Poppies I Art Print

هنر رفتار با افراد دشوار

هنر رفتار با افراد دشوار
 

همه ما هر روز با افراد دشوار سر و كار داريم. شناخت اين افراد و چگونگي برخورد با آنها به شما كمك خواهد كرد تا ارتباطات بهتري داشته باشيد. اين مقاله روشهايي را براي شناخت و برقراري ارتباط با افراد دشوار بيان مي كند.


مقدمه
اداره موقعيتهاي دشوار، بخشي از زندگي روزانه ماست. همه ما هرروز با افراد دشوار سر و كار داريم و اين افراد را مي شناسيم. شايد هيچ چيز به اندازه برخورد با اين افراد، خسته كننده و ملال آور نباشد. اين افراد انرژي ما را تحليل مي برند، احساساتمان را تحريك مي كنند، حوصله همه را سر مي برند و ما را در حالتي نامطلوب قرار مي‌دهند. اين رفتارها در محل كار به راحتي مي توانند يك محيط شاد را نابود كنند، كارايي را كاهش دهند و روحيه افراد را پايين آورند. هر يك از ما نيز به نوعي در درون خود شخصيت دشواري را پنهان كرده ايم. گاهي اوقات كافي است در آيينه نگاه كنيم تا آن را بهتر ببينيم. برخي از ما مي‌توانيم اين شخصيت را بخوبي مخفي كنيم اما گاهي در موقعيتهاي رقابتي و شرايط حاد( مثل رانندگي در ترافيك، انجام يك بازي رقابتي و ...) آن را نشان مي‌دهيم.
متاسفانه جامعه به ما ياد داده است كه بهترين روش رفتار با افراد مسئله سازي كه ما را آزار مي دهند، ناديده گرفتن آنهاست. به همين علت از كودكي آموخته ايم با چنين افرادي معاشرت نكنيم. اما ناديده گرفتن اين موقعيتها به ضرر ماست چرا كه نحوه برخورد ما با شخصيت دشوار دروني و ديگر افراد بدقلق هنري است كه هر فردي از آن اطلاعي ندارد. برخورد مناسب با اين افراد باعث مي شود از فشارهاي عصبي ناشي از رفتارهاي ناشايست ديگران بكاهيم و كار خود را موثرتر و سودمندتر انجام دهيم.
افراد دشوار( افراد بدقلق يا افراد مسئله ساز) در هر شكل و لباسي ظاهر مي شوند، ولي خصوصيات مشترك همه آنها اين است كه رفتار و برخورد آنها هميشه براي يك نفر ايجاد مشكل مي كند. هنگام برخورد با افراد دشوار بايد علائمي را كه از خود بروز مي دهند بشناسيم و ماهيت آن را تشخيص دهيم. به اين ترتيب مي توانيم اثر نامطلوب رفتار آنها را به كمترين حد برسانيم. اين يك واقعيت مسلم است كه هنگامي مي توانيم در ديگران نفوذ كنيم كه آنها را همانطور كه هستند ببينيم نه آنگونه كه آنها مي خواهند يا خودمان ميل داريم.
ما بايد حضور افراد دشوار را در زندگي‌مان بپذيريم. الهام گرفتن از تعاليم ديني و آموزه هاي مذهبي در اين مورد به ما كمك مي كند. تمامي انبيا الهي و افراد صالح در جريان انجام رسالت خود همواره با چنين افرادي برخورد داشته اند. رفتار دوستانه و به دور از خشونت آنها، الگوي مناسبي براي برخورد ما با افراد دشوار است. يادگيري كنترل احساسات و واكنشهاي شخصي نيز هنگام برخورد با افراد دشوار اهميت بسياري دارد. بايد از خود بپرسيم چرا اين افراد براي ما مسئله ساز هستند و سعي كنيم نگرش منفي نسبت به اين اشخاص را در خود از بين ببريم، زيرا گاهي اوقات علت رفتارهاي دشوار ديگران، رفتارهاي غير اصولي خود ماست. وقتي با يك فرد دشوار برخورد مي كنيم بايد به اين موضوع توجه كنيم كه چه چيز باعث مي شود يك نفر چنين گفتار و رفتاري داشته باشد، در اين صورت در موقعيتي قرار مي گيريم كه نه تنها مي توانيم شرايط دشوار را كنترل كنيم، بلكه طرف مقابل را نيز ياري مي دهيم مشكل خود را حل كند.

