<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>روانشناسی بالینی</title>
<link>http://blogfa26.blogfa.com/</link>
<description>روانشناسی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 20 Nov 2009 18:39:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://blogfa26.blogfa.com/post-307.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 111px; HEIGHT: 77px&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.ufpa.br/dicas/arq/ima/borbo/borbo162.gif&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 117px; HEIGHT: 77px&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.ufpa.br/dicas/arq/ima/borbo/borbo170.gif&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 111px; HEIGHT: 77px&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.ufpa.br/dicas/arq/ima/borbo/borbo162.gif&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 117px; HEIGHT: 77px&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.ufpa.br/dicas/arq/ima/borbo/borbo170.gif&quot;&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 18:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blogfa26&amp;postid=307</comments>
<dc:creator>blogfa26</dc:creator>
<guid>http://blogfa26.blogfa.com/post-307.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خشم كودكان را كنترل كنيم</title>
<link>http://blogfa26.blogfa.com/post-306.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl background=http://www.persianv.com/pic/top-box.jpg height=18&gt;&lt;A style=&quot;FONT-WEIGHT: 700; TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://www.persianv.com/nozadan/076298.php&quot;&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl vAlign=top bgColor=#ffffff&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%; MARGIN-RIGHT: 6px&quot;&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; color=#000000&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;شيوه‌هاي رفتار ما مربيان و پدر و مادر موجب ايجاد خشونت در كودكان مي‌شود. معمولاً كودكان در كلاس‌‌هايي كه كنترل و مقررات شديد براي كودك به كار گرفته مي‌شود حالت تهاجم پيدا مي‌كنند. &lt;BR&gt;حالت تهاجم و خشونت به‌طور طبيعي در كودكان وجود دارد &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;به نظر مي‌رسد شيوه‌هاي رفتار ما مربيان و پدر و مادر موجب ايجاد خشونت در كودكان مي‌شود. معمولاً كودكان در كلاس‌‌هايي كه كنترل و مقررات شديد براي كودك به كار گرفته مي‌شود حالت تهاجم پيدا مي‌كنند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;در چنين شرايطي عده‌اي از كودكان گوشه‌گير خواهند شد چون تحمل امر و نهي را ندارند. اينها كودكاني هستند كه بودن و نبودنشان در كلاس فرقي ندارد. بعضي از كودكان راه ديگري را انتخاب مي‌كنند و به دفاع از مربي، كودكان ديگر را ساكت مي‌كنند و با گفتن جملاتي از قبيل خانم مربي سرش درد مي‌كند يا خانم مربي دلم براي شما تنگ شده شروع مي‌كنند از مربي تعريف كردن چون توان مقابله با آن را ندارند. پيامد ظاهري اين مسئله مؤدب شدن بچه‌هاست كه امري پسنديده است اما به چه قيمتي؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;گروهي از كودكان كه نه گوشه‌گيري را دوست دارند و نه تملق‌گويي را مي‌پسندند رفتارهاي خشن خود را به شيوه‌هاي مختلف نشان مي‌دهند. اين دسته از كودكان مبارزه را ادامه مي‌دهند؛ بعضي نقاشي دوستشان را پاره يا خراب مي‌كنند، گچ ديوار را مي‌كنند و يا ديوار را خط‌خطي مي‌كنند و يا موقع قصه خواندن آرام و قرار ندارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;بعضي از كودكان خود را گاز مي‌گيرند و يا موهاي خود را مي‌كنند. همه اين رفتارها نمونه‌هايي از خشم پنهاني كودكان در برابر رفتارهاي سختگيرانه و كنترلي ما مربيان است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;به عبارتي ما مربيان عامل همه اين خشونت‌ها و رفتارهاي تهاجمي كودكان هستيم. در چنين كلاسي كودكان روزهاي بسيار سختي را مي‌گذرانند و زماني كه وارد مهدكودك مي‌شوند گريه را شروع مي‌كنند و تمايل رفتن به كلاس را ندارند. خود مربي نيز از كنترل زياد احساس خستگي مي‌كند و نمي‌داند كه چرا كودكان اين همه رفتارهاي خشن نشان مي‌دهند، غافل از اينكه اشكال اصلي در رفتار خود اوست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;عده‌اي از مربيان نيز به خشونت كودكان دامن مي‌زنند. اين گروه با رفتارهاي بي‌ثبات خود حس تهاجم كودكان را بيشتر تقويت مي‌كنند. كودكان موضوع بي‌ثباتي رأي و نظر مربي را خوب مي‌فهمند و مي‌دانند كه نظر مربي تغيير مي‌كند، به همين دليل نيز سعي مي‌كنند نظر مربي را نسبت به كاري كه دوست دارند تغيير دهند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;ما با يك تلاش پي در پي و مداوم مي‌توانيم آنچه را كه موجب خشونت كودك شده است بفهميم و درك كنيم. شايد بسياري از رفتارهاي خشونت‌آميز كودك مربوط به دوران رشد او است كه اين مسئله با مراقبت و تدبير مربي توانا و صبور، با گذشت زمان حل مي‌شود و شايد پدر و مادر كودك احتياج به راهنمايي دارد كه چطور به كودك خود كمك كند تا آرامش بيشتري داشته باشد. شايد لازم باشد كه برنامه مهدكودك تغيير كند تا كودك كمتر احساس خستگي كند. وقتي متوجه شديم كه علت عصبانيت كودك چيست به راحتي مي‌توان آن را برطرف كرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;به نظر مي‌رسد حل اساسي اين مشكل نيازمند يك برنامه درازمدت است. تصور كنيد يك صبح معمولي است و مربي توانا، آرام و صبور ايستاده و در انتظار آمدن كودكان به مهدكودك است؛ كودكان با مقادير متفاوتي از احساس خشونت به كلاس مي‌آيند و مي‌خواهند در آن روز مقداري از حس تهاجم خود را بيرون بريزند. البته كودكان حق دارند اين احساسات را به شيوه درست بروز دهند. سؤال اين است كه در چنين شرايطي مربي چه كار مي‌تواند بكند؟ فعاليت‌هاي زيادي است كه مي‌تواند تاثيرگذار باشد و رفتارهاي غيرقابل‌ قبول كودك را به رفتارهاي قابل قبول تبديل كند اما بايد وقت زيادي براي انجام اين كارها در نظر گرفت. