تبليغاتX
روانشناسی بالینی - فروید 1
 
روانشناسی بالینی
 
 
روانشناسی
 

فروید از جمله متفکران پرتأثیر است که در زمینه­های مختلف چون روان­شناسی، دین، فرهنگ، ادبیات، فلسفه و ... تأثیرات گوناگونی برجای گذاشته است. این تأثیرات بر متفکران پست­مدرنیست و بر جامعه­ی معاصر بسیار مشهود است.

آثار فروید: ویراستِ استاندارد آثار فروید 24 جلد است که می­توان آنها را به سه دسته­ی عمده تقسیم کرد:

1-   آثار در حوزه­ی روان­شناسی بالینی: کتاب­های "تحقیقاتی درباره­ی هیستری"، "تعبیر رؤیا"، "آسیب­شناسی روانی زندگی روزمره"، "لطیفه و رابطه­ی آن با ضمیر ناخودآگاه"، "سه مقاله درباره­ی نظریه­ی جنسیت"، "پیش­درآمدی عمومی بر روان­کاوی". "تعبیر رؤیا" جزء مهم­ترین کتاب­های وی به حساب می­آید.

2-      آثار در حوزه­ی مباحث فرهنگی: "توتم و تابو"، "روان­شناسی گروهی و تحلیل خود"، "موسی و یکتاپرستی".

3-   آثار در باب تأملات فلسفی و موضوعات فراروان­شناسی: "ورای اصل لذت"، "آینده­ی یک توهم"، "تمدن و ملالت­های آن". "ورای اصل لذت" هوشمندانه­ترین و خیال­انگیزترین نوشته­ی فروید است.

"ژاک لکان" در حوزه­ی فراروان­شناسی فروید تحقیقات و بررسی­های قابل توجهی ارائه داده است. موضوع مکتب فروید، "رفتار نابهنجار" است یعنی فروید از "بیمار" شروع می­کند و موضوع "جنسیت در بیماری" در تفکر روان­تحلیلگری فروید نقش بسیار مهمی دارد.

 

ساختار دستگاه روانی انسان:

شخصیت انسان سه پایگاه یا نظام دارد:

  1. نهاد ( بن/ Id ): "نهاد" نظام اساسی شخصیت انسان را تشکیل می­دهد و قالبی است که خود و فراخود در آن شکل می­پذیرند. مهم­ترین جزء "نهاد" غرایز هستند كه از سامان بدن سرچشمه مى‏گیرند. نهاد شامل هر فرآیندی است که به طور ارثی هنگام تولد با انسان هست. مثلا مجموعه­ی غرایز کودک، جنبه­های زیستی او، امیال و نیازهای او در این پایگاه قرار دارد. کودک دنبال ارضای نیازها و دفع دردهایش می­باشد و در این ساحت تنها از "اصل لذت" پیروی می­کند.
  2. خود ( من/ ego ): بخشى از "نهاد" از آن حالت اولیه به سازمان ویژه‏یى تبدیل می­­گردد كه از این پس هم­چون واسطه‏یى بین "نهاد" و دنیاى بیرونى عمل مى‏كند. فروید این حوزه از ذهن و روان را "خود" می­نامد. به نحوی "خود" قوه­ی مجریه و مرکز تصمیم­گیری شخصیت انسان است. "خود" حركت­هاى اختیارى را تحت فرمان خویش دارد. "خود" رخدادهای بیرونی را از این طریق­ها مدیریت مى‏کند: 1) از راه واقف شدن به محرك­ها؛ 2) از راه انباشتن تجربیاتى درباره آنها ( در حافظه )؛ 3) از راه اجتناب از محرك­هاى فوق‏العاده قوى ( با گریز از آن محرك­ها )؛ 4) از راهِ حل و فصل كردن محرك­هاى ملایم ( با سازگارى )؛ 5) از راه فراگیرى نحوه­ی ایجاد تغییرات مصلحت‏آمیز در دنیاى بیرونى، تغییراتى كه به نفع "خود" هستند ( با فعالیت ). اما در ارتباط با "نهاد"، "خود" رخدادهای درونی را از این طریق­ها انجام مى‏دهد: 1) از راه مسلط شدن بر خواست­هاى غرایز؛ 2) از راه تصمیم‏گیرى درباره­ی این‏ كه آیا آن خواسته‏ها اجابت شوند یا خیر؛ 3) از راه موكول كردن اجابت آن خواسته‏ها به زمان و اوضاع مساعد در دنیاى بیرونى؛ 4) از راه سركوب كردن تمام تحریكاتِ آن خواسته‏ها. تفاوت بین "نهاد" و "خود" در این است که "نهاد" فقط واقعیت ذهنی را می­شناسد و تابع اصل لذت است، اما "خود" بین فرایندهای ذهنی و اشیاء دنیای خارج تفاوت قائل می­شود و هم­چنین از "اصل واقعیت" پیروی می­کند. در کل، فروید دو نظریه درباره­ی "خود" ارائه می­دهد: یکی کنش اصلی "خود" پرداختن به واقعیت است از طریق ادراک و آگاهی و طبق نظریه­ی دیگری "خود" در پیوند با امیال ناخودآگاه ساختار می­پذیرد.
  3. فراخود ( فرامن/ super ego ): "فراخود" بازنمای ارزش­های مرسوم و ایده­آل­های اجتماعی درونی شده است که توسط پدر و مادر به کودک عرضه می­شوند. "نهاد" و "فراخود" به رغم تمام تفاوت­هاى بنیادین­شان، واجد یك ویژگىِ مشترك هستند: این دو نیروى كنشگر روان تأثیرات گذشته را بازنمایى مى‏كنند. "نهاد" بازنمود تأثیر وراثت است و "فراخود" در اصل بازنمود تأثیرات اشخاص دیگر، حال آن‏كه "خود" عمدتا حاصل تجربیاتِ فرد است و به عبارت دیگر، رخدادهاى اتفاقى و در زمان حاضر محتواى آن را تعیین مى‏كند. "فراخود" دو قسمت دارد: 1) وجدان اخلاقی: خوب و بد را می­فهمد. 2) منِ آرمانی: شخصیتی که کودک باید در آینده به آن دست پیدا کند. کنش­های اساسی "فراخود" عبارت اند از: الف) منع انگیزه­های "نهاد" به ویژه انگیزه­هایی که ماهیت پرخاشگرانه و جنسی دارند. ب) ترغیبِ من به جانشین­سازی هنجارهای اخلاقی به جای هدف­های واقعی. ج) کوشش برای کمال.

