‏حلقه نگراني ، حلقه نفوذ

" ديگه كنترل اوضاع از دستم خارج شده. "

"ديگه روي بچه‌هام كنترل ندارم. "

" كارهاي زيادي روي سرم ريخته كه قادر به انجامشون نيستم. " و ...

 

اينها جملاتي هستند كه هر روز از زبان افراد مختلف مي‌شنويم، اما چرا و چه زماني حالتي پيش مياد كه كنترل اوضاع از دستمون خارج ميشه ؟

مسائل اطراف ما به دو وسته عمده تقسيم مي‌شوند ، دسته اول مسائلي هستند كه درباره آنها نگراني داريم و مراقب تغييرات آنها هستيم و دسته دوم مسائلي هستند كه هيچ نگراني درباره آنها نداريم .

بحث ما درباره مسائلي است كه درباره آنها نگراني داريم و در حلقه نگراني ما قرار دارند .

مسائل داخل حلقه نگراني به دو وسته تقسيم مي‌شوند؛ گروه اول مسائلي هستند كه روي آنها نفوذ داريم و مي‌توانيم درباره‌شان كاري انجام دهيم و روي آنها تاثير بگذاريم و دسته دوم مسائلي هستند كه نفوذ و كنترلي روي آنها نداريم .

 

حلقه نگراني ؛ نفوذ

 

 

بطور مثال مسائل مربوط به تيم ورزشي مورد علاقه ما در دايره نگراني ما قرار دارند ولي روي آنها نفوذ و كنترلي نداريم پس در حلقه نفوذ ما قرار ندارند.

مسلما ً وقتي انرژي و زمان خود را برروي مسائل خارج از دايره نفوذمان متمركز كنيم به هيچ نمي‌رسيم و احساس مي‌كنيم كه تلاش‌هاي ما بيهوده هستند.

با صرف نيرو وزمان روي مسائل داخل حلقه نفوذ مي‌توانيم حلقه نفوذمان را گسترش دهيم و به اندازه حلقه نگراني برسانيم يعني روي تمامي مسائلي كه درباره‌شان نگراني داريم، نفوذ داشته باشيم و حتي از اين هم فراتر برويم و حلقه نفوذمان بزرگتر از حلقه نگرانيمان شود.

واما بلعكس با صرف نيرو و زمان روي مسائل خارج از حلقه نفوذمان باعث كوچكتر شدن حلقه نفوذمان ميشويم تا جائي كه ديگر روي كوچك‌ترين و خصوصي‌ترين مسائل زندگيمان نيز كنترلي نخواهيم داشت .

مهمترين عوامل توافق در ازدواج

1 - رشد عاطفي و فكري

2 - تشابه علايق و طرز تفكر

3 - تشابه مذهبي ( مسائل عيني مذهبي مد نظر است نه كليات )

4 - تشابه تحصيلي و طبقاتي

۵ - تشابه علاقه به زندگي و سرعت عمل در كارها

۶ - رابطه با خانواده زن و شوهر

۷- تشابه شکل ظاهری ( درصد کم تری دارد البته اگر همسان باشند بهتر است )

۸- تشابه فرهنگ و قومیت

۹- تشابه و همسانی سن و سال با اختلاف ناچیز ( حدآقل ۴ تا ۶ سال )

نیایش درمانی

دعا درمانی، مقوله‏ای است که در قرن اخیر علی رغم بحران دینی که برخی از اندیشمندان قائل هستند در خور توجه قرار گرفته است.

و آنگاه که ایوب پروردگار خود را چنین خواند که مرا سختی رسیده است و تو بخشنده‏ترین بخشندگانی، ما او را اجابت نمودیم و ناراحتی او را بر طرف ساختیم. قرآن کریم / انبیاء
دعا درمانی، مقوله‏ای است که در قرن اخیر علی رغم بحران دینی که برخی از اندیشمندان قائل هستند در خور توجه قرار گرفته است. و یکی از روشهای تحقیق در خصوص درمان بیماران استفاده از مقوله‏ی نیایش می‏باشد. نوشتار این بخش در خصوص اثرات دعا و تحقیقاتی که پیرامون این مسئله انجام پذیرفته است تدوین گردیده است.
از شاخصه‏های مهم سلامت روان، کیفیت صحیح ارتباط با چهار عامل محرک و حرکت آفرین است که ایجاد خلل ارتباط با این چهار عامل، حیات انسانی و سلامت روان او را به خطر می‏اندازد.
۱) ارتباط با خدا؛
۲) ارتباط انسان با دیگران؛
۳) ارتباط انسان با طبیعت؛
۴) ارتباط انسان با خویشتن خویش.
ارتباط با خدا، اضطرابها و نگرانیها را کاهش داده و بردباری و صبر انسان را افزایش می‏دهد. قدرت روحی انسان به حد اعلا رسیده و قدرت مقابله و ایجاد ارتباط منطقی جهت حل مشکلات را در فرد ایجاد می‏نماید.
به تبع ایجاد ارتباط صحیح با خدا، ارتباط او با دیگران، طبیعت و خویشتن او نیز جهت دار و منطقی می‏گردد.
راههای مختلفی برای ارتباط با خدا وجود دارد «الطرق إلی الله بعد انفاسکم» راه رسیدن به خدا به شمارش نفسهای شماست یعنی به تعدد نفسهای شما راه برای ارتباط با خدا وجود دارد. از میان طرق گوناگون ارتباط با خدا، دعا دارای نقش گسترده‏ای در سلامت روان است. امام صادق‏علیه السلام فرمودند: ارگانیزم معنوی انسان با ارتباط با ملکوت اعلی جایگاه خود را یافته و آرامش و سکون می‏یابد، در حالیکه انسان بدون پیوستن به محضر ربوبی خویشتن را در اقیانوس بی هویتی تنها می‏بیند و دعا پیوستن روح ملکوتی انسان به سرچشمه کمال مطلق است، چرا که همه‏ی انسانها در پی کمال مطلق می‏باشند، اگرچه در مصداق به خطا می‏روند، اما تا رسیدن به کمال مطلق آرام خواهند گرفت.
امروزه بحث دعا و نیایش به گفته الکسیس کارل همانند نیاز انسان به اکسیژن و آب است. او معتقد است، نیاز به مذهب و عرفان را می‏توان نظیر نیاز به اکسیژن دانست و نیایش نیز همانند دستگاه تنفس عمل می‏کند و می‏توان گفت که نیایش و دعا عامل پیوستگی روان انسان با جایگاه اصلی خویش است و بدون شک همان طور که جسم انسان بدون آب و اکسیژن از بین خواهد رفت، روح انسان نیز بدون دعا پاینده نخواهد ماند.

● جایگاه دعا در قرآن‏
غالباً زمانی که خدا کلمه‏ی «من» را در آیات استفاده می‏کند یا برای اظهار محبت شدید است یا اظهار غضب هرگاه کلمه‏ی «من» از گفته با ملاطفت بندگان و دعای آنها را منتسب به خود نموده و دست نوازش بر سر آنها کشیده است. البته باید گفت اجابت دعا به معنای برآورده شدن فوری تقاضا نیست، چه بسا دعاهایی که در ظاهر به نتیجه نمی‏رسند ولی نفس دعا نوعی اجابت خداست.
با چنین نگرشی رابطه انسان با خدا منبع دریافت پیام الهی است و تنها راه خروج از بحرآنهاو ناامیدیهای روحی باعث برگشت انسان به مبدافیض ازلی می‏شود. الکسیس کارل در کتاب نیایش خود اشاره داشته است که در همه‏ی اعصار اثر درمانی دعا توجه آدمیان را به خود جلب کرده و امروز نیز در نیایشگاهها و زیارتگاهها اغلب از درمان بیماریها گفتگو می‏شود.
موسسه طبی «لورد» با نشان دادن امکان چنین درمانهایی خدمت بزرگی به عالم پزشکی نموده است. دعا گاهی اثر معجزه آسائی دارد بیمارانی دیده شده‏اند که به ناگهان از بیماریهایی چون اوپوس سلی صورت، سرطان، عفونت کلیه، زخمهای بدنی، بیماریها ریوی و استخوانی بهبود یافته‏اند.
کیفیت درمان تقریبا همیشه به یک شکل است ابتدا با دردی شدید و سپس با احساس بهبود همراه است در چند دقیقه یا حداکثر چند ساعت، نشانه‏های بیماری بر طرف می‏شود و ضایعات بدنی التیام می‏یابد. این شفای معجزه آسا با افزایش سرعت درمان همراه است و هیچگاه تا به حال چنین سرعتی در تجارب جراحان و فیزیولوژیستها دیده نشده. برای آنکه چنین حالتی رخ دهد احتیاجی نیست که بیمار خود دعا کند. کودکان خردسالی که هنوز سخن نمی‏گویند و یا کسانی که معتقد نبوده‏اند، در لورد شفا یافته‏اند دعا برای دیگران همیشه موثرتر از دعا برای خویشتن است البته عوامل زیادی در تأثیر دعا مؤثر هستند.
اثر دعا بستگی به شدت و کیفیت آن دارد. در طول چهل یا پنجاه سال اخیر، تعداد شفایافتگان لورد کمتر شده است، زیرا بیماران، دیگر آن محیط پر از صفا و روحانیت قبلی را در اختیار ندارند. زائرین را اغلب سیاحتگران تشکیل می‏دهند و اثر دعای آنان ناکافی و نارساست.
دکتر الکسیس کارل در جای دیگر نکات قابل توجهی را در مورد پدیده دعا و نیایش بیان می‏کند.
اثر دعا بستگی به شدت و کیفیت آن دارد، هرچه دعا کننده از غیر حق بیشتر بریده باشد، توجه او به حضرت حق شدیدتر خواهد بود. لذا شدت و کیفیت آن در تاثیر گذاری آن مؤثر است.

● دعای در حق غیر
عشق و محبتی که از سر معامله نباشد مهمترین و مؤثرترین عوامل جذب است. امام کاظم‏علیه السلام می‏فرمایند: هر دعائی که در حق دیگران باشد از عرش به او فرمان می‏رسد صدهزار برابر برای تو باشد. به عبارتی صدهزار برابر دعای تضمین شده از طرف خدا داریم. در این روایت ایجاد ارتباط عاطفی بین انسانها تاکید شده و تمرین داده می‏شود. زیرا یکی از شاخصه‏های سلامت روان ایجاد ارتباط سالم و پاک با دیگران است. همراهی با جمع، موجب سلامت روان فردی است.
افرادی که قادر به برقراری ارتباط عاطفی با انسانهای دیگر نیستند از آلودگی روحی برخوردارند و آمادگی بزهکاریشان بیشتر است. در بررسی‏های آماری این نتیجه گرفته شده است که میان خشونت و بی مهری و بزهکاری افراد ارتباط مستقیم برقرار است. یعنی فردگرایی و اصالت با فرد با تجاوز به حقوق دیگران مرتبط است. پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله می‏فرماید: دو تن از یکی بهتر و سه تن از دو تن برتر و چهار تن از سه تن نیکوتر است، همیشه با جماعت باشید. و حتی در میان جمع و جماعت دعا به اجابت مقرون‏تر است، البته برخی از ویژگیها و حالات خاص باعث نزدیک شدن دعا به اجابت می‏گردد. بدین سبب امام صادق‏علیه السلام فرموده است: سه کس مستجاب الدعوه هستند: حجاج، رزمندگان، بیماران.

بهترین زمان دعا
اوج انرژی هستی در لحظات پیش از طلوع است. اذان صبح تا طلوع آفتاب بهترین و مناسب‏ترین زمان از دیدگاه انرژی هستی و کیهانی است و انرژی جذاب هستی آماده‏ی جذب و خلق و ایجاد خواسته‏ها و نیات درونی شماست.
از ائمه معصومین هم آمده است: هرگاه از خداوند مهربان چیزی خواستید صبح زود خواسته تان را مطرح کنید، از اذان صبح تا طلوع آفتاب فرشتگان ندا در می‏دهند که آیا حاجتمندی هست که ما حاجتش را روا داریم.