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;شيوه‌ها و فعاليت‌هاي مختلفي را مي‌توان انجام داد اما بايد توجه داشت كه پريدن بچه‌ها روي تشك‌هاي فنري يكي از اين اقدامات است. پريدن و انداختن توپ داخل تور بسكتبال كه مي‌تواند در كلاس نصب شود يكي ديگر از اقدامات است. تاب خوردن به خاطر حركت‌هاي متناوب آن و جدا شدن كودك از ديگر دوستانش بسيار مؤثر است. اين فعاليت به آرام‌شدن كودك كمك مي‌كند و مي‌تواند آغاز دوستي و ارتباط نزديك مربي با كودك باشد. اگر فعاليتي احتياج به حركت شديد دست داشته باشد و خود مربي اين كار را انجام دهد، كودك با علاقه بيشتري آن را انجام خواهد داد مانند پرتاب كردن توپ. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;همچنين مربيان مي‌توانند تعدادي عروسك‌هاي پلاستيكي، بادي و پارچه‌اي تهيه كنند و در اختيار كودكان قرار دهند و آنها مي‌توانند هيجان‌هاي خود را روي اين عروسك‌ها پياده كنند. وسايلي مثل اره، چكش و سنباده براي كودكان بسيار جالب است. بچه‌ها با آنها مي‌توانند ميخ‌هاي جعبه را محكم كنند، كارتن تخم‌مرغ را اره كنند و يا حتي جعبه‌ها را خرد كنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;گل بازي، كه مقدار زياد آن براي رهاكردن حس خشونت كودكان وسيله بسيار خوبي است و همين‌طور خمير آرد، خمير مجسمه‌سازي و تشويق بچه‌ها به بازي با آنها نيز مؤثر است. اما نقاشي با انگشت و درست كردن لكه‌هاي رنگي براي كودكان عصبي و خشن بسيار جالب است. مقدار زيادي كاغذ تهيه كنيد، در اختيار بچه‌ها قرار دهيد و به آنها فرصت بدهيد تا هر كاري را كه دوست دارند با آنها انجام دهند و حتي آنها را پاره يا مچاله كنند، زيرا اين كار به آنها حس آرامش و راحتي مي‌دهد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;فرياد كشيدن و سر و صدا كردن و رها كردن صدا نيز به آنها آرامش خواهد داد و كوبيدن روي سطل يا كاسه براي كودكي كه از آن لذت مي‌برد بسيار خوب است و به عبارتي مربي بايد آگاهانه لحظه‌هايي را فراهم كند تا كودكان بتوانند سر و صدا به راه بيندازند و با اين كار آرامش به دست بياورند. آب بازي براي كودكان غيرقابل كنترل بسيار آرامش‌دهنده است و آنها از اين بازي لذت خواهند برد و به آرامش خواهند رسيد. آب و خاك در اختيار كودكان قرار دهيد تا گل درست كنند يا اسباب‌بازي‌هاي خود را تميز كنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;همچنين مي‌توان عروسك‌هاي كوچكي را در اختيارشان گذاشت و اجازه داد به هر شكلي كه دوست دارند آنها را تنبيه و يا مجازات كنند. اگر ديده باشيم كه كودك چگونه عروسكي را بچه خود مي‌داند متوجه تأثير بازي در كاهش خشونت كودك خواهيم شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 09:11:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blogfa26&amp;postid=306</comments>
<dc:creator>blogfa26</dc:creator>
<guid>http://blogfa26.blogfa.com/post-306.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://blogfa26.blogfa.com/post-305.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;محققان آلمانی با مطالعه بر روی گریه نوزادان دریافتند آن‌ها از زمانی که در رحم مادر هستند، ظرایف زبان و لهجه‌ والدین خود را فرا می‌گیرند&lt;BR&gt;این ننایج از مطالعه بر روی گریه 60 نوزاد سالمی بدست آمده که در خانواده‌های فرانسوی و آلمانی زبان متولد شده‌اند.&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;گریه نوزادان فرانسوی دارای یک لهجه با تون روبه افزایش است در حالی که نوزادان آلمانی تونی روبه کاهش دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;نتایج این مطالعه پیشنهاد می‌کند که نوزادان تحت تاثیر اولین کلماتی هستند که از داخل رحم مادر به گوششان می‌رسد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;در حال حاضر اکثر دانشمندان معتقدند که جنین انسان در رحم مادر و مخصوصاً در سه ماه آخر دروان جنینی به موسیقی و صدای تکلم انسان حساس است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;مطالعات دیگری نشان می‌دهد که نوزادان از 12 هفتگی توانایی تشخیص حروف صدادار را دارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;محققان دانشگاه وورزبرگ آلمان با ضبط گریه 60 نوزاد و مطالعه بر روی آن‌ها دریافتند که آن‌ها در گریه‌های خود تمایل دارند از ملودی‌هایی استفاده کنند که از محیط بیرون شنیده‌اند که معمولاً همان زبان مادری آن‌هاست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;این محققان همچنین دریافتند که نوزادان برای تقلید از صداهای این زبان مادری تنها نیاز به حنجره دارند و از سیستم عصبی کنترل صدا بهره نمی‌برند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 08:56:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blogfa26&amp;postid=305</comments>
<dc:creator>blogfa26</dc:creator>
<guid>http://blogfa26.blogfa.com/post-305.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://blogfa26.blogfa.com/post-304.aspx</link>
<description>
&lt;TABLE cellSpacing=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl background=http://www.persianv.com/pic/top-box.jpg height=18&gt;&lt;A style=&quot;FONT-WEIGHT: 700; TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://www.persianv.com/nozadan/077829.php&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#800000 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl vAlign=top bgColor=#ffffff&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%; MARGIN-RIGHT: 6px&quot;&gt;&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; color=#000000&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;هر پدر و مادری خواهان داشتن فرزندی بااستعدادهای درخشان ، مستقل و درعین حال انعطاف پذیر است و ازاینکه نحوة تربیت آنان نتواند درشکل دهی مؤثّر و مفید به شخصیّت این فرزندان اثرگذار باشد ، ابراز نگرانی می کند . برخی از روانپزشکان معتقدند که اگر چه ویژگیهای زیستی افراد نقش بسزایی درشکل دهی شخصیّت آنان ایفا می کند ، لیکن بسیاری از والدین قادرند با درک نوع شخصیّت آنان طبیعت انان را تربیت نمایند. لذا براین باورند که والدین قادرند ازهمان