انواع اشخاص مسئله ساز و روش برخورد با آنها
شما هميشه نمي توانيد از افراد مسئله ساز دوري كنيد. شناسايي انواع رفتارهاي مسئله ساز به شما كمك مي كند تا به نحو مطلوب موقعيتهاي دشوار را بخصوص در سازمان اداره كنيد. طبقه بنديهاي مختلفي از انواع رفتارهاي دشوار در مقالات و نوشته هاي گوناگون انجام شده است. در اين مقاله سعي شده است تا با بهره گيري از منابع مختلف، انواع عمده افراد دشوار وبدقلق و روش برخورد با آنها مورد بررسي قرار گيرد. به طور كلي مي توان انواع اصلي افراد دشوار را به صورت زير طبقه بندي كرد:
1- زورگو و متخاصم
اين شخصيت عصباني و متخاصم است و عصبانيت خود را با اعمال زور نشان مي دهد. خصومت، كينه توزي، استفاده از كلمات نيشدار، امتناع از كارهاي گروهي وخودپسندي و تكبر از جمله ويژگيهاي اين افراد است. آنها دلشان مي خواهد هميشه غالب و مسلط باشند و سعي مي كنند با توسل به هر شيوه و روشي به خواسته هاي خود برسند.
راه حل: درمقابل آنها بايستيد، اما سعي نكنيد با آنها بجنگيد. هرگز رفتار آنها را تحمل نكنيد بلكه در مقابل آنها قاطع، محكم، جسور و با اعتماد به نفس باشيد.
2- هميشه شاكي
از نظر اين افراد تنها چيزي كه زندگي به آنها عطا كرده، بدشانسي است. آنها به جاي پيدا كردن راه حل براي مسائل و مشكلات، عادت كرده اند كه شكايت كنند و بهانه بگيرند. نگرشهاي اين افراد مسموم و متاسفانه بيماري آنها واگير است.اين افراد بندرت سعي مي كنند شرايط ناخواسته را تغيير دهند، در عوض دائم دقيقا مثل بچه اي كه به او اجازه كاري داده نمي شود رفتار مي كنند. اجازه ندادن باعث منفي بافي او مي شود. جمله معروف آنها اين است: « هيچ كس مرا دوست ندارد».
راه حل: به اين افراد نشان دهيد كه مسائل آنها را مي بينيد و مي شنويد، زيرا آنها به محيط حمايتي و تشويق احتياج دارند. همچنين بايد سطح فشار و استرس را براي اين افراد پايين آورد. علاوه بر اين به آنها اجازه شكايت كردن ندهيد، مگر زماني كه راه حلي براي مشكل پيش آمده داشته باشند.
3- وسواسي و كمال گرا
اين افراد دلشان مي خواهد كارها به بهترين نحو ممكن انجام گيرد. چنين افرادي درعين حال كه ممكن است خسته‌كننده و ملال آور به نظر رسند، اما داراي مهارتهاي تجزيه و تحليلي اند كه مستلزم توجه زياد به جزئيات است. استانداردهاي عملكرد اين افراد در سطح بسيار بالايي قرار دارد. در برخي مواقع كار خوبي كه توسط ديگران مورد تمجيد واقع مي شود از نظر اين افراد قابل قبول نيست. جمله معروف آنها اين است:« اين كار مي توانست بهتر انجام شود».
راه حل: در صورتي كه در برخورد با اين افراد، واقعيتها و منطق را ارائه دهيد، مي توانيد بهترين بهره را از آنها ببريد. در عين حال حرفهاي اين افراد را درباره بهتر انجام شدن كارها جدي نگيريد. آنها معمولا نقاط ضعف خودشان را بيان مي كنند نه نقاط ضعف شما را. سعي كنيد با اين افراد به گونه اي كار كنيد تا بتوانند انتظارات واقعي براي خود و ديگران داشته باشند و مطابق انتظارات واقعي عمل كنند.
4- افراد يخي
اين افراد براي تغيير آمادگي ندارند وهر تغييري – هر چند كوچك – مي تواند آنها را نگران و آشفته سازد و آغازي براي رفتار منفي در آنها باشد. جمله معروف آنها اين است:« راه قديمي بهتر است».
راه حل: در مقابل اين افراد صبور باشيد، زيرا ممكن است در مسير انجام تغييرات مانع تراشي كنند. اين افراد را در تغيير درگير كنيد يا از تغييرات تدريجي براي ايجاد فرصت مناسب براي آنها استفاده كنيد.
5- افراد بسته
راههاي برقراري ارتباط با اين افراد مسدود است. اين افراد بسيار تودار و ديرجوش هستند و تنهايي و خلوت را به بودن در ميان جمع ترجيح مي دهند. آنها هرگز درباره تفكرات و احساسات خود صحبت نمي كنند و به همين دليل ارتباطات محدودي دارند. « حوصله ندارم» يا « فعلا وقت ندارم» از جملاتي است كه آنها براي فرار از جمع از آن استفاده مي كنند.
راه حل: براي برقراري ارتباط با اين افراد بايد حوصله كنيد. ممكن است مدتي طول بكشد تا اين گونه افراد احساس راحتي بكنند و با شما راحت تر و بهتر برخورد كنند. هنگام صحبت با اين افراد از سوالات باز استفاده كنيد و آنها را به شركت در بحثها تشويق كنيد.
6- كم حرف و منفعل
اين افراد زياد سخن نمي گويند. حتي اگر اصرار كنيد، فرياد بكشيد يا از آنها خواهش كنيد، جوابي بيشتر از آري يا خير نخواهيد شنيد. اين افراد حتي زماني كه بايد از حقوق خود دفاع كنند، ساكت مي‌مانند. در نتيجه غالباً مورد ظلم قرار مي گيرند. فرد منفعل هميشه احساس ناامني مي كند واعتماد به نفس بسيار پاييني دارد. آنها غالباً از شركت در تصميم گيريها امتناع مي كنند و يا نظري ارائه نمي دهند.
راه حل: اين افراد شديداً به اعتماد به نفس و حمايت احتياج دارند و بايد بطور مستقيم از آنها انجام اموري را كه مي توانند انجام دهند خواسته شود. تشويق نيز در ايجاد اعتماد به نفس آنها بسيار موثر است.
7- افرادي كه مي گويند: «كار من نيست»
اين افراد دائم از زير بار قبول مسئوليتهاي بيشتر شانه خالي كرده و منفي بودن خود را با رد كردن انجام كارهايي كه بايد برعهده بگيرند، ظاهر مي كنند.
معمولاً دوستان و همكاران اين افراد بايد كارهاي مربوط به آنها را انجام دهند و اين در حالي است كه اين افراد انجام آن كارها را جزء وظايف آنها مي دانند نه وظايف خودشان_ جمله معروف آنها اين است: «‌اين كار جز وظايف و شرح شغلي كه من بايد انجام دهم نيست».
راه حل: سعي كنيد شرح شغل اين افراد را واضح و روشن در اختيار آنها قرار دهيد، تا جايي براي توجيهات آنها باقي نماند. بازرسي و كنترل غير محسوس نيز در برخي مواقع مي تواند كارساز باشد.
8- شايعه پراكن ها
اين افراد از شايعه به عنوان سلاح قوي جهت كنترل روي ديگران و محيط استفاده مي كنند. آنها با پخش شايعه و درگير كردن ديگران در مسائل مربوط به آن لذت مي برند و احساس مهم بودن مي كنند. جمله معروف آنها اين است: « اجازه بده من بگويم چه اتفاقي دارد مي افتد».
راه حل: بهترين راه جلوگيري از شايعه سازي در سازمان، دادن اطلاعات و حقايق لازم و كافي به افراد است. وقتي افراد سازمان از كليه اطلاعات مربوط به مسائل سازمان آگاهي داشته باشند، به شايعه و افراد شايعه پراكن توجهي نمي كنند. در نتيجه انگيزه اي براي اين افراد به منظور ايجاد شايعه و پخش آن باقي نمي ماند.

