و به همان شکل با آنها صحبت کنيد اگر با بي علاقگي فرزند تان روبرو شديد از ادامه صحبت با او صرف نظر کنيد

5- از فرزندتان بخواهيد که در خواست شما را تکرار کند اگر او نتوانست آنچه شما خواستيد رو بيان کند مطمئن باشيد شما مطلب را به اندازه کافي روشن نکرديد

6- به او پيشنهادي دهيد که در خواست شما را فوري انجام دهدشما مي توانيد به يک کودک 2 يا 3 ساله بگوييد اگر لباسهايت را بپوشي بيرون ميرويم وبازي ميکنيم همواره سعي کنيد پيشنهادي دهيد که به نفع کودک باشد و مايل به انجام آن باشد

7- همواره از جملات مثبت استفاده کنيد به جاي آنکه بگوييد "ندو : بهتر است بگوييد " در خانه راه برو و در بيرون هر چه قدر دوست داشتي بدو".

8- دستورات خود را با عبارت" خواهش ميکنم "آغاز کنيد به جاي اين که به کودک بگوييد "از آن جا پايين بيا" بگوييد " من از تو خواهش مي کنم از آنجا پايين بيا "اين نوع گفتار براي بچه هايي مفيده که از دستور دادن خوششان نمي ياد . استفاده از اين کلمه به کودک نشان مي دهد که شما با او موافق هستيد و قصد تحکم و  او را نداريد .

9- از عبارت " هنگامي که ...بعد " , استفاده کنيد "هنگامي که دندانت را مسواک زدي بعد برايت داستلن مي خوانم "" هنگامي کارهايت تمام شد بعد تلويزيون نگاه کن"استفاده از اين کلمات نشان مي دهد که شما تمايل به او داريد و او به حرفهاي شما گوش مي دهد او در اين حالت احساس مي کند که حق انتخاب دارد و مسايل به او ديکته نمي شود .

10- به جاي صحبت کردن وارد عمل شويد به جايي اينکه بر فرزند داد بزنيد بگوييد " برو تلويزيون و خاموش کن الان موقع شام است : بهتر است نزد کودک رفته و با او چند دقيقه برنامه تلويزيون رو نگاه کنيد و بعد هنگام آگهي بازرگاني به او بگوييد تلويزيون و رو خاموش کند در درخواست خود جدي باشيد در غير اين صورت روي حرف شما حساب نخواهد کرد

11- به او حق انتخاب بدهيد بهتر است بگوييد "تو دوست داري اول لباس خوابت را بپوشي يا اول مسواک کني ؟" ...

12- با توجه به سن فرزندتان با او صحبت کنيد کوچکترها سعي کنيد کوتاه و ساده تر گفت گو کنيد . بهتر است متوجه شويد که سطح آگاهي فرزندتان چه ميزان است و سپس با او

صحبت کنيد اگر ميگوييد " چرا اين کار را انجام دادي " از اين جمله استفاده کنيد : بيا در مورد اين کارت با هم صحبت کنيم .

13-با احترام با او صحبت کنيد
همان گونه که دوست داريد فرزندتان با شما صحبت کند . به همان شکل با او گفتگو کنيد . حتي يک کودک دو ساله به راحتي مي تواند از کلمه "لطفا " استفاده نمايد . بنابراين شما به فرزندتان احترام بگذاريد تا او نيز اين رفتار را دروني سازد . بهتر آن است که از کودکتان بخواهيد که مودب بوده و به ديگران احترام بگذارد .

14-به او دستور ندهيد
تهديد و انتقاد باعث ميشود که کودکتان موضع دفاعي بر خود بگيرد به جاي عبارت "تو بايد .."يا "تو بهتر است اين کار را انجام دهي " از عبارت " من دوست دارم ..." يا "بسيار خوشحال خواهم شد اگر ..." استفاده نماييد . هر گز نگوييد " تو بايد ميز را تميز کني" به جاي او بگوييد" من از تو خواهش ميکنم ميز را تميز کني " سعي کنيد سوالي نپرسيد که بتواند به آن جواب منفي بدهد . به عنوان مثال به او نگوييد : "ممکنه کتت را آويزان کني " تنها بگوييد "لطفا کتت را آويزان کن "

15- در خواست هاي خود را بنويسيد
ياداشت گذاشتن براي کودکاني که تنها احساس مي کنند يک برده هستند و حق انتخاب ندارند بسيار مفيد خواهد بود .
به ويژه براي کودکان دبستاني اين روش بسيار موثر خواهد بود با به کار گيري اين روش شما نياز نداريد که با يک کلمه هم صحبت کنيد . تنها از يک قلم وکاغذ استفاده کرده و در خواست هاي خود را با جملات خنده دار براي او مطرح کنيد .