ابتدا نوع شخصیّت فرزندان خود را تشخیص دهند و ازاین شناخت بعنوان وسیله ای در راستای کمک به آنان استفاده نموده ، این کودکان را بعنوان افرادی خلّاق و یا بعبارتی به نمونه ای سالم در نوع شخصیّتی خود مبدّل سازند . انـواع شخصیّت الف ) حسّاس : این نوزادان ، کودکان ویا حتّی بزرگسالان بسیار حسّاسی هستند و فطرتا گرایش زیادی به ترسو یا مضطرب بودن دارند . این افراد مصداق کاملی ازانسانهای ترسو ، و خجالتی نیستند ،چرا که درخانه بر خلاف محیط های اجتماعی از رفتار خوبی برخوردارند . به بیانی دیگر ظرفیّت آنان محدود است. در نتیجه با این کودکان لازم است بگونه ای آرامش بخش رفتار کرده و برای آموزش رفتارهای مطلوب به آنها ، گام به گام پیش رفت . اگر ما به یک چنین کودکی ، ازطریق ایجاد محیط پرورشی صحیح و امن کمک کنیم ، پیشرفت زیادی نشان می دهد و اعتماد بنفس و شهامت لازم را کسب می نماید. ولی در مقابل اگر ما دربرابر آنان تسلیم شویم ، از آنها افرادی ترسو و مضطرب با گرایش زیاد به افسردگی ساخته ایم . ب ) جسور و فعّال : این کودکان نسبت به کسب درون دادهای حسی تمایل و اشتیاق زیادی نشان می دهند و با گشتن درمحیط اطراف خود سعی در دستیابی به نکات جدید دارند . این افراد از نظر شخصیّتی می توانند دارای نگرشی منفی با روحیّه ای ضدّ اجتماعی باشند و یا درمقابل قادرند رشد و پیشرفت نموده به افرادی با روحیّة رهبری و کوشا در ایجاد شرایط جدید و یا سیاستمداری موفّق تبدیل گردند . آنان در برابر محرّکهای محیطی حسّاسیّت بسیار کمتری نشان می دهند امّا باید توجّه کرد که این امر بدلیل نیاز به دریافت مقادیر زیادی از محرّکات است نه بدلیل بی تفاوتی نسبت به تحقیر و یا داشتن روحی پست . بااین تفاسیر ممکن است کودکان مذکور به اشتباه پرخاشگر شناخته شوند و اگر به جای درمان فقط بر آرام نمودن او پافشاری گردد ، قطعا با گذر زمان به فردی پرخاشگر تبدیل خواهند شد . دربرخورد بااین گروه لازم است تعدادی دستور العمل را آماده نموده ، در اختیار او قراردهیم تا بداندانتظارات ما از او چیست و باید به این نکته توجّه شود که از تنبیه و کنار کشیدن او ازجمع خودداری نماییم ، ضروری است تا با ایجاد محیطی بالنده و مناسب به پرورش او بپردازیم . ج ) در خود فرو رفته / کم واکنش : این کودکان توانایی بروز احساسات خود را ندارند و مایلند در خود فرورفته به رؤیاپردازی مشغول شوند. بعلاوه دربعضی از آنان هماهنگی کمی در اندامهای حرکتی دیده شده اصطلاحا به تنش عضلانی کم مبتلا هستند . برای جلب توجّه او لازم است با صدای کاملا بلند صحبت کرده و فعّالیّتها و حرکات بدنی زیادی ضمن صحبت با او از خود نشان داد . این گروه از کودکان در گوشه ای نشسته ، چنین وانمود می کنند که با خود مشغول بازی هستند و تمایل زیادی نسبت به تنها ماندن و بازی های انفرادی نشان می دهند. لذا چنانچه بتوانیم آنان را از عالم درونیشان بیرون بکشیم و در برخورد با دیگران فرصت فرار به آنها ندهیم ، قادر خواهیم بود افرادی بسیار خلّاق ، گرم ، دوست داشتنی و بعبارتی پرورش یافته به اجتماع تحویل دهیم . د ) لجوج و مخالف ( عناد ورز ) : فردی با چنین ویژگی ، نسبت به هر چیز دیدی مخالف و منفی داشته ، هر محرّکی که به گیرنده های حسی او مانند لامسه ، شنوایی و ... وارد می آید در ذهن او یک تصویر بزرگ و واضحی جهت بررسی وتحلیل بوجود می آورد ، او بعنوان یک تحلیلگر به بررسی هرچیز در پیرامون خود می پردازد و تلاش زیادی برای کنترل محیط اطراف نموده ، سعی می کند که خودش هیچگاه تحت کنترل دیگران قرار نگیرد. و اگر نتواند بر محیط پیرامون خود تسلّط لازم را پیدا کند احساس ترس و اضطراب بسیاری به او دست می دهد.برای ریشه یابی این ویژگی ، باید توجّه داشت که علّت اصلی این کوششها صرفا حفظ آرامش خود است و با درنظرگیری این نکته قادر خواهیم بود به او کمک کنیم تا انعطاف پذیرتر بوده با دیگران همکاری بیشتری نشان دهد و در این رابطه تنها نکتة کلیدی آن است که بهیچ وجه با او برخوردی تند وخصمانه نداشته باشیم . کودکان شخصّیتی خالص و یکدست نداشته بلکه دارای مخلوطی از انواع شخصیّتها هستند. امّا چنانچه بتوانیم این الگوها را درک کنیم ، قادر خواهیم بود تا برخی از راه حلها را با هم ترکیب و ملحق نماییم . ه ) بی دقت : این کودکان بسیار حواسپرت هستند بطوری که حتّی در بعضی موارد راه همیشگی خود را هم گم می کنند، ازطرفی بسیاری از آنان بعنوان فردی با اختلال کمبود توجّه و تمرکز شناخته می شوند. این گروه از کودکان در تواناییهایی همچون طرح ریزی و انجام فعّالیّتهای متوالی مانند به خاطر آوردن محلّ قرار گرفتن اشیا مشکل دارند و درسنین بزرگسالی هم هیچگاه نمی توان روی آنها بعنوان یک دستیار یا همکار خوب و دقیق حساب کرد ، چرا که مسیرهای رسیدن به یک هدف را به خوبی دنبال نمی کنند. برای رفع مشکل این افراد ، برخی از متخصّصین امر توصیه می کنند که : «ما می توانیم با افزایش توانایی انجام فعّالیّتهای متوالی ازطریق اجرای یک سری تمرینهای ویژه و بدون مصرف دارو ، به آنها کمک کنیم و در نهایت چنانچه احساس نیاز همچنان وجود داشت می توان درکودکان بزرگتر ازدارو درمانی تحت نظارت متخصّص مربوطه ، استفاده نمود ». بیش از نیمی از والدین ، متخصّصین و مربّیان هنوز بر این باورند که کودکان باید تابع آنان باشند بعبارتی تمامی تلاشهایی را که در راستای تربیت آنها بکار می برند درجهت سازگار نمودن آنان با اصول اجتماع نیست ، بلکه کودکان را بنا برسلیقه و الگوهای شخصی خودشان پرورش داده ، برهمین اصل اجتماعی می نمایند . بهر ترتیب باید توجّه داشت که تربیت همة کودکان با یک شیوة مشابه امکان پذیر نخواهد بود و لازم است شیوة تربیتی متناسب با نوع شخصیّت هر کودک را اتّخاذ نماییم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 08:52:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blogfa26&amp;postid=304</comments>
<dc:creator>blogfa26</dc:creator>
<guid>http://blogfa26.blogfa.com/post-304.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تك فرزندان و سلامت رواني</title>