● پژوهشهای انجام شده در خصوص اثر درمانی دعا
در سال ۱۹۹۱ در مجله British gournal پژوهشی تحت عنوان درمان سرطان به روش طب سوزنی رادیو فرکانس با استفاده از تلاوت قرآن مقدس به چاپ رسید. در این تحقیق دکتر ایمام به همراه یک تیم کامل پزشکی به مدت ۸ سال به طور نیمه تجربی و شاید به عنوان اولین پژوهش کابردی مفاهیم دینی در علوم پزشکی به مطالعه و تحقیق پرداخته‏اند.
روش تحقیق در این پژوهش به این ترتیب بود که صوت آیات معینی از قرآن کریم (سوره‏ی مبارکه یس آیات ۱۱۹) را به شکل امواج رادیویی به کمک ترانس دیوسری بر روی نقاط طب سوزنی بیمار عبور می‏دادند و روزانه برای هر بیمار ۱۰ دقیقه و به مدت یک هفته این کار ادمه می‏یافت.
این پژوهش بر روی ۷۵ بیمار که سنین بین ۲۸۰ سال داشتند و به انواع مختلفی از سرطان مبتلا بودند به مدت ۸ سال انجام گرفت ۶۴ نفر از این بیماران توسط مطالعات پاتولوژی و آسیب‏شناسی بدخیمی آنها تثبیت شده بود و توسط سرطان شناسان با استفاده از روشهای درمانی مرسوم تحت درمان قرار گرفته بودند. اکثر این بیماران سرطان رحم و سینه داشتند در پایان، محقق به این نتیجه رسیده است که در این روش علاوه بر اینکه کاهش علامتی و بالینی قابل ملاحظه‏ای شامل (تسکین درد) بهبود خواب، رفع تهوع و استفراغ، کاهش تومور و بهبودی سریع زخم مشاهده، گردیده در(۲۰%) موارد جواب مجدد پاتولوژی منفی گزارش شده و در (۴۰%) موارد درمان به طور نسبی بوده است.
محقق مورد نظر در گوشه‏ای از مقاله خود آورده است که: قرآن، کتاب مقدس مسلمانان به سبک و نظم عربی است. وقتی آیات قرآن با قرائت صحیح و با صوت خوش تلاوت شود، موجب آرامش روح قاری و مستمعین می‏گردد و قرآن خود درباره ی فوائدش در بهبود بیماری‏های روح و جسم صحبت می‏کند و بعد محقق چنین استنباط می‏کند: که عبور تلاوتها به شکل امواج رادیوئی از درون نقاط طب سوزنی ناحیه‏ی مبتلا موجب یکسری فعالیتهای بیوفیزیکی و بیوشیمیایی در سطح سلولهای بدن شده و عناصر سلولی را مجدداً منظم می‏کند تا بتوانند به شکل هماهنگ با یکدیگر عمل کنند و بدین صورت است که این روش منجر به بهبود بیماریها می‏شود. این روش فیزیولوژی منحرف شده و سلولهای سرطان زا را مجدداً تنظیم نموده و از سنتز کنترل نشده پروتئینها جلوگیری می‏کند.
در هفته نامه «هنگام» در مقاله‏ای تحت عنوان داروئی به نام دعا آورده شده است که یک متخصص بیمارستان تگزاس در مورد اثر شفابخش دعا در بیماران صحبت می‏نماید و در آن مقاله به تحقیقات سال ۱۹۸۸بخش عروق بیمارستان سانفرانسیسکو و تحقیقات سال ۱۹۸۰همان مرکز در مورد تاثیرات دعا و نیایش در بهبود بیماریها استناد نموده و در پایان مقاله‏ی خود جمله‏ای بدین مضمون آورده است: اگر به اعتبار این دارو معترف باشیم باید در نسخه‏های پزشکی خود بنویسیم: سه بار در روز دعا کنید.
دکتر هوبرت بنسون استاد دانشکده و رئیس سمینار در ایالت بوستون آمریکا در کنفرانسی که تحت عنوان ارزشهای درمانی دعا برگزار شده بود عباراتی را چنین مطرح نموده‏اند:
دعا خواندن مغز را به کار می‏اندازد. عوارض ایدز را کاهش می‏دهد، از فشار خون می‏کاهد و نازائی را درمان می‏کند. تکرار دعاها و بیرون کردن اندیشه‏های مضر از مغز، بسیاری از مردم را قادر می‏سازد تا تغییرات فیزیولوژیک در خود پدید آورند.

 

تأثیر دین بر کاهش اضطراب

انسان امروز را اگر انسان مضطرب و نگران بخوانیم، سخنی به گزاف نگفته ایم. صنعت و تکنولوژی از یک سو و دوری از معنویت از سوی دیگر روح انسانها را دچار سردرگمی و پریشانی کرده است.
البته انسانهای مؤمن و دانا از این قاعده مستثنی هستند و آنها در سایه یاد و ذکر حضرت حق، به آرامش و آسایش رسیده اند.
در این مقاله نویسنده سعی کرده است به بررسی نقش دین در کاهش اضطراب انسان بپردازد. مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:

● پیچیدگی انسان
انسان در نظام آفرینش و در میان موجودات عالم با داشتن دو دستگاه ادراکی (عقل) و تحریکی (قلب)، پیچیده ترین و درهم تنیده ترین و به لحاظ جامعیت وجودی، مدال احسن المخلوقین(۱) بر سینه و تاج کرمنا (۲) بر سر دارد. او دارای استعدادها و قابلیت های فراوانی است که در صورت قرار گرفتن در مدار سجده و عبودیت و بندگی گل وجودش به کمال شکفتگی می رسد و سعادت و نیکبختی حاصل این حرکت است «قد افلح من زکیها»(۳) و اگر از مدار بندگی خدا خارج شود نتیجه و فرجام آن ناامیدی، باختن و پژمردگی و دفن گل وجود در گل گناه خواهد بود «و قد خاب من دسیها»(۴) و دارای خواسته ها، نیازها و کشش هایی است که در صورت تلاش و کوشش نیازهای خود را ارضاء خواهد کرد «لیس للانسان الا ما سعی»(۵).
او با تکمیل مثلث رشد، ترقی و توسعه، خواستن- دانستن- توانستن مسیرهای سخت و نفس گیر زندگی را طی می کند ولی در اثنای حرکت درمی یابد که طی این مرحله با همرهی خضر باید صورت گیرد که:
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی(۶)
انسان دارای نیازهای متعدد و متنوعی است، نیازهای مادی و معنوی، فردی و اجتماعی، یکی از نیازهای او نیاز به دین است و به تعبیر آلپورت (۱۹۶۷): گل سرسبد نیازهای انسان دین است(۷)، ریشه احساس به دین در وجود آدمی را باید در حس پرستش که یکی از ابعاد فطرت است جستجو کرد و تلاش دین الهی و همه پیام آوران آسمانی در گذر تاریخ معطوف به پرواز دادن انسان از عالم خاک به عالم پاک می باشد. و در واقع همه ناله ها و درد هجرانهای انسان رسیدن به کمال مطلق و خدای مهربان است که:
بشنو از نی چون حکایت می کند
وز جداییها شکایت می کند
از نیستان چون مرا ببریده اند
وز نفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش(۸)
نیاز به دین و معنویت
به دیگر سخن انسان گرایش و جذبه و کشش های دائمی به سوی معبود خویش دارد و تلاش ها، کوشش ها، زمزمه ها، طلب ها و راز و نیازهایش برخاسته از آن کشش هاست، عبادت تجلی خواست درونی بشر است و منظومه عبادات نیز شکل دادن بر آن حقیقت و تجلی فطری است. بنیامین راش پدر روانپزشکی آمریکا می گوید: دین آنقدر برای پرورش و سلامت روح آدمی اهمیت دارد که هوا برای تنفس(۹). آرنولدتوین بی می گوید: بحرانی که اروپائیان در قرن حاضر دچار آن شده اند اساساً به فقر معنوی باز می گردد، ولی معتقد است: تنها راه درمان این فروپاشیدگی اخلاقی که غرب از آن رنج می برد بازگشت به دین است.(۱۰)
حماسه سرای بزرگ ابوالقاسم فردوسی در این زمینه می گوید:
ز دانش نخستین به یزدان گرای
که اویست جان تو را رهنمای(۱۱)
ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس آمریکایی می گوید: ایمان نیرویی است که باید برای کمک به انسان در زندگی وجود داشته باشد، فقدان ایمان زنگ خطری است که ناتوانی انسان را در برابر سختی های زندگی اعلام می دارد.(۱۲) ولی معتقد است: زندگی مذهبی به یک معنا شکستن بن بست هاست زندگی مذهبی همراه شدن (هم نوازی) با هستی است(۱۳). و نیز می گوید: اگر از من بپرسند وجود خداوند چگونه ممکن است در حوادث و رویدادهای بشر تغییری را سبب شود به سادگی جواب می دهم با اتصال بشر در موقع دعا(۱۴).
ایشان معتقد است: انسان متدین واقعی، تسلیم اضطراب نمی شود و توازن شخصیت خویش را حفظ می کند و همواره آماده مقابله با مسایل ناخوشایندی است که احتمالا روزگار برایش پیش می آورد(۱۵).
دکتر توماس هایسلوپ می گوید: مهمترین عامل آرامش بخش که من در طول سالهای متمادی تجربه کرده ام و در مسایل روانی به آن پی برده ام همین نماز است(۱۶).
دکتر الکسیس کارل می گوید: دعا و نماز قوی ترین نیرویی است که انسانها می توانند ایجاد کنند(۱۷).
دکتر پول ارنست P.E.Adolph متخصص جراحی عمومی دانشگاه پنسیلوانیا می نویسد: مهمترین عامل شفای انسان مریض ویتامین ها، داروها، معاینات و جراحی نیست بلکه امید و ایمان است(۱۸).
وایلر willer (۱۹۸۸) اظهار می دارد که: فرد مذهبی از طریق اعتقادات دینی بر مشکلات چیره می شود(۱۹).
قرآن کریم: انسان مؤمن و معتقد به خدا از حزن و اندوه گذشته و از ترس و نگرانی و اضطراب آینده به مجمع الجزایر امن امان و صلاح و سعادت رهنمون می شود.
(الا ان اولیاءالله لاخوف علیهم و لاهم یحزنون (۲۰).

● منشأ اضطراب و افسردگی
و مثلث شناختی منفی که در سبب شناسی اضطراب و افسردگی به صورت:
نگرش منفی نسبت به خویشتن= حقارت
نگرش منفی نسبت به تجربیات گذشته= احساس بدبینی
نگرش منفی نسبت به حوادث آینده= احساس ناامیدی، رخ نشان می دهد.
درچشم دین و در آئینه مذهب هرسه احساس مذکور رنگ می بازد و مورد نکوهش قرارمی گیرد (۲۱)
۱) درنکوهش از احساس حقارت می فرماید: «ولله العزه و لرسوله و للمومنین» عزت ازآن خداوند و رسول او و مؤمنین است.(۲۲)
۲) درنکوهش احساس بدبینی می فرماید: «یا ایهاالذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن» ای کسانی که ایمان آوردید از بدگمانی بپرهیزید. (۲۳)
۳) درنکوهش از احساس نومیدی می فرماید: «و لاتیئسوا من روح الله» از رحمت خدا ناامید نشوید. (۲۴)
و بدینسان با نفی احساس حقارت و کهتری، احساس عزت، کرامت، مهتری و اعتماد به نفس و با نفی احساس بدبینی و بدگمانی، احساس واقع نگری و بلکه مثبت نگری و به جای احساس ناامیدی و یأس سکوت و ایستایی، امید و رجاء و حرکت و پویایی نصیب انسان می شود.(۲۵) و بقول اقبال لاهوری: ساحل افتاده گفت:
گرچه بسی زیستم، هیچ نه معلوم گشت آه که من کیستم.
موج زخود رفته ای تیز خرامید و گفت:
هستم اگر می روم، گر نروم نیستم(۲۶)
و این همان معیار ایده آل سلامت روانی در مکتب اسلام است. امروز بشر به خاطر دوری از دین و معنویت بیش از هر زمان دیگری در اضطراب است، اضطراب یکی از آلام روانی است، اضطراب احساس ناخوشایند و مبهمی از رنج و هراس است همراه با انتظاری تلخ، اضطراب همچنین با عکس العملهای فیزیولوژیک مانند تعریق، تپش قلب، خشکی دهان، لرز و بی قراری همراه است. تفاوت ترس و اضطراب دراین است که ترس عاملی مشخص و عینی درحال یا آینده دارد، ولی اضطراب مبهم است. فشار روانی یا استرس هم واکنش فرد به یک رویداد و موقعیت درگذشته یا حال است یکی از عوامل بوجود آورنده اضطراب که در موقع امتحان و کنکور ایجاد می شود ارزیابی های غیرواقع گرانه است (۲۷)

● راهکار مقابله با مشکلات و سختی ها
قرآن کریم در مقابله با سختی ها و حوادث زندگی انسانها را به تلاش «لیس للانسان الا ما سعی...» (۲۸)، صبر و شکیبایی «صبرا جمیلا» (۲۹) و استقامت و پایداری (واستقم کما امرت» (۳۰) فرا می خواند.
درگذر سالم از عرصه ها و مسیرهای دشوار و انتخاب بهترین راه توکل «فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین» (۳۱) وتوسل به پیامبر(ص) و اهل بیت (ع)، «وابتغوا الیه الوسیله» (۳۲) استفاده از توفیق، حمایت و الطاف پروردگار سفارش می کند. ارتباط مفیدو موثر با خداوند و با خود و دیگران در چشم دین وحدت آفرین، امیدبخش، انرژی زا است. نماز و نیایش و دعا و ارتباط خالصانه با خداوند و ارتباط با منبع لایزال نیرو و قدرت «لاحول ولاقوه الابالله» نیروبخش ترین عامل برای انسان در عرصه های عشق آفرین زندگی به شمار می روند و لذا قرآن می فرماید:
«واذکروالله کثیرا» خدا را پیوسته یاد کنید
«اقم الصلوه لذکری» نماز را مخصوصا برای یاد خدا بپا دارید
«استعینوا بالصبر و الصلوه » و ازخدا به صبر و نماز یاری جویید
«الا بذکرالله تطمئن القلوب» دلها فقط با یاد خدا آرامش می گیرد
اندیشمندان براساس یافته های علمی ۴ نوع از امواج مغز را شناسایی و کشف کرده اند:
۱) موج آلفا دارای بار مثبت و ۴۱-۸ فرکانس (هرتز) هنگامی منتشر می شود که انسان در حالت آرامش عمیق، راحتی و استراحت که با نوعی آگاهی و هوشیاری درونی یا خودآگاهی همراه است منتشر می شود.
۲) موج بتا دارای بار مثبت و منفی و بیش از ۴۱ فرکانس هنگامی منتشر می شود که انسان هوشیار است در وضعیت عادی روزمره قرار دارد.
۳) موج تتا دارای بار مثبت و منفی با ۷-۴ فرکانس هنگامی منتشر می شود که انسان در حالت خواب سبک قرار دارد.
۴) موج دلتا دارای بار مثبت و منفی و با ۳ و کمتر از ۳ فرکانس و هنگامی منتشر می شود که انسان در حالت خواب عمیق قرار دارد و صفر وپایین تر ازصفر در حالت اغماء و مرگ است.
مشاهده می شود که در حالت های آرامش بخش انسان در حالت موج آلفا قرار می گیرد و بهترین وضعیت برای تجدید قوای جسمی و روحی روانی است که میزان یادگیری را بالا می برد و در ارائه یافته های ذهن مفید و موثر است و این نسخه بی بدیل دین و معنویت است که در همه عرصه ها و مخصوصا درعرصه های خطر دست انسان ها را می گیرد و آنها را از مسیرهای سخت و پرخطر به سوی سعادت و موفقیت رهنمون می شود.
پاورقی ها در دفتر روزنامه کیهان موجود است