16-با او آرام صحبت کنيد
حتي اگر کودکتان هم فرياد ميزند باز هم شما با او آرام صحبت کنيد اين امر ثابت شده است که تنها گوش دادن و صحبت نکردن مي تواند تا حدي تنش را از بين ببرد. مطمئن باشيد اگر شما مانند او زود از کوره در برويد هرگز قادر نيستيد موقعيت پيش آمده را بهبود بخشيد . بنابراين همانند يک بزرگسال با او رفتار کنيد .

17-او را آرام کنيد
پيش از آن که به او دستور بدهيد سعي کنيد جو خانه را آرام کنيد و از لحاظ روحي به يک وضعيت متعادل دست يابيد . در غير اين صورت صحبت با کودکي که از لحاظ عاطفي آشفته است , به هيچ عنوان اثر بخش نخواهد بود .

18-
تقاضاي خود را تکرار کنيد
براي کودکان نو پا يک موضوع را بايد هزار بار تکرار نماييد . زيرا اين کودکان به سختي متوجه خواسته هاي شما مي شوند . از سه سالگي ,کودک خود شروع به جذب مطالب خواهد نمود . با افزايش سن کودک ,شما بايد در خواست هاي خود را کمتر تکرار کنيد . به ويژه براي کودکان دبستاني زيرا آنها تکرار زياد را نوعي غر زدن مي دانند

19-اجازه دهيد فرزندتان خود تصميم گيري نمايد
هرگز نگوييد "وسايل فوتبالت را در خانه نريز " به او بگوييد "فکر کن و ببين کجا وسايل فوتبالت و بزاري بهتر است " اين طرز بيان بسيار کار ساز خواهد بود و شما نتيجه دلخواه را خواهيد گرفت

20-چندين راه مشابه پيش روي او قرار دهيد
"تو نمي تواني به تنهايي به پارک بروي ولي ميتواني در حياط خانه بازي کني "

21- اول به او تذکر دهيد "ما به زودي از اينجا ميرويم بنابراين از اسباب بازي ها و بچه ها خدا حافظي کن ."

22-فرزندتان را به صحبت وا داريد
از عبارت و موضوعاتي استفاده کنيد که فرزند به هيجان آمده ودر مورد آن با شما گفتگو کند . از او سوالاتي بپرسيد که که پاسخ او تنها بله يا نه نباشد . به جزئيات توجه کنيد . به جاي اينکه بگوييد : "آيا امروز در مدرسه روز خوبي داشتي ؟" به او بگوييد : بهترين کاري که امروز انجام دادي چه بود ؟"

23-از عبارت" هنگامي که تو ... من احساس ... زيرا ..." استفاده نماييد
"هنگامي که تودر فروشگاه از من جدا مي شوي و مي دوي من احساس نگراني مي کنم زيرا ممکن است که تو در فروشگاه گم شوي "

24-بحث را خاتمه دهيد
اگر شما احساس ميکنيد که ادامه بحث ديگر مفيد نيست , بنابراين همين موضوع را نيز به او بگوييد . به عنوان مثال " متاسفم , عقيده من همين هست "اين نوع برخورد به نفع هر دوي شماست .
 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 18:29  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی می‌کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می‌کنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه می‌روند و می‌خواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می‌شوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بوده‌اند.

بیش از شصت تعریف برای اختلالات یادگیری وجود دارد که معروفترین آنها عبارتست از:

اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می‌شود و می‌تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبه‌های ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز ، ریس ‌لکسی یا نارسا خوانی و آفازیای رشدی را در بر می‌گیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده‌اند را شامل نمی‌شود.

علل بروز اختلالات یادگیری

ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیری نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات مورد تائید بوده‌اند. هر چند همواره تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است.

عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری

بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.

عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری

شواهدی در دست است که نشان می‌دهد اختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانواده‌ها بیش از دیگران دیده می‌شود. مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونه‌ای حاکی از نشانه‌های عمل ژنتیکی است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهای خانوادگی پی برده‌اند که با اختلالات یادگیری پیوند دارند.

عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری

گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالت یادگیری می‌شوند. برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده است عبارتند از: هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولی نستروز و کم کاری تروئید.

عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری

اختلالات یادگیری برخی کودکان می‌تواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است.


از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند از:


  • عدم تناسب نوع خون مادر با جنین
  • اختلالات در ترشحات داخلی مادر
  • قرار گرفتن در برابر اشعه
  • استفاده از دارو

از عوامل هنگام تولد می‌تواند به مواردی چون:


  • کم وزنی هنگام تولد
  • آسیب وارده بر سر
  • آمدن جفت پیش از نوزاد
  • تولد با پا ، اشاره کرد.

از عوامل بعد از تولد عبارتند از:


  • مسمومیت سرب
  • نارساییهای تغذیه‌ای
  • محرومیتهای محیطی و ...

عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری

به عقیده برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح می‌تواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید. به نظر می‌رسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفته‌اند.

انواع اختلالات یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از زمینه‌های زیر دچار مشکل باشند: اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن است کودکی در همه زمینه‌های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینه‌های یاد شده ممکن است اتفاق بیافتد.

درمان اختلالات یادگیری

هر چند اختلالات یادگیری اصولا مساله‌ای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود می‌جویند و بدین ترتیب می‌کوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوه‌های درمانی رایج بر این اساس می‌توان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد.

در این شیوه تلاش می‌شود تا موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، به یکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ، بازیهایی برای آموزش حرکت ، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در این شیوه کاربرد دارد.

از روشهای درمانی دیگر می‌توان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوه‌های رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با این حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعات انجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسط کوت برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته می‌شود.

از سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال مساله جای دهی مبتلایان به اختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش است.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 18:17  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
شخصیت چیست؟
شخصیت یعنی « مجموعه‌ای از رفتار وشیوه‌های تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن ، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش بینی» مشخص می‌شود. از این تعریف چندین نکته قابل استنباط است.
  • بی همتایی و تفاوت : شخصیت یک فرد بی‌همتاست و در عین بعضی مشابهت‌ها ، هیچ دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.

  • ثبات داشتن (پایداری) : اگر چه افراد در شرایط و محیطهای گوناگون در ظاهر رفتار متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و واکنش و همچنین شیوه تفکر آنها دارای یک در ثبات نسبی دائمی است.

  • قابلیت پیش بینی : با توجه کردن و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری افراد را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با «ثبات در رفتار» رابطه متقابل دارد.

اختلال شخصیت چیست؟

  • آیا تابحال کسی را دیده‌اید که در برابر یک انتقاد ساده ، واکنش خشمگینانه شدیدی داشته باشد؟
  • آیا از خود پرسیده‌اید که چرا بعضی افراد انواع مختلف «خال کوبی» را روی پوست خود دارند؟
  • چرا بعضی افراد برای خود بعضی افراد برای خود ، خانواده و ... برنامه ریزی سختگیرانه دارند بصورتی که شرایط بحرانی هم حاضر به تغییر آن نیستند؟

شخصیت می‌تواند سازگار و یا ناسازگار باشد. «ناسازگاری» زمانی مطرح می‌شود که افراد قادر نباشند تفکر و رفتار خود را با محیط و تغییرات آن تطبیق دهند. سازگاری یا عدم سازگاری ارتباط نزدیکی با «انعطاف پذیری» دارد. یک شخصیت سالم با وجود ثبات و پایداری به میزانی از انعطاف‌پذیری بهره می‌برد. اما افراد ناسازگار در برخورد با موقعیت‌هایی که واکنش به آنها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، تفکر و رفتار انعطاف ناپذیری از خود بروز می‌دهند. بنابراین ، اختلال شخصیت یعنی «رفتارهای ناسازگار و انعطاف ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت ها»

میزان شیوع اختلال شخصیت

شیوع در جمعیت کلی

میزان شیوع اختلال شخصیت در کل جمعیت حدود 4 تا 6 درصد برآورد شده است. اگر چه در بین انواع مختلف شخصیتی تفاوتهای معنی‌دار وجود دارد برای مثال برآوردها برای اختلال پارانوئید حدود (0.5 تا 2.5 درصد) است در حالی که برای اختلال اجتنابی بین (1 تا 10 درصد) اعلام شده است.

شیوع در بین دو جنس

در میزان شیوع اختلال شخصیت بین دو جنس تفاوت های معنی‌دار دیده می شود برای نمونه در حالی که طبق برآوردهاا صداجتماعی واختلال وسواسی- جبری در مردان بیشتر از زنان است اختلال مرزی نمایشی و وابسته در زنان بیشتر از مردان (گاهی 2 برابر مردان) است.

