شيوههاي كار در روانشناسي باليني
در کار بالینی با مراجعین به مطب های روانشناسی سه شکل اصلی برای برگزاری جلسات روان درمانی وجود دارد که بنا به نوع مشکل و بهترین راه برای کار بر روی آنها هر مراجعه کننده با یکی و یا با هر سه این شکل کار آشنا می شود. این سه شکل در زیر قدری توضیح داده شده اند
.رواندرماني فردي
منظور از رواندرماني فردي آن شكلي است كه فرد با رواندرمانگر خود در جلسات ملاقاتي كه فقط آن دو در آن شركت ميكنند حضور مييابد. در رواندرماني فردي اين امكان فراهم ميآيد كه فرد با احساسات و افكار خود آشنايي عميق بيابد، به علت وجود آنها پيببرد، روابط فردي خود را با ديگران و با چيزهايي كه زندگي جمعي را ميسازند آشكارتر درك كرده و آنها را بهتر بشناسد و در نگاه كلي شخصيت خود را بهتر درك كند. تنها بعد از اين مرحله است كه فرد ميتواند براي رفع مشكلاتي كه وي را فرسوده كردهاند اقدام كند، بدون اينكه مانند گذشته دائما حالت ضعف، ناتواني، درد، خودخوري، سركشي، پرخاش و خشونت و غيره جلوي رفع مشكلاتش را بگيرند. سرعت و شكل رفع مشكلاتي كه هر شخصي براي كنارآمدن با آنها به روانشناس رجوع ميكند از فرد تا فرد متفاوت است. ولي بصورت كلي ميتوان گفت كه رهايي از مشكلات يعني يادگيري جديد، يعني يادگيري چيزها و روابط به نوعي ديگر، به نوعي كه ديگر فرد دست وپابسته اسير مسائلش نباشد. اين يادگيري روندي است كه سرعت و كيفيت آن در جريان رواندرماني كاملا بعهده خود فرد است و رواندرمانگر بحكم كسي است كه تشريح اين راه، نحوه شروع آن، پيشبردن آن و به سرانجام رساندن آنرا حمايت ميكند.
رواندرماني گروهي
رواندرماني گروهي شكل ديگري از روان درماني است كه براي مسائل معيني برقرار ميگردد. و معمولا شكل پيشرفتهتري نسبت به رواندرماني فردي دارد. براي تشخيص اينكه رواندرماني گروهي بدرد چه كسي ميخورد هر فردي تعدادي جلسات رواندرماني فردي را پشت سر ميگذاردو سپس ميتواند به جمعي از كساني كه همان مشكلات را دارند بپيوندد. در اين حال اعضاء شركتكننده در گروه رفتهرفته به شكل روابط نزديك هر عضو ديگر درآمده و هر عضو گروه از حمايت كنترلشده اعضاي گروه برخوردار شده و تمام نقشهاي جديد و چيزهايي را كه ميخواهد يادبگيرد تا به رابطه بهتري با دنياي درون و دنياي بيرون خود دست بيابد در تمرين با ديگران آنها را در خود دروني كند.
مشاوره خانوادگي و خانوادهدرماني
در خانوادهدرماني تمام اعضاء يك خانواده به عنوان تكتك اعضاء يك سيستم شركت ميكنند. در ابتدا فقط مشكلاتي حضور دارند كه تاب و توان يكايك اعضاء را سلب كردهاند. هركدام از اعضاي خانواده عليرغم تلاشهاي بسيارشان براي كنترل دامنه مشكلات رفتهرفته به جايي رسيدهاند كه نميتوانند با يكديگر و بعنوان تكتك اعضاء يك سيستم مشكلاتشان را حل كنند. بلكه هركدام با رفتارشان باعث پايدار ماندن مشكلات و سختتر شدن آنها ميشوند. در اين حال مهم است اشاره شود كه در اينجا چيزي بعنوان تقصير و يا گناه وجود ندارد و اصلا مهم نيست كه چه كسي مسبب مسائل شدهاست. بلكه هدف اول در خانوادهدرماني فهميدن نقش تكتك اعضاء خانواده براي برنامه ریزی و ایجاد تغييرات لازم است. در اين شکل از كار درمانی خانواده بعنوان يك سيستم حضور دارد و ميآموزد كه راهها و نظمهاي جديدي ايجاد كند و آنها را بكاربسته تا اين روابط جديد جانشين روابط قبلي شوند. خانواده بعنوان يك سيستم ميآموزد تا بجاي سرپوشگذاشتن بر مشكلات كه تنها موجب پابرجانگاهداشتن آنها ميشود براي يكايك مشكلات راههاي جديدي بيابد. طبيعي است كه شناخت پيدا كردن تكتك اعضاء خانواده از روندهاي فكري، احساسي و رفتاري خود و درك نقش و موقعيت خود بعنوان يك عضو از سيستم خانواده در تمام طول رواندرماني نقش اساسي بازي ميكنند. مشكلات آموزشي و تربيتي که پدر و مادر و فرزندانشان با آن روبرو می شوند نيز در اين شيوه از كار باليني به نحو بهتري نسبت به اشكال ديگر رواندرماني نتیجه می دهد.