معنویت و رواندرمانی

اهمیت معنویت و رشد معنوی در انسان، در چند دهه گذشته به صورتی روز‌افزون توجه روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. پیشرفت علم روانشناسی از یک سو و ماهیت پویا و پیچیده جوامع نوین از سوی دیگر، باعث شده است که نیازهای معنوی بشر در برابر خواسته‌ها و نیازهای مادی قد علم کنند و اهمیت بیشتری بیابند. چنین به نظر می‌رسد که مردم جهان، امروزه بیش از پیش به معنویت و مسائل معنوی گرایش دارند و روانشناسان و روان‌پزشکان نیز به طور روزافزون در می‌یابند که استفاده از روش سنتی و ساده برای درمان اختلالات روانی کافی نیست.
از سوی دیگر سازمان جهانی بهداشت در تعریف ابعاد وجودی انسان، به ابعاد جسمانی و روانی اجتماعی و معنوی اشاره می‌کند و بعد چهارم، یعنی بعد معنوی را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می‌سازد.
در آستانه قرن بیست و یکم، انسان به نقشه کامل ساختار ژنتیکی بشر دست یافته و ادعا می‌شود که تا پنجاه سال آینده، کلیه بیماری‌های ژنتیکی مهلک، شناخته و ریشه‌کن خواهند شد و احتمالا در آینده بسیار نزدیک، بشر قادر خواهد بود انسان بسازد، اما سوال این است که خلق دوباره انسان به دست انسان، چه نتایجی در بر خواهد داشت؟ افزایش طول عمر انسان از ۸۰ سال به ۱۰۰ سال و ۲۰۰ سال و ازدیاد جمعیت به صورت انفجارآمیز، چه وضعیتی را در جهان به وجود خواهد آورد؟ این سوال‌ها تنها از آینده‌نگری از نوع علمی - تخیلی ناشی نمی‌شود، بلکه به تجزیه و تحلیل فلسفی، اخلاقی و معنوی نیاز دارد.
انسان باید جهان را از نو شناسایی کند. باید درکی دقیق و عمیق از طبیعت، محیط‌زیست و کهکشان و خلقت به دست آورد. اینجاست که بعد معنوی انسان خودنمایی می‌کند.
هرگاه ماهیت معنوی انسان و نقش روان درمانی در رشد معنوی انسان بخواهد مورد بررسی قرار گیرد لازم است هدف روان درمانی که همانا درمان مشکلاتی که ماهیت عاطفی دارند می‌باشد که البته این درمان براساس روش‌های روان‌شناختی که به وسیله یک فرد متخصص که با بیمار، ارتباط حرفه‌ای خاص ایجاد می‌کند، اجرا می‌شود، بررسی گردد.
از سوی دیگر برخی از روانشناسان (شهیدی، ۱۳۸۰، وون، ۱۹۹۳) معنویت را عنوان تلاش دائمی بشر برای پاسخ دادن به چراهای زندگی تعریف کرده‌اند. به عبارت واضح‌تر، استفاده بهینه از قوه خلاقیت و کنجکاوی برای یافتن موجود مرتبط با زنده ماندن و زندگی کردن و در نتیجه،‌ رشد و تکامل بخش مهمی از معنویت را تشکیل می‌دهد.

● روان درمانی و معنویت:
هرگاه معنویت بخواهد نقش خود را در مواجهه درمانی به طور کامل ایفا کند، باید دیدگاه‌ یا رویکردی وجود داشته باشد که به درمانگر کمک کند تا بتواند این نقش را به درستی درک کند. بدون تردید هر درمانگری برای خودش دیدگاه‌هایی در زمینه معنویت دارد. در این موضوع نکته این است که درمانگر چگونه می‌تواند در تجربه معنوی مراجعان در طول زندگی آنان و در اتاق درمان حضور پیدا کند. موضع خاصی که درمانگر اتخاذ می‌کند، به این سوال که کدام رویکرد را باید پذیرفت، پاسخ نمی‌دهد. (البته این هم راه‌‌حلی است که درمانگر با افراد و مراجعین متعلق به مذهب خودش کار کند و به این ترتیب نقشی شبیه به نقش یک هدایت کننده معنوی داشته باشد.)
درمانگر انعطاف‌پذیر که در یک چارچوب مذهبی کار می‌کند می‌تواند کنکاش‌ها و فراز و نشیب‌های معنوی مراجعان خود را به خوبی درک کند. اما هر قدر هم که درمانگر مذهبی، انعطاف‌پذیر باشد بازهم اشکال پیش می‌آید، برای مثال، یک درمانگر مسیحی را در نظر بگیرید که با بلاتکلیفی‌های زیر مواجه شود؛
۱) مراجعین درگیر بت‌پرستی یا شرک شده‌اند.
۲) مراجعین به طالع‌بینی، جادو، خرافات و مانند اینها علاقه مندند.
۳) مراجعین به فکر سقط جنین افتاده‌اند.
۴) مراجعین به تناسخ روح اعتقاد پیدا کرده‌ و مدعی‌اند که قبلا چند بار به دنیا آمده و در این جهان زندگی کرده‌‌اند.
۵) مراجعین حضور خویشاوندان مرده خود را در اتاق درمان احساس می کنند.
هریک از این پدیده‌ها یا همه آنها ممکن است برای درمانگر مسیحی بسیار مذهبی، مشکلاتی به وجود آورند. می‌توان تصور کرد که برای درمانگران بودایی، هندی، یهودی و دیگر مذاهب نیز مشکلات مشابهی پیش آید. در این موارد، رویکرد فلسفی مشهور به پدیدارشناسی، یک راه حل ارائه کرده است (پدیدارشناسی، مکتبی فلسفی است که در آن اعتقاد بر این است که “دانش و درک قابل اعتماد، به وسیله بررسی و توصیف تجربه‌های انسان، از اشیای پیرامون او به دست می‌آید.”) پدیدارشناسی با تجربه‌های ما از واقعیت و نه خود واقعیت، سر و کار دارد.
نتیجه اینکه در چارچوب دیدگاه پدیدارشناختی من نمی‌توانم بگویم احساس یا تجربه شما، اشتباه یا غیرواقعی است. من فقط به عنوان درمانگر می‌توانم بگویم تجربه شما (مراجع) تجربه‌ای غیر معمولی است و نتایج آزارنده‌ای خواهد داشت.
پس دیدگاه پدیدارشناختی، عمیقا برای واقعیت دیگران، احترام قائل است. چالش درمانگر این است که مراجع خود را در کشف واقعیت خصوصی او همراهی کند که در این صورت به ناچار جهان‌بینی او بر مراجع تاثیر می‌گذارد.
از سوی دیگر روان درمانی هستی‌گرا (وجودی) نوعی رویکرد درمانی است که بر مسائلی که در وجود فرد ریشه دارند، تمرکز می‌کند، هستی‌گرایی یا وجودگرایی، فلسفه‌ای است که هدف آن درک یا روشن کردن تجربه “بودن در جهان هستی” است. بنابراین، کانون توجه آن، نحوه بودن فرد و حالت کیفی رابطه انسان با خود، دیگران و جهان مادی است.روانکاوی به نام فرانکل که هستی‌گرا بود، رویکرد درمانی خود را لوگوتراپی یا معنا درمانی نامید. او مدت سه سال در بازداشتگاه آشویتس و داخائو زندانی بود.
در همان جا بود که فهمید “فقط کسانی می‌توانستند زنده بمانندکه به آینده می‌اندیشیدند و هدفی در آینده داشتند و در جستجوی یافتن معنایی در آینده بودند (فرانکل ۱۹۷۸ :۱۳۵) فرانکل معتقد بود که یک خلاء وجودی در قلب زندگی قرن بیستم وجود دارد که فقط می‌تواند توسط خداوند پر شود. “درباره احساس بی‌معنایی به خودی خود نیز می‌توان گفت که نوعی ناامیدی وجودی و پریشانی معنوی است تانوعی اختلال عاطفی یا بیماری روانی” (۱۹۷۸ :۱۳۴) فرانکل مذهب را یک پدیده انسانی قلمداد می‌کرد و معتقد بود که مذهب، نتیجه چیزی است که “من آن را انسانی‌ترین پدیده‌ انسانی، یعنی “اراده برای کسب معنا” می‌دانم و ما می‌توانیم بگوییم که مذهب برای ارضای آنچه اکنون می‌توانیم آن را “اراده‌ای برای کسب معنای نهایی” بنامیم ظهور کرده است” (۱۹۷۸:۱۵۳)

● نقش دعا در روان‌درمانی:
در کتابی که توسط انجمن روان‌شناختی آمریکا به چاپ رسیده است. ریچاردز و برگین (۱۹۹۷) نوعی راهبرد معنوی برای استفاده در مشاوره و روان درمانی مطرح می‌کنند. این راهبرد چیزی نیست جز دعا کردن برای مراجعین و ترغیب آنان به دعا کردن درباره مشکل خود.صرف‌نظر از هر معنایی که دعا برای درمانگر دارد، دعا برای درمانجو ممکن است معناهای کاملا متفاوتی داشته باشد.معنای دعا برای مراجع، با هر آنچه که این عمل برای مشاور معنا می‌دهد، می‌تواند بسیار متفاوت باشد.مثلا می‌تواند دعا کند در هنگام احساس اضطراب یا دعا کردن قبل از جلسه درمان و ... باشد.
در فرآیند روان‌درمانی، به نظر می‌رسد که ترغیب مراجعین به دعا کردن، رابطه درمانی را تغییر دهد و آن‌ را شبیه به راهنمایی معنوی سازد و در عین حال ممکن است برای مراجعینی که گرایش‌های مذهبی دارند، بسیار مناسب هم باشد.در عین حال شواهدی نشان می‌دهد که دعا می‌تواند تاثیر مثبتی بر سلامتی شخص هدف دعا داشته باشد، به این ترتیب حال که می‌دانیم دعا، نتایج سودمندی دارد، آیا منصفانه است که آن را رد کنیم؟

12انگیزه غلط برای ازدواج

متاسفانه %80 ازدواجها از انگيزه هاي غلط و خود خواهانه نشات ميگيرند توجه كنيد:

1- فشار اطرافيان: تـاثيراتي است كه دوستان،خانواده،جـامـعـه و حتي عقايد شما بر شما تحـــميـــل مـي كنند.
پيامي كه مضمون آن اينچنين است: "تو بايد در يك رابـطه بـا جــنس مخــــالف خود باشي و يا حتما ازدواج كني، اگر رابــطه نداشته باشي و يا ازدواج نكرده باشي حتما عيبي در تـو وجــود دارد." در جــامعه فـــشار زيادي به افراد مجرد تـحمـــيل ميگردد اما ديگر زمان آن فرا رسيده است كه آنها را بـه حـــــال خود رها كنيم و بياموزيم كه تجرد آنها را درك كــرده و ارج نـهـــيم. هر فردي مختار است مجرد بماند و يا ازدواج كند.

2- رهايي از تنهايي و افسردگي: بسياري از افراد تنها به اين خاطر كه تنها هستند( و يا از تنها ماندن هراس دارند) و يا مايوس ميباشند تن به ازدواج ميدهند. آنها تصور ميكنند كه ازدواج مشكل آنها را مرتفع ميكند. اما در اين شرايط معمولا فرد قادر به يك گزينش صحيح نميباشد و احتمال آنكه فرد با شخص نامناسبي ازدواج كند زياد است. يك انسان نااميد و تنها پس از ازدواج نيز تنها خواهد ماند. برخي افراد تا آن حد از لحاظ عاطفي تهي ميباشند كه اميدي به يك ازدواج موفق با هيچ فردي را احتمال نميدهند. در نهايت نيز اينگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگيزي ميشوند.

3- عطش جنسي: برخي افراد آنقدر غرق در غرايض جنسي خود ميبانشد كه جز روابط جنسي به چيزي ديگري نمي انديشند. آنها رابطه جنسي را به يك رابطه صميمانه و دراز مدت ترجيح ميدهند. اين گونه افراد تنها بدنبال يك همخوابه ميباشند تا يك همسر خوب. اينگونه ازدواجها نيز پس از مدتي به سردي گراييده و از هم ميپاشد. اين انگيزه معمولا در مردان مشاهده ميشود و تعداد آنها هم كم نيست.

