موسيقي؛ استعاره اي براي تغيير سازماني
تغيير نگرش به تغيير
از جمله کارکردهاي بسيار مورد توجه و سودمند استعارهها ميتوان به نقش آنها در خلق ديدگاههاي جديد نسبت به موضوعاتي که تحت تأثير و سلطه باورهاي سنتي قرار دارند، اشاره كرد. از جمله اين موضوعات نگرش سنتي در خصوص واکنش کارکنان به تغيير سازماني است. بر اين اساس افراد در سازمانها در پي دستيابي به ثبات و آرامش هستند و از اين رو تغيير، از سوي آنها نامطلوب و آزار دهنده تلقي مي شود. شکل گيري نگرش مذکور به تغيير، ريشه در به کارگيري استعاره هايي دارد که تا کنون براي درک و معنا بخشيدن به اين پديده مورد استفاده قرار گرفته اند و ممکن است حتي تغيير را بيش از آنچه در واقعيت رخ مي دهد، آزار دهنده جلوه دهند. از اين رو انتظار مي رود که با انتخاب و معرفي استعاره اي جديد (موسيقي) براي تغيير سازماني، نگرش قالب به آن دستخوش تحولاتي مثبت گردد.
لازم به ذکر است كه معرفي يک استعاره جديد، به معناي جايگزين كردن استعاره اي ديگر جهت تحت شعاع قرار دادن ساير استعاره هاي مطرح شده در اين حوزه نيست، بلکه در پي غني و جامع ساختن ديدگاههاي موجود نسبت به سازمان و پديده تغيير سازماني است.
در علم موسيقي شناسي، به منظور تشريح احساس تجربه شده توسط شنونده، از واژه هاي «ناراحتي» و يا « لذت» استفاده نمي شود، بلکه واژه هاي «هيجان»3 و «رفع هيجان»4 به اين منظور به کار گرفته ميشود. در هر قطعه موسيقي، آهنگساز با به کارگيري ابزارهاي گوناگون به طور مستمر هيجاناتي (اعم از منفي و مثبت) را در شنونده ايجاد مي کند که همگي گذرا و موقتي هستند و در طول قطعه برطرف و يا به اصطلاح «حل» مي شوند.
بنابراين چنانچه تغيير سازماني از دريچه استعاره موسيقي مورد بررسي قرار گيرد، مي توان چنين برداشت كرد :
الف)تغيير در کارکنان سازمان احساس هيجاني ايجاد مي کند که لزوماً منفي و نامطلوب نيست بلكه مي تواند تأثيري مثبت و برانگيزاننده نيز داشته باشد.
ب) هيجانات ناشي از تغيير گذرا و موقتي است و عامل تغيير، ابزارهايي براي کنترل و تأثيرگذاري بر آنها در اختيار دارد.