۱) از احساسات‌تان باخبر شوید: در اولین مرحله، علت و چرای عصبانی شدن خود را بشناسید. مواردی كه شما را عصبانی می‌كند به زبان بیاورید، در نتیجه با شنیدن احساسات خود به جای واكنش، عملكرد نشان می‌دهید چون درباره آنها فكر كرده‌اید. واكنش به طور معمول آنی و بدون تفكر است. برای مثال با خودتان بگویید: <من از دست مادرم عصبانی هستم چون تا اتاقم را مرتب نكنم، نمی‌گذارد بیرون بروم. این انصاف نیست.> هرگز نگویید مادرم بی‌انصاف است. در این صورت شما موضوع را مورد قضاوت قرار داده‌اید.
۲) صبر كنید و بیندیشید: بعد از اینكه موضوع عصبانیت خود را شناختید چند دقیقه بدون رفتار و حرف خاصی صبر كنید و به خودتان فرصت دهید تا بتوانید عصبانیت‌تان را كنترل كنید. هیچ واكنشی نشان ندهید. برای مثال از خودتان بپرسید چه كاری می‌توانم انجام دهم؟ فریاد بزنم و وسایل را پرتاب كنم. و یا اتاقم را مرتب كرده و بعد از مادرم بپرسم اجازه می‌دهد به مهمانی بروم و سرانجام اینكه بدون اجازه به مهمانی بروم.
۳) انتخاب كنید: به طور مثال اگر گزینه اول انتخاب شده است، ماجرا بدتر شده و حتی كار به تنبیهات شدیدتر می‌كشد. اگر گزینه دو را می‌پسندید، درست است كه ممكن است دیرتر به مهمانی برسید اما مادرتان هم راضی شده، دعوا نمی‌شود و لازم نیست شرمنده شوید، ضمن اینكه به اشتباه‌تان هم پی برده و دفعه بعد بدون تهدید، اتاق‌تان را مرتب می‌كنید. اگر گزینه سوم انتخاب شده شاید به موقع به مهمانی برسید ولی چون بدون اجازه رفتید، بعد از بازگشت منتظر واكنش و تنبیهات سخت‌تر والدین باشید.
۴) تصمیم بگیرید:وقتی به خودتان فرصت داده باشید، حتما گزینه دوم انتخاب می‌شود چون بهترین و منطقی‌ترین گزینه است.
۵) پیشرفت كار را بررسی كنید: بعد از اینكه رفتار انتخابی را انجام دادید، مدتی به آن فكر كنید كه چطور گذشت. آیا رفتارتان معقول بوده است؟ اگر نه، چرا؟ آیا از آن راضی هستید؟ این مرحله بسیار مهم است چون خودتان عواقب كار را در نظر می‌گیرید خودتان را بهتر می‌شناسید و یاد می‌گیرید كدام راهكار حل مساله در شرایط مختلف بهتر عمل می‌كند