4- گريختن از واقعيات زندگي خود: بسياري از افراد ازدواج ميكنند نه به اين خاطر كه شخص مناسبي را براي ازدواج يافته اند، بلكه به جهت آنكه عذري براي دوري گزيدن از مشكلات و واقعيات زندگي خود تراشيده باشند. زندگي اينگونه افراد عاري از شور و اشتياق و هدف مشخص ميباشد. اما جاي آنكه راه حل را درون خودشان بيابند ازدواج كرده و تصور ميكنند با ورود فرد ديگري در زندگيشان، زندگي آنها نيز از سكون و كسالت آوري بيرون خواهد آمد.

5- گريختن از رشد و بالندگي: اينگونه افراد تنها به اين منظور ازدواج ميكنند كه فرد ديگري مسئوليت مراقبت از انها را به عهده گيرد. اينگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفي به شريك خود وابسته ميشوند. اينگوه ازدواجها در موارد زير نمود بيشتري دارند:

  •  ازدواجهايي كه اختلاف سني فاحشي ميان دو فرد وجود دارد.

  • در ازدواجهايي كه اختلاف فاحشي در قدرت مالي و يا موفقيت شغلي دو فرد وجود دارد.

  • ازدواجهايي كه مغايرت محسوسي در سبك زندگي دو فرد وجود دارد.

6- احساس گناه: برخي افراد كه پيش از ازدواج با فردي رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد ميدهند به اين خاطر كه از ترك كردن شريك خود هراس دارند كه پس از رفتن آنها چه بر سر شريكشان خواهد آمد. همچنين احساس گناه ميكنند زيرا كه تصور ميكنند آنطور كه بايد و شايد رفتار پسنديده اي نسبت به شريك خود نداشته اند و يا متقابلا لطفهايي كه شريكشان در حق آنها روا داشته را جبران نكرده اند. هنگامي كه فرد از روي احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روي عشق واقعي تن به ازدواج با فردي ديگر ميدهد ثمري جز ناكامي و نابودي هر دو فرد در پي نخواهد داشت.

7- پر كردن خلاء احساسي و معنوي: اينگونه افراد داراي حس پوچي و بي ارزشي ميباشند و ميخواهند توسط فرد ديگري خلاء وجودي خود را به گونه اي پر كنند اما بايد آگاه باشند كه هر ميزان هم كه فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر كردن خلاء هاي زندگي آنها نميباشد.

8- پذيرش اجتماعي: جامعه به افراد مجرد به چشم يك انسان متهم مينگرد. اين جمله را در درب ورودي بسياري از رستورانها و يا مراكز ديگر زياد ديده ايد: "ورود افراد مجرد ممنوع" و يا بسيار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمياورند. بنابراين ازدواج انگيزه اي ميگردد براي جوانان تا در جامعه مورد پذيرش قرار گيريند.

9- تامين مخارج زندگي: اينگونه ازدواجها در زنان بيشتر به چشم ميخورد كه به منظور تامين نيازهايشان با مرد ثروتمندي تن به ازدواج ميدهند.

10- اعتماد بنفس پايين: برخي افراد با نخستين فردي كه به آنان پيشنهاد ازدواج ميدهد ميپذيرند و ازدواج ميكنند. اينگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پايينشان ميپندارند قابل دوست داشتن نبوده و يا ارزش، زيبايي، محاسن و هنر كافي در خود سراغ ندارند كه فردي شيفته آنان گردد. آنان از ترس آنكه نكند فرد ديگري آنان را نپسندد و شايد اين آخرين فرصتي باشد كه در زندگي برايشان ايجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج ميدهند.(مانند دختراني كه خيلي زود ازدواج ميكنند)

11- اخذ تابعيت كشور ديگر: اينگونه افراد براي اخذ تابعيت كشور خاصي تن به ازدواج ميدهند كه يك ازدواج مصلحتي محسوب ميگردد.

12- بي ارزش شمردن ارزش خود: اينگونه طرز تفكر در زنان به چشم ميخورد. اينگونه زنان و يا دختران چنين ميپندارند كه وظيفه يك فرد تامين مخارج معيشتي و وظيفه يك زن تنها برآورده ساختن نيازهاي جنسي مرد ميباشد. آنها ارزش زن را در سطح يك همخوابه صرف ميدانند. يكي از عللي كه دختران جوان با مردان مسن ازدواج ميكنند همين مسئله ميباشد.

ضرب المثل

 

The city of happiness is in the state of mind.

آدرس شهر خوشبختي در ذهن ماست

If you can not change the situation ,then try to change your way of looking at the situation.

اگر قادر به ايجاد تغيير شرايط نيستيد ديد خود را عوض كنيد

 

Diligence is the mother of good luck.

پشتکار مادر خوش شانسی است

 

If you don’t get the tasks you like , like the tasks you get.

اگر نمي تواني كار دلخواهت را بدست آوري به كاري كه داري قناعت كن

 

Obstacles are those frightful things you see when you take your eyes off the goals.

وقتي چشمانت را بر روي اهداف ببندي مشكلات بيشماري ظاهر مي شوند

 

If there seems to be no bright side to your life , polish up the dark side.

اگر هيچ نقطه روشني در زندگيتان وجود ندارد تاريكيها را خود روشن كنيد

 

 

Forgive and forget.

ببخش و فراموش کن

 

بازی ، دنیای کودکان

انسان نیاز به حرکت و جنبش دارد و بازی بخش مهمی از این نیاز است. هر فرد برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیازمند اندیشه و تفکر است و بازی خمیرمایه‌ ی این تفکر و اندیشه است. آمادگی جسمی و روحی برای مقابله با مشکلات بخشی از فلسفه‌ی بازی کودکان است. بنابراین، بازی هر چه گسترده‌تر، پیچیده‌تر و اجتماعی‌تر باشد کودک از مصونیت روانی بیشتری برخوردار می‌شود. کشف دنیای اطراف بخش دیگری از فلسفه‌ی بازی است که کودک حس کنجکاوی خود را از این طریق ارضا می‌کند. بازی تن و روان کودک را واکسینه می‌کند و مسوولیت‌های اجتماعی  و اقتصادی را که در آینده باید بدوش بکشد را به او می‌آموزد.

 

کودک با بازی کردن موقعیتی بدست می‌آورد تا اعتقادات، احساسات و مشکلات خود را پیدا کند و مهارت‌های زندگی را بیاموزد. رابرت وایت می‌گوید: «ساعات زیادی را که کودکان صرف بازی می‌کنند نمی‌توان به هیچ وجه تلف شده تلقی نمود، بازی ممکن است شادی‌بخش باشد ولی در دوران کودکی یک کار جدی است.» بدون تردید بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب می‌شود.

بازی موثرترین و پرمعناترین راه‌یادگیری کودکان است.

تعریف بازی:

به هر گونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفداری که به صورت فردی یا گروهی انجام پذیرد و موجب کسب لذت و اقناع نیازهای کودک شود، بازی می‌گویند.

 نقش بازی در رشد اجتماعی کودک:

- موجب ارتباط کودک با محیط بیرون می‌شود و دنیای اجتماعی او را گسترش می‌دهد.

- موجب شکوفایی استعدادهای نهفته و بروز خلاقیت می‌شود.

- همکاری، همیاری و مشارکت کودک توسعه می‌یابد.

- با رعایت اصول و مقررات آشنا می‌شود.

- همانند سازی با بزرگسالان را می‌آموزد.

- با مفهوم سلسله مراتب آشنا شده و آن را رعایت می‌کند.

- رقابت را می‌آموزد و شکست را بطور واقعی تجربه می‌کند.

- قدرت ابراز وجود پیدا می‌کند و از ترس، کمرویی و خجالت بیهوده رها می‌شود.

- حمایت از افراد ضعیف را می‌آموزد.

نقش بازی در رشد عاطفی کودک:

- نیاز به برتری‌جویی را ارضا می‌کند.

- موجب ابراز احساسات،عواطف، ترس‌ها و تردیدها، مهر و محبت، خشم و کینه و نگرانی‌ها می‌شود.

- تمایل به جنگجویی و ستیزه‌گری را کم می‌کند.

- «برون‌نگری» کودک را افزایش می‌دهد.

نقش بازی در رشد جسمی کودک:

- موجب رشد هماهنگ دستگاه‌ها و اعضای مختلف بدن می‌شود.

- باعث تقویت حواس کودک می‌شود.

- نیرو و انرژی بدن را به بهترین شکل مصرف می‌کند.

- کودک به توانمندی‌های فکری و بدنی خود آگاهی پیدا می‌کند.

نقش‌بازی در رشد ذهنی کودک:

- در یادگیری زبان نقش بسزایی دارد.

- در رشد هوشی کودک بسیار موثر است.

- با مفاهیم ساخت، فضا و شکل آشنا می‌شود.

- رفتارهای هوشمندانه کودک تقویت می‌شود.

- موقعیت استفاده از قو‌ه‌ی تخیل در کودک به وجود می‌آید.

- زمینه‌ی بهتری برای تفکر فراهم می‌کند.

 

بخشندگي را از گل بياموز، زيرا گل ته كفشي كه لگد مالش ميكند  را هم خوشبو ميكند.

 

وقتی با یک انگشت به طرف کسی اشاره میکنی و اون رو مسخره میکنی خوب نگاه کن سه تا انگشت دیگه به طرف خودته !!!

 

زنــدگــی مـثـل پـیانــو هســت دکـمه های سیــاه بــرای غـم و دکمه های سفـید برای شــادی اما زمانی  می توان آهنگ زیبایــی نواخت که دکمه های سیاه و سفید را با هم فشار دهی .

سخن حکیمانه

پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی!

انسان ها  گاهی ماسک بر چهره دارند !!

فیل ترینگ سقراط

روزی یکی از آشنایان سقراط به دیدارش آمد و گفت :

ميداني  درباره دوستت  چه شنيده ام ؟

سقراط جواب داد : يك دقيقه صبر كن !

قبل از اينكه چيزي بگويي مي خواهم امتحان كوچكي را بگذروني كه به آن تست فيل تر سه گانه مي گويند.

آشنا : فيل تر سه گانه ؟

سقراط ادامه داد :

اولين فيل تر، ((حقيقت)) است.

تو كاملا مطمئني مطالبي که میخواهی به من بگوئی حقیقت دارد؟

مرد گفت : نه، درحقيقت من همين الان درباره اش شنيدم و... 

سقراط گفت : بسيار خوب، پس تو واقعا نمي داني كه حقيقت دارد يا خير.

حالا دومين فيل تر را امتحان مي كنيم.

دومين فيل تر ((نيكي)) است.

چيزي كه مي خواهي راجع به دوست من بگويي، مطلب خوبي است؟

مرد جواب داد: نه، كاملا برعكس ... .

سقراط ادامه داد:

خُب ، پس تو مي خواهي به من راجع به او چيز بدي بگويي اما دقيقا از درستي آن مطمئن نيستي.

هنوز بايد امتحان را ادامه دهي چون هنوز يك فيل تر باقي مانده:

فيلترسوم . فیل تر(( فايده)) است .

مطلبي كه مي خواهي راجع به دوستم به من بگويي، فايده اي براي من دارد؟

مرد جواب داد: نه، نه واقعاً.

سقراط نتيجه گيري كرد : اگر چيزي كه مي خواهي به من بگوئی  نه حقیقت است ، نه خوبی دارد و نه فایده ای دارد؟!!

پس چرا اصلا" بگوئی ؟

 

روزی دوست دشمن و  دشمن روزی دوست میگردد

روزی دوست میمیرد و یا تو قبل از دوست میمیری

روزی آشنا بیگانه میگردد و بیگانه آشنا میگردد  

پس به خویش بیشتر نظر کن  عزیز!