درمان اختلال شخصیت

روان درمانی

روشی است که روانشناسان بالینی یا مشاور با استفاده از اقدامات «نیرو دارویی» اقدام به درمان اختلال می نماید و شامل انواع مختلفی است از قبیل «روانکاروی ، شناخت درمانی ، رفتار درمانی ، گروه درمانی ، آموزش مهارت های اجتماعی و... هدف از روان دمانی ، آموزش رفتارهای جدید همراه با اسجاد خودآگاهی و بینش در مراجع (دروان جو) نسبت به رفتار خود و اثر آن بر فرد و جامعه است. در درمان اختلال شخصیت اولویت با روان درمانی است.

درمان دارویی

در کنلار روان درمانی مواقعی وجود دارد که لازم است از دارو نیز استفاده شود تا فرآیند درمان تسهیل شود. دارو درمانی زیر نظر روانپزشک اعمال می شود و میزان و تعداد مصرف را او تعیین می کند. داروهای مورد استفاده برای درمان این اختلال بطور غیر مستقیم اثر خود در اعمال می کنند. برخی از گروهها دارویی مورد استفاده عبارتند از: ضد اضطرابها ، ضد افسردگیها ، ضد جنونها.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 18:5  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 

شاد بودن یکی ازبزرگترین هدایا است که کودک می تواند از والدین خود بگیرد. مطلب زیر به شما می گوید چطور به کودکانتان عزت نفس و رضایتمندی پایدار بدهید.


یکی از بزرگترین هدایایی که والدین می توانند به کودکان خود بدهند توانایی و استعداد شاد شدن است. البته بین خوشحالی و شادی لحظه ای- مثلاً دادن یک اسباب بازی جدید یا یک سبد پراز تنقلات به کودک- و خوشحالی و رضایتمندی پایدار، تفاوت عمده ای وجود دارد. مطمئناً کودکان دوست دارند تفریح کنند و مانند بزرگترها نیازمندند تا عمیقاً احساس خوشبختی کنند. اما شادی واقعی مطلب قابل تعمق تری است و آن روح فرزند شما را تحت تاثیر قرار میدهد و در او این حس را بوجود می آورد که همه چیز دنیا خوب است.

متخصصان معتقدند، کودکان شاد ویژگیهای مشخصی دارند، از جمله: عزت نفس، خوش بینی و خویشتن داری. چنانکه خواهید دید، ایجاد و پرورش این ویژگیها بسیار ساده تر از آنست که تصور کنید، در اینجا 11 روش ذکر شده تا به فرزندتان کمک کنید دید مثبتی به زندگی داشته باشد.

 

1- ازسرگرمیهای سازمان نایافته وقدیمی استفاده کنید

کودکان موفق معمولاً کودکان شادی هستند، اما تلاش شما به منظور آماده سازی فرزندتان در رویارویی با مسائل زندگی، باعث می شود که تمام وقت او را با حجم زیادی از برنامه های مختلف پر کنید. تمامی بچه ها به زمانی برای کاهش فشار نیاز دارند. وقفه ای در زمان بازی و یا درس به آنها بدهید و بگذارید در این زمان تخیلاتشان آنها را هدایت کند و آزادانه بازی کنند. مثلاً سر فرصت حشره شکار کنند، آدم برفی بسازند و یا به عنکبوتی که تارمی تند نگاه کنند. اینها موجب می شود حس تخیل در کودک افزایش یابد و به کودک اجازه می دهد دنیا را با گامهای خودش کشف کند.

بهتر است شما هم برنامه پر مشغله و آشفته خود را کم کنید و کودکانتان را در هنگام تفریح همراهی کنید.

2- کمک کردن به دیگران را به کودکانتان بیاموزید.

برای آنکه بتواند شاد باشد احساس کند که عضو با ارزشی از یک اجتماع بزرگ است و می تواند به زندگی افراد دیگرمعنی ببخشد. با بوجود آوردن موقعیتهای مناسب، این احساس را در او ایجاد کنید. اسباب بازیهای قدیمی او را که دیگر نیازی به آنها ندارد، جمع کنید و از او بخواهید آنها را به خانواده های نیازمند بدهد، یا در فروشگاه از او بخواهید که مقداری مواد غذایی برای اهداء به مستمندان خریداری کند.