9- افراد منفي گرا

اين افراد نگرش بدي نسبت به دنيا دارند. آنها فكر مي كنند كه دنيا بر سرشان خراب شده است. آنها از شيوه انجام امور ناراضي هستنــد و مهم نيست شماچقدر تلاش كنيد تا كاري برايشان انجام دهيد. در واقع اين افراد هميشه نيمه خالي ليوان را مي‌بينند و براي انجـــام يك كار بيشتر بر عواقب منفي آن تأكيد دارند تا نتايج مثبت. اين افراد اعضاي خوبي براي كارهاي گــــروهي نيستند. جمله معروف آنها اين است:« من مي دانـم اين كار شدني نيست».
راه حل: تغيير نگرش افراد منفي گرا كار آساني نيست. اما شما بايد آنها را مجبور به تطبيق با عادتهاي مثبت كنيد تا از عادتهاي منفي دور شوند. ايجاد تفكرات مثبت و نشان دادن نتايج خوب كارهايي كه او اميدي به انجام آنها نداشته است، مي تواند به اين اشخاص كمك كند.

10- افراد غير متعهد

اين افراد آن‌قدر براي انجام كاري بهانه مي آورند تا شخص ديگري آن را انجام دهد و يا آن‌قدر در انجام تصميمي تعلل مي كنند كه ارزش آن از بين مي رود. آنها كار خود را بطور جدي انجام نمي دهند، زيرا كار براي آنها اولويت ندارد. انجام امور شخصي و پرداختن به مسائل غير كاري براي آنها مهمتر از انجام كارهاي سازماني است. جمله معروف آنها اين است: « او مي تواند منتظر شود».
راه حل: دليل اصلي تأخير و تعلل آنها را سوال كنيد. اين افراد معمولاً احتياج به اهداف و استانداردهاي واضح و انتظارات رسمي دارند و اينها بايد به او ابلاغ شود. همچنين آنها به يك سيستم نظارتي بسته نيازمندند تا نتوانند براحتي از زير كار شانه خالي كنند.