چند نكته براي موفق شدن

 

1- باور كردن خود

 

2-آرزوي موفق بودن

 

3- ارتباط با افراد موفق

 

4- دوري از افراد نا موفق

 

5- مشخص كردن هدف

 

6-استفاده از تجارب افراد موفق

 

8- لبخن زدن و داشتن افكار مثبت در ذهن

 

9-تحسين خود به خاطر موفقيت هاي قبلي

 

10- انجام كارهايي براي تحقق هدف

 

                                          (استفان ايسكو)

موسيقي؛ استعاره اي براي تغيير سازماني

تغيير نگرش به تغيير
از جمله کارکردهاي بسيار مورد توجه و سودمند استعاره‌ها مي‌توان به نقش آنها در خلق ديدگاههاي جديد نسبت به موضوعاتي که تحت تأثير و سلطه باورهاي سنتي قرار دارند، اشاره كرد. از جمله اين موضوعات نگرش سنتي در خصوص واکنش کارکنان به تغيير سازماني است. بر اين اساس افراد در سازمانها در پي دستيابي به ثبات و آرامش هستند و از اين رو تغيير، از سوي آنها نامطلوب و آزار دهنده تلقي مي شود. شکل گيري نگرش مذکور به تغيير، ريشه در به کارگيري استعاره هايي دارد که تا کنون براي درک و معنا بخشيدن به اين پديده مورد استفاده قرار گرفته اند و ممکن است حتي تغيير را بيش از آنچه در واقعيت رخ مي دهد، آزار دهنده جلوه دهند. از اين رو انتظار مي رود که با انتخاب و معرفي استعاره اي جديد (موسيقي) براي تغيير سازماني، نگرش قالب به آن دستخوش تحولاتي مثبت گردد.
لازم به ذکر است كه معرفي يک استعاره جديد، به معناي جايگزين كردن استعاره اي ديگر جهت تحت شعاع قرار دادن ساير استعاره هاي مطرح شده در اين حوزه نيست، بلکه در پي غني و جامع ساختن ديدگاههاي موجود نسبت به سازمان و پديده تغيير سازماني است.
در علم موسيقي شناسي، به منظور تشريح احساس تجربه شده توسط شنونده، از واژه هاي «ناراحتي» و يا « لذت» استفاده نمي شود، بلکه واژه هاي «هيجان»3 و «رفع هيجان»4 به اين منظور به کار گرفته مي‌شود. در هر قطعه موسيقي، آهنگساز با به کارگيري ابزارهاي گوناگون به طور مستمر هيجاناتي (اعم از منفي و مثبت) را در شنونده ايجاد مي کند که همگي گذرا و موقتي هستند و در طول قطعه برطرف و يا به اصطلاح «حل» مي شوند.
بنابراين چنانچه تغيير سازماني از دريچه استعاره موسيقي مورد بررسي قرار گيرد، مي توان چنين برداشت كرد :
الف)تغيير در کارکنان سازمان احساس هيجاني ايجاد مي کند که لزوماً منفي و نامطلوب نيست بلكه مي تواند تأثيري مثبت و برانگيزاننده نيز داشته باشد.
ب) هيجانات ناشي از تغيير گذرا و موقتي است و عامل تغيير، ابزارهايي براي کنترل و تأثيرگذاري بر آنها در اختيار دارد.

چگونه پس از بر هم خوردن رابطه، التیام یابیم

وارد شدن بـه رابـطه خیـلی آسـان است، امـا بیـرون آمدن از
رابـطه ای کـه دیـگر بـه دردتـان نمی خورد و التیام یافتن از آن
کار خیلی سختی است.

بنظر میرسد بـه هر کجـا کـه نگاه میکنید، روابط  یا ازدواجهای
بسیـار بـادوامــی را می بینید که در حال فروپاشی است. به
همین دلیل در این مقاله تصمیم گرفته ایم برای کمک به این
دسـته افـراد که هنـوز مراحل التیام و بهبودی از برهم خوردن
رابطه شان را طی می کنند، پیشنهاداتی ارائه کنیم.

1) هیچ وقت به رابطه ای که برهم خورده است به چشم یک شکست در زندگی نگاه نکنید. شکست به این معنی نیست که کار برای شما تمام شده، شکست یعنی شما یک فرصت دیگر دارید. شکست به این معنی نیست که خدا شما را فراموش کرده، شکست یعنی خدا فکر بهتری برای شما دارد. همیشه شکست های گذشته یا کنونی است که شما را به سمت موفقیتی که همیشه آرزویش را داشتید، راهنمایی میکند.

2) رویتان را از گذشته برگردانید  و به سمت آینده نگاه کنید...آینده خودتان. گذشته شما برابر با آینده تان نیست. گاهی اوقات بعد از جدایی در یک رابطه ما هنوز در گذشته مان زندگی می کنیم، و افکارمان همه و همه خرج آن فردی می شود که دیگر از او جدا شده ایم. شما زمانی بهبودی پیدا می کنید که شروع به فکر کردن یا نوشتن در مورد چیزی که از زندگی می خواهید کنید.

3) بدانید و درک کنید که هیچ چیز اتفاقی در زندگی آدم روی نمی دهد و همه چیز نظمی الهی دارد. همه افکار، همه لحظات، هر عملی که انجام می گیرد، هر رابطه و هر پیشامدی که در زندگی شما اتفاق می افتد،  برای این اتفاق می افتد که شما را به سمت مرحله بعدی یادگیری و رشد فردیتان راهنمایی و هدایت کند.

4) بدانید که شما هم در بر هم خوردن رابطه سهم داشته اید. وقتی رابطه ای موفق نمی شود، هر دو طرف به یک اندازه باید مسئولیت بر هم خوردن آن را بر گردن گیرند. مهم نیست که اشتباه از طرف که بوده باشد.

5) از تجربیات گذشته درس بگیرید. در همه روابطتان کاملاً هوشیار و آگاه باشید تا دوباره اشتباهات گذشته خود را تکرار نکنید.

6) به خاطر درس هایی که در آن رابطه یاد گرفتید، متشکر باشید. به فرد مقابلتان به عنوان یک معلم احترام بگذارید که به شما کمک کرده این تجربیات را به دست آورید.

عاشقانه ترین عبارات برای ابراز عشق

مردم در همه جای دنیا عاشق می شوند، از عشق دست می کشند یا در عذاب عشقند. عبارات عاشقانه به شما کمک می کند تا عمیق ترین افکار و احساساتتان را در زمانهایی که کلمات به راحتی بر زبانتان جاری نمی شوند، ابراز کنید. در اینگونه مواقع علیرغم تمام تلاشتان برای پیدا کردن کلمات و جملات، هیچ کلمه ای به ذهنتان نمی رسد.

ممکن است ذاتاً یک نویسنده یا شاعر به دنیا نیامده باشید، درست است. اما توانایی انتخاب دارید. پس بهترین و زیباترین عبارت عاشقانه را انتخاب کنید که حرف دلتان را به عزیزتان برساند تا او بفهمد که در عمق ذهن و قلبتان چه می گذرد.

وقتی کلمات به یاریتان نمی آیند، اجازه بدهید عبارات عاشقانه کمک حالتان باشند. اجازه بدهید عبارات عاشقانه به شما کمک کند افکارتان را به زیبایی بر صفحه کاغذ نقاشی کنید.

چه برای کارت تبریک روز ولنتاین باشد، چه برای سالگرد ازدواج، یا نامه ها عاشقانه، اگر نمی دانید چه بگویید و چه بنویسید، اصلاً نگران نباشید.

با عبارات عاشقانه عشقتان را جاری کنید و ببینید که این جملات چطور  کارت، نامه یا پیام شما را جان می بخشد.

10 نمونه از بهترین عبارات عاشقانه

1) "ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم." – سام کین

2) "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت." – جولیا رابرتز

3) "دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم." – ناشناس

4) "زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است." – آنتونیو دو سنت اگزوپری

5) "در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد." –هانس نوون

6) "عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید." –کی نودسن

7) "اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود." – ناشناس

8) "بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید." –هلن کلر

9) "این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند." – فرانکلین پی جونز

10) "اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست." – هرمان هسه

 

**کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند، انسانهاي منطقي هستند.

**کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند، دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند.

**کساني که از خطوط عمودي استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند.

** کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي هستند.

**کساني که با فشارامضاء مي کنند، در کودکي سختي کشيده اند.

**کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند.

**کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را در فاميل برتر مي دانند.

**کساني که در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت هستند.

**کساني که اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط ميزنند احتمالاً شخصيت خود را نشناخته اند.

**کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي کنند، کساني هستند که

مي خواهند به قله برسند.

روانشناسی و سلامت

  نقش روانشناسی در پیشگیری، کنترل و ارتقای سلامت ما، به مثابه یکی از چالش انگیزترین و جالبترین وظایف قرن بیستم نمود پیدا کرده است. تاسیس روانشناسی سلامت به عنوان بخش 38 در انجمن روانشناسی امریکا ( Apa) (American psyholigical Association) در 1978 و دادن کرسی در انجمن روانشناسی انگلیسی (Bps) (British psychological society)، نیاز و ارزش فرایند کاربرد اطلاعات را در نتایج مراقبت های بهداشتی و سلامت در روانشناسی نشان می دهد. (متارازو 1994).(Matarazzo)
در طول 10 سال اخیر، روانشناسی سلامت در شناخت رفتارهای فردی و سبکهای زندگی که سلامت جسمی شخصی، پیشگیری و درمان بیماری را تحت ناثیر قرار می دهد، مشارکت کرده است. هم چنین در شناخت عوامل خطر مربوط به ناخوشی، بهبود بخشیدن به سیستم های مراقبت بهداشتی از طریق شناخت کارهای عملی خوب و شکل دادن دیدگاه عمومی بر اساس سلامت عامه مردم، روانشناسی سلامت سهم قابل ملاحظه ای داشته است.
روانشناسی سلامت هم چنین در کنترل و مقابله با استرس، تشکیل درد، کاهش و ترک سیار و تعدیل سایر رفتارهای پرخطر درگیر بوده است. در سطح ارتقای سلامت و بهداشت، روانشناسان در تشویق به تمرین منظم ورزش و داشتن رفتارها و تفکر مثبت فعالیت داشته اند.
روانشناسی به نام دیوید مایرز (David Myers) که کتابی با نام << به دنبال سرخوشی : چه اشخاصی سرخوش هستند و چرا >>  (?theparsuit of Happiness : Who is happy and why) تالیف کرده است، سلامت روانی فرد را در میزان داشتن سرخوشی فرد می داند و سرخوشی (خوشحالی) را چنین تعریف می کند:
<<نوعی احساس امنیت ، احساس اینک زندگی به طور کلی به خوبی می گذرد>>
این حالت خوشی و نشاط، آنی و زودگذر نیست. طبق یافته های یک بررسی ده ساله که انستیتو ملی پیری به انجام رسانده است، افراد برخوردار از روحیه خوش تا ده سال پس از آغاز بررسی نیز همین روحیه را حفظ کرده بودند. این افراد در صورت برخورد با موانع و شکست. قادر بودند دوباره نیروهای خود را جمع کنند و خوشبختی را دیگر بار در زندگی خود بازیابند.
چه چیزهایی باعث خوشحالی مردم می شود به گفته مایرز خوشحالی به سن یا میزان درآمد، مرد یا زن بودن بستگی ندارد، ولی با بعضی خصوصیات شخصیت فرد ، وجود تناسب بسن شغل و مهارت های او، داشتن روابط نزدیک با دیگران و برخورداری از اعتقادات مذهبی و عمل کردن به آنها مربوط است. طبق این نظر ، بهترین عوامل پیش بینی کننده خوشی، ثروت و زیبایی یا شهرت نیست، اما افرادی که بیشتر احتمال دارد خود را آدم های سرخوشی تعریف کنند، دارای صفات یا ویژگی های مشخص هستند که در ادامه آمده است.

ده راه ابراز علاقه

10 راز ابراز علاقه

1- به جای انکه از روی در ماندگی رمانتیک باشید با چشمان باز و امیدوارانه رمانتیک باشید.

2- به خاطر داشته باشید خوشحالی و خوشبختی چیزی نیست که مالکش باشید.خوشبختی یک مهارت است .

 خوشبختی را نمی توانید به چنگ آورید. خوشبختی را هنگامی تجربه خواهید کرد که بیاموزید در هر لحظه چگونه

 زندگی کنید.

3- چنانچه خواهان آن هستید که عاشق باشید. می بایست نخست عشق را در درون خود جسته و یافته باشید.

 فقط در این هنگام است که عشق را در دیگری نیز خواهید یافت.

4-  به ازدواج خود مانند راهی محتول کننده و سفری که در بردارنده رشد و تغییر شخصی است بنگرید . گام

 برداشتن در این مسیر برای شما و همسرتان نیرو استحکام , پایمردی و بردباری به همراه خواهد آورد تا بتوانید

 سفر عشق را دو شادو ش یکدیگر بپیمایید.

5- به همسرتان توجه و علاقه نشان دهید و هرگز از یاد مبرید که چرا عاشق او شدید.

6- به همسرتان کمک کنید شما را بیشتر و بهتر دوست داشته باشد. با در میان گذاشتن خواسته های پنهان و

 نیز درونی ترین و عمیقترین نیازهایتان با او کمکش کنید تا شما را خوشحال کند.

7- به بیان این نکته که عاشق همسرتانید اکتفا نکنید. به او بگویید چرا دوستش دارید و به او عشق می ورزید.

8- اعجاز و وفوری را که همسرتان با عشق خود به زندگیتان آورده شکر گزار باشید.همانا او کلید ورود شما به

 بهشت روی زمین است.

9- به خاطر داشته باشید ازدواج به شما کمک می کند تا هر آنچه را در شما دوست داشتنی نیست بهبود

 بخشید.

10- پایبندی خود را ازدواجتان هر روز تمدید وتجدید کنید . آن را قوی تر و عمیقتر از روز قبل سازید. این امر رابطه

 شما را از یک دوستی و یا موانست به یگانگی و الحاقی حقیقی و کم نظیر بدل می سازد که یک یک اعمال و

 حرکات شما را از معنا و مفهوم آکنده می سازد.

 همواره مراقب چهار نشانه هشدار دهنده در مورد ازدواج باشید:

مقاومت, مخالفت, جبهه گرفتن

بی میلی, دلخوری , انزجار

طرد کردن , رد کردن , نپذیرفتن

واپس زدن , سرکوب کردن و سرخوردگی

‎ ‎جملات بزرگان

در دنیا هیچ چیز کاملا خطایی وجود ندارد

                   حتی یک ساعت از کار افتاده هم می تواند

                                      دو بار در روز وقت را دقیق نشان بدهد .

                                                                   پائولو کوئیلو                

     بسیاری از مردم تمام عمر خود را

                          در جزیره ای خیالی به نام

                                          یک روز دست به کار خواهم شد

                                                                         می گذرانند .        