<link>http://blogfa26.blogfa.com/post-303.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;رشد جمعيت ، محدوديت هاي اقتصادي و امكانات پيشگيري از بارداري ، تك فرزندي را در جهان افزايش داده است . بررسي حالات رواني افراد تك فرزند براي شناخت آثار اين پديده نوين و رو به گسترش ضروري به نظر مي رسد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;يافته هاي پژوهشهاي مختلف نشان ميدهد كه در هر طبقه اقتصادي – اجتماعي كمترين ميزان سوء رفتـار و بيشتـرين ميـزان ارتباط كلامي و تبادل اطلاعات در خانواده هاي داراي تك فرزند ديده مي شود . منطق گرايي ، واقعيت گرايي و شخصيت تيپ A در آنان بيشتر است . از نظر &lt;FONT color=#cc00cc&gt;مهارتهاي كلامي و اجتمـاعي&lt;/FONT&gt; ، &lt;FONT color=#993300&gt;مسئوليت پـذيـري&lt;/FONT&gt; ، &lt;FONT color=#9900cc&gt;پيشرفتهاي تحصيلـي و شغلي&lt;/FONT&gt; ، بر ديگران برتري دارند .&lt;FONT color=#330099&gt; اعتماد به نفس آنان مشابه ديگران است&lt;/FONT&gt; . 2 عامل تهديد كننده سلامت رواني تك فرزندان &lt;FONT color=#009966&gt;محبت و توجه افراطي&lt;/FONT&gt; يا &lt;FONT color=#009966&gt;كنترل و توقعات افراطي&lt;/FONT&gt; والدين است كه مي تواند استقلال شخصيت و خود مختاري را محدود و احساس مسووليت در قبال ديگران و تلاش افراطي را در آنان افزايش دهد . مهمترين عامل پيشگويي كننده تطابق رواني تك فرزندان ، ميزان تطابق رواني والدين آنها بوده است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 08:20:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blogfa26&amp;postid=303</comments>
<dc:creator>blogfa26</dc:creator>
<guid>http://blogfa26.blogfa.com/post-303.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://blogfa26.blogfa.com/post-302.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;خانواده به عنوان اولین، مؤثرترین، مهمترین کانون رشد و تربیت ومنبع کسب اطلاع در شکل‌گیری و ایجاد سلامت روانی نقش ارزنده‌ای را دارد و هیج جامعه‌ای نمی‌تواند ادعای سلامت کند مگر این‌که از خانواده‌های سالمی برخوردار باشد، خانواده‌ای که بتواند خود را با تغییرات اجتماعی وسیعی که ناشی از گذر سنت به مدرنیزه است تطبیق دهد و در این راستا به تربیت فرزندانی توجه داشته باشد که بتوانند برای خود و جامعه‌شان مفید واقع شوند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سازمان جهانی بهداشت (WTO)، سلامت روانی را توانایی کامل برای ایفای نقش‌های اجتماعی، روانی و جسمانی تعریف کرده است که هیچکدام بر دیگری برتری ندارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این سازمان معتقد است که بهداشت روانی فقط عدم وجود بیماری و یا عقب‌ماندگی نیست، بنابراین کسی که احساس ناراحتی نکند از نظر روانی سالم محسوب می‌شد. &lt;BR&gt;ایجاد سلامت روانی، هدف سازگاری فرد با محیط اطراف خود است در صورتی که بتواند خود را با محیط تطبیق دهد، قابلیت‌های خود را بروز دهد و فاقد اختلالات عاطفی و رفتاری باشد، در این صورت می‌توان گفت، از سلامت روانی برخوردار است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ویژگیهای فردی که دارای سلامت روانی است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نسبت به خود، خانواده و جامعه بی‌تفاوت نیست. &lt;BR&gt;با دیگران سازگاری دارد. &lt;BR&gt;به خود و دیگران احترام می‌گذارد. &lt;BR&gt;شاد و مثبت اندیش است. &lt;BR&gt;به نقاط ضعف و قدرت خود آگاهی دارد. &lt;BR&gt;در برابر ناکامی‌ها تسلیم نمی‌شود و خود را نمی‌بازد. &lt;BR&gt;در برابر موقعیت‌ها و شرایط، انعطاف پذیر است. &lt;BR&gt;از توانایی‌های خود شناخت دارد و به دنبال رشد استعدادهایش است. &lt;BR&gt;دنیا را گذرگاهی برای رسیدن به آخرت می‌داند. &lt;BR&gt;نیازهایش را به گونه‌پاببای برآورده می‌کند که با ارزش‌های جامعه منافات نداشته باشد. &lt;BR&gt;صداقت و درستکاری در رفتار و گفتارش دارد. &lt;BR&gt;امید و شوق به زندگی دارد. &lt;BR&gt;فردی خود کنترل در تمام شرایط زندگی است. &lt;BR&gt;مسئولیت‌پذیر ومتعهد است. &lt;BR&gt;از اعتماد به نفس و عزت نفس در زندگی برخوردار است. &lt;BR&gt;نحوه رفتار والدین &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1- والدینی که سلامت روانی فرزندان خود را به خطر می‌اندازند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در فضای خانه انظباط و مقررات خشک برقراراست، به فرزندان اختیار، آزادی عمل و قدرت تصمیم‌گیری داده نمی‌شود، به نیازها و خواسته‌های فرزندان توجهی نمی‌شود و فقط آمال و آرزوهای خود را در فرزندان پیاده می‌کنند و در برخی مواقع توقعات آنها بالاتر از حد توانیهای فرزندان است. &lt;BR&gt;در مقابل رفتار نامطلوب، تنبیه شدید بدنی صورت می‌گیرد ‌و ناتوانی‌های آنها مدام یادآوری می‌شود و به مقایسه فرزندان با دیگران می‌پردازند جلوی جمع مدام آنها را تحقیر می‌کنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جو عاطفی در محیط خانه برقرار نیست و به محبت و نوازش فرزندان خود نمی‌پردازند. دادن پند و اندرز از طرف والدین بسیار است. برای صحبت با فرزندان خود زمانی اختصاص نمی‌دهند. &lt;BR&gt;جو حاکم بر خانواده جوی صمیمی نیست و در مواقعی هم، اعضاء خانواده برای یکدیگر احترام قائل نیستند. به تغییرات جسمانی دوران بلوغ توجهی نمی‌شود. اضطراب و افسردگی در این خانواده‌ها دیده می‌شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2- والدین بی‌بندبار &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;والدین‌ به فرزندان خود آزادی بیش از اندازه داده‌اند و از عملکرد و فعالیت‌های آنها اطلاعی ندارند. فرزندان در این خانواده‌ها خود تصمیم گیرنده هستند و شیوه مشورتی در آنها دیده نمی‌شود. اغلب خانواده‌ها از هم جدا زندگی می‌کنند یا هر کدام شیوه زندگی خود را دارند. توجهی به فرزندان نمی‌شود و شرایط عاطفی جایگاهی ندارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3- والدینی که در جهت ایجاد سلامت روانی فرزندان خود تلاش می‌کنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سلامت جسمانی، اخلاقی، اجتماعی و عاطفی مورد توجه است و دارای یک بصیرت و تصویر ذهنی از اهداف خود هستند و در راه رسیدن به آن تلاش می‌کنند. آزادی فرزندان متناسب با سن و نیاز در چارچوب اخلاقی است و در تصمیم گیری‌ها آن‌ها را دخالت داده و به نظراتشان توجه نشان داده می‌شود و مورد پذیرش است. به فرزندان کمک می‌شود تا توانایی‌ها و استعدادهای خود را بشناسند. &lt;BR&gt;تفاوت‌های فردی در نظر گرفته می‌شود و