11- افراد هميشه منتقد

اين افراد هميشه با كلمات نيشدار و انتقادات بي‌مورد خود، ديگران را آزار مي‌دهند.آنها درباره هر ايده اي، انتقادات خاص خود را دارند؛ چه آن ايده، خوب باشد يا بد_ هدف اين افراد مخالفت با تمام چيزهايي است كه گفته مي‌شود. آنها هر جا مي روند مشكلات را پيدا مي كنند. جمله معروف اين افراد اين است:«ايده بدي است».
راه حل: در مذاكره و گفتگو با افراد انتقاد كننده بر اطلاعات تمركز كنيد. از آنها درباره علت انتقاد و مخالفتشان سوال كنيد و هميشه آنها را براي اطلاعات بيشتر تحت فشار قرار دهيد. هرگز رفتارهاي نامناسب چنين افرادي را تأييد نكنيد.

12- افراد خودخواه
افراد خودخواه، هميشه مي خواهند راه خود را ادامه دهند و فكر مي كنند همه چيز را مي دانند. در واقع اين افراد مي خواهند نداشتن امنيت خود را به گونه اي پنهان كنند.
راه حل: با اين افراد تنها بر اساس حقايق و واقعيتها رفتار كنيد. قبل از ملاقات با آنها تمام اطلاعات مورد نياز را بدست آوريد و خود را براي پاسخ به سوالات آنها آماده كنيد. به ياد داشته باشيد برخورد تهاجم آميز يا تسليم در برابر آنها كارساز نخواهد بود.
13- افراد فداكار( قرباني)
اين افراد قلب خونين سازمان هستند. آنها زود سركار مي آيند و دير مي روند و يار و پشتيبان همكاران و دوستانشان هستند. ازآنها هركاري كه بخواهيد انجام مي‌دهند، زيرا اين افراد معمولاً به دليل مسائل شخصي ترجيح مي دهند بيشتر اوقات زندگي خود را در محيط سازمان بگذرانند. در صورتي كه از خدمات آنها قدرداني نكنيد، منفي گري آنها آغاز مي شود. جمله معروف افراد فداكار اين است:« من زندگي ام را وقف اين شركت كردم، ولي براي هيچ كس مهم نيست».
راه حل: به حرفهاي اين افراد گوش دهيد و به آنها نشان دهيد كه وجودشان تا چه اندازه براي سازمان اهميت دارد. از تلاشها و همكاري آنها صميمانه قدرداني كنيد و اين كار را در حضور ديگر كاركنان انجام دهيد.
14- افراد خود سرزنش كن
اين افراد همواره كمبودهايي را در عملكرد كاري و رفتاري خود مي يابند و دائم خود را ملامت مي كنند. آنها از هيچ
يك از جنبه هاي زندگي شخصي و كاري خود راضي نيستند. جمله معروف آنها: « من توبيخ خواهم شد. من مي توانستم اين كار را بهتر انجام دهم».
راه حل: اعتماد به نفس آنها را بالا ببريد و از كارهاي مثبت و خوب آنها قدرداني كنيد. به آنها نشان دهيد آن‌طور كه خودشان فكر مي كنند بي دست و پا و كار خراب كن نيستند.
15- افراد پرحرف
اين افراد به قدري حرف مي زنند كه اجازه صحــــبت به افراد ديگر نمي دهند. جالب اينجاست كـه بيشتر حرفهاي آنها اصلاً ربطي به موضوع مورد بحث ندارد و صرفاً از دست دادن وقت و زمان مفيد است.
راه حل: برخورد با اين افراد اين است كه به آنها تنها چند دقيقه فرصت صحبت كردن داده شود. در صورتي كه باز هم به حرف زدن ادامه دادند، به هيچ وجه رفتار آنها را تحمل نكنيد. به آنها بگوييد، بايد برويد و فرصتي براي گوش دادن به حرفهاي آنها نداريد.

16- افراد نامنظم
اين افراد در انجام وظايف و شركت در جلسات، نظم و ترتيب را رعايت نمي كنند ونوعي آشفتگي در رفتار و كردار آنها ديده مي شود. آنها دائم به دنبال وسائل خود مي‌گردند و هميشه در جلسات تأخير دارند.
راه حل: براي برخورد با اين افراد نظم و انضباط را عامل مهمي در ارزيابي عملكردشان اعلام كنيد و آنها را به مرتب بودن تشويق كنيد.