                                                                       دنیس ویتلی                    

عوامل تاثیر گذار بر افت تحصیلی

افت تحصيلي، کاهش نسبي فعاليت درسي و مطالعه يک دانش آموز در يک دوره‌ي نسبي در مقايسه با دوره نسبي قبل از آن است. عوامل موثر بر افت تحصيلي به چند گروه تقسيم شده كه عبارتند از: عوامل مربوط به خود دانش آموز، عوامل مربوط به خانواده، عوامل مربوط به مدرسه و عوامل مربوط به اجتماع

بررسی ارتقای کیفیت آموزشی و جلوگیری از افت تحصیلی دانش آموزان

روزی از سرخپوستی که به عنوان کارگر روی اسکلت آسمان خراش در ارتفاع چند صد متری زمین کار می کرد پرسیدند ‚ چه چیز باعث شده که تو از آن ارتفاع چند صد متری نترسی؟و او گفت من اگر از ارتفاع ده متری سقوط کنم همان بلایی سرم میآید که از ارتفاع چهار صد متری. پس چرا باید ترسم بیشتر از کارگری باشد که روی اسکلت یک آپارتمان معمولی کار می کند.

 خوب به این نکته ظریف فکر کنید اگر در هر کاری در زندگی بدترین وضعیت ممکن را تجسم کنید و یکبار با تجسم ذهنی  خود را در آن وضعیت قرار دهید  خواهید دید که وقتی آب از سر بگذرد دیگر یک متر یا صد متر با هم فرقی نمی کند . پس اگر بتوانید در عمق پنج متری شنا کنید در اقیانوس ها ی با عمق بیشتر از پانصد متر هم می توانید غوطه ور شوید.

 براستی معنای شکست چیست؟آیا معنایش این است که چیزی به دلخواه شما یا آن گونه که انتظارش را داشتید پیش نیاید؟ قانون تجربه همواره کامل و بی نقص است. ما اندیشه ها و اعتقاد های درونی خود را به شیوه ای عالی باز می تابانیم. یا یکی از گامها را بر نداشته اید یا اعتقاد باطنی شما این بوده است که لیاقتش را ندارید‚ و یا احساس بی ارزشی کرده اید.

این گفته قدیمی که اگر بار نخست موفق نشدی باز هم بکوش.براستی حقیقت دارد .معنایش این نیست که خود را بکوب و دیگر بار همان شیوه سابق را تکرار کن. معنایش این است که اشتباه خود را دریاب و از راهی دیگر وارد شو تا بیاموزی چگونه درست آن را انجام بدهی.

این حق طبیعی ماست که در تمام مدت عمر خود‚ از موفقیتی به موفقیت دیگر رهسپار باشیم. اگر وضع مااینگونه نیست ‚ یا با تواناییهای ذاتی خود همنوا نیستیم ‚ یا معتقدیم که موفقیت از آن ما نیست ‚ یا موفقیت خود را در نمی یابیم.

اگر نسبت به جایگاه این لحظه خود ‚ معیارهای چنان دور از دسترس برگزینیم _که هم اکنون نتوانیم به آن دست یابیم_ همواره شکست خواهیم خورد.

هنگامی که کودک سرگرم آموختن راه رفتن یا حرف زدن است ‚ تشویقش می کنیم  و برای هر پیشرفت کوچک تحسینش می کنیم . کودک به وجد در می آید و می کوشد که بهتر آن را انجام دهد . آیا به هنگام آموزش چیزی تازه ‚ خود را به همین شیوه تشویق می کنید؟ یا اینکه با گفتن کلماتی نظیر احمق یا دست و پا چلفتی یا شکست خورده فراگیری خود را دشوار تر می نمایید؟

بسیاری از ستارگان و هنر پیشه ها تصور می کنند که از همان نخستین نمایش نحوه اجرایشان باید عالی و بی نقص باشد . اما آنها باید بدانند که هدف نمایش ‚ تمرین و آموختن است . بر روی صحنه می اییم تا اشتباه کنیم و راههای تازه را بیاموزیم و بیاموزیم . تنها با تمرین مکرر چیزی تازه را می آموزیم و آن را جزیی از طبیعت خود می سازیم هر گاه در هر زمینه ای به یک کار تمام شده حرفه ای می نگرید به حاصل ساعتهای بی شمار تمرین چشم می دوزید.اصلا مهم نیست که برای چه مدت زمانی خود را شکست خورده پنداشته اید . می توانید هم اکنون الگوی موفقیت را بیافرینید .اهمیت ندارد که در چه زمینه ای می خواهید کار کنید. اصول یکسانند . لازم است که دانه موفقیت را بکاریم . این دانه ها خرمنی عظیم به بار خواهند آورد.

 

سخنان حكيمانه4

هر چه بیشتر عمر میکنم بیشتراطمینان پیدا میکنم که تفاوت عمده انسانها، تفاوت بین ضعیف و قوی، بین انسان بزرگ و کوچک میزان توانایی یا اراده استوار و خلل ناپذیر آنهاست. به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی را برای خود مشخص می کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد: یا مرگ یا پیروزی.
( سِر توماس فاول باکستون )
 
هر عادتی در ابتدا مانند یک نخ نازک است. اما هر بار که یک عمل را تکرار می کنیم ما این نخ را ضخیم تر می کنیم و با تکرار عمل نهایتاً این نخ تبدیل به طناب ضخیم و بلندی میشود که برای همیشه به دور فکر و عمل ما می پیچد.
 
( اُریسون سووت ماردن )
 
هیچ چیز به اندازه تمرکز انرژی روی تعداد محدودی از هدف ها به زندگی تان توان و نیروی بیشتر نمی دهد.
( نیدو کیوبین )
 
منتظر نمانید. زمانی مناسب ترازاکنون وجود ندارد. ازهمین نقطه ای که ایستاده اید با همین ابزار و امکاناتی که در اختیار دارید کار را ادامه دهید. همین طور که پیش می روید ابزارها و امکانات بهتر و مناسب تر را پیدا می کنید .
 
( ناپلئون هیل )
 
 
راز قدرت واقعی در این است: با تمرین کردن مداوم یاد بگیرید که چطور توانایی های خود را هدر ندهید و در هر لحظه آنها را بر یک نقطه متمرکز کنید
 
( جیمز آلن )
 
 
(( دنیا به امید برپاست و انسان به امید زنده است ))
 
( دهخدا )
 
 
(( بگذارهر روز رویایی باشد باور نکردنی،  بگذار هر روز عشقی باشد دچار شدنی،   بگذار هر روز بهانه ای باشد حیات بخشیدنی ))
   
( نحلودیا آدرین گراندی )
 
افرادی هم که توانایی متوسطی دارند می توانند کارهای بزرگ انجام دهند. اگر هر بار تمام نیروی خود را به طور خستگی ناپذیر روی یک چیز متمرکز کنند.
( ساموئل اسمایلز)
 
نخستین شرط لازم برای موفقیت این است که نیروهای جسمی و ذهنی خود را به طور پیوسته و خستگی ناپذیر روی یک مسئله متمرکز کنید.
( توماس ادیسون )
 
تمام سرمایه خود را یک جا جمع کنید. همه استعدادهای خود را گرد آورید، تمام نیروهای خود را آرایش دهید و همه توانایی های خود را برای تسلط روی حد اقل یک زمینه کاری متمرکز کنید .
 
( جان هاگای )
 
 
بالاترین لذتها در شور و شوقی است که انسان را به ماجراجویی ها و پیروزی های بزرگ و فعالیت های خلاقه وادار می کند.
 
( آنتوان دوسنت اگزوپری )
 
 
مدام برای انجام وظایف و کارهای اصلی خود وقت ایجاد کنید. هر روز برای انجام کارهای فردا برنامه ریزی کنید. چند کار کوچک را که باید حتماً انجام شود همان اول صبج انجام دهید. سپس بلافاصله به سراغ وظایف اصلی و مهم بروید و کارها را تا به اتمام رساندن ادامه دهید.
( بُردروم زیپورتس )
 
 
نخستین قانون موفقیت تمرکزاست. یعنی همه نیروهای خود را روی یک نقطه متمرکز کنید، مستقیماً به سراق همان نقطه بروید و به چپ و راست منحرف نشوید.
 
( ویلیام ماتیوس)
 
 
تمرکز در معنای اصلی توانایی دقت و توجه ذهن روی یک موضوع واحد است.
 
( کُمار)
 
 
میزان کارایی شما هر چه باشد، توانایی های شما بیشتر از آن است که تا کنون به فعل در آمده است.
( جیمزتی. مک کِی)
 
تنها ابزار موفقیت که قطعاً به آن نیاز دارید ، صرف نظر از اینکه کارتان چیست این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می رود کارایی داشته باشید و خدمات عرضه کنید.
 
(آگ ماندینو)
 
 
کار خودتان را انجام دهید، اما نه فقط در حد وظیفه بلکه اندکی بیشتر واز روی سخاوت. همین مقداراندک به اندازه تمام کار ارزش دارد.
 
( دین بریگز)
 
 
تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند.
 
( الکساندر گراهام بل)
 
 
خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز، خود چگونه مردن را خواهم آموخت
 
( دکترعلی شریعتی)
 
 
برای موفقیت یک ویژگی هست که افراد باید آن را داشته باشند و آن مشخص بودن هدف است. به بیان دیگر، فرد باید بداند که چه می خواهد و شدیداً خواستار بدست آوردن ان باشد.
 
( ناپلئون هیل)
 
 
برنامه ریزی، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید.
 
( آلن لاکین )
 
 
ما همیشه وقت کافی داریم به شرط آنکه هم بخواهیم و هم درست از آن استفاده کنیم.
 
(گوته)
 
 
میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال واحد بریزد.
(ادیسون سووت ماردن)
 

چرا دانش آموزان در ساعت اول صبح چرت میزنند ؟

 

دانشمندان معتقدند به طور متوسط نوجوانان همچون کودکان به 9ساعت و15دقیقه خواب شبانه نیازمندند در حالی که متوسط  خواب انان تنها 7ساعت در شب است .

 پژوهشهای صورت گرفته در سنجش میزان ملاتون(هورمونی که  مربوط  به خواب می شود )  حاکی از ان است که کلا" نوچوانان  دیرتر می خوابند ودیرتر هم برمی خیزند واز همین رو بیشتر معلمان ساعت 

اول کلاس را .. ساعت جرت ..   می نامند " مریکارسکادون" استاد روانکاو ورفتار شناس  دانشگاه پزشکی براون می گوید :

 

(بجه ها موقعی عازم مدرسه میشوند که مغزشان همچنان درحال استراحت شبانه است )                                                  

 

تحقیقات انجام شده به وسیله  کارسکادون  و  امی ولد سون   استادان روانشنا سی دانشکده  هولی کراس پیرامون الگوها ی خواب نوجوانان نشانگر ارتباط مستقیم میان ساعت خواب ونمره های آنان بود.

 بر پایه  این تحقیق شاگردانی که نمره های پایین تری دارند و یا مردود می گردند در قیاس با دیگر هم کلاسی های خود که نمرات بهتری می گیرند خواب کمتری دارند .

طبق پژوهش یاد شده که روی 3000 دانش آ موز دبیرستانی صورت گرفت .چرت زدن و کمبود خواب با کاهش نمرات رابطه مستقیم ومعنی داری دارد .

 

نتیجه های حاصل از تحقیق در باره میزان متوسط خواب شاگردان  در شب ونمره های ایشان به شرح زیر بوده است :

 

 

7ساعت و21 دقیقه  خواب ...نمره ها بیشترآ  و ب    

 

 7ساعت و4 دقیقه خواب   ....نمره های اغلب سی 

 

 ۶ساعت و48 دقیقه خواب ....نمره های بیشتر دی و کمتر

 

 پژوهندگانی که در باره خواب تحقیق می کنند اعتقاد دارند که حتی 15 دقیقه  درنگ درآ غاز ساعات درسی مدارس اقدام  به موردی است .

 

همچنین باید عادات صحیح خوابیدن را به دانش آموزان آموخت .

کارسکادون در این باره میگوید :

 چنانچه بچه ها و پدر ومادرشان بکوشند 20تا  30   دقیقه بیشتر درشب بخوابند به پیشرفت مهمی نایل خواهیم  آمد...!

15 روش براي تاثير گذاري و متقاعد كردن ديگران

فـکــرش را بکنید که نیرویی داشتید که می توانستید هر کسی را که میـخواستید متقاعد به انجام کارهای دلـخواهتان می کردید. غیرممکن به نظر می آید؟ باید بگویم آنقدرها هم که فکـر مـی کنـیـد سخت نیسـت. افـراد زیـــادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیرو امـوراتـشان را مــی گذرانند. مـتـدهـایـشـان بــسیــار سرراست است.

وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستور بدهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روانشناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید. در این مقاله می خواهیم راه هایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید.

زمینه سازی کنید و برنامه بچینید

قبل از تعیین مورد، خیلی مهم است که طبیعت و ذات فرد مقابلتان را بفهمید. این کار دو مزیت دارد:

1- می توانید با آنها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید.

2- بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آنها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از مالِ آنهاست.

بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید.

راه های متقاعد کردن دیگران

۱- اعتماد آنها را جلب کنید

مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها میشود. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی صحبت های خود داشته باشید.
2- نقطه ی مشترک پیدا کنید

افراد زیادی در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبین خود نشان دهید که افکار و ایده های شما با مال آنها سازگار است. باید خودتان را جای آنها بگذارید، نگرانی های آنها را بفهمید و نسبت به احساساتشان همدردی نشان دهید.