بر اساس توانایی‌ها از فرزندان خود انتظار دارند. فرزندان بدون هیچ‌گونه ترسی مسائل و مشکلات خود را بیان می‌کنند. تبادل نظر در بین افراد خانواده دیده می‌شود. تنبیه و تشویق آن‌ها متناسب با عملکردشان است و مورد سرزنش قرار نمی‌گیرند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تفاهم و همدلی وجود دارد در این صورت پند واندرز از طرف والدین به راحتی پذیرفته می شود. اگر با اشتباهی روبرو شدند یا با حرف زدن در مورد آن ‌به برطرف کردن می‌پردازند یا به طور غیر مستقیم آن‌ها را از اعمال نادرستشان آگاه می‌کنند. مخالفت با تصمیم‌های فرزندان همراه با دلیل و مدرک بیان می‌شود. فرزندان خود را خود کنترل بار می‌آورند، بدین‌منظور خوبی‌ها و بدی‌ها را نشان می‌دهند به گونه‌ای که درونی شود تا درموقعیت‌هایی که والدین حضورندارند، خود به کنترل رفتارشان بپردازند. &lt;BR&gt;با شرایط روحی وجسمانی دوران بلوغ آگاهی دارند و درمورد آن با نوجوان صحبت می‌شود و او را مطمئن می‌کنند که تغییرات ایجاد شده طبیعی است. نقاط قوت فرزندان را گوشزد می‌کنند و اعتماد به نفس را در آنها افزایش می‌دهند. به آن‌ها در حد توانایی‌هایشان مسؤلیت داده می‌شود. معاشرت بین افراد در این خانواده‌ها دیده می‌شود و برای تفریح و سرگرمی فرزندان وقت گذاشته می‌‌شود و به تغذیه آن‌ها توجه نشان می‌دهند.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 08:13:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blogfa26&amp;postid=302</comments>
<dc:creator>blogfa26</dc:creator>
<guid>http://blogfa26.blogfa.com/post-302.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://blogfa26.blogfa.com/post-301.aspx</link>
<description>&lt;SPAN id=ctl00_WebUserControl_Massages1_FormView3_Phrase style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT color=#330099&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT color=#330099&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT color=#330099&gt;سه لغت مهم كه مي توانيد به شكل يك جمله به خود بگوييد اين است&lt;/FONT&gt; : «&lt;FONT color=#990099&gt; بله من مي توانم&lt;/FONT&gt; »&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=Georgia size=4&gt;                                                                                                                                &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 08:35:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blogfa26&amp;postid=301</comments>
<dc:creator>blogfa26</dc:creator>
<guid>http://blogfa26.blogfa.com/post-301.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدرسه وسلامت روان دانش آموزان</title>
<link>http://blogfa26.blogfa.com/post-300.aspx</link>
<description>امروزه بيشتر روان‌شناسان تربيتي معتقدند كاركنان مدرسه در سلامت روان دانش‌آموزان داراي نقش‌هاي حرفه‌اي هستند. مسووليت اولياي مدرسه فقط در پرورش نيروي عقلي و آشنا كردن دانش‌آموزان به مسائل اجتماعي و اخلاقي خلاصه نمي‌شود. مدرسه مسوول تغيير و اصلاح رفتارهاي ناسازگارانه و تامين بلوغ عاطفي و سلامت رواني دانش‌آموزان نيز است.&lt;BR&gt;در مدرسه فرزندان دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه مي‌كنند. معلم با محبت و توجه، آنان را در مسير صحيح هدايت مي‌كند، دانش‌آموز در مدرسه چگونگي برقراري روابط درست عاطفي، سازگاري با ديگران و مسووليت‌پذيري را مي‌آموزد و راه‌هاي مبارزه با كينه‌توزي، ديگرآزاري و حسادت را ياد مي‌گيرد. &lt;BR&gt;تحقيقات متفاوتي كه در اين زمينه انجام شده نشان مي‌دهد رفتار كودكان دبستاني، بستگي بسيار با رفتار معلمان آنها دارد و چنانچه معلمي روش محبت‌آميز همراه با انضباط منطقي را در كلاس خود به كار ببرد از همكاري، علاقه‌مندي و قدرت ابتكار شاگردانش بهره‌مند مي‌شود.
&lt;P&gt;نقش الگويي معلم و نفوذي كه او در انضباط دادن به رفتارهاي دانش‌آموزان دارد، بر همگان روشن است. از آنجا كه دانش‌آموزان يكي از الگوهاي مهم رفتاري خود را معلمان قرار مي‌دهند، اگر معلم از ويژگي الگودهي خوبي برخوردار باشد مي‌تواند تاثيرات عميقي در رشد شخصيت و بهداشت رواني دانش‌آموزان باقي بگذارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معلمي كه الگوي تعاملي و متعادلي ميان خود و دانش‌آموز برقرار مي‌كند و در اين ارتباط به شخصيت و نيازهاي دانش‌آموزان توجه كافي دارد و كارها را بر اساس استعدادها و تمايلات ميان شاگردان تقسيم مي‌كند، چنين معلمي نقش بهتري را در بهداشت رواني دانش‌آموزان ايفا خواهد كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يك روان‌شناس به نام كارل راجرز نگرش آزادمنشانه در كلاس را پيشنهاد مي‌كند. به بيان ديگر معلم بايد كودك را بپذيرد، هرچند نمي‌تواند رفتار او را بپذيرد. به كودك بايد احترام گذاشت و به عنوان انساني با توانايي‌هاي بالقوه به او ارج نهاد؛ هرچند او كوچك‌تر و ناپخته‌تر، كم‌دانش‌تر و كم‌تجربه‌تر از معلم است. معلم نبايد كوشش خويش را صرف حكمراني بر كودك كند، بلكه بايد سعي در جهت دادن اعمال كودك به سوي پيشرفت موفقيت‌آميز و سازگاري هر چه بيشتر كند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ماهيت اين رابطه كمكي، بستگي به احساسات واقعي معلم دارد. معلم بايد قادر به بيان و ابراز احساسات واقعي خويش باشد تا آن كه كودك بتواند او را به عنوان يك انسان شريف و قابل اعتماد ببيند و نه فردي كه پيوسته چيزي را از او پنهان مي‌دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چنين معلمي در عين حال كه درصدد ايجاد تغيير مطلوب در رفتار كودك است، هرگز براي او تهديدآميز نيست. او نسبت به زندگي گذشته و حال كودك تعصبي ندارد، بلكه آينده كودك را بر حسب توانايي‌هايش در نظر دارد. اگر معلم بتواند به كودك تفهيم كند كه سعي دارد به او كمك كند و اگر بتواند به كودك نشان دهد كه صفات و عادات خوب كودك را مي‌شناسد، بيشتر قادر خواهد بود به نتايج مطلوب دست يابد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهم‌ترين شرط معلم خوب از لحاظ بهداشت رواني اين است كه او با كمال صميميت و خلوص‌نيت، كودكان را دوست بدارد و از رفتار آنان آزرده نشود، بلكه با صبر و