17- افراد بي مسئوليت
اين افراد تحمل قبول مسئوليت يا توبيخ بابت اشتباه را ندارند. آنها از زير بار مسائل شانه خالي مي كنند و انگشت اتهام خود را هميشه به سمت ديگران نشانه مي روند. جمله معروف آنها اين است: « من اين كار را نكردم، فلاني آن كار را انجام داد».
راه حل: با آنها قاطع برخورد كنيد و بطور مستقيم اشتباهشان را با دليل برايشان توضيح دهيد تا نتوانند اشتباه را به ديگري منتقل كنند.
18- افراد پوست تخم مرغي
اين افراد بسيار حساس هستند و بي‌اهميت ترين مسائل آنها را ناراحت مي‌كند. روحيه حساس آنها باعث مي شود ديگران در برخورد با آنها بسيار محتاط باشند و از برقراري ارتباط با آنها احساس راحتي نكنند.
راه حل: بازخورد، به اين افراد بايد سريع و مستقيم نباشد، بلكه به آرامي و با توجه به شخصيت آنها باشد. در برقراري ارتباط با آنها شخصيت حساسشان را در نظر بگيريد.

19- افراد ريزنگر
اين افراد همواره مي گويند:« من احتياج به چك كردن مجدد كار دارم، شايد چيزي از زير دستم رد شده باشد.» آنها به جزئي‌ترين و ريزترين موارد يك مسئله توجه مي كنند و گاهي به خاطر يك مسئله كوچك اوقات ديگران را تلخ مي كنند.
راه حل: آنها را عادت دهيد در كنار توجه به جزئيات به مسائل كلي و اصلي توجه كنند. آنها بايد ياد بگيرند كليات و جزئيات را با هم در نظر بگيرند و به دليل مسائل جزئي كل پروژه را به تأخير و خطر نياندازند.

20- افراد خيلي خوب
اين افراد به نظر مي رسد كه با شما موافق هستند، اما چنانچه كاري را كه آنها از شما خواسته اند انجام ندهيد، مسئله ساز مي شوند.
راه حل: اين افراد به تأييد بسيار نياز دارند. به آنها نشان دهيد، دوستشان داريد و برايشان ارزش قائليد.


نكاتي در برخورد با افراد دشوار
همه افراد در برخي شرايط غير قابل پيش بيني و تحريك پذير مي شوند. در برخورد با افراد مسئله ساز موارد زير را همواره به خاطر داشته باشيد:
- تفاوتهاي افراد را بيشتر و بيشتر بشناسيد. تفاوتها همواره منجر به اصطكاك مي شود. اگر تفاوت ميان انسانها را يك موهبت- نه يك مسئله- بدانيد، مي توانيد به خوبي موقعيتهاي دشوار را اداره كنيد.
- مطمئن باشيد كه همه افراد سازش و هماهنگي را دوست دارند. اين انديشه كه ديگران به دنبال تحقير و صدمه زدن به ما هستند، درست نيست. مطمئن باشيد همه توافق و يكدلي را دوست دارند. با اعتقاد به اين مسئله شما فرصت پيدا مي كنيد، درهاي گفتگو را براي رسيدن به توافقات دوجانبه باز كنيد.
- باور كنيد كه مي توانيد در كنار افراد مسئله ساز بدون تنش و اصطكاك كار كنيد. شما ممكن است كه با افراد دشوار دوست و صميمي نباشيد، اما مي توانيد با آنها رفتار مسالمت آميز داشته باشيد. سعي كنيد به خواسته هاي هم احترام بگذاريد.
- در تله افراد دشوار گرفتار نشويد. وقتي ديگران به گونه اي رفتار مي كنند كه شما عصباني و خشمگين مي شويد، در واقع شما را در تله خود گرفتار كرده اند. ما اغلب در تله رفتارها، گفتارها، لبخندها و نگاههاي افراد گرفتار مي شويم. نبايد اجازه دهيم رفتارهاي افراد مسئله ساز، ما را در كنترل رفتارمان دچار مشكل سازد و آنها را بر ما مسلط گرداند.
- گوش كنيد؛ گوش كنيد؛ گوش كنيد_ وقتي ديگران بدانند شما حرفهاي آنها را مي شنويد و به مسائلشان اهميت مي دهيد، كمتر رفتارهاي دشوار را از خود بروز مي‌دهند.
- براي ايجاد رابطه بهتر افراد را با نام صدا بزنيد(نام هر فرد گرمترين آهنگي است كه او مي شنود و دوست دارد بشنود).
- افراد را سرزنش نكنيد. سرزنش افراد، آنها را براي بروز رفتارهاي مسئله ساز مستعد مي سازد.
- مراقب بلندي و لحن صدا و زبان بدن خود باشيد. استفاده از زبان بدن به شما كمك مي كند ارتباط بهتري را با ديگران برقرار سازيد. با برقراري ارتباطات عميق و اصولي، فرصت كمتري براي نشان دادن تعارضات و رفتارهاي دشوار ايجاد مي‌شود.
- از به كار بردن كلمات زير پرهيز كنيد: بايد، ولي، من مي خواهم...، متاسفم، نمي‌تواني و......
- اگر طالب صداقت هستيد با ديگران نيز صادقانه برخورد كنيد و به تعهدات خود عمل كنيد.
- استفاده از كلمات جادويي را بياموزيد. در دامنه لغات ما، كلمات زيادي وجود دارند كه اثرات فوق العاده اي بر جاي مي گذارند. اين كلمات را بيابيد و از آنها استفاده كنيد.
- فنون مذاكره را ياد بگيريد چرا كه موفقيت در زندگي امروز در گرو ارتباطات خوب است و مذاكره در اين راه به شما كمك مي‌كند.