3- خوب ساختار بندی کنید

هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله باید ساختاری روشن داشته باشد. منظور از ساختار مناسب، تکرارها و جا گذاری ها است. وقتی دلایل اینکه چرا مردم باید به شما گوش بدهند را لیست کنید، مهمترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگانتان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.

4- هر دو جنبه را به آنها نشان دهید

هر دو جنبه ی مثبت و منفی نظراتتان معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. حقه ای که اینجا باید بزنید این است که روی جنبه های مثبت را بیشتر تاکید کنید. توضیح دهید که چطور جنبه های بد نظراتتان آنقدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آنها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچوقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبین این مسئله را متوجه شوند که آنها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد. و هیچوقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.

5- منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید

وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده به آنها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آنها دارید. چون آنچه از این نظر گیرِ آنها می آید آن چیزی است که همه به آن فکر می کنند. برای انجام این مسئله ابتدا باید نیازهای مخاطبینتان را دریابید. توجه آنها را با گفتن نیازهایشان جلب کرده و به آنها بگویید که چور می توانید آنها را راضی کنید.

6- به نفس آنها بپردازید

به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران--اگر درست انجام شده باشد. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبینتان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهایشان باشد و چه مشغولیاتشان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آنها را شناخته اید. با این کار آنها میل بیشتری به شنیدن حرفهایتان خواهند داشت.

7- از مراجع استفاده کنید

همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصین و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.

8- رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید

اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفتان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظراتتان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.

9- زمان بندی خوبی داشته باشید

برای خوب زمانبندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچوقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغشان نروید. وقتی سراغ آنها بروید که راحت بتوانند به حرفهایتان گوش دهند.

10- منحصر به فرد باشید

این یک قانون است، هر چیزی که تک تر و منحصر به فرد تر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تک نشان دهید. با این کار شنونده هایتان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن اینکه اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مسئله دارید انجام دهید.

11- بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید

ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مسئله ی مهمی است. شما خود باید به عقاید و نظراتتان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آنها کنید.

12- جالب و دل چسب باشید

وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده هایتان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظراتتان به هیجان آمده اید.

13- معقول باشید

مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطقشان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانیتان باید قالبی معقول داشته باشد.

14- سیاست به خرج دهید

.با شنوندگانتان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت کنید و سر آنها داد نکشید و صدایتان را هرگز بالا نبرید. مهمتر اینکه، کاری نکنید که احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آنها گفتگو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبینتان نباید فراموش شود.

15- فروتن باشید

کسی افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرفهایتان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آنها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.


.پس انداز کنید...
یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: "تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هرچه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید." بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب تصمیم گیریهای افراد تاثیر گذاشته و آنها را متقاعد کنید.

 

كمك به كودك خود در آموختن رياضيات

بسياري از اوليا براي كمك به كودك خود در آموختن رياضيات ، سعي ميكنند به روشهاي  گوناگون متوصل شوند تا مفاهيم پيچيده ي  رياضي را به او بياموزند . براي اينكه كودك بهترين كمك را دريافت كند ، بايد هدف را ايجاد اشتياق هرچه بيشتر در نظر گرفت و سعي كرد تا آنجا كه ممكن است فشار را   كاهش  داد . انگيزه ي يادگيري را با نشان دادن كاربرد گسترده رياضي در زندگي روزمره و اينكه خود اوليا احساس منفي خود را از رياضي به كودك القا نكنند ،  مي توان  قوي تر ساخت .

 

·                     سعي كنيد احساس شخصي شما نسبت به رياضي ، شناخت كودك را از دنياي اعداد و محاسبات تحت تاثير قرار ندهد. زمان روش هاي آزار دهنده اي براي آموزش  مفاهيم رياضي  سپري شده و نگاه جديد سعي در هر چه بيشتر كاربردي تر ساختن اين آموزش دارد تا آموخته هاي كودكان با جهان واقعيت سازگارتر باشد .

 

 

·                     با كاربرد روزمره رياضي در زندگي ، كودك به اهميت  اين مهارت پي خواهد برد. مثلا به هنگام پرداخت صورت حساب خريد يا اندازه گيري متراژ منزل يا محاسبه وزن مواد غذايي در آشپزي ، مي توان كودك را به كمك طلبيد . با توضيح شغل هاي

مختلف مثل مهندسان ، دارو سازان  و  ستاره شناسان ، ديد گاه او به كاربرد رياضي گسترده تر خواهد شد .

 

·                     با صداي بلند حساب كردن در منزل يا فروشگاه ، كه  روند محاسبه را به كودك نشان مي دهد  نيز روش موثري است . مثلا ، وقتي كودك از شما تقاضاي شيريني مي كند با گفتن اينكه " خوب ، اگر از اين پنج شيريني  يكي را  تو بخوري و يكي هم  خواهرت بخورد براي من و پدرت چند تا باقي مي ماند؟ " از او بخواهيد كه او هم با صداي بلند حسابش را به شما بگويد . مهمتر از جواب درست يا نادرست او ، روالي است  كه او براي رسيدن به جواب استفاده مي كند .

 

 

·                     بسته به علاقه كودك و البته نظر معلم او ، گاهي و نه هميشه ، ماشين حساب و نرم افزار هاي رايانه اي براي ايجاد هيجان نسبت به مفاهيم رياضي و محاسبات مفيد خواهد بود .

 

 

·                     يك ساعت عقربه اي براي كودك تهيه كنيد . گاهي از او سئوالاتي در مورد زمان  بپرسيد . مثلا : "  اگر برادرت ساعت 4 بيايد ، چند دقيقه ي ديگر بايد منتظر باشيم ؟"

 

 

·                     از كودك بخواهيد وزن اشيا ، لوازم منزل ، كتاب و ... را حدس بزند . خود شما هم حدس بزنيد و بعد با ترازو تعيين كنيد كه كدام يك  نزديكتر حدس زده است .    يك  روش ديگر جمع زدن اندازه ي  قد يا وزن اعضاي خانواده است تا معلوم شود در مجموع قد يا وزن خانواده  شما چقدر است .اين روش براي تمرين جمع اعداد سه  يا دو  رقمي مناسب است . 

 

 

·                     بازي هاي خريد و فروش با مقدار هاي مختلف پول كودك را با مفهو م پول و محاسبه آن آشنا مي كند . بازي هايي مثل مونو پولي ،هنوز براي بسياري از اوليا و كودكان جالب است . يك بازي ديگر هم  پيشنهاد مي شود:  با كمك يك  تاس اعداد ، اعضاي خانواده  عددي را بين يك وشش بدست مي آورند و برابر آن سكه معيني -مثلا يك توماني - دريافت مي كنند  ، وقتي مجموع سكه ها به رقمي قابل تعويض رسيد ، آنرا با اسكناس يا  سكه ي پر ارزش تر ، معاوضه مي كنند . وقتي بودجه فرضي تمام شد ، كسي كه بيشترين ميزان پول را بدست آورده است ، برنده مي شود .  در مثالي ديگر، مي توان كودك را با بودجه اي معين براي خريد لوازم يك وعده غذا به حساب دعوت كرد و ديد كه چطور بودجه بندي را مي آموزد و آيا حدس هاي او قابل انجام است؟ و اگر چنين بود بر همان اساس خريد انجام بشود .

 

 

·                     يك روش براي آشنايي وي با مفهوم حجم ، وزن و نسبت اين است كه با كمك ظروف اندازه گيري از او بخواهيد مقادير برنج ، حبوبات يا مايعات را براي تهيه ي غذا پيمانه كند .

 

گاهي اوليا نگران توان يادگيري فرزندشان هستند . در اين شرايط ، معلمان بهترين داوري را عرضه مي كنند زيرا امكان مقايسه كودك را در كنار  همكلاسان ديگر و شرايط مختلف مدرسه دارند .  علائمي مانند مشكل در ياد آوري ارقام ، اشتباه نوشتن اعداد مثلا 7 با 8 يا 3 با 2 ، كلافه شدن و بيقراري هنگام كار با ارقام ، ناتواني در دنبال كردن دستور العمل هاي ساده رياضي ، ناتواني در درك مفاهيم ذهني مثل بزرگتر و كوچكتر يا قبل و بعد يا كم سن تر و مسن تر و  اضطراب بالا در مورد تكاليف رياضي كه اگر همه يا اغلب شان در يك كودك ديده شود بايد با معلم كودك صحبت نمود . چون قبل از آنكه تشخيص اختلال يادگيري مطرح شود  بايد اين احتمال كه شايد كودك تحت فشار زياد تر از حد توان است يا نيازمند  تمرين هايي مانند آنچه در بالا ذكر شد است   ، رد شود . سرانجام ممكن است اوليا و معلم ، به اين نتيجه برسند كه كمك روانپزشكي براي كودك لازم است .

روشهای مطالعه

1-خواندن بدون نوشتن:

  مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2- خط كشيدن زير نكات مهم :

اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

3- حاشيه نويسي :

اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

4- خلاصه نويسي :

 در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

5- كليد برداري :

كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحت ترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز:

 اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

 

چطوربر اضطراب امتحان علبه كنيم؟

 
همه ما پيش از امتحان يا وقايع مهم ديگر، درجاتي از نگراني يا تنش را تجربه مي‌كنيم.
در واقع كمي ترس و نگراني‌، ما را برمي‌انگيزد و به كمك ‌مان مي‌‌آيد. ولي نگراني بيش از حد مي‌تواند مشكل ايجاد كند مخصوصا اگر در جريان آماده‌سازي و انجام امتحان‌ها مزاحمت ايجاد كند.

مقابله با اضطراب
اولين گام اين است كه بين 2 نوع اضطراب تمايز قائل شويم. اگر اضطراب شما نتيجه مستقيم عدم آماده‌سازي باشد آن را واكنش طبيعي و منطقي در نظر بگيريد ولي اگر كاملا آماده‌ايد ولي با اين حال هنوز وحشت زده و يا حساس هستيد واكنش شما منطقي نيست. با اين كه هر دوي اين اضطراب‌ها طبيعي تلقي مي‌شوند( چون هر كسي ممكن است آنها را تجربه كند) ولي محققا آنچه اهميت دارد به دست آوردن دانش و اطلاعات در زمينه چيره شدن بر آثار اين گونه اضطراب‌ها است.

تغيير دادن نگرش‌هاي خود
با تغيير دادن ديدگاه خود درباره تجربه امتحان، مي‌توانيد از مطالعه كردن لذت ببريد. اين كار عملكرد شما را بهبود مي‌بخشد. زياده از حد به نمره اهميت ندهيد. نمره نه بازتابي از ارزش فردي شماست و نه مي‌تواند موفقيت آينده شما را پيش‌بيني كند. نكات زير را در نظر بگيريد:
- به خودتان بگوييد كه يك امتحان تنها يك امتحان است. چيزهاي ديگر هم در زندگي هست.
- بعد از امتحان به خودتان پاداش بدهيد، به طور مثال فيلمي تماشا كنيد، براي غذا خوردن بيرون برويد، ديداري با دوستان داشته باشيد و... .
- از تجسم احساس‌هاي منفي پرهيز كنيد.
- شيوه‌هايي طرح ريزي كنيد كه كار شما را در نيم‌سال تحصيلي بعدي بهبود بخشد. به خاطر داشته باشيد كه منطقي‌ترين انتظارات اين است كه سعي كنيد هرچه را مي‌دانيد تا آنجا كه مي‌توانيد، نشان دهيد.

روز امتحان
براي اينكه بتوانيد روز امتحان بهترين كارآيي را داشته باشيد بايد:
- شب امتحان به موقع بخوابيد و به اندازه كافي استراحت داشته باشيد. خستگي ناشي از بي‌خوابي موجب مي‌شود در به‌ياد آوردن مطالبي كه ياد گرفته‌ايد با مشكل مواجه شويد.
- صبحانه سبك و مناسب بخوريد و اگر به آساني مضطرب مي‌شويد از نوشيدن قهوه يا چاي غليظ پرهيز كنيد. حتي كساني كه قهوه را خوب تحمل مي‌كنند اگر روز امتحان در مصرف آن زياده‌روي كنند ممكن است احساس سبكي سر، دلهره و دلشوره كنند.
- كاري كنيد كه ساعتي قبل از امتحان احساس آرامش كنيد. مرور توام با عجله مطالب درسي در آخرين دقايق شروع امتحان، تسلط شما بر كل مفاهيم درسي را زايل مي‌كند و به آن آسيب مي‌زند.
- تمرينات تن آرامي و تنفسي مي‌تواند براي اين امر مفيد باشد. براي آموزش آن از مشاوران كمك بگيريد.
- سعي كنيد زود در محل امتحان حاضر شويد اين عمل به آرامش شما كمك مي‌كند. حتي الامكان محلي را انتخاب كنيد كه از درها، پنجره‌ها و ديگر عوامل پرت كننده حواس دور باشد.
- از همكلاسي‌هايي كه اضطراب ايجاد مي‌كنند و سكون و ثبات شما را برهم مي‌زنند، پرهيز كنيد.
- اگر انتظار شروع امتحان موجب اضطراب شما مي‌شود با خواندن مجله يا روزنامه‌اي توجه خود را از امتحان منحرف كنيد.