حوصله و خوشرويي سعي كند به عمق مشكلات كودكان پي ببرد و در حل اين مسائل تا حد ممكن بكوشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معلم نبايد تمام تلاش خود را صرف اين كند كه دانش‌آموزان بهترين نمره را كسب كنند، بلكه بايد بكوشد به هر فرد به اندازه توانايي او مسووليت دهد و حتي‌الامكان در پرورش فكري و رواني و جسماني كودك بكوشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روشي كه اكنون در ارزشيابي تحصيلي به كار مي‌رود، روش نامطلوبي است، زيرا نمرات آنقدر دقيق نيستند كه معلم بتواند ميان 15 و 16 يا 9 و 10 را بخوبي تشخيص دهد، فرق بگذارد؛ بعلاوه هميشه براي شاگرد هدف مطلق كاملي وجود دارد كه او بايد با تمام قوا براي به دست آوردن آن بكوشد. مسلما هيچ دانش‌آموزي قادر نيست موفقيت صددرصد در درس داشته باشد، زيرا حتي خود او نيز تمام مطالب را به طور كامل نمي‌داند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ضمن از نظر بهداشت رواني نامطلوب است كه تكامل‌جويي را ملاك نظر كودكان قرار دهيم. هدف كودك نبايد رسيدن به حد كمال و برتري‌جويي باشد، بلكه مقصود بايد صرفا كسب دانش باشد تا به وسيله آن شخص براي خود و ديگران سودمند واقع شود. نمره و بويژه نمره عددي، كودكان را به رقابت شديد تحريك مي‌كند، در حالي كه از نظر تربيتي و رواني صحيح نيست هدف عمده تحصيل فقط آرزوي غلبه بر ديگران باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نتايج مضر اين روش (نمره دادن) بيش از همه متوجه افراد كم‌هوش مي‌شود، زيرا آنها به طبع قادر به رقابت با ديگران نيستند و از اين بابت احساس حقارت، حماقت و شكست شديد خواهند كرد. شكست هميشه نامطلوب است و عدم موفقيت پي‌درپي معمولا منجر به رفتار غيرعادي خواهد شد. موفقيت تجربه مثبت و مفيدي است و موفقيت مداوم باعث ايجاد تعادل شخصيت و احساس اعتماد به نفس مي‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يكي از عوامل سلامت رواني دانش‌آموز، درك شدن او توسط معلمش است. معلم بايد در ارتباط با شاگردان آنچنان رفتاري داشته باشد كه شاگرد تنبل و قوي و فقير و غني همه خيال كنند كه معلم به خاطر هر يك از آنان به كلاس درس آمده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروزه ناله بسياري از دانش‌‌آموزان دبيرستاني از اين منظر بلند شده است و همه فرياد مي‌‌زنند كه معلمان ما را درك نمي‌‌كنند. ما مي‌‌خواهيم آنان ما را درك كنند. همان‌طور كه هستيم ما را شناسايي كنند. با همه دشواري‌ها، شخصيتهايمان را بشناسند. با همه عيوب و نارساييهايمان، با همه آرمان‌‌ها و انديشه‌هايمان، ما را دريابند. به عبارت ديگر آنها مي‌‌گويند ما ميخواهيم معلمان همه وجود روحي ما را لمس كنند نه اين‌كه تنها به درس دادن قناعت كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معلم بايد در‌‌ارتباط با شاگردان‌آنچنان رفتاري داشته باشد‌كه شاگرد تنبل و قوي‌و فقير و غني همه خيال كنند كه معلم به خاطر هر‌يك از آنان به‌كلاس درس‌آمده استاگر شاگرد درك شود شاگرد به آن معلم علاقه‌مند شده به سوي او كشيده خواهد شد. دلش هواي او خواهد كرد، در ديدارش آثار شادماني و نشاط و خرمي موج خواهد زد و اگر به او بگويند كه اين معلم ديگر به اين مدرسه نخواهد آمد، اشك چهره او را دربرخواهد گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظر گلاسر نظام تعليم و تربيت مدرسه بايد چنان باشد كه در آن هر دانش‌‌آموزي بتواند دوست داشتن و دوست داشته شدن و احساس ارزش را تجربه كند. معلمي كه به مقام انساني كودكان و نوجوانان ارج مي‌‌نهد و نياز به جلب توجه و محبت آنان را در مسير صحيح هدايت مي‌‌كند، همچنين معلمي كه خالصانه سعي دارد آنچه را كه مي‌‌داند به دانش‌‌آموزان بياموزد، نه‌تنها نيازهاي رواني آنان را ارضا مي‌كند، بلكه برقراري روابط صحيح عاطفي، سازگاري با ديگران، مسووليت‌پذيري را نيز به ايشان مي‌‌آموزد. در چنين فضاي تربيتي، افراد به بلوغ عاطفي مي‌رسند و از لحاظ رواني سالم بار مي‌‌آيند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معلمان در محيط آموزشگاهي مي‌توانند با ارائه ارزش‌هاي صحيح و منطقي بزرگسالان بيشترين كمك را به دانش‌آموزان داشته باشند. دادن پاداش‌هاي مثبت مناسب، شناساندن و تدارك الگو‌هاي صحيح اخلاقي و تربيتي جهت همانندسازي و ياري كردن آنها در يافتن رضايت و خشنودي مواقعي در مدرسه، از اهميتي خاص برخوردار است زيرا كودكان اغلب با كنترل‌هاي دروني نامناسب و اجتماعي شدن‌هاي نامطلوب به مدرسه مي‌آيند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر كمك معلمان نباشد چنين كودكان در مدرسه نيز شكست مي‌خورند و انگيزه بسيار كمي براي پذيرش ارزش‌هاي صحيح مدرسه خواهند داشت و اين روشن است كودكي كه رضايت كافي از مدرسه به دست نياورد، اغلب در همانندسازي با اولياي مدرسه شكست مي‌خورد و با مشكلات انضباطي و تحصيلي مواجه مي‌شود و در نهايت عده زيادي از آنها ترك تحصيل مي‌كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كلام آخر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فلسفه تعليم و تربيت عصر ما با سال‌هاي گذشته متفاوت است. به اين معني هدف آموزش و پرورش تنها تعليم دروس و ديگر مطالب فكري نيست، بلكه پرورش جسم و روان به طور كلي، منظور نظر است. برآوردن احتياجات جسماني و اجتماعي رواني كودك قسمت عمده‌‌اي از تربيت او را شامل مي‌‌شود كه از عوامل بسيار مهم پرورش كودك است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر چه تربيت جسماني كودك در مدارس از سال‌‌ها پيش مقرر شده و امكاناتي در مدارس فراهم آمده، ولي موضوع سلامت فكر اطفال هنوز به شكل صحيح مورد توجه و قبول مدرسه قرار نگرفته و بر اساس اين غفلت درباره بهداشت رواني كودك، مدرسه به طور غيرمستقيم در پيشرفت و ازدياد اختلالات رواني كودكان موثر واقع شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بايد بپذيريم مسووليت اولياي مدرسه به پرورش قواي عقلاني و آشنا كردن دانش‌‌آموزان به ارزش‌‌هاي شناختي، اجتماعي و اخلاقي خلاصه نمي‌‌شود، بلكه اينان مسوول تغيير و اصلاح رفتارهاي ناسازگار و تأمين بلوغ فكري و سلامت رواني كودكان و نوجوانان نيز هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همچنين توجه مربيان و والدين به اين پديده رواني  اجتماعي نه تنها زمينه مساعدي براي شكوفايي استعدادهاي نهفته كودكان و نوجوانان را فراهم مي‌‌آورد، بلكه در بهبود سلامت رواني آنها نيز موثر خواهد بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Aug 2009 15:39:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blogfa26&amp;postid=300</comments>