منابع 
Brussat, Fredric , Brussat, Mary Ann(2001) Difficult people.  
Difficult people, http://www.memorialhospital.org/library
سالتر، برايان، لانگفوردوود، نااومي، رفتار با افراد دشوار، ترجمه: گروه كارشناسان ايران، انتشارات كيفيت و مديريت، (1380)، ص 32

اس ام اس فلسفي

بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است
بهترین اشخاص، كسانى هستند كه اگر از آن ها تعریف كردید، خجل شوند و اگر بد گفتید، سكوت كنند."جبران خلیل جبران"

اینجا چشم انداز باز است و جان بر بلندا! اما انسانهایی خلاف این وضعیت هم هستند كه آنها هم بر بلندی اند و چشم اندازی باز دارند، اما به پایین می نگرند.((نیچه))

ساده ترین کار جهان این است که خود باشی و دشوارترین کارجهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند.

بخندیم ، امّا سرمایه خنده ما، گریه دیگران نباشد(استاد محمد تقی جعفری)

اگر کاری که می‌کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند...

 زندگی دو چهره بیشتر نداره یا به بازیت میگیره یا به بازیش میگیری انتخاب با توست

زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدی، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند.
کسانی که به انتظار زمان نشسته اند آنرا از دست داده اند!

کودکی که گناه خویش را بدون پرسش ما به گردن می گیرد در حال گذراندن نخستین گام های قهرمانی است .

در زندگی از تصور مصیبت های بیشماری رنج بردم که هرگز اتفاق نیفتادند

 

دایره ین و یانگ (خیر و شر)

انهایی که با یوگا،ذن،تائو یوگا آشنا هستن یا از بودیسم و لامائیسم و ادیان هندوچین و چین باستان اطلاعاتی دارن می دونن این علامت چیه. در حکمت چین باستان  ین و یانگ نشانه ی تعادل در جهان و هستی به حساب میاد. ین یا بخش تیره ی این علامت:تاریکی- سنگینی- شر-بیماری  اندوه - خشونت- نفرت -و......

 یانگ یا بخش روشن این علامت: روشنی- سبکی- شادی سلامتی -امید- عشق- و.......

در حکمت چین ریزترین عنصر مثلا یک دانه ی شن تاکل جهان باید ین و یانگ مساوی داشته باشند وگرنه همه چیز به هم می ریزه. مثال می زنم:وقتی ین زمین زیاد میشه و یانگ کم ،امکان زلزله و بی آبی و...برعکس اگر یانگ زمین زیاد بشه امکان گرما و خشکسالی و بی کاری و تنبلی و مصرف بیش از حدهست...وقتی طبیعت چهار فصل در گردش باشه و   گیاه و حیوان به شکل معمول رشد کنن و آدمها به اندازه ی معمول خسته یا شاد باشن ین و یانگ مساوی شده.

قسمت سیاه دایره به نام ین نامیده می شود. ” ین ” نمایش دهنده کلیه چیز هایی است که در عالم وجود دارد:

حالت منفی، حالت مثبت، حالت آرام، امور واقعی (خیالی) ماه، تاریکی، شب، اموری که مربوط به جنس مونث می باشد و …

قسمت دیگر دایره یعنی قسمت سفید یانگ نامیده می شود. ” یانگ ” به کلیه موارد مثبت، استحکام، چیزهای واقعی دنیا، جنس نر، خورشید، روشنی، روز و …

اشتباه عمده مردم در این است که سمبل ین/یانگ را یکی می دانند در “تای چی ” نیز سمبل ین یانگ بر خلاف یکدیگرند.