پس از دريافت برگه امتحان
پيش از پاسخ دادن به سؤالات امتحاني، لحظه‌اي صبر كنيد و نكات زير را رعايت كنيد:
- ابتدا كل سؤالات امتحاني را مرور كنيد؛ سپس دوباره هر سؤال را بخوانيد. سعي كنيد به امتحان به عنوان فرصتي نگاه كنيد كه به شما اين فرصت را مي‌دهد تا به استاد نشان دهيد چه مي‌دانيد. آنگاه زمان را به نحو مناسب سازماندهي كنيد. آسانترين سؤالات را ابتدا پاسخ دهيد.
- براي سؤالات تشريحي‌، طرح كلي داشته باشيد، سپس پاسخ خود را با جمله كوتاهي آغاز كنيد. اين عمل باعث مي‌شود از در هم و برهمي و تكرار مطالب كه تصحيح كننده را عصبي مي‌كند جلوگيري شود.
- براي سؤالات كوتاه فقط به آنچه خواسته شده پاسخ دهيد و تنها به نكته اصلي اشاره كنيد. اگر بخشي از پاسخ يادتان نمي‌آيد آنچه را مي‌دانيد بنويسيد. اگر اصطلاح دقيقي از خاطر شما رفته آنچه را مي‌دانيد با عبارات خود بنويسيد.
- براي سؤالات چند گزينه‌اي ، ابتدا تمام گزينه‌ها را بخوانيد سپس گزينه‌هاي آشكار غلط را كنار بگذاريد. اگر در مورد گزينه‌هاي باقيمانده هنوز مردد هستيد به اولين برداشت خود تكيه كنيد آنگاه سريع علامت بزنيد. مراقب واژه‌هاي گمراه كننده‌اي چون?تنها?، ?هميشه? يا?اكثرا? در سؤالات باشيد.
- با شتاب امتحان ندهيد. ساعت مچي به همراه داشته باشيد و سرعت پاسخگويي خود را براي هر سؤال هر از چند گاهي وارسي كنيد. اگر به نظر مي‌آيد نمي‌توانيد كل سؤالات امتحان را پاسخ دهيد بر آن بخش‌هايي متمركز شويد كه پاسخ آن را به خوبي مي‌دانيد. اگر وقت اضافي داريد و تنها اگر مضطرب و مشوش نيستيد پاسخ‌هاي خود را مجددا وارسي كنيد.

اگر اضطراب ادامه يابد
گاهي اوقات اضطراب ممكن است ادامه يابد و مانع شود از تمام توان خود براي گرفتن نتيجه خوب استفاده كنيد. وقتي اين مسئله رخ داد سعي كنيد توجه خود را با شيوه‌هاي زير از اضطراب‌ منحرف كنيد:
- از ممتحن سؤالي بپرسيد.
- اگر اجازه داريد، چيزي بنوشيد يا به دستشويي برويد.
- چيزي بخوريد.
- نوك مداد را بشكنيد و سپس آن را تيز كنيد.
- لحظه‌اي به پاداش پس از امتحان كه براي خود در نظر گرفته‌ايد فكر كنيد.

درس هایی برای زندگی

۰1 اعتماد سازی سالها بطول می انجامد، اما ممكن است در عرض چند ثانیه از میان برود.

 

۰2 در این دنیا اهمیت ندارد كه چه چیزهایی دارید، بلكه این مهم است كه چه كسی را در زندگی خود دارید.

 

۰3 هنگامی كه خود را با دیگران مقایسه میكنید در واقع ارزش وجودی خود را زیر سوال میبرید. ما همگی افرادی بی همتا و منحصر بفرد میباشیم.

 

4 ۰شما میتوانید كاری را در یك لحظه انجام دهید كه تا پایان عمر موجب پشیمانی و اندوه شما گردد.

 

5 ۰برای رسیدن به شخص آرمانی و ایده آل خودتان به روندی مادام العمر نیاز است.

 

6 ۰با بهره گیری از فرصتهاست كه ما شجاعت را می آموزیم.

 

۰7 یا باید رفتار و نگرش خود را كنترل كنید و یا آنكه تحت فرمان رفتار خود در خواهید آمد.

 

8 ۰ما نسبت به كرده خود مسئول میباشیم، صرفنظر از اینكه چگونه آن را توجیه كنیم.

  

۰10 قهرمانان افرادی هستند كه عملی را كه میبایست انجام پذیرد را انجام می دهند، صرفنظر از پیامدهای آن.

 

۰11 پول ابزاری نامناسب برای امتیاز دهی میباشد.

 

12 ۰میزان كمال و پختگی به نوع تجارب و میزان درس گیری شما از آن تجارب بستگی دارد و نه به میزان سن شما.

 

۰13 این با خارج گشتن از محدوده آسایش است كه ما رشد میكنیم.

 

۰14 هر مقدار هم كه دوست شما خوب باشد، بر خی اوقات احساسات شما را جریحه دار خواهد كرد، و شما باید وی را مورد بخشش قرار دهید.

 

۰15 این تنها كافی نیست كه دیگران را مورد بخشش قرار دهید، برخی اوقات شما خودتان را هم باید ببخشید.

 

۰16 هر اندازه هم كه قلب شما شكسته شده باشد، جهان برای اندوه شما از حركت نخواهد ایستاد.

 

۰17 پیشینه و شرایط شما قطعا در آنچه كه هستید تاثیر گذار بوده اند، اما شما در شكل گیری شخصیت آینده خود مسئول میباشید.

 

۰18 دو فرد ممكن است به یك چیز واحد و كاملا یكسان نگاه كنند و چیزهایی كاملا متفاوت ببینند.

 

19 ۰كیفیت ارتباط برقرار كردن شما تعیین كننده كیفیت زندگی شما خواهد بود.

 

۰20 شما قادر هستید به هر چه كه میخواهید برسید، بشرط آنكه ایمان داشته باشید كه استحقاق آن را دارید و وقت، انرژی و ذهن خود را وقف آن كنید.

 

21 ۰شما می باید اهداف خود را بر اساس خواسته های خود تعیین كنید، و نه خواسته های دیگران.

 

۰22 زندگی در گذشته و آینده از زندگی امروز شما می كاهد.

 

۰23 اگر تناسب اندام خود را حفظ نكنید در دراز مدت تاوان آن را خواهید پرداخت.

 

24 ۰در هر كجا از عرصه زندگی كه شما برای آن انرژی صرف نمیكنید، زیان خواهد دید.

 

۰25 شما قادر نمیباشید دیگران را وادار كنید تا شما را دوست داشته باشند، تنها كاری كه میتوانید انجام دهید آنست كه فردی دوست داشتنی گردید.

 

۰26 اگر شما از انتظارات و نیازهای خود به دیگران چیزی نگویید، تنها چیزهایی را كه آنها حدس میزنند شما به آن نیاز دارید را در اختیارتان قرار خواهند داد. و این ممكن است با خواسته های شما بسیار متفاوت باشد.

40راه بهتر زیستن ورسیدن

40راه بهتر زیستن ورسیدن به خوشبختی

 1-  Take a 10-30 minute walk every day and while you walk, smile. It is the ultimate anti-depressant.

روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در هنگام قدم زدن لبخند بزنید.
 این بهترین داروی ضد افسردگی ست.

  ۲- Sit in silence for at least 10 minutes each day

 Buy a lock if you have to


 حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید، اگر لازم شد يك  قفل بخريد.

 3. Buy a TiVo (DVR), tape your late night shows and get more sleep.

  با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و بيشتر بخوابيد.  
 
 4. When you wake up in the morning complete the following statement,   "My purpose is to__________ _ today."

 
صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم كه....» 
    
 5. Live with the 3 E's -- Energy, Enthusiasm, Empathy, and the 3 F's--
 Faith, Family, Friends.

 با سه E زندگی کنید؛ Energy (انرژی)، Enthusiasm (اشتياق)، Empathy (فهم و همدلی با دیگران)،

 و همینطور با سه F یعنی Faith (ایمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان). 
  
  6. Watch more G movies play more games with friends and read more books than you did in 2006.


 امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید. 
    
 7. Make time to practice meditation and prayer. They provide us with daily fuel for our busy lives.

 زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید.
 اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.
 
 
   8. Spend more time with people over the age of 70 and under the age of six.

 با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.
 
 
   9. Dream more while you are awake. 
در بیداری  رویا ببینید.  
   
  10. Eat more foods that grow on trees and plants and eat less foods that are manufactured in plants.

 از غذاهایی که از گیاهان و درختان بدست می آیند بیشتر مصرف کنید، و از مصرف مواد غذايي که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر استفاده كنيد. 
   
 11. Drink some green tea and plenty of water. Eat blueberries, seafood, broccoli, almonds & walnuts.

  چای سبز و مقادیر بسیار بيشتری آب بنوشید.
 تمشك (آبي رنگ )، غذاهای دریائی،  کلم بروكلي، بادام و گردو مصرف کنید.
    
 12. Try to make at least three people smile each day.

 تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید. 
     
 13. Clear your clutter from your house, your car, your desk, and let new energy into your life.

 از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را غبار روبي ومرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود. 
     
 14. Don't waste your precious energy on gossip, energy vampires, issues  of the past, negative thoughts or things you cannot control. Instead, invest your energy in the positive present moment.

 انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا چيزهايي كه کنترلي بر آن ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت فعلي کنید.        
 15. Realize that life is a school and you are here to learn, pass all  your tests. Problems are simply part of the curriculum that appear and  fade away like algebra class but the lessons you learn will last a lifetime.

 این را درك کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید.
 مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.
 
 
 16. Eat breakfast like a king, lunch like a prince and dinner like a  college kid with a maxed out charge card.

  صبحانه تان را مثل یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.
 
    
 17. Smile and laugh more. It will keep the energy vampires away.


 بیشتر لبخند بزنید و  بخندید. این كار هیولاهای انرژی خوار را از شما دور نگه خواهد داشت. 
      
 18. Life isn't fair, but it's still good.

زندگی عادلانه نيست ، با این حال زیباست. 
  
 19. Life is too short to waste time hating anyone.

زندگی کوتاه تر از آنست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.
  
 20. Don't take yourself so seriously. No one else does.

 خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند. 
 
   
 21. You don't have to win every argument. Agree to disagree.

 مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. بپذيريد كه مخالف نظر يكديگر بيانديشيد . 
       
 22. Make peace with your past, so it won't mess up the present.

 با گذشته تان صلح كنيد تا زمان حال شما را خراب نكند.
 
 23. Don't compare your life to others'. You have no idea what their
 journey is all about.


 زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از هدف آنها و يا زندگيشان هیچ نمی دانید. 
  
  
 24. Burn the candles, use the nice sheets.  Don't save it for a special occasion. Today is special.


 شمع روشن کنید، زيباترين ملافه تان را استفاده كنيد .و برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه ندارید، امروز همان روز خاص است. 
    
 25. No one is in charge of your happiness except you.

 کس دیگری جز شما مسئول خوشبختی تان نیست. 
     
 26. Frame every so-called disaster with these words: "In five years, will this matter?"

 همه  مشكلات را با این جمله بسنجيد: «آیا تا پنج سال آینده، اين مسئله اهمیتی خواهد داشت؟» 
  
 27. Forgive everyone for everything.

 همه را براي همه چیز ببخشید. 
       
 28. What other people think of you is none of your business.

 اينكه مردم در مورد شما چي فكر مي كنند، ارتباطي به شما ندارند.
   
 29. Time heals almost everything. Give time, time.

 زمان حلال همه مشکلات است. به همه چیزحتي خود زمان  زمان دهید.
  
 30. However good or bad a situation is, it will change.

شرايط هر چقدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می کند.
  
 31. Your job won't take care of you when you are sick. Your friends will.  Stay in touch.

 اين شغل شما  نیست که در زمان بيماري به دادتان می رسد، دوستانتان هستند.
      با آنها در تماس باشید.
   
 32. Get rid of anything that isn't useful, beautiful or joyful.

خود را از شر هر چه كه سودمند، زیبا و شادی بخش نیست، خلاص كنيد. 
  
 33. Envy is a waste of time. You already have all you need.

 حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید رسیده اید. 
     
 34. The best is yet to come.

بهترینها هنوز در راه اند. 
  
35. No matter how you feel, get up, dress up and show up.

 هر حسی که می خواهید داشته باشید، بلند شوید، لباس شیک بپوشيد و بیرون برويد. 
   
 36. Do the right thing!

 کار درست را انجام دهید! 
   
 37. Call your family often.

با خانواده در تماس باشید. 
    
 38. Each night before you go to bed complete the following statements:
 "I am thankful for __________." "Today I accomplished _________."

 شبها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به خاطر... ممنونم.» «امروز من..... را انجام دادم .» 
  39-   Remember that you are too blessed to be stressed.

  یادتان باشد، شما آنقدر خوشبخت هستيد که نگذاريد استرس و نگرانی به شما راه يابد. 
      
 40. Enjoy the ride. Remember that this is not Disney World and you  certainly don't want a fast pass. Make the most of it and enjoy the ride

 از سفرزندگي لذت ببريد. یادتان باشد که این دنيا دیزنی ورلد Disney World نیست وما هم مجبور نیستیم با سرعت از همه چيز بگذريم. بهترین استفاده را از آن کنید و از سفر زندگي  لذت ببرید.