کودکان می توانند لذت کمک کردن به دیگران را در سنین پایین یاد بگیرند.

مثلاً چنانچه شما از تکه های اضافی پارچه عروسک درست می کنید، کودک دوساله شما می تواند کمک کند وبگوید چشم و دهان عروسک را در کجا قرار دهید.

3- همراه با کودک خود، فعالیتهای فیزیکی داشته باشید.

همراه با کودک خود گردش بروید ، با او بازی کنید ویا با همدیگر دوچرخه سواری کنید. با این کار نه تنها نیرو و بنیه کودک خود را تقویت می کنید بلکه باعث شادی و خنده اش می شوید. فعال نگهداشتن کودکان، استرس را در آنان کاهش می دهد و موجب می شود آنان انرژیشان را به طریق سالم تخلیه کنند. کودکان سالم از قدرت بدنی بیشتری نیز برخوردارند. کودکان بیشتر ازآنکه نگران ظاهرشان باشند، به کارهایی که انجامی می دهند، افتخار می کنند. چنانچه کودکتان را در انجام کاری که علاقه دارد، تشویق کنید، برای ایجاد شادی در او روشی جدید به کار گرفته اید.

4- با کودکانتان بخندید

برای بچه ها لطیفه تعریف کنید، شعرهای خنده دار بخوانید، خودتان را دست بیاندازید. خندیدن برای کودکتان و نیز برای خود شما مفید است. یک دلیل کاملاً فیزیکی این است که هنگامی که می خندید، تنش (نگرانی) و اضطراب آزاد می شود و اکسیژن بیشتری دریافت می کنید و سبکبال می شوید.

5- در تحسین کودکان خلاق باشید.

هنگامی که فرزند شما درهدفی که دنبال می کند به موفقیتی می رسد یا مهارتی کسب می کند، تنها به گفتن جمله«کارت خوب است» اکتفا نکنید. به جزئیاتی که آنها را موثر یافته اید، اشاره کنید. مثلاً بگویید:«روشی که تو برای توصیف قهرمان در خلاصه کتابت انتخاب کردی، به قدری عالی است که من احساس می کنم او زنده است». یا بگویید:«روشی را که برای کشیدن آن درختها به کاربرده ای، بسیار می پسندم.» این طرز برخورد بسیار پر معنادارتر از آنست که به شکل خیلی رسمی به پشتش بزنید و آفرین بگویید.

به طور کلی درتشویق افراط نکنید. یکی از معلمین کلاس چهارم می گوید:«من سابقاً هر پنج شنبه جوایزی به بچه ها می دادم اما متوجه شدم انگیزه و تلاش آنها بیشتر برای گرفتن جایزه است نه برای انجام صحیح تکالیف.» سعی کنید فرزندتان این مسئله را درک کند که رضایت و خشنودی واقعی، در انجام و اتمام یک کار است.

6- از خوب غذا خوردن کودکتان اطمینان داشته باشید.

چنانچه فرزندتان بد اخلاق یا بهانه گیراست، اگر بیمار نباشد، احتمالاً گرسنه است. اگر زمان غذا خوردن نیست از میان وعده ها استفاده کنید، ولی به خاطر داشته باشید که این میان وعده ها باید حاوی مواد مغذی(دارای ارزش غذایی) باشد و صرفاً شکم پرکن نباشد. خوب خوردن ازتغییرات رفتاری ناگهانی (مانند بهانه گیری) می کاهد و در بوجود آوردن احساس سلامتی و تندرستی موثر است. میان وعده های مفید عبارتند از: ماست کم چربی، میوه تازه یا خشک، یا کره و مربا با نان کامل گندم.

7- لبخند بزن

برای یک کودک هیچ چیز به اندازه یک خنده شیرین اطمینان بخش نیست. این خنده روشی مختصر و مفید برای گفتن «دوستت دارم» می باشد. در حالی که می خندید، سنگین و رسمی او را در آغوش بگیرید. به خاطر داشته باشید تمامی این لبخندها و در آغوش گرفتن ها، به همان اندازه که برای کودکتان خوب است، برای شما نیز مفید است.

8- با دقت به حرفهای کودکتان گوش دهید

برای کودک هیچ چیز به این اندازه مهم نیست که همه توجه تان به او باشد. دراین هنگام او آنچه را که در ذهنش است به شما می گوید. آیا می خواهید شنونده بهتری باشید؟ تمام حواستان را به کودک بدهید . اگر زمانی که شما مشغول پرداخت یا بررسی صورتحساب ها یا انجام کارهای روزمره هستید، فرزندتان با شما صحبت کرد، همه کارهایتان را کنار بگذارید و تمام توجه تان را معطوف او کنید. هیچگاه صحبت او را قطع نکنید و میان افکارش ندوید، حتی اگر تمام آنها را قبلاً شنیده باشید.