در حقیقت تمام موارد موجود در سمبل ین یانگ در فکر و مغز مردم پرورانده می شود. خورشید هیچگاه مخالف ماه نیست بلکه اینها تکمیل کننده یکدیگرند و ما هرگز بدون هیچ یک از آنها نمی توانیم زنده بمانیم. در گفتاری دیگر وجود جنس مونث، جنس مذکر را تکمیل می کند، بدون جنس مونث چگونه معنی جنس مذکر را بفهمد؟!

وجود دو جنس مخالف در کنار یکدیگر فلسفه ین یانگ است. شخصی در حال راندن دوچرخه می باشد هیچ گاه نمی تواند با هر دوپا در یک جهت بر پدالها فشار بیاورد در این صورت دوچرخه هیچ گاه حرکت نخواهد کرد. حرکت پدال ها در جهت خلاف یکدیگر در ظاهر باعث حرکت دوچرخه به جلو خواهد شد پس حرکت و جنبش نیاز به یگانگی و فشار و رهایی دارد. هر کدام از اینها مکمل و دلیل یکدیگرند.

466px-yin_yangsvg.png

سمبل ” ین یانگ ” نقطه سفیدی در سیاهی و نقطه سیاهی در سفیدی است. این نمایش تعادل در زندگی است، با رفتن به بی نهایت می توان مدت زیادی زنده ماند.

بنابراین قدرت باید در پس پرده نجابت پنهان شود و آرامی، درقدرت باشد. دقت داشته باشید که درختان سفت و محکم در برابر باد شکاف بر میدارند در حالی که خیزران فقط در مقابل آن خم می شود. در هنرهای رزمی فرد باید آرام باشد و نه سرسخت، بایستی ملایم بود نه سر سخت، حتی اگر بسیار قوی هستید بایستی نرم خو و آرام باشید و این شبیه این نیست که اگر کسی قدرت داشته باشد، کسی نمی تواند به راحتی قدرت وی را در بشکند.

واین بهتر معنی ین یانگ است، هستی دارای یگانگی در هر چیزی ست اگر ما با قدرت چیزی و یا کسی را به جلو و به عقب خم نماییم و وی را در کنترل بگیریم، این را نمی توان کنترل نامید، زیرا کنترل موقعی است که بدون خم کردن وی آنرا بدست آوریم.

—————————————————-

پانویس:

(ین و یانگ)

این نماد یا نشانه به نماد تائو معروف است.بیشتر جهانیان با نماد ین و یانگ آشنا هستند زیرا آن را هم در هنرهای خاوری وهم در انگاره های امروزی باختری دیده اند.این نماد دو گانگی سپهر را می نمایاند.در حالی که به دو قطب منفی ( ین ) و مثبت ( یانگ ) کشیده می شود.از دوگانگی نوسان کننده سرشت سپهر ( ین منفی و یانگ مثبت) است که همه موجودات در حال پدید آمدن هستند.ین و یانگ عبارت است از دوگانگی منفی و مثبت که در همه چیزها یافت می شود.از الکترون و پروتنها ، آفریننده و پذیرنده ، روز و شب ، تر و خشک ، تابستان و زمستان ، راهبرد و پیرو ، بنیانگذار و پرورنده ، مونث و مذکر ، نور و تاریکی تا خود آگاهی و ناخودآگاهی روان آدمی.

چینیان باستان در این باره می گفتند که: از آفریننده (ین) و پذیرنده (یانگ) هزاران چیز رخ می نماید.

این قانون قطبین است یا آنچه که ممکن است ما آن را به عنوان قانون متضادها بشناسیم.بدان معنی که هیچ چیز نمی تواند وجود داشته باشد مگر در رابطه با متضادش.از آنجایی که ین طبیعت منفی دارد تمام کیفیاتش متضاد با خصوصیات یانگ است،(سرما،مرگ،احتیاج،ترس،شک و شکست)بنابر این جهان مادی تماما از جفت های منفی شکل گرفته است که تفاوتشان در اختلاف بالقوه،در جهت اصل منفی است و همواره یکدیگر را بی اثر می کنند.بر اثر فعل و انفعالات شیمیایی که در جسم انسان اتفاق می افتد،سبب تجزیه و تحلیل شده و این مواد همرمونهای مختلفی تولید می کند که در مجموع دو ماده مثبت و منفی تشکیل می شود.

فلسفه ین و یانگ در کونگ فوتوآ که نشان واره آن بر بازوی چپ نسب می شود.به معنی درک و دریافت آثار روحی و فیزیکی از طریق اصول و روابط تکنیک و ترکیب و عکس العمل سازی توآ است و در اصطلاح کونگ فو توآ به آن داروی ما (اندیشه گرایی) می گویند.