<dc:creator>blogfa26</dc:creator>
<guid>http://blogfa26.blogfa.com/post-300.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانش آموزان خلاق و پرورش خلاقيت </title>
<link>http://blogfa26.blogfa.com/post-299.aspx</link>
<description>اگر نظام آموزشي مدارس به طور فراگير و مستمر به گونه يي شايسته در خدمت نونهالان هوشمند قرار گيرد و ضوابط مربوطه اجرا شود، پيدا کردن اين سرمايه هاي انساني در مسير تعليم و تربيت مقدور و امکان پذير خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در غير اين صورت ممکن است بر حسب تصادف تعداد انگشت شماري از نظر خلاقيت شناسايي و بقيه استعدادها در زير خاکستر کم توجهي پنهان و سرد و خاموش شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنابراين آموزشگاه ها و متوليان امور (مديران، مربيان و همه کارکنان) مي توانند به طرق زير به وجود ثروت هاي عظيم الهي و ارزش آنها پي ببرند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- نوگرايي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- با گذشت زمان طرح ها و راه حل هاي مناسب ارائه کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- يکپارچه عمل کردن به کار و مسووليت ها&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- پيگيري و تحقيق طولاني مدت با ديدي باز روي مسائل مورد مطالعه و مربوطه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5- جديت و قاطعيت و الگو بودن در راستاي پيشرفت و ايجاد انگيزه در مسير سالم و آگاهانه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به اين طريق دانش آموزان توانا و مبتکر، نسبت به آنچه در اطراف و پيرامون آنها وجود دارد با وسعت نظر پيگيري کرده و آن امور را با آنچه در درون شان مي گذرد، تطبيق داده و ترکيب مي کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اين روند، تعاون و عزم راسخ و مستمر اوليا و مربيان بيش از هر زمان ديگري لازم است. پس اين راه به تعامل دوجانبه و سازنده نيازمند است. اما راه هاي پرورش خلاقيت ها بسيار است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- تجربه؛ غني ترين سوخت و محرک براي به حرکت درآوردن موتورهاي نو در مدارس عبارت است از تجربه. استادان مي توانند تجارب گرانبهاي خود را در اختيار کودکان و سرمايه هاي خلاق بگذارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسافرت و اردو يک نوع تجربه است. ارزش خلاقيت مسافرت بستگي به تلاشي دارد که در مورد آن به کار مي بريم. خانه به دوشي و آوارگي بسياري از دانش آموزان ما را خلاق کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- بازي هاي فکري، حل معما و جدول؛ برخي از بازي ها به پرورش قدرت تصور کمک مي کنند البته همه بازي ها اين قدرت را ندارند. در ضمن خلاقيت به مقدار زيادي هم بستگي به طرز بازي کودکان ما دارد. توماس اديسون مخترع برق و دانشمند بزرگ امريکايي به حل معما به عنوان تمرين در خلاقيت اعتقاد زيادي داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- سرگرمي ها و هنرهاي زيبا؛ جمع آوري اشيا، قوه تفکر و خلاقيت نونهالان ما را شکوفا مي کند و منجر به بالا بردن دانش و انديشه مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کارهاي دستي خلاقيت را افزون و فکر را تنوع مي دهد. اگر خود دانش آموز در اين راستا خلاق و خالق باشد، مي توان به اميد فردايي بهتر معتقد بود. ارسطو مي گويد؛ «بايد چيزي را به عرصه وجود آورد.»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#9933cc&gt;نقاشي باعث تحرک و پويايي فکري و آفرينندگي مي شود. هر حرکت قلم مو يا مداد مي تواند فکر را مانند الکتريسيته به همه جا به جريان بيندازد&lt;/FONT&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- خلاقيت همراه با مطالعه؛ چنانچه انسان خلاق بتواند همگام با فکر بلند دنبال دانش نو و نوين برود و به مقدار ضرورت آن را کسب کند، مسلماً درونش پربار و ثمر خواهد شد. دانشمندان بزرگ اعتقاد دارند طرز صحيح خواندن، سرشار از ويتامين است زيرا انرژي جلو برنده و تکامل دهنده را در فراگيران افزايش و رونق مي دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5- &lt;FONT color=#cc00ff&gt;نويسندگي به عنوان يک تمرين و خلاقيت؛&lt;/FONT&gt; به وسيله نوشتن و مقاله مي توان به نحو بارزي قدرت تصور را پرورش داد. آزمايش هاي علمي، روان بودن در نويسندگي را به عنوان يک شاخص اساسي پرورش استعدادها و خلاقيت ارزيابي مي کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#9900cc&gt;عده يي از متخصصان تاکيد دارند «تمرين نويسندگي جزء لاينفک هر کوشش حقيقي براي بهره وري مغز و روان است&lt;/FONT&gt;.»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6- &lt;FONT color=#cc00ff&gt;تمرين در حل مسائل پيچيده؛ کوتاه ترين و مستقيم ترين روش براي پرورش خلاقيت&lt;/FONT&gt; همان پرداختن به مسائل فکري و ارائه راه حل در جهت حل اين مسائل است. کنفرانس در حضور معلم و دانش آموزان مي تواند سرشار از قدرت تخيل و حفظ درايت و تقويت هوشمندي و سخنوري باشد. تحقيقات کلاسي که به صورت انفرادي يا گروهي انجام مي پذيرد، نوع ديگري از فرانگري و بهتر زيستن را به ارمغان مي آورد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Aug 2009 15:30:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blogfa26&amp;postid=299</comments>
<dc:creator>blogfa26</dc:creator>
<guid>http://blogfa26.blogfa.com/post-299.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آموزش بيان فکر بدون خشونت و پرخاشگري به کودکان  </title>
<link>http://blogfa26.blogfa.com/post-298.aspx</link>