فرصتهای طلایی برای گوش سپردن به سخنان کودک با توجه کامل(و بدون این که کلامش را قطع کنید) یکی هنگام رانندگی است در حالیکه کودکتان همراهتان است و زمان مناسب دیگر، شب در رختخوابش می باشد.

9- ایده آل گرایی محض را کنار بگذارید

همه ما می خواهیم فرزندانمان هر کاری را به بهترین نحو انجام دهند. اما هنگامی که ما اقدام به تکمیل یا مرتب کردن کارهای آنها می کنیم ، ناخواسته اعتماد به نفس آنان را تضعیف می کنیم.«کارین ایرلند» نویسنده کتاب «عزت نفس را در کودکان بالا ببرید» و هم درمقام یکمادرمی گوید:«چنانچه ما محلهایی را که او فراموش کرده تمیز کند، دوباره تمیز کنیم یا پیشخوان آشپزخانه را دوباره دستمال بکشیم، در واقع به کودکمان گفته ایم که او به اندازه کافی آن کار را درست و خوب انجام نداده است. متاسفانه کودکان به راحتی باور می کنند به اندازه کافی شایستگی ندارند.

بار دیگر که می خواهید کار کودکتان را اصلاح کنید، از خود بپرسید:

1- آیا این موضوع حیاتی است یا به سلامتی مربوط است؟

2- آیا این موضوع تا 10 سال دیگر به همین نحو باقی خواهد ماند؟

چنانچه جوابهای شما منفی است- یعنی چنانچه آن کار ، مسئله مهمی نیست- بگذارید کارها را به همان نحو انجام دهد. مطمئناً کمک به کودک برای کسب مهارتهای زندگی، قسمت بزرگی از وظیفه والدین است . اما تنها یک قسمت از وظیفه آنان را تشکیل می دهد . ارتباط عاطفی بین شما و کودکتان بسیار مهمتر از این موضوع است که مثلاً وقتی او میز را می چیند، چنگال را در جای درست خود قرار داده است یا نه؟

10- به کودکتان یاد بدهید مشکلاتش را حل کند

از بستن بند کفش گرفته تا عبورایمن ازخیابان، هر مهارتی که کودک شما بدست می آورد، قدمی به سمت استقلال(اتکاء به نفس) وی می باشد. در واقع حتی دانستن این مطلب که او می تواند با این مسائل روبرو شود و آنها را حل کند، کمک می کند که کودک شما احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد. هنگامی که او با مشکلی مواجه می شود؛ اعم از اینکه آن مشکل اذیت شدن توسط همبازیش باشد یا شکست در چیدن تکه های پازل در کنار هم، شما می توانید بدین ترتیب به او کمک کنید:

1- مشکل او را بشناسید

2- راه حلی را که او به نظرش می رسد، بپرسید.

3-  مشخص کنید چه کارهایی به حل آن مسئله یا مشکل می انجامد

4- در مورد این که او خودش به تنهایی می تواند پیش برود یا به کمک شما نیاز دارد، تصمیم گیری کنید.

5- چنانچه به کمک شما نیاز داشت، وی را مطمئن کنید که به او کمک خواهید کرد.

11- به فرزندتان فرصتهایی دهید تا خود را نشان دهد.

هر کودکی استعداد یا مهارت ویژه دارد. چرا به او اجازه نمی دهید که کمی از آن را نشان دهد. آیا او کتاب خواندن را دوست دارد؟ از او بخواهید هنگامی که آشپزی می کنید، برایتان کتاب بخواند.آیا او حسابش خوب است؟ هنگامی که به خرید می روید بگذارید او انتخاب کند کدام کالا بیشتر می ارزد. «کارین ایرلند» می گوید:«هنگامی که شما در کارهای مورد علاقه کودکتان شریک می شوید و نشان می دهید که تحت تاثیر انجام آن کارها قرار گرفته اید، مرحله دیگری ازعزت نفس را در او به ظهور رسانده اید.»

 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 17:44  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
 
  بالا  
‎‎ ‎‎ ‎
‎اين سايت را صفحه ي خانگي خود ‏‏كنيد‎
‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