 

 

چگونه انفجار می تواند به مغز آسیب برساند بدون آن که جمجمه را بشکافد  

چگونه انفجار می تواند به مغز آسیب برساند بدون آن که جمجمه را بشکافد 

 

درک این مطلب خیلی ساده است که چگونه انفجارهایی که شامل ترکش است... می تواند به مغز اسیب برساند.  اما، آسیب هایی که به نظر می رسد نتیجه خود انفحار باشد تا نتیجه به زمین افتادن و یا برخورد ترکش چطور است؟

پژوهشگران نظرهایی در این مورد دارند، اما یک دانشمند با استفاده از یکی از قوی ترین رایانه های موجود جهان در آزمایشگاه  ملی لاورنس لیورمور در کالیفرنیا تلاش کرده است تا پاسخ بهتری به این سوال بدهد.  ویلی ماس و همکارش مایکل کینگ با استفاده از داده های موجود در مورد موج های انفجاری ناشی از مواد منفجره و  نیز خصوصیات جمجمه، مغز و مایع مغزی-نخاعی از تاثیر انفجار پنج پوند [حدود 27/2 کیلوگرم] ماده C4 بر روی سربازی که در فاصله حدود  15 پایی [5/4 متری] آن قرار دارد یک شبیه سازی سه بعدی به وجودآوردند. (به عکس زیر رجوع کنید.)

ماس در گردهمایی انجمن آوا شنودی آمریکا در پرتلند، اورگان، گفت: "آن [انفجار] بر همه چیز غلبه می کند. مقدار زیادی نوسان به وجود می آید.  جمجه صدای زنگ می دهد.  اصلا چیز مطلوبی نیست. " ...

  •   برای دیدن ویدیویی از این آزمایش لطفا اینجا را کلیک کنید

 


Scientific American - May 22, 2009 01:30 PM in Mind & Brain  

How Could Explosions Cause Brain Injuries Without Piercing the Skull?

By Andrew Holtz in 60-Second Science Blog

PORTLAND, OREGON (May 20, 2009) -- It is easy to understand how explosions involving shrapnel – such as those caused by improvised explosive devices in Iraq – could cause brain damage. But what about such injuries that seem to be caused by blasts themselves, rather than from being thrown or hit by shrapnel?

Researchers have a few ideas, but one scientist has used some of the world’s most powerful computers at the Lawrence Livermore National Laboratory in California to get a better answer. Willy Moss and colleague Michael King used available data on blast waves from explosions and the physical properties of the human skull, brain and cerebrospinal fluid to craft a three-dimensional simulation of a soldier standing less than 15 feet from an explosion of 5 lbs. of C4. (See image to the right [below].)

“It sweeps over. There’s lots of oscillation. The skull is ringing. It’s not pleasant,” Moss told the audience at the meeting of the Acoustical Society of America here.

Moss says their simulations suggest that the intense pressures of such blasts flex the skull and ripple the brain. Pressures as little as one atmosphere over normal atmospheric pressure can do that kind of damage.

They repeated the simulation to include helmets, first using data from an older style that uses webbing to create space around a soldier’s head. (See video below.) “What you see is the blast sweeps under the helmet. It acts as a wind scoop; it focuses the blast. The blast pressure is bigger between your head and the helmet than if you weren’t wearing the helmet at all.”

But Moss wasn’t saying the helmets were a bad idea: “Now, I’m not saying don’t wear the helmet, because you’ve still got fragments and other stuff coming.”

Newer helmets use pads instead of webbing, but that creates a different problem. While the pads feel soft, they are actually stiff when hit by the sudden shockwave from a blast. “The blast wave comes over. The helmet flexes. The pads are stiff because you are shock-loading them; and that flexure gets transmitted to your skull.”

This research is supported by a Defense Department grant. Moss says he still needs to test his theory in the field, so his team is developing small, cheap sensors that could document when soldiers are hit by blast waves above a certain threshold.

Shockwaves can also do good. Frederic Padilla presented work that he and colleagues, including Robin Cleveland at Boston University, have done to understand how sound blasts help some bone fractures heal. “The biological response of tissue to shockwave has been well-documented, but the physics, for the mechanism applied in this response of the bone tissue, has not been studied yet,” Padilla says.

The researchers used simulations and experiments with animal bones to document how shockwaves and cavitation -- the implosion of tiny bubbles -- stress bone fractures. The work, says Padilla, may help engineers design devices that would optimize the way shocks can stimulate beneficial bone growth.

Perhaps surprisingly, the idea for Moss’s project came one morning while he was having breakfast with his wife, who has a PhD in neuroanatomy. “There was an article in the newspaper on the war in Iraq and closed-head injuries. She looks at me and says, ‘You can simulate this, can’t you?’ I thought about it and said, ‘Yeah, I think we can.’”

See our previous post with news from the Acoustical Society of America meeting.

عکس جادویی!

چه جالب