<description>بسياري از پدر و مادرها زماني که فرزندان شان با خواسته هاي آنها مخالفت مي کنند و دست به خشونت و پرخاشگري مي زنند بي نهايت مي رنجند و دچار احساس نااميدي و يأس مي شوند. پرسش اين است که چگونه مي توان روش هاي مشارکت، همکاري و حل اختلاف را به کودکان و نوجوانان آموخت؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر هدف والدين آن است که فرزندان شان دست از دعوا و کشمکش بردارند، بايد به آنها شيوه ها و مهارت هاي جديد حل اختلاف را بياموزند تا بتوانند در صورت لزوم با به کار بستن اين روش ها، مسائل و اختلاف هايشان را حل کنند. کودکان و نوجوانان براي ورود به اجتماع و آغاز زندگي جمعي خود به دانستن روش هاي متعارف و پذيرفته شده يي براي گفت وگو و حل مسائل شان نياز دارند تا بتوانند بدون خشونت و پرخاشگري، افکار و عقايد خود را بيان کنند و از آن نتيجه يي درست و منطقي بگيرند. آنها همچنين بايد بتوانند در غياب والدين و بزرگ ترهايشان، رفتاري مسوولانه، مستقلانه و اجتماع پسند داشته باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يافته هاي مختلف نشان مي دهد ميزان توانايي کودکان در پذيرش اصول قراردادي اجتماع، ارتباط مستقيمي با تجربه هاي اوليه کودک و شيوه نگرش او به شرايط مختلف زندگي دارد. کودکي که بتواند به چند راه حل براي رفع مشکلش فکر کند، به طور حتم نسبت به کودکي که تنها به يک راه حل فکر مي کند، رفتارهاي اجتماعي قابل قبول تري از خود نشان خواهد داد. در اينجا به مراحل کلي آموزش مهارت هاي حل اختلاف به کودکان اشاره مي کنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درک احساس ها و هيجان ها&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب است پدر و مادر درباره تمامي احساس ها و هيجان هاي مختلف با فرزندشان صحبت کنند و علائم و نشانگان آنها را به او ياد بدهند. براي مثال «خنده و نشاط او ناشي از احساس شادي است يا گريه او نشانه ناراحتي و درد اوست يا خشم او نشانه ناکامي او در رسيدن به خواسته اش است.» سپس به او بياموزند زماني که از مساله يي احساس افسردگي يا ناراحتي مي کند، ابتدا بکوشد علت اصلي آن را پيدا کند. براي مثال از خودش بپرسد؛ «چه اتفاقي موجب ناراحتي من شده است؟» او بايد سعي کند بدون هيچ گونه قضاوت و پيشداوري و در کمال آرامش پاسخ اين پرسش را پيدا کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc3399&gt;تمرکز بر نوع احساس خود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کودکان هميشه همه چيز را از ديد خودشان مي نگرند. آنها ممکن است کاملاً نسبت به رفتارهايشان و تاثيري که بر ديگران مي گذارند، بي تفاوت باشند. ولي زماني که خواسته ها و نيازهاي آنها با خواسته ها و نيازهاي کودکان ديگر تداخل پيدا مي کند، براي اينکه بتوانند احساس هاي آنها را هم در نظر بگيرند، بايد رفتارهاي منصفانه و همدلانه را به آنها آموخت تا بتوانند در شرايط مختلف خودشان را جاي ديگران قرار دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#993399&gt;هدف يابي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هنگامي که کودک بتواند مشکلش را درست تشخيص دهد، بهتر مي تواند راه حل آن را پيدا کند. زماني که پدر و مادر شاهد دعوا و کشمکش دو فرزندشان با يکديگر هستند، خوب است به آن دو کمک کنند تا با شناخت علت اصلي اختلاف شان، با استفاده از روش هاي مسالمت آميز گفت وگو و صحبت، درصدد حل و رفع آن برآيند. براي مثال از آن دو بخواهند درباره احساس خود و احساس ديگري صحبت کنند. زماني که توانستند يکديگر را درک کنند، آنگاه فکر کنند چه راه حلي برگزينند که هر دو راضي و خرسند باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc3399&gt;بررسي راه حل هاي جايگزين&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;براي اينکه به کودکان کمک کنيد تا مشکل شان را خود حل کنند، ابتدا بايد ياد بگيرند خوب به آن فکر کنند. پدر يا مادر مي تواند در اين شرايط نقش تخته سياه را بازي کند يعني مي تواند زماني که بچه ها راه حلي پيشنهاد مي کنند، گفته و نظر آنها را بلند برايشان تکرار کند و بپرسد که آيا راه حل ديگري مي توانند پيدا کنند يا خير؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;کنترل احساس و هيجان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از آنجايي که بيشتر کودکان ممکن است فکر کنند ايده و راه حل خوبي ندارند، بزرگ ترها مي توانند به آنها کمک کنند. اگر کودکي به يافتن راه حل جديدي نياز دارد، پيشنهاد کنيد در فرصت بهتري درباره اش فکر کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc00cc&gt;بررسي و ارزيابي پيامدها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از آنکه بچه ها تمام نظرها و ايده هايشان را مطرح کردند، خوب است نتايج و پيامدهاي تصميم هايشان را يکي يکي بررسي کنيم. از آنها بپرسيد؛ «اگر تو اين کار را انجام دهي، چه اتفاقي مي افتد؟» يا «اگر تو اين کار را انجام دهي، دوستت چه احساسي خواهد داشت؟»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff66ff&gt;قضاوت بدون رفتارهاي هيجاني&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بديهي است بزرگ ترها هميشه در کنار کودکان نيستند تا به آنها بگويند چه رفتاري داشته باشند و چه کار کنند يا حتي راه حل ديگري به آنها پيشنهاد کنند. به همين دليل بهتر است والدين و مراقبان، کودکان را تشويق کنند تا خودشان راه حل ها و نظرهاي خودشان را بررسي و ارزيابي کنند و دريابند که کدام قابل قبول و کدام غيرقابل قبول است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc0099&gt;تصميم گيري&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هنگامي که کودکان خوب درباره ايده ها و راه حل هاي پيشنهادي شان فکر کردند، بايد بهترين راه حل را برگزينند و با احترام گذاشتن به راي يکديگر آن را بپذيرند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرآيند آموزش حل مساله و اختلاف بين کودکان ممکن است خسته کننده به نظر بيايد و والدين ترجيح دهند خودشان به جاي کودکان شان تصميم بگيرند اما بايد بدانند روش آنها کودکان را تشويق به فکر کردن و يافتن راه حل نمي کند. کودکان بايد خود ياد بگيرند که در شرايط مختلف چگونه اختلاف هايشان را با استفاده از روش هاي مسالمت آميز حل کنند.&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Aug 2009 15:26:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blogfa26&amp;postid=298</comments>
<dc:creator>blogfa26</dc:creator>
<guid>http://blogfa26.blogfa.com/post-298.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