 

فرآیندهای روانی:

فرآیندهای روانی انسان به سه صورت خود را نشان می­دهند:

1- هشیارانه یا آگاهانه: در حوزه­ی آگاهی ما قرار دارند.

2- نیمه­هشیارانه یا نیمه­آگاهانه: خود فروید "پیشاآگاه" تعبیر می­آورد.

3- ناهشیارانه یا ناآگاهانه: بخش وسیعی از فعالیت­های روانی آدمی را تشکیل می­دهد. مثل بخش زیرین کوه یخ است که بیشترین حجم آن زیر آب قرار دارد. "ناآگاه" ساحتی است که غرایز سرکوفت شده و نیازهای برآورده نشده در آنجا ته­نشین شده اند و خود را به صورت­­های مختلف مثلا در رؤیا، لغزش­های زبانی، لطیفه­ها، حالات هیپنوتیکی، مشکلات هیجانی، بیماری­های روانی، فعالیت­های هنری و ادبی نشان می­دهد. خواب یا رؤیا یک محتوای آشکار دارد و یک محتوای پنهان که نیاز به تعبیر دارد. فروید تعبیر رؤیا را اساس کارش قرار داده است و می­گوید: « تفسیر رؤیاها "شاهراه" درکِ ناخودآگاه است. ». رؤیا، شیوه­یی است که ناخوداگاه با آن سخن می­گوید. چیزی که در خواب می­بینیم، خواسته­های ناخودآگاه ماست که در بیداری به آن دست نیافته ایم و آن را در خواب می­بینیم. اما در خواب هم کاملا رها شده نیستیم، کنترل شده ایم. از اینجاست که تأویل و تعبیر خواب لازم می­آید. فروید برای درمان، هم از تعبیر رؤیا استفاده می­کرد و هم از روش­های بالینی مثل مصاحبه و مواجهه حضوری با بیمار و از تداعی معانی یا تداعی آزاد نیز استفاده می­برد تا از درون فرد سردربیاورد. فروید از این بررسی­ها نتیجه گرفت که آن چه در بخش هشیار بروز می­یابد، نشان از بخش ناهشیار دارد و خیلی از مسائل به ضمیر ناخودآگاه انسان برمی­گردد. البته ناگفته نماند که این سه فرآیند با ساختار روانی انسان ( نهاد، خود و فراخود ) ارتباط تنگاتنگ و پیچیده­یی دارد. البته فروید نخستین کاشف ضمیر ناخودآگاه نیست بلکه نخستین کسی است که توانست ضمیر ناخودآگاه را به صورت علمی و نظام­مند ثابت کند و ارائه دهد. به هر حال طرح ناخودآگاه توسط فروید، انقلابی در علوم انسانی ایجاد کرد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 21:1  توسط  ل. وحیدی مطلق  | 
 
  بالا  
‎‎ ‎‎ ‎
‎اين سايت را صفحه ي خانگي خود ‏‏كنيد‎
‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